آموزش گردشگری و هتلداری

این وبلاگ درباره کلیه امور گردشگری و هتلداری و آموزش آنها مخصوصا طبیعت گردی صحبت میکند

 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

پیدایش کوچ نشینی در ایران

 

کوچ نشینی هم دردنیا وهم درایران سابقه ای دراز دارد اما از لحاظ تاریخی بررسی علل و انگیزه های کوچ نشینی در زمان ها ومقاطغ مختلف وضع گوناگونی را نشان میدهد.درآغازکوچ نشینی شکل کاملا ساده ای داشت وانسان هایی ابتدائی به طور ساده از طریق گردآوری دانه هاو ریشه گیاهان و میوه های جنگلی وشکار حیوانات زندگی میکردند.در این مرحله ازتحول فرهنگی اصطلاحا به دوره شکارگری و گردآوری خوراک نامیده میشد.انسانها به صورت گروهای کوچک مرکب ازچند خانواربرای تهیه غذا وشکار از جائی به جای دیگر کوچ میکردند این نوع کوچ نشینی حاکی از وابستگی انسان به طبیعت است.از حدود 12000 سال پیش درخاورمیانه و آسیای جنوب شرقی وپس از آن درآمریکاانسان به اهلی کردن حیوانات و نباتات پرداخت ووارد مرحله تازه ای ازتکامل فرهنگی که به دوره نولید خوراک نامیده میشد گردید.

با اهلی کردن حیوانات که در بعضی ازمناطق دنیا میسربود،کوچ نشینی شکل تازه ای پیدا میکند واز پس انسانهانه به منظورشکاریا گردآوری خوراک بلکه برای تامین غذای دام درجستجوی مراتع وعلفزارهای سرسبزاز جائی به جای دیگر کوچ میکنند.این جابجایی وتغییرمکان خودبه نوعی وابستکی انسان رابه طبیعت نشان میدهد.

هرچنددامداری خودنوعی تولید است اما درمراحل نخستین تکامل آن چندان اهمیتی نداردو تاحدودی بااقتصاد مبتنی برخوراک مشابه است.زیرادر دوره شکارگری وگردآوری خوراک که گروهای انسانی برای تهیه خوراک خوداز محلی به محل دیگر حرکت میکردند.بدین ترتیب زندگی کوچ نشینی یابه عبارت دیگر ییلاق وقشلاق کردن این اقوام هرچندجلوه ای از هوشیاری آنهاست درعین حال مبین ضعف آنها در برابرطبیعت است.

پیدایش زندگی کوچ نشینی باتوجه به اقتصاد دامی متاثراز شرایط طبیعی است.خشکی هوا وکمبودباران درفصل تابستان موجب خشکیدن نباتات میشود ازسوی دیگرگرمای شدید هوابه دام هاصدمه میزند وآنهارا تلف میکند،درنتیجه حرکت دامدارها به نقاط معتدل وسرزمینهای کوهستانی به منظور دستیابی به مراتع سرسبز وحفظ دام هادر برابرگرما امری ضروری است.

تغییرات آب وهوادر فصول سال سبب پیدایش نوعی زندگی ییلاق-قشلاق میگردد،بدین ترتیب دراواخربهارایلات وعشایر کوچ رو به همراه دام از مناطق جلگه ای گرمسیربه کوه ها کوچ میکنند ودر پاییز مجددابه سوی دشت ها سرازیز میشوند.ازعوامل موثردیگردر ایجاد پدیده های کوچ گری عامل سیاسی را میتوان ذکرکرد،زیرا،اغلب اوظاع واحوال سیاسی،بویژه کوچ اجباری ایلات وعشایر ازسرزمینی به سرزمین دیگرونیز دشواریهای سیاسی دیگرسبب پیدائی وگسترش زندگی کوچندگی دریک منطقه میگردد.

بررسی زندگی کوچ نشینی مبین آن است که این پدیده بیشتردر سرزمین های نیمه خشک وحاشیه ای یعنی مناطقی که اغلب غیرقابل کشت،شیبدار وسنگلاخ ونامناسب برای کشاورزی است وجود دارد.

براثرافزایش جمیعت اندک اندک سرزمین های حاصلخیزبه زیرکشت درآمدواراضی کناره های غیرقابل کشت به صورت چراگاه مورد بهره برداری قرارگرفت این امرموجب شدکه گروهی از انسانها که به پرورش دام اشتغال دارند به منطور استفاده ازمراتع،زندگی متحرک وکوچ نشنی رابرگزینند.

برخی از محققان عقیده دارند که زندگی کوچ نشینی پس از گسترش کشاورزی ودرنتیجه افزایش جمعیت به وجود آمده است.

بنابرین میتوان گفت زندگی کوچ نشینی از کشاورزی و زندگی روستانشینی مشتق شده است.

شیوع زندگی کوچ نشینی نخست در اروپای شرقی سپس در شمال شرقی اسیا پدید امد ولی به زودی در جلگه های علفزار آسیای مرکزی وبعد درناحیه دریاچه بالکان دیده شد.مردم این مناطق که بر اثر خشکیدن اراضی بروسعت بیابان هاافزوده شد به زندگی کوچ نشینی پرداختند.

 

علل پیدایش کوچ نشینی درایران

پیدایش کوچ نشینی در کشورعلل متعددی وجود دارد:

1-موقعیت جغرافیای ایران

موقعیت ریاضی و موقعیت نسبی

الف) موقعیت ریاضی:ایران بین مدار 25-40

درجه شمالی است ودارای اقلیمی خشک ونیمه خشک است که تا حدودی در بعضی مناطق آب وهوای معتدل ترومرطوبتر دراد که میتواند درحرکت های فصلی موثرباشد.

ب) موقعیت نسبی:ایران به مانند پلی بین قاره وسرزمین های دیگر است.ازطرف جنوب در کنار خلیج فارس وعربستان –ازشمال در مجاورت آسیای مرکزی وقفقاز است.محاورت با آسیای مرکزی وقفقاز درپذیرفتن اقوام ترک ومغولی حتی آریایی در قبل از اسلام بسیار موثر بوده است.

در دوره سلجوقین و مغولان و تیموریان جمیعت زیادی بافرهنگ چادرنشینی  به سمت ایران آمدند ودربخش های مختلفی نظیر:شرق،شمال شرقی ،شمال غربی ودر بخش های از رشته کوه زاگرس وکرمان استقرار یافتند وبرعظمت کوچ نشینی افزودند.

مجاورت با عربستان وبین النهرین درنفوذ اوام عرب قبایل سامی وحامی نقش داشته.بویژه بعدازحمله مسلمانان به کشور راه ورود قبایل عرب به ایران به خصوص درخوزستان کاملابازشد.درغرب وشمال غربی درمجاورت این سرزمین باکوهستان های سلیمانیه ،توروس وآنتی توروس ترکیه نفوذ کردها را درایران گسترش داده است.

 

2- زمین شناسی وژئومورفولوژی:

معمولا چاله هایی نظیر حوض سلطان،دشت کویر،اطراف دریاچه ارومیه وجلگه های حاشیه ای مثل خزر،خوزستان وجنوب ایران درفارس وبوشهربرای قشلاق وارتفاعات وقله هاوکوهایه های کنارآنهابراری ییلاق درنظرگرفته میشود.

پدیده کوچ وزندگی کوچ نشینی به استثنای چندمنطقه ایجاد شده همچنان رواج د ارد به طوری میتوان مناطق متضادزیررانام برد:

-زاگرس شمالی در مقابل خوزستان –زاگرس مرکزی درمقابل جلگه های باریک جنوب فاری و بوشهر –ارتفاعت سبلان .مشکین شهر درمقابل جلگه مغان –کوهای البرزمرکزی وجنوبی درمقابل دشت های ورامین وگرمسار –کوهای مرز ایران وترکیه درمقابل حوضه دریاچه ارومیه

 

 

تعریف کوچ –ایل وعشایر

واژه کوچ از مصدرکوچیدن به معنی نقل مکان ازمنزلی به منزلی دیگربا ایل واهل وعیال واسباب خانه ودام،یا مهاجرت م انتقال ایل یا لشکرار جایی به جای دیگر است.

ایل که همواره با کوچ همراه میباشد واژه ترکی است به معنی دوست،موافق یار همراه رام مطیع طایفه قبیله گروه ومخصوصا به مردم چادرنشین اطلاق می گردد.در متن های تاریخی واژه ایل نخستین بار به حکومت ایلخانان به کاربرده شده است.

عشایر که مفرد آن عشیره است،واژه ای عربی است به معنی برادران قبیله تبار نزدیکان خویشاوندان دودمان واهل خانه.در قران کریم به مناسباتی چند از عشیرهبه معنی خویشان ذکر شده است.

 

 

کوچ کوچ نشینی از نظر غیرجغرافی دانان:

- منظور از زندگی کوچ نشینی آن نوع زندگی است که در آن انسانها از راه پرورش حیوانات و معمولا با برخورداری ازفراورده های کشاورزی زندگی میکنند ودرپی چراگاهای طبیعی سالانه از محلی به محل دیگری می کوچند.

- شیوه ای ای از زندگی با جابجایی سالانه و مرسومی است که گروهی از مردم همراه با چهارپایان خود،ازمحل چادرهای زمستانی تاچراگاهای تابستانی نقل مکان میکنند،ودر فصل سرمادوباره به اردوگاه زمستانی بازمیگردند.

- کوچ نشین کسی است که محل مسکونی اش را طول یک سال،دو یا چند بارجابجا میشود ویک محل مسکونی برمیگزیند.

- کوچ عبارت است ازحرکت مداوم فصلی یاسالیانه بین دومحیط متفاوت آب وهوایی که با تغییرات طبیعی ومحیط به ویژه اقلیمی ورویش گیاهی مطابق باشد.

 

انواع کوچ نشینی بر اساس شکل زمین:

براساس شکل سرزمین کوچ نشینی را میتوان به دونوع خلاصه کرد:

 

1- کوچ عمودی :بیشترین قلمرو کوچ نشینی ایران به کوچ نشینی عمودی اختصاص دارد.وسیع ترین آن در جبهه های داخلی وخارجی سلسله کوهای زاگرس مشاهدا میشود.این شیوه رایجترین انواع کوچ است.

بدین ترتیب که چند واحد مختلف جغرافیای مجاور هم،در تمام طول سال دارای علوفه قابل چرا برای دام است.این چند واحدشامل کوهستانی ،کوهپایه ودشت است.که در منطقه کوهستان وکوهپایه از اوایل بهارتااواخر تابستان فصل رشد وتوسعه علفزارهای طبیعی است.باشروع فصل سرمادر منطق کوهستانی وآغاز دوره اعتدال در درشت های محائر و کوهستانها که علفزارهای دشت سرسبز میگزدند،کوچندگان ،کوهستان را به سمت دشت های کوهپایه ای ودشت های مرتفع وبالاخره سرزمین های پست پشت سر میگذارند وبرای استفاده از چمنزارهای قشلاقی (hivernage) به دشت ها روی می آورند.این نوع جابجایی راکه در فاصله بین دشت،کوهپایه وکوهستان انجام میشود کوچ عمودی مینامند.دام های این کوچ نشینان عمدتا بز وگوسفند است.

2-کوچ افقی: دراین نوع کوچ انسان و حیوان در جهت افقی در زمین های هم ارتفاع حرکت میکنند.این نوع کوچ در زمان های گذشته در بیشتر ممالک خشک زمین دنیت از جمله ایران،عربستان ،صحرای آفریقا وصحرای گبی در مغولستان رواج داشت.در این نوع کوچ شتر دام اصلی است که همرت با آن تعدادی بزدیده می شود.در منطقه ای که پوشش گیاهی مثل خارزرد یا خارشتراز بین برود ویا کم شودکوچ نشینی وقبایل همراه با شترهای خود درپهنه صحرا به دنبال مراتع غنی تربه حرکت درمی آیند و معمولا مسافتهای زیادی رامی پیمایند.درحقیقت این قبایل در پهنه صحرابه دنبال منابع آب وعلف که معمولا درواحدهای پراکنده ودورازهم دیده میشوند.

 

تفاوت عمده کوچ افقی و عمودی:

ویژگیها وتفاوت های کوچ عمودی وافقی عبرت است از:

کوچ افقی عمدتا در پهنه وسیع بیابانی ودر خهت افقی انجام میگیرد ولی در کوچ عمودی حرکت در جهت ارتفع بوده،فاصله بسیاری در مرکزاستقرار وجود دارد.

درکوچ افقی جهت حرکت ودرنتیجه مکان موردنظرمعمولا به طوردقیق مشخص نیست،وهرجا که ازلحاظ وجود مرتع ومنبع آب امکانات لازم موجود باشد.ولی در کوچ عمودی مسیر حرکت ایل ومحدوده های مورد نظردر ییلاق وقشلاق مشخص بوده،هرطایفه برای استفاده از گیاه و آب آن منطقه دارای حدمشخصی است.

درکوچ عمودی معمولا زمان حرکت از قبل تعیین شده است (اوایل بهار واوایل پاییز)ولی در کوچ های افقی به علت نوسان بسیار شدید اوضاع طبیعی پهنه های صحراها و بیابانها در فصول مختلف سال (حالت بری)زمان کوچ مشخص نبوده.

درکوچ های عمودی،کوچ نشینان در مسیرخودغالبا از اطراف شهرها،قصبات وروستا میگذرند.درکوچ های افقی چنین چنین موقعیت هایی برای کوچ نشینان ایجاد نمیشود.

دام ها در کوچ افقی از نوعی هستند که خودرا با گیاهان صحرایی وکم آبی وفق داده اند و ساختمان بدن حیوان با چنین وضیعتی سازگاز است مانند شتر و بز،حال آنکه عشایری که کوچ عمودی دارند از دام های نظیر گوسفند بز وگاو بهره برداری میکنند.

 

 

 تقسیم بندی ایلات و عشایر از لحاظ وضیعت چگونگی کوچ:

 ایلات و عشایر ایران ازلحاظ چگونگی کوچ و اسکان به 3گروه عمده تقسیم میشوند:

گروه اول ایلات و عشایر کوچ نشین:

ایلات وعشایر کوچ نشین یا صحرانشین همواره درمیان مناطق مختلف سردسیروگرمسیر درحال حرکت و کوچ به سر میبرند.این گروه از عشایر فاقد سکونت گاهای دائمی(پایدار)یا نیمه پایدار هستند.تمام فصول را در چادرها(سیاه چادرها)زندگی میکنند و به گله داری اشتغال دارند و معشیت آنها نیزصرفاازصرفا از طریق پرورش و نگاهداری دام تامین میشود ودر واقع عامل معیشتی سبب تحرک دائمی آنهاست.

 

گروه دوم ایلات وعشایرنیمه کوچ نشین:

این گروه ازایلات وعشایرایران عمدتازندگی ییلاق - قشلاقی دارند،زمستان ها وبه طورکلی فصول سردرا دردهکده های مناطق جلگه ای(گرمسیر)بسر میبرند وفصول گرم را به همراه دام به مناطق کوهستانی(سرذسیر)کوچ میکنند.زمستان ها دارای خانه های پایدارعمدتا از نوع خشت وگل هستند و تابستان هارا درچادروبعضا در خانه های نیمه پایدار یاثابت سنگ وگلی یاخشت وگلی بانوع مشابه آن به سرمیبرند.به اتقاد مردم شناسان این شکل زندگی

ازعصرمفرغ در برخی ازمناطق خاورمیانه ومدت ها بیس از آن درآسیای مرکزی وجود داشته است.

 

گروه سوم ایلات وعشایرساکن:

یکجانشین شدن ایلات وعشایربراثرتغییر شیوه معیشت،ضعف وزوال گله داری سنتی واشتغال به فعالیت های زراعی واموردیگراست که بتدریج از کوچ نشینی به نیمه کوچ نشینی وسرانجام به یکجانشینی منجرشده است.

اعمال سیاست اسکان اجباری دولت سبب اسکان ایلات وعشایرایران گردیده است.اسکان عشایر شاهسون در دشت مغان به وسیله شرکت کشت وصنعت مغان انجام شده است،این شرکت به احداث واحدهای مسکونی پرداخته والات را تشویق به سکونت در این واحدها میکردند.باازبین رفتن مراتع که عامل اصلی اقتصاد دامپروری است،نظام ایلیاتی وانسجام میان عشایرروبه ضعف نهاد واین خانواده ها ازهم دور و پراکنده شدند ودر منطق ده وشهرسکوت کردند.

 

                       

 

روش های کوچ:

امروزه با درنظرگرفتن محدودیت هایی که درمنطق شهری به وجود آمده وتاثسر ماشین در زندگی عشایر،کوچ را میتوان به صورت سنتی ،ماشینی –سنتی ،ماشینی درمیان عشایزمشاهده کنیم:

کوچ سنتی :

درمسیر ییلاق وقشلاق و برعکس،خانوارهای عشایری سعی میکنند با بقیه خانوارهای بنکو،تیره وطایفه خود ویاطوایف همجوار به صورت گروهی حرکت کند.دراین کوچ،اسباب وزندگی روزمره که بسیار مختصر وبرای برآوردن حداقل نیازمندی هاست،بارالاق یاشترشده وافراد نیزپیاده یا سواربر اسب وقاطرباروبنه راهمراهی میکنند.درطول مسیر ییلاقی یا قشلاقی برای استراحت افراد وچریدن دام هامتشکل ازگله میش و بز،چندین اطراقیبرپا میشود.

 

کوچ ماشینی:

امروزه تمایل عشایربه استفاده ازانواع تشهیلات ماشینی بیش از هر زمان دیگرقابل مشاهده است.حضور وانت بار،کامیونت،کامیون و موتورسیکلت شکل سنتی کوچ را دگرگون کرده است.هم اکنون بعضی خانوارهای عشایری صاحب یک وسیله نقلیه موتوری میباشد که بقیه خانوارها نیزآن استفاده میکنند.

 

کوچ سنتی – ماشینی :

زندگی با ماشین جابجا شده ومردام و(چوپان ها) با اثاثیه مختصری دام هارا به حالت چرای آزاد،ازمسیرکوچ سنتی خودبه مناطق گرمسیر یا سردسیرمنتقل می نمایند این حالت انتقال دام درمیان عشایر به ویژه ایل قشقایی به(گله بند)معروف است وروز به روز رایج بیشتری میابد.

 

 

                       

انواع جامعه عشایری

درحال حاضر جامعه عشایری به سه شکل کوچرو،اسکان یافته ورمه گردان دیده میشود.

عشایر کوچ رو:

درواقع این بخش از جامعه عشایری وتحرک دائم در طبیعت برای پرورش دام وتامین معاش،شیوه اصلی زندگی این جامعه است.اگردرزمان های قبل عوامل دیگری به جزدامداری در انتخاب این شیوه زندگی نقش داشته است.

امروزه اصلی ترین وشایر تنها دلیل برای ادامه زندگی عشایری،استفاده ازچرای آزاد است.وقتی هدف،چرای آزاد باشد،فقط آن عده از عشایرکه دام دارند کوچ میکنند،ازاین رو خشکسالی ها ونوسانات طبیعی واقتصادی،هزینه نگهداری دام های باقیمانده(اعم از کوچک وبزرگ) را روزبه روز افزایش میدهد واین مشکلات باعث فروش ویااز بین رفتن دام میشود،این وضغ ازطرفی موجبات اسکان عشایر رافراهم می آورد وازطرف دیگرباعث از بین رفتن دام های بزرگ(شتر،اسب

الاغ وقاطر) ومحدود شدن ایل راه ها عشایر مجبور به استفاده از ماشین میگردندوبنابراین روز به روزازتعداد خانوارهای عشایر کوچ رو کاسته میشود وکوچ نشینان عشایر یااسکان پیدا میکنند یافاصله ایل راهی بین ییلاق وقشلاق را باماشین طی میکنند.

خانوارعشایری؛زن وفرزند خود رادریک آبادی قشلاقش یا ییلاقی یاایل راهی میگذارد وخود با چندنفر دیگر به صورت گروهی چوپان،گوسفندان را به چرامی برند.

عشایر اسکان یافته:

به جماعتی ازعشایر که زندگی کوچ نشینی را ترک کرده ودر یکجا ساکن شدند.علی رغم تغییر در شیوه زندگی آنان عشایر اسکان یافته گفته میشود.عشایرازنظر تامین معاش مشکلی ندارند؛ولی اگرویژگی های دیگر زندگی از قبیل برخورداری از آسایش،استراحت،بهداشت،تعلیم وتربیت،گوناگون اشتغال و....را در نظر بگیریم،درمقایسه با دیگرخامعه های(شهری وروستایی)ازحداقل امکانات زندگی برخوردارند. .ازطرف دیگردردهه های اخیر،جاذبه ای زندگی یکجانشینی روز به روز بیشتر شده است.اگرچه سرمایه گذاری های دولت دربرنامه های عمران عشایررا نمیتوان نادیده گرفت،امااز این برنامه هانیزدربلندمدت وحتی کوتاه مدت،عشایر اسکان یافته ویا به طورکلی جوامع ساکن بیشترشده است.تانکرهای سیارآب آشامیدنی در قشلاق ها به عشایری که درحاشیه راه هاویا روستاها ساکن هستند،بهتروراحتراز کسانی که در کوه به سرمی برند خدمات آب رسانی راانجام میدهند.احداث ساختمان هایی ازقبیل انبارعلوفه یاایجاد راه های ارتباطی وغیره از دیگر امکاناتی است که درخدمت عشایرقرارمیگیرد.البته سرآغاز این گرایش؛پاشیدگی نظام ایلی است.این گرایش ها،جهت گیری های متفاوتی داشته اند وبدون تردید انگیزه امرارباغداران روستایی درآمدهاند وآنها که زمین زراعی ندارند به عنوان خوش نشین به انواع شغل ها اشتغال دارند.

عشایر اسکان یافته یادرسرزمین های بومی خویش به علت دارابودن آداب ورسوم،وفرهنگ وزبان مشترک بابومیان روستایی تشکیل جوامع همگونی را داده ودریکدیگرادغام می گردندویامانندایل های قشقایی وخمسه چوم در حوضه وسیع متحرکی هستند،در قشلاق وییلاق وایل راه اسکان می یابندو به صورتهای متفاوتی باجوامع شهری وروستایی ادغام می شوند.

آن عده از عشایرکه از طبقات اجتماعی بالاتری بوده اند،زودترازعوده عشایر،اسکان یافته ومعمولا چون درروستاها درای زمین زراعتی وامکانات بوده اند،به آسانی دربخش کشاورزی به زراعت وباغداری ودامداری مشغول شده وفرزندان آنها جذب روستاهاوشهرها گردیده اند.

توده مردم عشایربادرنظرگرفتن امکانات بهتربرای تانیم معاش،اغلب درنقاطی گرایش به اسکان می یابند که یک یا چندهسته خانوادگی ازعشایرویاخانوارهای روستایی آشناوجود داشته باشدوتوده عشایر ابتدا درروستاهاوشهرهابه صورت خوش نشین وحاشیه نشین اسکان می یابندو کم کم جذب این جوامع میگردند.

 

رمه گردانی:

گذشت زمان ومتحول شدن زندگی انسانها تحت تاثیرعوامل گوناگونی گاهی باعث تغییردرمفهوم کلمات میگردد.واژه عشایرنیزازواژه هایی است که مفهوم درحال دگرگونی میباشد.درگذشته،عشایر

به چادرنشینان کوچرویی گفته میشد که مشخصات ویژه اجتماعی ازقبیل:نظام اجتامعی قبیله ای واقتصارشبانی متکی به چرای آزاد داشته وبه تبعی ازفصول مختلف چادرهای خودرادر مناطق مختلفی برپامیکردند.

اما امروزه همان مردم،ویژگی قبیله ای خودرااز دست داده وکوچروی سنتی خودرا کنار میگذارندودریک آبادی،روستاها،شهرهاویا مراکزپرجمعیت،عشایر اسکان یافته نام میگیرند.گاهی خانواده های خود را در سرپناهی به سبک روستاییان یاشهرنشینان اسکان داده وازمزایای روستاوشهراستفاده میکنند،به این معنی که با حداقل باروبنه،باگوسفندان خودراهی ییلاق یا قشلاق میشوند.ایل قشقایی واژه(رمه) به تعداد نسبتازیادی اسب وقاطر اطلاق میشده،اماتاکنون رمه گردانی به عنوان شکلی ازجامعه عشایری فارس عمومیت نداشته است.

باجداشدن هرچه بیشترزندگی خانوارعشایر از شیوه دامداری خود رواج می یابد،اما به طودکلی نمی توان رمه گردانی راشکلی ازجامعه عشایری قلمدادکرد،بلکه شکلی از دامداری است که عشایرو روستاییان به منظور استفاده ازمراتع به صورت چرای آزاد؛از آن استفاده میکنند.

شایداگر فقط بعد (دامداری)را درعشایر مدنظر قراربدهیم وبه طورکلی دیگر ابعا این شیوه زندگی قدیمی ازقبیل فرهنگ،آداب ورسوم،زبان وغیره را فراموش کنیم،اطلاق دامداران متحرک یا رمه گردانان به باقیمانده جماعت عشایری بی ربط نباشد وشایر از این واقعه به بعداز عشایر،فقط عده معدودی دامدار متحرک یا رمه گردان باقی مانده بماند.

 

             

 

کوچ نشینی برحسب بعد فاصله

هرنوع کوچی تاکیدی بریکی ازعناصرتشکیل دهنده انطباق شرایط زندگی انسان وزیست دام باطبیعت دارد.انواع کوچ نسینی برحسب فاصله را به شرح زیرتقسیم میکنیم:

 

کوچ کوتاه یا دورانی:

این نوع کوچ اغلب درمنطقه گرمسیر انجام میشود وطول راه آن از 2تا3 کیلومتر تجاوز نمیکند.

هدف انطباق زندگی انسان باطبیعت رابه دنبال دارد.معمولا عشایردرمنطقه گرمسیرزمستان هارا دراتاقک های سنگی وکلی زیست میکنند.دو ماهی ازتابستان راکه گرمای هوا به نهایت میرسد به حول حوش آبادی در جایی که شرایط زندگی آن مناسبتر از داخل است پناه میبرند.

این نوع کوچ معمولا عشایراسکان یافته انجام میدهند وکوچ نشینان دراین نوع کوچ وقتی به پایکوه ها میروند ازسیاه چادرهای سبک که درحدسایبان است استفاده میکنند.

یه این نوع کوچ ها کوچ (دو رده)هم میگویند.

 

کوچ متوسط:

کوچ متوسط عموما بین عشایرکوچنده ای وجود دارد که به حالت نیمه کوچندگییا نیمه اسکان زندگی میکنند که در فصل رشدگیاه،دام ها را از محل دائمی به سمت مراتع طبیعی میبرند.گاه این مراتع  در منطقه ییلاقی وگاه در مناطق قشلاقی است.درهرصورت این نوع کوچ به منظور دستیابی به آب وهوای معتدل وعلوفه نورس انجام میشود.دراین نوع کوچ مراحل تطورمعیشت به منظوراسکان عشایر زودترازکوچ بلند انجام میشود.دراین تیپ،فواصل مختلف گرمسیروسردسیرکمتراز300 کیلومترو بیشتراز30 کیلومتر است.

با این نوع که طول آن بسته به  وسعت منطقه است،خانوارعشایری به اواسط منطقه سردسیر میرسند.دراین جا خانوار عشایری درموقعیت مطلوب ودام ازشرایط نسبتا مطلوبی برخوردارهستند.

 

 

کوچ بلند:

فاصله این کوچ از300 کیلومتربیشتراست.کوچ بلند عموما بین مناطق گرمسیری وسردسیری وعرض های مختلف جغرافیایی انجام میشود ومعمولا ازچند هفته تا ماه طول میکشد که این فاصله مکانی طی شود.کوچ بلند از گذشته های دوردر ایران،مغولستان وعربستان سعودی وجود داشته است وامروزه هم درایران وجود دارد،نظیر کوچ،رمه کردانان سنگسری و بلوچ که در مورد اول بین دره مرتفه لار ودشتهای جنوبی خراسان انجام میشود.یا فاصله بین مناطق گرمسیری وسردسیری که بیش از300 کیلومتر میباشد.

با این کوچ خانوار عشایری به انتهای منطقه سردسیر که معمولا رفیع ترین قسمت منطقه است سردسیررا(سرحد) میگویند.کیفیت وکمیت مرتع دراین بخش ازسردسیر به مراتب بهتر ازاوایل یا اواسط منطقه سردسیر است.

 

 

           

پراکندگی منطقه ای عشایر ایران

میتوان به شرح زیرفهرست بندی کرد: عشایر شمال وشمال شرقی ایران شامل طوایف مختلف ترکمان که درمحدوده ای ازاستان گلستان واستان خراسان زندگی میکنند.

عشایرشمال غرب ایل شاهسون- ارسباران- افشار قزلباش-قراگزلو-طوایف ایل خمسه که در محدوده هایی ازآزربایجان غربی و شرقی،همدان،اردبیل وزنجان زندگی میکنند.

عشایر غرب ایرانشامل ایلات کرد زبان کلهر- سنجابی – گورکان و....که در محدوده های استان کرمانشاه وآزبایجان غربی وکردستان استقراردارند.

عشایر جنوب غربی وجنوب ایران شامل ایلات وطوایف مختلف خمسه- قشقایی- عرب ولرکوچک

که در محدوده های از استان فارس- خوزستان ولرستان زندگی میکنند.

عشایر جنوب شرق ایران شامل ایلات وطوایف مختلف بلوچ که دراستان سیستان وبلوچستان اسکان دارند.

عشایر مرکزی ایران شامل ایل بزرگ بختیاری- بویراحمد- دشمن زیاری- چرامه- بهمنی- مکران و....که در استان چهارمحال بختیاری- خوزستان-کهگیلویه وکرمان زندگی میکنند.

عشایر شرق وشمال شرق ایران شامل ایلات مختلفی که در محدوده استان خراسان زندگی میکند.

هنوزمیان جامعه شناسان ومردو شناسان درباره تعریف ایلات وعشایر ومحدوده وابعاد آنها اختلاف نظرهایی وجو دارد.به علاوه بر اثر شرایط سیاسی و اعمال کوچ اجباری ازطرف دولت هاگروهی ازایلات ایران به مناطقی که جزء قلمروایلات دیگر بوده است کوچانیده شده اند.از این ها برخی با گره های بومی درآمیخته اند و بتدریج جامعه وفرهنگ آنها را پذیرفته اند،به طود کلی از اصل ومنشا خود دورمانده اند ودرایلات دیگر تحلیل رفته اند.

وایلاتی هستند که امروزه کردیا ترک به شمار میروندو در حالیکه اصلا لربوده اند.طایفه ای موسوم به کرد در شمال سیستان وبلوچستان مشتقر است واصلا ازکردها بوده است وامروز چنان با فرهنگ آنهاخو گرفته اند که جزء بلوچ ها به شمار میروند.ونظیراین آمیختگی ها بسیاروجود دارد.

 

 

مدت زمان کوچ:

انتخاب مناسبترین زمان برای آغاز کوچ از مهمترین عوامل موفقیعت کوچ به شمار میرود.زمان آغاز کوچ ازاواخراسفند ماه تا اواخر اردیبهشت متغیر است وزمان شروع کوچ پاییزهاز اواخر شهریور تاحداکثر اواسط آبان ماه درنوسان میباشد.

عوامل متعددی برزمان کوچ تاثیرمیگذارند که عبارتند از:

میزان بارندگی

کیفیت مراتع ایلی

توسعه شهری ودهستان ها ومراکز پرجمیعت دیگر:افزایش سریع جمیعت باعث توسعه مراکز شهری وروستایی شده که این امر از گستردگی ایل راهامی کاهد وعشایررا مجبور میسازدکه گذرگاهای خود را باسرعت بیشتری طی کنند.

گره گاههای عمده درایل راهای عشایری:

آسفالته شدن راها،تراکم وترددسریع وسایله نقلیه باعث به وجودآمدن تنگناهای غیرقابل گشایش درایل راه های عشایری است.دراین تنگناها در مسیرایل راه گره گاهایی پدیدآورده اندکه خط سیر طبیعی کوچ را به بن بست می کشاند.ومخاطراتی را برای عشایر به وجود می آوردکه عشایر مجبور به تحرک خانواروبه دام ها سرعت داده ومسیرها را شبانه وبودن اطراق طی میکنند وباعث کاهش وزن دام وخستگی مفرط دامداران و خانوارها میشدواین باعث مشکلات کوچ کردن عشایر میشد.

آب وهوای ییلاق وقشلاق:

با فرارسیدن زود هنگام گرما وسرما در بعضی مناطق قشلاقی وییلاقی برزمان بندی کوچ اثر میگذارد.

رقابت در چرای مراتع ایل راهی:

که باعث ازهم پاشیدگی نظام سنتی کوچ قبیله ای است.درگذشته ایل ازطرف ایلخان رهبری میشد وحرکت ایل به صورت قبیله ای ودسته جمعی بود اما امروزه تصمیم گیریها فردی شده وخانوارها به صورت فردی یاجند خانواری کوچ میکنند ودست یافتن به مراتع ایل راهی وچرانیدن دام پیش از رسیدن دیگران میباشد.

فاصله بین سرحد وگرمسیر:

این فاصله به قدری زیاداست کهمدت کوچ به ویژه در سالهایی که امکان استفاده از ماشین وجود نداشت بسیارطولانی میکرد.مثلا مسیر کوچ یکی از طایفه های ایل قشقایی به1000 کیلومتر میرسد،ازخلیج فارسی تامرزهای چهارمحال بختیاری واصفهان.

 

 

ساختارجامعه عشایری ایران

تقسیمات هریک ازایل هابرحسب بزرگی وکوچکی شان ومنطقه ای که درآن قراردارند شکل ووضع بخصوصی دارد.این ساختاراز چند رده تشکیل میشود که به ترتیب از بالابه پایین عبارتنداز:ایل- طایفه-تیره-بنکو

ایل:

واژه ای است ترکی که درعربی به مفهوم قبیله میباشد.درسلسله مراتب نظام ایلی،ایل بزرگترین واحد سیاسی،اجتماعی متشکل از اجزاءوتقسیمات کوچکتروزیرشاخه هایی است که ایل واجزاء دارای فرهنگی مشترکی که حاصل زندگی مشترک اعضاء ایل درطول سالیان متمادی است.وبه لحاظ شرایط مکانی درقلمروجغرافیایی مشخص که قلمروکوچ آنها رابرمیگیرد،زندگی میکنند.

 

طایفه:

از طوایف برای خود دارای قلمروسنتی جداگانه است وطایفه به اجزاء کوچکتری منشعب میشود.پیوندهرطایفه با ایل یه صورت پیوند قومی،قبیله ای وزبانی میباشد.وهریک ازآنها تحت عنوان ایل قابل شناسایی میباشد.مانند طایفه دره شوری ازایل قشقایی؛ایل قشقایی به 6طایفه تقسیم میگردد.

 

تیره:

درسومین رده از ایل تیره قراردارد.هرطایفه خودبه شاخه هاوزیرمجموعه هایی تقسیم میگرددکه هریک ازاین زیرمجموعه هاتیره نامیده میشوند.ازویژگی های مهم تیره هم بستگی وانسجام گروهی قومی وپیوندهای خویشاوندی بیشترنسبت به طوایف رامیتوان برشمرد.معمولا اعضاءساکن دردرون تیره ها دارای نیای مشترک باطایفه خودگره میخورند.این درصورتی است که همه رده های یک ایل ازفرهنگی مشترک داری تاریخی مشترک می باشند.

 

بنکو(بولوک):

عبارتست ازیک واحداجتماعی که درون تیره ها یه صورت اجتماعات پراکنده قرارمیگیرد وهریک ازاین اجتماعات ازمجموعه چندخانوارتشکیل یافته وبراساس پیوندهای خویشاوندی وخونی به هم مرتبط شده ودرکنارهم زندگی ودرفصل کوچ بایکدیگرکوچ میکنند.

اعضاءهربنکو عبارتست از:پدربزرگ (موسس بنکو که معمولا هم به نام او خوانده میشود)فرزندام پسروی،نوه ها،نتیجه ها ونبیره هاوتعدادی ازافراد که ازطوایف دیگر به بنکو ملحق میشوندو تعداد کمی چوپان که به منظورچرای گوسفند وارد بنکو شده اند.

تجمع چندخانواردرهرناحیه اسم خاصه دارد که بلوچ هاآن را(شلوار) وبختیاریها(اولادومال) میگویند.

نظام اجتماعی جامعه عشایری ایران براساس سلسه مراتب اجتماعی متعددی قرارداردکه گاه تا7رده رادر برمیگیرد.که بر اساس همین رده بندی گروه کثیری ازخانواده هاوکل جامعه عشایری پیوند برقرارمیشود که بقاوموجودیت ایل بدان بستگی دارد.مثلا ایل بختیاری ازرده های:ایل.طایفه. تیره.تش.اولاد. بهون(خانواده)تشکیل میشود.سایر ایلات سلسه مراتب ورده بندی های کم وبیش مشابهی دارند برای یعضی ایلات کمتروبرای برخی بیشتر.

 

 

قشرهای ایلات ایران:

ساخت اجتماعی جامعه ایلی ایران از5قشر عمده زیرتشکیل میگردد:

 

قشراول،(ایلخان) سران ایلات بزرگ :

ایلخان اسم مرکب است و کلمه ای ترکی-مغولی وعنوان رییس وخان قبیله وسلاطین بوده است.این لقب از زمان حکومت مغول درایران رسم شده ودر دوره قاجاربرای اداره ایلات بزرگ ایلخام وایل بیگی تععین میکردند.ایلخان منصوب ازحکومت مرکزی بوده ومعاون وی ایل بیگی نام داشت.تمام تصمیمات عمده ای که درزندگی اعضای ایل تاثیر میگذاشت ازسوی حاکم اتخاذمی گردید.ایلخان نماینده رسمس وحقوقس ایل دربرابرمسایل وپیش آمدهای خارج از ایل بودوبه عنوان مسئول روابط خارجی به تنظیم روابط ای بامقامات حکومت مرکزی ورهبران سایرایلات میپرداخت.ایل بیگی ازخویشاوندان ایلخان انتخاب میشد وبه طورکلی رهبری وسرپرستی طوایف را برعهده داشت.برنامه های کوچک فصلی درمقاطع مختلف،بهره برداری ازمراتع وایل راها محدمده آن را ایلخان تعیین میکرد.

 

کلانترها وخوانین:

دومین قشرحاکم درمیان ایلات بوند،ریاست طولیف به عهده کلانتران بود.پس از مرگ هرکلانتریکی از پسران یافردی ازدودمان وی به جای اومی نشست.کلانتران نسبت به قشرهای پایین ترامکانات فوق العاده ای داشتند املاک،مراتع،گاه های بزرگ گوسفند.داراری زمین های زراعی وسیعی بودند ودرشهرها داری املاک ومستغلات میباشند.فرزندان برخی ازآنها دارای تحصیلات عالی هستند ودرشهرهای بزرگ وبعضا درخارج به تحصیل اشتغال دارند.

 

کدخدایان:

پس از کلانترها،کدخدایان دردرجه سوم سلسله مراتب قرار دارند،وریاست تیره هارابرعهده دارند.منزلت کدخدایان هم ارثی بود.ضمن اینکه نماینده کلانترومورداعتماد اوبود بایدمورد اعتماد اعضای تیره بودند.دارای گاه های دام هستند .ازطریق فروش فراورده های دامی امرارمعش میکنند.دربعضی ایلات کدخدایان جزءقشراول محسوب میشوند.

به طورکلی وظایف کدخدایان:اداره امور داخلی تیره،حل مسایل مربوط به اختلاف هاودزدیها،روابط بین تیره ها،همکاری با کلانترها وطایفه برای رفع مشکلات عمده تیره.

 

ریش سفیدها:

اداره کوچکترین واحد اجتماعی ایلات وعشایربه عهده ریش سفیدهااست.

سرپرستی یک تش-اولاد- بنکو- مال وبیله- اوبه- احشوم ودهه با ریش سفیدها است.ریش سفیدها درتمام سطوح واسطه ارتباطی مردم عشایرباسیستم متمرکزقدرت خان بود.

نظام سیاسی ایلات ایران تاسال1341 دوام داشت وازاین سال به بعدفروپاشی نظام ایلی درایران آغازشد.

 

قشر 5:

این قشرکلیه افرادعادی ایل رادربر میگیرد وگروهی که خو داری دام نیستند وگروهی که تعدادی دام دارند اماازطریق بهربرداری از آن قادرنیستندمعیشت خودرا تامین کنند،کاگران ایل،چوپان کاره هاو کارگران فصلی که در روستاها وشهرهابه طورروزمدی کارمیکنند،دراین قشرجای میگیرند.پاره های از اعضای این گروه راخانواده های فقیر روستایی تشکیل میدهند که بعلت فقروبه عنوان عمله واردایل شده اند.این ها هیچ گونه حقی برمراتع وچراگاهاندارند وگروهی ازخانواده های ایلی که براثرخشکسالی دام های خود را ازدست داده اندجزءاین قشرهستند.این قشرازلحاظ کمیت وسیعترین وپرجمیعت ترین قشراجتماعی ایلات راتشکیل میدهند.

 

                         

ایلات عمده ایران

 

ایل بختیاری

سرزمین ایل بختیاری یالربزرگ که ازمهمترین ایلات کوچ روایران کنونی است درشمال سرزمین کهگیلویه یعنی درزاگرس مرکزی قراردارد.قلمرو این ایل به نام خاک بختیاری معروف است درناحیه ای میان اصفهان وخوزستان قرارگرفته است .سلسه جبال زاگرس درجهت شمال غربی به جنوب شرقی ازمیان این قلمرو میگذرد وآنرا به دوبخش کوهستانی درشرق وجلگه ای در غرب تقسیم میکند.بخش کوهستانی ییلاق وبخش جلگه ای قشلاق ایل بختیاری است.این منظقه محدود است ازطرف شمال به لرستان ازسوی شرق به اصفهان وچهارمحال ازسوی جنوب به قلمروایلات لرستان منطقه کهکیلویه وبویراحمد وال ترک زبان قشقایی وازسوی غرب به دشت خوزستان. برپرورش دام ازنوع گوسفند وبزاست،منطقه ییلاق ایل درمرتفعات غرب اصفهان واقع شده است.

سرزمین قشلاقی دردامنه شرقی زاگرس واقعه شده وتاقسمتی ازخوزستان ادامه دارد.ایل بختیاری درطول سال دارای دوکوچ بزرگ دردو فصل بهاروپاییزاست.اوایل بهارازگرمسیربه ییلاق می کوچند وپاییزبرمیگردند فاصله میان گرمسیروییلاق برحسب طایفه متفاوت است ودردامداری به300 کیلومتری است.کوچ بختیاری ها بطورمنظم صورت میگرد،هرطایفه ازمسیرمعینی(ایل راه)که تقریباثابت است میگذرد،درییلاق هم محل ثابتی دارندکه دیگرطوایف می تواننداز آن استفاده کنند.

ایل بختیاری به دونیمه یابلوک هفت لنگ وچهارلنگ تقسیم میشود،(این دوبلوک براساس مقررات مالیاتی دوران صفوی شکل گرفته است،درآن دوره لنگ (نصف جفت)ازاصلاحات رایج مالیاتی بود)که هرکدام درکل قلمروبختیاری داری سرزمین مشخص است.هفت لنگ که همه ساله بین نواحی شرق خوزستان یعنی اندیکاومسجدسلیمان وشوشتروایذه وشهرکرد وبروجن درچهارمحال بختیاری درحرکت وکوچندبه چها گروه دورکی،بابادی،بختیاروند ودینارانی تقسیم میشود،ودرمجموع 219 تش یاتیره دارد.

چهارلنگ نیزعمدتابین دزفول وایذهدرخوزستان ازسوئی وداران دراصفهان والیگودرز وبروجرددرلرستان ازسوئی دیگر ییلاق وقشلاق میکنند.واین طایفه  به دوطایفه محمدصالحی وطایفه کیان ارثی اشاره کرد.

درحال حاضرمناطق اصلی اسکان بختیاری هادر دواستان چهارمحال بختیاری درخوزستان تمرکزیافته است.

 

پیشینه تاریخی:

هردوت مورخ یونانی،بختیاری را باکتری میداند که نام قبیله ای است دربلخ وشرق دریای خزربه جنوب مهاجرت کرده واستقراریافته اند.نظربه اینکه درشمال افغانستان سرزمینی به نام باکتریاوجود دارد شایدیک رابطه تاریخی بین بختیاری ها وباکتریا نیز وجودداشته باشد.بختیاری هارابه باختریان نیزنسبت داده اند وباختر ارمحلی بین عراق عرب،همدان فارس ومحل سکونت کنونی بختیاری هاذکرکرده اند.گروهی ازبختیاری هانیزخود را ازعقاب کی آرش برادرکی قباد پدشاه کیانی میدانندوطایفه ای نیز به نام کیارسی دارندکه با کی آرش تشابه لغوی دارد.همچنین درجنگی که بین یکی ازپادشهان صفوی (شاه عباس اول)با عثمانی ها درگرفت،گروه کثیری ازایل بزرگ که جزوسپاه شاه بودند بادلاوری وشجاعت دشمن را به سختی شکست دادند وبدین مناسبت شاه آنان راکه ازلربزرگ بودند بختیاری نامید.

بساری ازمورخین پیدایش کوچ نشینی درمنطقه را باتسلط قوم صحراگرد مغول برفلات ایران هم زمان دانسته اند.

 

نژاد.زبان .مذهب

بختیاری ها از قوم پارسند که ازهزاره های قبل ار میلاد دردامنه های کوه بختیاری درشرق شوشترودر دوطرف رودخانه کارون مستقرشده اندوبا عیلامی ها که مردمان بومی آن سرزمین بوده اند درآمیخته ونژادواحدی به وجودآورده اند.

زبان بختیاری ها یکی ازشاخه های زبان فارسی است که ریشه پهلوی دارد.این زبان به خاطرموقعیت خاص جغرافیایی،به دوراز پای بیگانگان درطول چندین قرن به طور معجزه آسایی ازاختلاط وانتزاج بادیگز زبان هادرامان مانده ولغت بیگانه کمتری درآن نفوذ کرده است.بختیاری تاقرن 9هجری پیرومذهب معتزله بودند ولی از قرن 9 به بعدیکی از سادات خوزستان مذهب شیعه رادرمیان بختیاری هااشاعه دادودر زمان صفویه عمومیت پیدا کرد.

 

پوشاک:

پوشاک سنتی مردان بختیاری از کلاه،پیراهن،شلوار،گیوه وچوخا تشکیل شده است.جنس کلاه بختیاری ازنمد به رنگ مشکی وبه شکل استوانه ای است.شلوار بختیاری ها بلند،دولنگه بسیارگشادداردو معمولا از پارچه های چیت دوخته میشود.پاپوش بختیاری ها گیوه است که گیوه دوزان شهر کردی وبروجنی آن را تولید میکنند.چوخا پوشش اصلی بختیاری هاست که زنان بختیاری وچوخابافان لالی،شوشتر ودزفول ان را تهیه میکنند.دربین چوپانان استفاده از بلاپوش نمدی گپنگ برای حفاظت از باران وسرما رواج دارد.

پوشاک زنان بختیاری شامل: لچک،کلاهچه ای که برلب لچک منجق والماس دوزی میکنند.می نا،روسری که به شیوه خاصی دور سر وگردن می پیچیند وبلندی آن ازپشت تاروی زمین میرسد وازحریرمیبافند.چومه جوه،پیراهن بلندوچاکدار.شولار،شلوارحدود 5تا6مترکه بالای آن چینداراست.پاکش،زیرشلواری.بندسیزن،زنجیری همراه باسکه که ازدوطرف سربه پشت کمرآویزان است.

 

مسکن:

مسکن اصلی وسنتی وساده عشایر سیاه چادر است که دراصطلاح محلی به آن بهون میگویندومعمولااز موی بز بافته میشود.این نوع چادر محکم وزبرودرمقابل رطوبت وسرما مقاوم است.چادرهای ایل بختیاری تاحدودی با سیاه چادرهای عشایرجنوب کشور متفاوت است.امروزه استفاده از چادرهای برزنتی وانواع دیگر نیزرواج دارد.وزن سبک،تنوع رنگ وسهولت حمل وافزایس چادرهای برزنتی،نایلونی کتانی موجب استفاده عشایر ازآن ها شده است.

 

صنایع دستی:

درجامعه عشایر بختیاری صنایع مدرن وکارگاهی وجود نداردوصنعتگران این جامعه به بافت صنایع دستی اشتغال دارند.اشتغال درجامعه عشایری یک فعالیت جنبی به حساب می آیدواوقات فراغت زنان عشایر به این امر اختصاص میابد.دربعضی از طوایف به رشته خاصی از صنایع دستی اهمیت داده میشودومثل چوخابافی که طایفه کیارسی دربافت بهترین نوع آن زبانزدعشایراست.

مهمترین صنایع دستی عشایرمنطقه بختیاری:

قالی بافی.چوخابافی.کلاه مالی.گیوه دوزی.خورجین بافی.بافت سیاه چادر.خور،برای حمل گندم-آرد-برنج وقند و...پلاس،نوع زیرانداز کع از تکههای پارچه وتارهای نخی وپنبه ای میبافند.کمچه دان،وسیله ای برای نگهداری قاشق وملاقه های چوبی.جل،بافته ای ازخامه سیاه وسفیدوبرروی چهارپایان می اندازندوبر روی آنان بار قرارمیدهند وهم درمواقع بارندگی ازخیس شدن چهارپایان جلوگیری شود.وریس،نوعی تسمه بافته شده از ابریشم.

 

موسیقی ورقص:

موسیقی ایل بختیاری شناسنامه قومی آن است،شرح رویدادهای کوچک وبزرگ ایل،شرح ناکانی ها وپیروزی ها،غم ها ودلتنگی هاوشادی هاو...درجای جای موسیقی ایل منعکس شدهاست.طبیعت زندگی ایل،کوههای بلند،دشت های فراخ،چشمه های خروشان وسختی ومشقت زندگی ایلی ودل های پاک وبی آلایش مردم ایل هسته اولیه تولید موسیقس ایل بختیاری ها است.

حیات موسیقی ایل قرن ها است که نسل به نسل از پدروپسردر گروه توشمال ها یعنی هما نوازندگان وخوانندگان محلی راه یافته.توشمال ها همیشه با ایل هستندو شریک درغم وشادی ایل.درایل بختیاری هرطایفه وتیره ای توشمال مخصوص به خود دارندودرمراسم سوگ وشادی آنهاهمراهشان است.مقام های موسیقی ایل بختیاری به نام بیت خوانی معروف است،مانند مقام های برزگری،ابوالقاسم خانی،مقام شیرعلی که حدود25الی30 مقام است.

رقص های ایل بختیاری واکنشی احساس وعاطفی ازموسیقی ایل است.رقص درایل نشای از همبستگی،اتحاد وعدالت است.درایت ایل رقص فردی وجود ندارد.اگررقص هم فردی باشد به قصدزورآزمایی است،مثل چوب بازی که نوعی نشان قدرت واعتماداست که همراه با موسیقی پرتحرک که یارآورنبرداست.

ازرقص های رایج وپرتحرک بختیاری رقص سه پا است که زن ومرد باهم می رقصند وچون در اجرای آن درهرحرکت سه قدم برمیدارند به این نام معروف شده است.رقص جیران جیران که رقص گروهی است که درآن زن ومزد باهم میرقصند،ورقص های هی دته ورقص مجسمه،رقص عروس،رقص دستمال،آرم که درمواقه برگزاری جشن ها وسرودها رقص های متنوعی اجرامیکنند.

آداب ورسوم:

طلب باران

چل کچلون

ختنه سوران

 

مراسم ازدواج:

خواستگاری یا اذن گرفتن،نامزد

کنان (شیرینی خوران یا بله برون)،عقدکنا یاعقد

بندان،باروزی یا خرج مطبخ،حمام دزده وحمام آشکاره عروس،خلعت داماد،حنابندان،چوب بازی،به تخت نشاندن عروس،مراسم حجله،دامادسلام،تولدنوزاد پسر،نام گذاری نوزاد،روئیدن اولین دندان

 

مراسم عزاداری:

پل بریدن یا گیسو بریدن،کوشک ورانیدن(کوشک برپا کردن)،طلسم ورانیدن،کتل درکردن،اختتامیه

 

غذاهای بختیاری:

انواع نان:نان افاق- نان لواشی نازک وگرد- نان تست خشک- تنکه- نان شاته- تووه ای یا تابه ای

انواع آش ها: اش اوروش با بلغورگندم- دو برنج با برنج و دوغ کشک-لاوی(آش لعابی با گندم)

غذاها:اووگوشت(آب گوشت) سیو زمینی (خورش سیب زمینی) کدی(خورشت کدو) کوا(کباب) نیشکو( عدس آب) کالجوش(کشک ونعناع داغ)

                   

 

طایفه ممسنی

قلمرو استقراری: محل استقرار اصلی این ایل حوالی مرز بین فارسوخوزستان درشهرستان نورآباد است.

این ایل از طوایف جاوید- بکشن- دشمن زیاری و رستم تشکیل شده است.

 

پیشینه تاریخی:

ممسنس از جمله طوایفی است که همراه ایل بختیاری ولیراوی دراوایل قرن 7هجری ازجبل السماق به سرزمین لرستان کوچیده و سرزمین قوم شول را تصرف کرده.دراواخرعهدصفوی طایفه ممسنس به سرزمین جدیدشول در فارس حمله برده وبااشغال شولستان نام آن را به ممسنی تغییردادوقوم شول درپی این هجوم ازبیم رفت.

دردوده قاجاریه الوار ممسنی مرکب ازچهارطایفه بودند وبه همین جهت به چهاربنیچه شهر داشتند.

طایفه دشمئ زیاری از بقایای ایل بزرگ نوئی وایل دشمن زیاری کهکیلویه است.درحال حاضر بیشتر مردم ایل یکجانشین شده واهمیت سیاسی واجتماعی آت از بین رفته است.

 

نژاد.زبان.مذهب

عشایرممسنی طی قرن های متمادی اختلاط نژادی پیداکرده اند.آنان مدعی هستند که ازسیستان آمده اندو با رستم پهلوان نسبت مستقیم دارند.یکی از گزوهای ایل ممسنی نیز درحال حاضربه این نام رستم مشهوراست.مردم این ایل گوشی فارسی ولری دارند وپیرودین اسلام ومذهب تشییع هستند.

 

پوشاک ومسکن:

نوع پوشاک ومسکن ایل ممسنی با حفط ویژیگی های قومی ازپوشش ومسکن ایلات مجاور متاثرشده است.نوع پوشش طوایف ممسنی متاثراز پوشش اقوام لراست.برخی ازایلات وعشایراین منطقه نیزبه لحاظ فرهنگی تحت تاثیرایلال قشقایی

قراردارند که شکل پوشش زنان ومردان ازاین تاثیر محسوب میشود.

 

صنایع دستی:

این ایل همچون سایرایلات ازشیوه زندگی،طرزمعیشت وویژگی های قومی وفرهنگی آن نشات میگیرد.

همجواری باایل قشقایی از یک طرف وایل بختیاری ازطرف دیگربه صنایع دستی تحت تاثیرقرارداهد است.ولی درکل کنش های فرهنگی ایل ممسنی بیشترتحت تاثیر ایل عشایربختیاری است که میتوان به قالی بافی.نمدمالی.گلیم بافی.جاجیم بافی اشاره کرد.

 

موسیقی ورقص ایل:

ایلات وطوایف ساکن دراین منطقه درزمره ایلات بختیاری محسوب می شوند وخواه ناخواه رفتارهای فرهنگی عشایرازجمله موسیقی ورقص محلی آن ها تحت تاثیرکنش های لران بختیاری است.

 

 

 

 

ایل قشقایی

قلمرواستقراری:

ایل قشقایی یکی ازایلات مهمترک زبان ایران است.مرکزاصلی این ایل فارس است.قشقایی ها طایفه ای ازترکان خلج بوده اندکه ازعراق به فارس کوچیده اند،عده ای آن هارا مهاجرینی میدانند که ازقفقاز به ایران آمده اند.چون مهاجرت اینان به حالت گریزوفرارداشته به قاج قائی به معنی گریخته وفراری معروف شده اند بعدها این واژه به قاش قائی قشقایی تبدیل شد.برخی عقیده دارند که قشقایی ازقشقه به معنی چال وعلامت سفیدی است که برروی پیشانی اسب های وجو داشته.

 

 

طوایف ایل:

قشقایی ها درگذشته 9طایفه بودند ولی به علت کاهش تیره ها طوایف دربعضی طوایف دیگرادغام شدند.طوایف این ایل عبارتند از:دره شوری( که از نام محل ییلاقی آن دره شور گرفته شده است ومردم آن به داشتن وپرورش اسب معروفیت دارند)طایفه فارسیمدان (که قبل از دیگرطوایف ترک زبان به فارس آمده اند وچون فارسی نمی دانسته اند به این معروف شده اند.طایفه شش بلوکی(که در پرورش ونگهداری دام مهارت فراوان دارند)طایفه های عمله وکشکولی کوچک و

بزرگ.این شش طایفه 19 تیره دارند.

 

 

نژاد.زبان.مذهب

این ایل ازطایفه های ترکانی بوده اند که درپی هجوم غزنویان وسلجوقیان همراه با مهاجرت قبایل ترک ازآسیای مرکزی به ایران کوچ کردند.زبان مردم ایل قشقایی ترکی است،دین آنهااسلام ومذهبشان شیعه اثنی عشری است.

 

پوشاک ومسکن:

لباس زنان قشقایی،بورک نوعی کلاهچه مخملی است که زنان بزسر میگذارند وروی آن لچک سه گوش ازجنس تور وروسرس بزرگی به نام یایلیق میبندند.پیراهن زنان بلند که تا روی پامی افتد وتاکدچام دارد.آرخالیق نیم تنه ای ازجنس مخمل که روی پیراهن میپوشند.تنبان با شلیته دامن پرچین که تاروی پا میرسد.معمولا زنان قشقایی 3تا4 تنبان روی هم می پوشند.

پوشاک مردان ایل شامل کلاه نمد.پیراهن دمپای ساق گشاد.تنبان یا شلوارچقه یا عبای پشمی سفیدرنگ که در زمستان می پوشند.وچوپانان از کپنک استفاده میکنند.

مسکن اصلی آنها که درمراتع هستند سیاه چادر که ازموی بزبافته میشود.علت این امردوام بیشتر.نداشتن خطربیدزدگی.عدم نفوذ آب باران.

 

ییلاق وقشلاق:

ییلاق ایل بیشتر در دامنه های شمالی زاگرس میباشد.منطقه قشلاقی درنواحی استان فارس واطراف دوگنبدان در کهکیلویه وبویراحمدوبوشهر امتداددارد.

 

صنایع دستی:

صنایع درمیان عشایر بیشترتوسط زنان است.علائه برتربیت فرزند ودامداری به ریسندگی.قالی بافی.جاجیم.گبه وگلیم مپردازند.

 

موسیقی ورقص ایل:

موسیقی بانام عاشیق ها-چنگیان وساربانانفپیشه اصلی آنها نوازندگی است،اغلب مردم این هاراحرمت نمیدهند وازوصلت باآنها خوداری میکنند.

رقص های محلی که به صورت گروهی اجرا میشود.معروفترین رقص مخصوص زنان قشقایی رقص هلی است،هلی اوچ باسما،یش باسما ویورقاهلی که با ریتمی کند شروع شده وبه تدریح به سرعت آن افزوده میشود.

 

 

آداب ورسوم:

- ختنه سوران            - مراسم جشن چله بدر

- طلب باران (کوسه گلین)     - جشن اسفند ماه

 

مراسم ازدواج:

- مشورت با خویشاندان            -اطلاع یافتن ازوضیعت     خانوادگی یکدیگر

- خواستگاری        - مطلع شدن نظرخانواده عروس

- تعیین میزان شیربها-مهریه

- دعوت ازمدعوین               - حنابندان(حنامالک)

- عقدوجشن عروسی

 

غذاهای ترکی:

اش انار.آش گوشت.آش ماست.آش غوره.دوکاسنی

پلوبابونه.آبگوشت ماکارونی.خورشت شیش انداز.آلوخاک.دوپیازه گوشت.کنسومه سبزی.

 

 

ایل شاهسون

قلمرواستقراری:

ایل شاهسون دراستان اردبیل استقراردارندودرمنطقه کوهستانی اهر-مشکین شهر،کناره های رودارس ،زنجان وساوه.نواحی استقراراصلی دشت مان وشهرستان پارس آباد سکونت دارند.

 

پیشینه:

شاهسون به معنی دوستدارشاه که دردوره صفویه به این ایل اطلاق میشده.شاه عباس دراوایل سلطنت خود گروهی ازیلات مختلف رابا خود همراه وتحت عنوان دوستداران شاه(شاه سون لر)متحدساخت وسازمانی ازطوایف مختلف پدیدآمد که عنوان شاهسون گرفت.وترکیبی است ازدوجزء شاه فارسی و (وسون)که ترکی است.نام ایل شاهسون بعدازپیروزی انقلاب به ایل سون یه دوستدارمردم تغییریافت.

طوایف ایل شاهسون:این ایل درآغازاز32 طایفه تشکیل میشده ولی به مرورزمان ازتجزیه طایفه های بزرگ وتوسعه تیره ها به وجودآمد.به دوگروه تقسیم میشوند:

شاهسون مشکین شهرکه از32 طایفه تشکیل شده و شاهسون اردبیل از13طایفه تشکیل شده.

 

نژاد.زبان.مذهب:

نژاد مردم ایل شاهسون منسوب به ترکان غزاست کهازماورالنهربه آذرابییجان راه یافتند.

زبان مردم ایل ترکی آذری است که دردوره صفویه زبان رسمس ودیوانی دولت بود.کلیه مردم ایل .یرئ دین اسلام ومذهب شیعه هستندویروان ادیان دیگردرمیان آنها یافت نمیشود.

 

 

پوشاک:

پوشاک مردان کت وشلوار-پیراهن-کلاه پشمی یاکلاه لبه دار(شاپو).لباس زنان ایل شباهت بسیاری به لباس زنان قشقایی دارد که شامل:عرقچین که روی سرمیبندند ودیگیری پیچیدن تاروی موهای حاشه سر.کلاغه که روسری رنگی کوچکی به شکل دایره برروی یایلیق میبندند که به شته یا دینگه معروف است.یایلیق،کوینک که پیراهنی بلند که تاروی قوزک پامیرسد.جلیقه،یل که به عنوان کت درزمستان میپوشند.تنبان،خوروم که همان کفش معمولی زنان است که پاشنه کوتاه دارد وتمام پارا میپوشاند که به آن خوروم باشماق میگویند.

 

مسکن:مسکن اصلی کوچندگان ایل معروف به آلاچیق است درای نمدهای ظریف وسفیداست.نوع دیگری چادربه  مانند نیمه آلاچیق به شکل نیمکره که درتوقف گاهای موقت که به چاتما معروف است استفاده میکنند.

 

ییلاق وقشلاق:

اردبیل وارتفاعات اهر،مشکین شهر منطقه ییلاقی وخلگه مغاندرکناررود ارس منطقه قشلاقی میباشد.

 

صنایع دستی:

دراین ایل ریسندگی رواج دارد که مهمترین آنها عبارتند از:گلیم- جاجیم- جا اسب- خورجین ومفرش.مهمترین بافت شاهسون ها گلیم های سوزن دوزی شده معروف به سوماک است . مفرش،دستبافته مستطیل شکل درب داروصندوقی میباشد.

  

 

 

ایل ارسباران

قلمرو استقراری:

شهرستان اهروکلبیرازشمال به رودارس وازجنوب به تبریزوازغرب به مرند محدود شده است که این دو شهرستان اصلی ترین مرکزاستقرار ایل ارسباران میباشد.کوچ نشینان ارسباران عمدتا درمنططق کوهستانی وجنگلی این درشهرستان به سرمیبرند.

 

 

پیشینه:

منطقه مغان رادره رود ارسباربن به دوبخش شرقی وغربی تقسیم میکند که بخش شرقی آن محا استقرار ایل قره داغ میباشد،وباتوجه با اینکه ایلات قره داغ درناحیه ارسباران(قره داغ)است ازایت جهت به ایل ارسباران معروف شده است.

بعضی ازطواین ایل ارسباران مانند:طایفه قراچورلو که درگذشته شهرت زیادی داشته.

طایفه چلیبان لو،حاجی علی لو،محمدخانلووطایفه پورئو محمدخان لو،طایفه گروس داش وحسنگلو.

 

 

ییلاق وقشلاق:

منطقه ییلاق ایلات ارسباران کوهای اطراف ارسباران وسبلان ومنطقه قشلاقی جنوب دشت مغان واطراف رودقره سو وکناررودارس میباشد.وبیشتر کوچ نشینان تخت قاپو(یکجانشین)شده اند.

 

نژاد.زبان.مذهب:

نژادمردم ایل قره داغ مانندشاهسون ها به ترکان غزمنسوب میشودوبه زبان ترکی آذری تکلم میککند ودرشهرستان اهر گویشی به نام تات وجود دارد که سابقه آن به دوره قبل ازسلام میرسد.اهالی منطقه قره داغ پیرو دین اسلا ومذهب اثنی عشری.

 

 

پوشاک ومسکن:

پوشاک ایل قره داغ هیچ تفوتی باپوشاک ایل شاهسون ندارد.ومسکن اصلی کوچندگان ایل قره داغ آلاچیق ودربرخی موارد کومه است.

لباس مردان ایل کلاه شاپووپیراهن وکفش معمولی است ولباس زنان عشایرمانند زنان شاهسون است که شامل:کلاغه ای- یایلیق- عرقچین-تنبان و....

 

صنایع دستی:

مهمترین دستبافت زنان عشایر عبارتند از:گلیم- جاجیم-شال- جوراب- هیبه_کیف)ابریشم- مفرش- نمد- چوخا- حصیرورنی- ورنی بافی که خاص عشایر قره داغ است.

 

موسیقی:

موسیقی این ایل همان موسیقی عشایرشاهسون میباشد.

 

 

 

 

ایل خمسه

قلمرواستقراری:

از 5ایل،اینانلو،بهالو،نفر،عرب وباصری تشکیل شده اند که ایلات مهم استان فارس به شمارمی آیند.این ایلات درشهرستان های آباده،مرودشت وفسا استقراردارند.گروهی ازآنان کوچ نشین هستند به جزءطوایف عرب بقیه ایل های خمسه از قشقاییانی هستند که مرورزمان تخت قاپوشده اندودرشرق فارس استقراردارند.

 

پیشینه:

این ایل چنانکه ازنامش برمی آید ایلت خمسه که اغلب درزمان مغول به ایران آمدند.ایلات خمسه ازاوایل قرن13 هجری به منظورمقابله با خطرایل قشقایی ازطرف دولت مرکزی حکمرانان قاجاراز5ایل کوچک شکل گرفته اتحادقبیله ای مذکورکه از5طایفه کوچک وپراکنده درسال1275 هجری تشکیل گردید ونام ایلات خمسه ازآن زنان به بعددرنوشته های آن زمان ثبت گردید.

 

طوایف ایل:

ایل اینانلودرزمان مغولان وایل بهارلودرزمان سلجوقیان به ایران کوچ کردند.ولی منشاایل عرب رامناطقی درعربستان ذکرمیکنند کهدرقرن اولیه اسلام به ایران کوچ کردند.عرب هابه دودسته عرب جباره وعرب شیبانی تقسیم میشوند.ایل نفردرزمان ناصرالدین شاه اعتبار داشتند.

 

 

نژاد.زبان.مذهب:

ازایلات خمسه ایل عرب ازنژادعرب وزبان عرب هستند،ایل باصری فارس فارس زبان هستند وایلات بهارلوواینالوازقبایل ترکز بان هستند.این عشایرپیرودین اسلام ووذهب تشیع هستند.

 

صنایع دستی:

زنان علاوه برتربیت فرزندان،تهیه غذاوآب،فراهم آوردن فراورده های دامی،سوخت منزل وپاک کردن چادر ریسندگی وبافندگی انواع قالی،گلیم وجاجیم نیزبه عهده دارند.

 

موسیقی ورقص ایل:

موسیقی این منطقه ازتنوع قومی موجوددرایلات خمسه متاثراست بدین ترتیب که سه ایل اینانلو وبهارلوونفر تحت تاثیرمستقیم موسیقی ورقص های ایل قشقایی هستندولی ایل عرب دارای کنش های فرهنگی خاص عرب هاست وایل باصری متاثرازفرهنگ ایلات وطوایف پیرامون میباشد.

 

ایل ترکمن:

قلمرواستقراری:

ترکمن هاازجمله ترکای آسیای مرکزی بودند که پس از حمله مغول هاویژگی های نژادی خودزاحفظ نموده اند.اکنون ترکمن های ایران یکجانشین شده اند ودرشهرستان های گنبد،گرگان بجنورد تاقوچان اسقراردارند.

ترکمن هاازبزرگترین وباسابقه ترین عشایرمنطقه شمال شرقی کشورایران هستندکه درمنطقه وسیعی درآسیای مرکزی،ترکمنستان،شمال خراسان وشرق دریای خزرپراکنه اند.ترکمن صحراجلگه ای رسوبی وهمواراست که این جلگه عریض ترین جلگه خزری است ودرشرق دریای مازندران است وطوایف ترکمن دراین نواحی استقراردارند.

 

پیشینه:

طی قرونی حرکت طایفه های ترک ومغولی آسیای مرکزی به سرزمین های ایران تدوام داشت.سرما،خشکی محیط،سختی زندگی،افزایش جمعیت وجستجوی مراتع ازجمله دلایل مهاجرت این اقوام به ایران بوده است.این گروه محاجرقلمروهای ییلاقی وقشلاقی خودراتوسع دادند وباتاثرپذیری ازفرهنگ ایران موفق شدنددرقرن 4سلسله های غزنویان وسلجوقیان راتاسیس کنند.درپایان دوره مغول اتحادیه تازه ای ازایل ها با نام های جدیدبه وجودآمدواز میان ترکمنان قره قلویونلووآق قویونلوازهمه مشهورترند.

ترکمن هااقوامی زردپوست ترک زبان دانسته اند که ازچندهزارسال پیش ازشمال مغولستان زندگی میکرند.درحال حاضرناحیه اصلی ترکمن نشین ایران:بخش شمالی دشت گرگان که درطول مرزایران وترکمنستان قراردارد.

 

طوایف ترکمن:

از10 طایفه مهم ترکمن،3طایفه درمرزسیاسی ایران و7طایفه دیگردرترکمنستان استقراریافته.3طایفه این ایل:یموت(که قسمت عمده ترکمن ها ی ایران هستند که ازدوطایفه جعفربای وآتابای تشکیل شده اند)،گوکلان(ازآنان به عنوان صلحجوترین ومتمدن ترین ترکمن نام برده اند،ودرعادات وآداب،لباس وطرززندگی به یموت ها تفاوت دارند)) وتکه که این طوایف ازاهمیت ونفوذبیشتری برخوردارند.

 

نژاد.زبان.مذهب:

ترکمن ها ازنژادزردوازبازمندگان ترک مغولی هستندودرزمان حمله مغولان واردایران شدند.زبان ترکمنی جزءزبان های ترکی آغوزیاترکان غربی است وهریک طوایف لهجه های مخصوص به خوددارند.ایل ترکمن ازنظرعقایرمذهبی پیرومذهب تسنن حنفی میباشند.

 

پوشاک:

لباس های ترکمنی زنان شهرت جهانی دارد که عبارت است:روسری بزرگ گلدار به رنگ های تند وروشن پیراهنی ساده با رنگهای تند که اغلب گشاد وافتاده تانوک قوزک پاوعرقچین کوچک وگربند که با سکه وپولک زینت یافته.

لباس مردان عبارت است ازپیراهن چلوار،کلاه پوستی سیاه یاقهوه ای،شلواربلندوتنگ.

 

مسکن:

ترکمن ها درچادری که به آلاچیق معروف است سقف این چادرها گنبدی ومدوراست که با نمدمخصوصی می پوشانند ومخالف جهت وزش بادقرارداده میشود.درروزهای آفتابی زمستان نمدها را برمی دارند تانوروگرمای آفتاب داخل شود.موادراصلی تشکیل دهنده آلاچیق ها عبارتست از:نی- چوب- موی بز- پشم وبه مقدار کم موی دم اسب.

 

ییلاق وقشلاق:

به دلیل وضیعت آب وهوایی وپوش گیاهی یکنواخت درنواحی ترکمن نشین ییلاق وقشلاق به معنای اخص کلمه انجام نمیشودو ایل های دامدار درمنطقه گرگان وگنبد رمه گردانی میکنند.

 

صنایع دستی:

صنایع ایلات ترکمن محصولات پشمی است و بافت گلیم انواع نمد وایشمه ومفرش توسط زنان انجام میدهند.ومحصولات دستی چرمی ازقبیل کفش چارق،یلکن ،پوستین،کلاه ومشک که ت.لیدات آنها بیشتر به عهده مردان است.

 

موسیقی ورقص ایل:

موسیقی طوایف ترکمن ریشه در موسیقی اقوام ترک زبان دارد که درفرهنگ ترکی بعدازاسلام با نام اوزون عجین شده است.نانمدارترین اوزون درفرهنگ ترکی به نان غوقودآقا است.امروزه نسل بعدی اوزون هادرآزربایجان (عاشیق)ودرطوایف ترکمن(باغشی یا نخشی)می نامند.تعداد موسیقی ترکمن حدود500 آهنگ است.آوازهای ترکمن دسته است:دسته اول داستان های منظوم ومنثور مانند:یوسف واحمد- زهره وطاهره و...دسته دوم شعرهابرگرفته ازشاعران کلاسک ترکمن چون ملانفس ومسکین قلیج و...است.هنررقص به اندازه موسیقی درمیان طوایف ترکمن رواج ندارد ورقص هادرمراسم جشن اجرا میشود وبیان تاریخ قومی وروحیه جنگاوری ومبارزه ترکمن ها است.

 

 

عشایر بلوچ

قلمرواستقراری:

سرزمین بلوچستان درمرز جنوب شرقی قراردارد.محا استقرارعشایربلوچستان زاهدان،خاش،سراوان چاه بهار وایرانشهر میباشد.

 

پیشینه:

سرزمین عشایربلوچ سیستان وبلوچستان امابراثرشرایط نامساعدطبیعی ودشواری های زندگی اقتصادی دراین سرزمین بلوچ هابیش از دیگرعشایرایران ازسرزمین خود به نقاط دیگرکوچیده اندواین روندروبه فزونی است.مرکزجذب کوجندگان بلوچ بیشترگرگان وگنبرکاووس است.

 

طوایف ایل بلوچ:

طایفه ریگی،یکی ازبزرگترین طوایف بلوچ است وچون درهنگام اقامت دراراضی ریگزاربه سرمی

بردندبه ریگی معروف هستند.

شه نوازیی(یاراحمدزایی)ازطوایف مهم بلوچستان می باشد.گمشادزایی که به شجاعت ورشادت معروف هستند.بزرگ زاده،طایفه بزرگ زاده،که اصلاکردمیباشندکه ازخراسان به بلوچستان کوچ کرده اند.

طایفه شیرانی که زاطوایف چاه بهاراست.طایفه مبارکی،اسماعیل زایی وطایفه لاشاری میباشند.

 

نژاد.زبان.مذهب

اقوان اولیه بلوچ منشاء آریایی دارند.زبان بلوچی به زبان ایرانی باستان شباهت داردومهمترین زبان جنوب شرقی حساب میشود.گویش بلوچی به دوشعبه بلوچ شمالی(سرحدی)وبلوچ جنوبی(مکرانی)تقسیم میشوند.مردم بلوچستان پیرو دین اسلام ومذهب سنی(حنفی) هستند.

 

پوشاک:

لباس زنام بلوچ عبارتند از:سربند ازمخمل که شبیه به کلاهی نیم تاج است وآن راروی سرقرارمیدهند ودوگوشه اش را پشت سرگره میزنند.پیراهن زنان بلوچ معمولا ازرنگ های تیره انتخاب میشود وگشادوارتفاعی بلند داردوآستین آن درحوالی مچ دست تنگتر است.شلوار،نظیرشلوارزنان بندری است ولی دمپای شلوارراتنگ میگیرندوآن را سوزن دوزی میکنند.قبای زنان ساده واستین های بلند ویقه گرداست.چادرزنان مستطیل شکل وازجنس پارچه های توری ونازک است.زنان علاوه برکفش بومی خودازلیف گیاه صحرایی به نام بورگ تهیه میشود وصندلی دیگرچرمی وصندل دیگری که پاشنه چرمی ورویه زری بافت دارد.

پوشاک مردان:سربندیا لانکی پارچه ای است به طول2تا3متر،سیاه ونازک که آن رامانندعمامه به دورسرمی پیچیند وبلوپان مکران آن را به دوش می اندازند.پیراهن مردان دونوع است،1نوع آن دارای آستین بلندومچدارکه پاکی نسبتا بلنددرپهلوداردونوع دیگرآن باآستین کوتاه،جنس پارچه پیراهنشان کتان وبه رنگهای سفید وکرم طوسی میباشد.وشلوارمردان همانندمردان کرد است که کمرآن حدود5متراست.3نوع کفش دارند،یکی کفش بافته شده ازگیاه،دوم کفش صندل چرم دارتسمه داروسوم کفش مجلل که بانخ های ابریشمی الوان تزیین میکنند.

 

مسکن:

مساکن خودراباخشت وگل میسازند ومسانم موقتب آنان به 2شکل لوک که نی به صورت نیمکره ساخته میشودوباحصیرپوشانیده میشود ودیگری کپراست که برای ساختن آن ازچوب استفاده میکنندوروی آن رابا حصیروشاخ وبرگ درخت خرما می پوشانند.بلوچ های کوچ رو ازسیاه چادرهایی پلاس استفاده میکند.

 

 

 

صنایع دستی بلوچ:

مهمترین صنایع دستی آنان عبارتنداز:قالی،گلیم چادر،سفره،حصیر،جوال(حصیری)نمد،سوزن دوزی وسکه دوزی.

 

 

موسیقی بلوچی:

موسیقی بومی وترانه های مردم سیستان وبلوچستان ظرافت ولطافت ویژه ای دارند.این لطافت شایدبه دلیل طبیعت خشن .شیوه سخت گذران زندکی انسان دراین خطه اندکی غیرعادی به نظرمیرسد ولی موسیقی آنان نمودارکاملی ازهنرمردم آن است.ترانههای محلی بلوچ بیشتردرمراسم جشن عروسی ومخصوصاعیدفطرخوانده میشود،مشهورترین این ترانه ها:ترانه میرعلم،بلبل چاکرتا،آرمان گل آره،بلبل وشتوارناوزهیرک.

زهیرک به هنگام اندوه وجدایی خوانده میشود.

 

مراحل ازدواج درمیان بلوچ ها:

مراحل ازدواج دربین بلوچ ها نسبتا کوتاهترو عروسی به نسبت مختصراست:

1-گنندنت یا خواستگاری    2-نکاح بندان یاعقد

3- دوات یا عروسی

 

غذاهای بلوچی:

کودوک(مواداولیه ماهی)          ماهیگ آپ

برنج ودهلک( عدس،پیه،گوشت)

هناروگواترب(سبزی ریحان،انارترش)

فلفل آپ     زیرک آپ      شلغم برنج

بانکلینک(گشنیز،باقالا)     بت وپورچنگ

پلوگیشروبرنج(برنج وروغن)        

 

 

 

عشایرسیستان:

قلمرواستقراری:

سرزمین سیستان درجلگه پست وهمواری درمنتیالهی ورزشرقی قرارگرفته است.محل اسقرارعشایراین نواحی درشهرستان های خاش،زاهدانوزابل میباشد.

 

پیشینه:

طایفه براهویی،دردوره قاجاری یکی ازقدرتمندترین طوایف سیستان بودکه درزمان نادرشاه به اوج قدرت رسیدوخودرازاعقاب حمزه(عموی پیغمبراسلام میدانند). طایفه سرگلزایی یکی ازطوایف بزرگ .بومی منطقه سیستان است.طایفه سرآیندی یاسرابندی ها ازاعقاب مالک اشترهستندکه درزمان خلافت عمربه ایران آنده اند.طایفه شهرکی،بزرگترین طوایف بومی سیستان است ورد گذشته یمی از متحدان براهویی وسرابندی بوده است.جهان تبع که به روایتی ازعربستان به ایران آمده اند.طایفه میر،طایفه کلانتری که سران آن ازقرن ها پیش کلانترسیستان بوده اند.طایفه ناروئی که خودرا ازاعقاب اعراب نهروان میدانند.

سنجرانی،سالاری،بارکزایی که ازافغانستان به ایران آمده اند.

 

نژاد.زبان.مذهب

سیستانیان ازاصیل ترین افرادایرانی وازنژادآریاییهستند.گوشی سیسیتانی یا زاولی یکی ازگویش های مهم ایرانی است،فرهنگ نویسان ۀن رایکی از 7لهجه معروف عهدباستان میدانند.عشایر

سیستان پیرودین اسلام که بیشترآنها شیعه اثنی عشری هستندوگروهی مذهب تسنن(حنفی)دارند.

 

پوشاک:

لباس زنان:تومو(شلئار) تومویا،تومون تنگ که برای زنان ومردان این منطقه میباشد.پارچه شلوارزنام گلداروشلوارمردان پارچه ساده گران قیمت وازجنس کتان است.پی نر(پیراهن) گشادویک تیکه است که تازیرزانومیرسد که درهنگام

دروزرعه میپوشند،پیراهن کوتاه وتنگ که درایام استاراحت ومهمانی میپوشند.پاچین دامنی است که قسمت های پایین آن چین زیادی داردکه اندازه آن از زانو بالاترنیست.

لونگوته(سرپوش)مردان برای پوشش سرازلونگوته(نوعی عمامه)استفاده میکنند که پس ازپوشید کلاه اونگه رابه دورآن می پیچندویک سرآن راازپشت گردن تاکمرآویزان نوده وسردیگرآن راحدود10تا15 سانتیمترروی گوش راست آویزان میکنند،گاهی ازپارچه ابریشمی و

عموما ازکتان است که به آن خاسه می گویند.نوعی دیگرآن کلاه سیمی است که درافغانستان وپاکستان درخته میشود.

دسمال(دستمال)زنان به جای لونگوته دسمال به سرمی بندند رنگ آن مشکی ودورآن نوار قرمز است وزنان ازچادرهم استفاده میکنند.

 

مسکن:

مسکن ایلات طوایف کوچنده سیستان ازسیاه چادر

است که به آن پلاس میگویند که به شکل سایبان است.نوعی دیگرمسکن درین صیادان ساکن در

حاشیه دریاچه هامون مرسوم است که چپریا کپر

نام دارد وازنی دریاچه ساخته میشود.

 

صنایع دستی:

حصیر،قالی،گلیم،خامه د وزی،وسوزن دوزی،

حصیربافیدرسیستان رایج است،ماده اولیه حصیر نی است.گلیم بافی وقالی بافی ازصنایع خاص

سیستان است.

 

 

 

 

 

 

 

 

عشایر تالش ورودبار

قلمرواستقراری:

درشمار زیست بوم های عشایری شمال ایران محسوب میشوندوشهرستان تالش از2بخش

کوهستانی وجلگه های تشکیل شده است.عشایر

تالش درقلمروجلگه ای وکوهستانی ییلاق وقشلاق کرده وزندگی میکنند،شهرستان رودبارنیزمنطقه ای کوهستانی اسن که رود قزل اوزن ازوسط آن عبور میکند.

 

پیشینه:

مهمترین ایلات شهرستان تالش عبارتند از:ایل خاشابری،ایل ملالی،شاندرمن،ماسوله(شامل طوایف ایل بیگی،عالیوند وآستارایی).درطول 6

قرن تالش ها به تدریج سلطه نظامی خودرابرخطه

شیروان وگیلان اعمال میکردندوازنظرسیاسی قدرت مسلط منطقه به شمار میرفتند ولی به موجب عهدنامه ترکمن چای دولت ایران بیشتراراضی آنان راتاساحل چپ آستارا برای همیشه به روسیه

واگذارکرد.

ایلات رودبار:مهمترین ایل این منطقه راعمارلو(

ریشوند=رشوند)تشکیل میدهد ودربیشتراز50

روستا زندگی میکنند.

 

 

زبان.نژاد.مذهب

تالش ها به گویش تالشی تکلم میکنند که یکی اززبان هاب  شمال غربی ایران است.عمارلوها که دررودبارزندگی میکنند به گویش کرمنجی سخن میگویند.عشایرماسوله تالش است.دین عشایر

تالش ورودبارومذهب آنهاشیعه اثنی عشری است وبامنشاء قومی کرد ومعدودی اهل تسنن وجوددارد.

 

پوشاک ومسکن:

پوشاک کوچندگان تالش به ویژه زنان تالشی ازنظرتنوع رنگ وشادابی ونوع پارچه های به کاررفته اززیباترین لباس های زنان اقوام ایرانی است.این لباس درنظراول شباهت به پوشش زنان شاهسون وقشقایی دارد.قسمت های مختلف زنان تالشی عبارتنداز:روسری بزرگ گلدار که به شال معروف است.کت کوتاه که همان یل زنان شاهسون است.جلیقه،پیراهن که تازیرزانومیرسدو کوتاه شده پیراهن زنان عشایرشاهسون است.شلیته یاتنبان های چین دارکه ازپارچه های رنگی وگلداراست وچین کمی دارد.وشلوار که تامچ پامیرسد.

اصلی ترین مسکن کوچندگان عشایرتالش ورودبارچادروکومه است.

 

صنایع دستی وموسیقی ایل:

صنایع دستی ایل شبیه تولیدات عشایرشاهسون است،مانند:شال،جوراب،دستکش،کلاه،نمد،جاجیم،گلیم،وچادر(جهت سکونت) میباشد.

 

غذاهای محلی:

آش آلو      فاتق آش         کوئی آش    کدوقلیه

کوکوی بادکوبه ای        کدوماست     مرغ ترش

اوناش       تره سبزی      دوغلیه      ترش آبک

باقالاقاتق      میرزاقاسمی

 

 

 

کولی ها:

آخرین گروه کوچ نشین درجهان به شمارمیروند.

کولی هابه القاب:کاولی.غربتی.

قره چی.قرشمال.زرگر.فیوج.جوکی.حابت.کزنگی درباره آنها به کارمیرود.علت نامگذاری آنها به مناسبت حرفه نوازندگی،چنگانه وزنگانه است.گروه معروفی هستند که زندگی چادرنشینی دارند.کولی ها دراروپاوآسیا به طورپراکنده وبه صورت گروهای کوچک وبزرگ همواه درحرکت

وکوچند.درسرتاسرایران به ویژه درجنوب وشمال کشوربه شکل پراکنده ای زندگی میکنند.ازجمله این طوایف به طوایف کولی ساکن دراستان مرکزی وخوزستان اشاره کرد.

این عده به زبان های لری،عربی،بختیاری،شوشتری تکلم میکنند.خودراازاقوام ایرانی میدانند امااکثرمحققان اجتماعی عقیده دارند که این گروه ازهند به ایران وسایرکشورها مهاجرت کرده اند.ازویژگی های بارزآنهاکه به هیچیک ازایلات وعشایرایران وابستگی ندارندوهمیشه به صورت خوش نشین با زندگی فقیرانه میسازندوازیکجانشینی واشتغال بیزارند.مانند مردم سرزمین هند پوست تیره وموی مشکی دارند.درایران درنقاط مختلف به طوره دوره گردی زندگی میکنند.

کارشان بیشترساخت ابزارالات فلزی مانند:کارد

قندشکن.داس وتبر.انبر.سه پایه آهنی ووسایل کشاورزی میباشد.اغلب درکناردهکده هاچادرمیزنند وباروستاییان مبادله جنس به جنس

میکنند.کولی ها اغلب به علت داشتن چهره آفتاب سوخته شان ازمردم بازشناخته میشوند ونه زراعت میکنند ونه دامپردوری وبا چادرنشینان دامدارکاملا متمایزهستند.قلمروکوچ آنهاعمدتا

نامشخص است.کولی ها به زمین وابسته اند نه پای بند گله داری وپرورش دام،کاملا رها ازقید وبند وسرگردانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                       

منابع و ماخذ

 

1-جامعه شناسی خانواده و ازدواج در ایلات و عشایر............. تا لیف، جلال غلامحسین پور

 

2-مقدمه ای بر کوچ و اسکان در ایران......................... دکترطوبی امیر عضدی

3-چنگونگی زندگی وآداب رسوم درفرهنگ بختیاری..................رضا سرلک

4-جغرافیای کوچ نشینی.......................................... دکترسید رحیم مشیری

5-جامعه شناسی عشایر ایران..........................علی اکبر خلق عسگری نوری

6-اقوام کنونی ایران...........................................................ژاله متحدین

 

7-دانشنامه کوچک ایران.................................................... ژاله متحدین

 

8-جهانگردی عشایر ایران.............................................. حسین زنده دل

 

9-کوچ نشینی در ایران.............................................. امان الهی برباروند

 

10-ایل ها-چادرنشینان وطوایف عشایر ایران................ ایرج افشار سیستانی

11-سیاه چادر................................................................... اصغر کریمی

 

12-گویش های امروزی ایران..............................................ژاله متحدین

 

13-یکصد روستای شگفت انگیز........................................حسین زنده دل

 

14-گردشگری روستاهای ایران-راهنمای چهار محال بختیاری..........حسین زنده دل

 

 

 

سایت ها

 

anzan.blogfa.com

wikipedia.org

tebyan.net

farhangsara.com

istta.ir

balocheshtan.com

irtat

behzad 182.blogfa.com

fars news agency

ghashghaei.mihanblog.com

peyman48673.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 


comment نظرات ()