آموزش گردشگری و هتلداری

این وبلاگ درباره کلیه امور گردشگری و هتلداری و آموزش آنها مخصوصا طبیعت گردی صحبت میکند

کویر ورزنه
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٩

کویر زیبای ورزنه قطب کویر گردی

 

کویر ورزنه در دسترس ترین کویر به شهر اصفهان است که فاصله ماسه زار تا اصفهان ۱۱۰ کیلومتر است در یک سفر یک روزه مى توان از این منطقه دیدار کرد.

 

وسعت تلماسه ها بالغ بر ۱۷ هزار هکتار است و انواع اشکال حاصل فرسایش باد را مى توان دید مانند تپه هاى ماسه اى طولى، تپه هاى هلالى، هرم هاى ماسه اى و امواج روى ماسه ها که اصطلاحاً به آنها ریپل مارک گفته مى شود و چشم انداز ماسه ها از بالاى تلماسه ها بسیار زیبا و بکر به نظر مى آید و نوع پوشش گیاهى آن و سکوت زیباى حکمفرما بر آن براى تمام گردشگران روزى زیبا خلق مى کند و ارتفاع تلماسه هاى ورزنه نسبت به برخى نقاط بلندتر و در برخى نقاط به ۱۰۰ متر نیز مى رسد، طول تلماسه ها حدود ۴۵ کیلومتر و عرض آنها از ۱۰ کیلومتر در نزدیک ورزنه تا یک کیلومتر در خاراى جرقویه متفاوت است.
طبیعت
 گردى یا اکوتوریسم شاخه مهمى از گردشگرى است که جایگاه آن در اقتصاد جهانى رشد قابل ملاحظه اى داشته است اما توزیع جغرافیایى این درآمد بسیار نامتعادل بوده و ۸۰ درصد اشتغالزایى و درآمد ناشى از این صنعت به اروپا و آمریکا اختصاص یافته است واز ۲۰ درصد باقى مانده ۲/۵ درصد سهم خاورمیانه از این میان و یک درصد سهم ایران است و این در حالى است که ایران به لحاظ طبیعت بى نظیر و جذاب و به واسطه تنوع زیستى اقلیمى منحصر به فرد است و پنجمین کشور جهان بوده و پتانسیل بالایى در صنعت طبیعت 
گردى دارد.
* چشم
 انداز کویر

حدود یکصد کیلومتر دورتر از اصفهان در منتهى الیه جنوب شرق این استان، زیباترین تابلو طبیعت که با سر انگشتان نقاشى چیره دست روى گستره بوم کویر این دیاردست نخورده نقش بسته است هنر نمایى مى
 کند وقتى آدم، پایش را روى دل داغ این شنزار لطیف مى گذارد، عملاً هیچ ردى نیست که برجا نماند.
* پتانسیل
 هاى کویر ورزنه

با توجه به نزدیکى کویر ورزنه به شهر(
۸ کیلومتر) و نزدیکى به خطوط انتقال نیرو و آب در صورت سرمایه گذارى و استقرار امکانات زیربنایى براى گردشگران مى تواند به یک قطب گردشگرى در کشور تبدیل شود خصوصاً این که در ۱۰۰ کیلومترى شهر زیباى اصفهان واقع شده است در برگزارى تورهاى ۲ یا ۳ روزه مى توانند گردشگران از ایستگاه هاى متعددى در شرق اصفهان بازدید کنند از جمله آثار متعدد تاریخى در محور شرق مانند منار تاریخى زیار متعلق به قرون اولیه اسلام، مسجد دشتى، مسجد سلجوقى برسیان، کبوترخانه هاى زیباى رودشت، قلاع تاریخى مانند قلعه ۱۰۰۰ ساله قورتان و طبیعت بکر و زیباى ورزنه، نمکزار گاوخونى که داراى چند ضلعى هاى زیباى نمک است، تالاب بین المللى گاوخونى و مشاهده پرواز دسته جمعى پرندگان مهاجر و قلعه تاریخى خرگوشى در ۳۰ کیلومترى تالاب گاوخونى که داراى آسمانى صاف است و براى دیدن آسمان شب و ستارگان در شب 
هاى کویر مساعد است.
همچنین در کویر ورزنه مى
 توان در صورت سرمایه گذارى خدمات زیر را ارائه داد: شترسوارى، دوچرخه سوارى، موتورسوارى، ماشین سوارى، پرواز با پاراگلایدر، سقوط آزاد از ارتفاع تلماسه ها، اجراى موسیقى محلى و سنتى و ایرانى مانند دف و نى و نواختن سازها صحرایى، پاى برهنه راه رفتن در کویر که رؤیایى دل انگیز در انسان ایجاد مى 
کند.
* راه
 هاى دسترسى به کویر ورزنه

۱- اصفهان- پل بزرگمهر- ۳ راه پینارت- برسیان- اژیه- ورزنه ۱۰۵ کیلومتر
۲- اصفهان- خیابان جى- کوهپایه- هرند- قورتان- ورزنه- ۱۱۳
کیلومتر
۳- کیلومتر ۳۰ جاده نایین، اصفهان- گردنه ملااحمد- ورزنه -۴۵ کیلومتر  

 برگرفته از روزنامه ایران


comment نظرات ()
گیاهان مناطق کویری ایران
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٩

نخل ایرانی :Nannorhops ritchieana

گیاهی است در ناحیه گرمسیری جنوب ایران میروید تیرک باروری به ارتفاع 5/2متر میدهد خوشه های متراکم وبزرگی دارد که میوه آن خوراکی نیست بیشترین میزان حصیر یا کپررا با برگهای این گیاه درست میکند.نخل ایرانی در نوبوسندین است ناحیه گرمسیری ایران به دو قسمت تقسیم میشود.ناحیه اول از قصر شیرین شروع میشود تا شمال خوزستان بخش هایی از بوشهر که بیشترین درخت کنار را در این ناحیه داریم سپس تا بلوچستان این ناحیه گسترش پیدا می کند شاید  یکی از شاخص های حوزه مکران ایران این گونه باشد.

نرگس :Narcisustazetta

یکی از زیبا ترین گیاهانی که در فصل بهار به فراوانی یافت میشود ما در ایران دشت نرگس را داریم.یعنی این گیاه به صورت خودرو در کازرون اطراف بهبهان واطراف دریاچه پریشان کازرون فراوان میروید که میتوان با عنوان دشت نرگس یا دره نرگس از آن یاد کرد منشا این گیاه از ایران است گلهای زیبای ان رنگ سفید دارای عطر فراوان بوده.

 

انبه:MangiferraIndica

در کشور ایران انبه به صورت گیه کاشته شده داریم و امروز  در خرداد ماه وتیر ماه میوه آن را که اغلب از خارج وارد شده است این میوه هسته درشتی دارد هر دانه انبه که از نواحی جنوبی ایران به خارج صادر میشود میتواند ثروتی برای مردم فقیر بلوچستان به این مکان اورد این درخت در منطقه سرباز دربلوچستان به صورت انبوه کاشته می شود. این گیاه در مناطق گرمسیری میروید منشا آن کشور هندوستان است.

 

خرزهره:Nerium oleander

این گیاه در بستررودخانه های نواحی جنوبی ایران به فراوانی یافت میشود در ناحیه خزر به صورت خودروی وجود دارد در بین ببم وجیرفت در دهی به نام ده بکری سردترین جایی است که این گیاه زندگی میکند خزان تدریجی دارد .

استبرق:Calotropis procera

یکی از درختچه های شناخته شده نواحی جنوبی ایران_بلوچستان  هرمزگان بوشهر خوزستان وایلام است .اسم این گیاه در قررآن نیز امده است گلهای آبی رنگ زیبایی دارد.میوه آن گیاه مانند یک کلیه درشت تو خالی ومتورم است وحاوی دانه هایی که روی آن تارهایی وجود دارد در گذشته خیلی دور با این تارها دیبای شوشتری درست میکردند.این درخت در برابر گرما بردباری خوبی دارد ولی در برابر سرما طاقت ندارد این درختچه برای تثبیت تپه های شنی مناسب است.

 

حرا:Avicennia marina

این گیاه را در نقاط دارای جزرو مددریا میبینیم اسم این گیاه به افتخار بو علی سینا نام گذاری شده است.این گیاه در روز بیرون از آب ودر شب داخل آب است. این گیاه ویژگی خاص دارد زنده زا است میوه های این درخت جوانه زده وریشه تولید می کند وهنگامی که به زمین میافتد مانند این است که ان را کاشتیم.

 

چندل :Rhizophoa mucronata

میوه تخم مرغی شکل دارد این گیاه هم مانند گیاه حرا زنده زاست.درخت حرا یکی از درختان مانگروConocarpus ereclus بنام است که در مدینه ومکه کاشته شده و اما توانسته است بر روی خشکی استقرار پیدا کند که از امریکا به این کشور اورده شده است این درختچه امروز به  استان هرمزگان بندر عباس هم امده است ممکن است این گیاه بتواند خشکی های کشور ما را نجات دهد.

 

تمر هندی:Tamarindus indica

محصول این گیاه تمر هندی است و میوه ای گوشتی دارد که شکل ان لوبیایی شکل است این درخت را به صورت کاشته شده در میناب چابهار و بلوچستان داریم منشا این گیاه در هندوستان است.

کلیر:Copparis deciduas

این درختچه شبیه ارغوان موجود در تهران  است روی تپه های شنی رشد میکند ودر ایرانشهر می روید. در نواحی جنوبی در تمام طول سال به جز فصل گرم تابستان گیاه گل دارد.پراکندگی آن در ایرانشهر کنارک چابهار بندر جاسک میناب است.

کوریا علف قبرستان :Capparis spinosa

گلهای معطر وزیبایی دارد.میوه های مانند هندوانه دارد که کشیده است وگلهای آن دارای پرچم های بلند است گیاه کاملا خاردار است.اسم فارسی ان کوریا گور است.در نواحی جنوبی آن لگجی میگویند.گونه دیگری از آن بنام cappa"rs"cat"ilagineaدر ایران متعلق به منطقه صحاری سندی است.این گیاه صرفا روی سنگها صخره ها رویش دارند.در منطقه بوشهر به گاو بندی یا از گاوبندی به بندر عباس که به دریا هم نزدیک است  گیاه ناحیه سبز سبزی را بوجود آورده است برگ این گیاه کاملا گوشن آلود و نوک آن خار سیاهی دارد این گیاه در منطقه رویش رنگ سبز روشنی را بوجود می آورد.

 

درخت خربزه یا خربزه درختی:Carica papaya

یکی از زیباییهای بلوچستان است میوه آن در کنار برگها ودر انتهای تنه گیاه وجود دارد. این میوه در اواخر خرداد در منطقه سرباز به فروش می رسد.میوه این درخت در زیر برگها وزیر تاج دیده میشود ارتفاع این درخت حداکثر به 3الی 4 متر میرسد میوه آن کاملا نرم وقابل خوردن است.حوزه نوبوسندین در سراسر ناحیه جنوبی ایران بصورت کمربند باریکی با عرض حداکثر تا 100کیلومتر از قصر شیرین بطرف شرق تا بلوچستان گسترش دارد.ناحیه گرمسیری است که معرف آن درختان کنار خرما کهور وآکاسیا میباشد وبه اصطلاح یک نقطه شبه ساوان یعنی درختان نیامدار به همراه گندمیان میباشد.

همانگونه که در بخش جغرافیای گیاهی عنوان شد این ناحیه در برگزیده دامنه های  جنوبی البرز’دشتهاو بیابانهای مرکزی’جنگلهای بوط غرب وقسمتهای شرقی ایران میباشد میتوان آن را به سه زیر ناحیه دشتی’کوهستانی و بیابانی تقسیم کرد.

از گیاهان ناحیه دشتی وبیابانی آن میتوان به گیاهان زیر اشاره کرد:

درمنه:Artemisia spp

گیاهانی هستند معطر’دیرگل’اغلب در فصل پاییز به گل ومیوه مینشیند ویکی از علوفه های رایج نواحی بیابانی مرکزی ایران هستند.

 

قیچ:Zygophyllum eurypterum

درختچه ای است که اغلب نواحی مرکزی ایران وبخشهایی از حوزه نوبوسندین رویش میابد گیاهی است بسیار با ارزش  از نظر تثبیت خاک وبیابان زدایی در سالهای اخیر با افزایش جمعیت و تعداد روستاها اغلب در کنار روستاها جای خود را به اسپند داده است.

 

گاو چاق کن:Scariola  orientalis

یکی از بوته های شاخص نواحی بیابانی  ایران است که به همراه درمنه و قیچ به فراوانی دیده می شود اسکنبیل calligonumsppاز درختچه های نواحی  شنی  بیابانی ایران است اغلب روی تپه های شنی می روید از نظر تثبیت بیابانها  شنی اهمیت خاصی دارد.

 

تاغ:Haloxylon ommoderdron

این درختچه اغلب روی تپه های شنی ناحیه بیابانی  ایران میروید و با میوه های رنگارنگ خود در فصل پاییز زیبایی خاصی به مناطق بیابانی میدهد.

 

شورها:Salsala spp

این مجموعه قریب به سی گونه دارد که همگی در نواحی بیابانی ایران (به جز دو یا چند گونه) میروید  اغلب در فصل پاییز گل ومیوه میدهند شاید از زیباترین آنها در قصل پاییز بتوان  به salsola crassaاشاره کرد.

اشنان:Seidlitzia tosmatinus

یکی از گیاهان با برگ های گوشتی است که در نواحی بیابانی شوربا آب تحت العرض بالا میروید و در گذشته دور از آن برای صابون پزی استفاده میکردند.

 

گزها:Tamarix spp

درختانی هستند که اغلب فاقد برگ پهن و مشخص هستند اغلب در کنار دره ها و رودخانه های دارای آب فراوان زندگی میکنند گونه های آن اغلب شور پسند بوده ودر نواحی بیابانی  شور قابل کاشتن میباشد در نواحی بیابانی مرکزی ایران ازچوب آنها  برای مصارف روستایی استفاده میکنند.

نواحی کوهستانی  غرب ایران در بر گیرنده گیاهان زیر است:   

بلوط ایرانی:Quercus persica

درختی است که با گسترش و پراکندگی وسیع از نواحی شمال غربی ایران  در پیرانشهر شروع تا بخش هایی از ارتفاعات استان فارس تا دشت ارژن گسترش میابد تعداد گونه های بلوط غرب ایران سه گونه است ولیکن رایجترین آنها همان بلوط ایرانی است.

بادام کوهی:Amygdalus scoparia

درختچه ای است که در بخشهای وسیعی از ارتفاعات زاگرس گسترش دارد این درختچه  را میتوان به سادگی به خاطر نداشتن برگ و ساقه های سبز از درختان ودرختچه ها تشخیص داد.

بنه: pistacia atlantica

درختی است که در نواحی غربی ایران ودر بخشهای مرکزی ایران نیز  به فراوانی دیده میشود در سالهای  اخیر آن را طلای سبز نامیدند زیرا بهره برداری از شیرابه آن به نام سقز  یکی از ارقام صادراتی ایران محسوب میگردد در حالی که میتوان از بردباری ونیاز اکولوژیکی کم آن  برای سرسبزی  نواحی مرکزی ایران  بهره گرفت  سه درخت مذکور از عناصر اصلی تشکیل دهنده پوشش گیاهی جنگلهای غرب ایران میباشد اگر چه که درختان ودرختچه های دگری مانند زالزالک ’آلبالوی کوهی ’محلبو ...در این ناحیه میرویند.

از گیاهان نواحی کوهستانی و تپه ماهورهای ناحیه ایرانو_تورانی میتوان به انواع گیاهان زیر اشاره داشت:

هزار خارها:Cousinia spp

این مجموعه از گیاهان در ایران 210گونه دارند که به علت خاردار بودن به این نام نامیده شده اند سراپای گیاه اعم از برگها”ساقه وگلهاو گل آذین خاردار است وگلهای بسیار زیبا وکپه ای دارند.

چوبکها :Acanthophllum spp

از گیاهان زیبای نواحی مرکزی ایران هستند در گذشته دور از ریشه آنها برای تهیه چوبک(پودر شوینده)استفاده میکردند.

کلاه میر حسن آقا :Acantholimon spp

این جنس غریب به هشتاد گونه دارد که اغلب در دامنه های کوهستانی تا ارتفاعات فوقانی بصورت پشته ای وکوسنی شکل میرویند ودر گذشته بسیار دور از انها برای شیب بندی پشت بام ها استفاده می کردندو امروزه نیز در اغلب نواحی ایران در لبه بام ها میتوان در لبه بامها میتوان خشک شده آنها را دید.

اسپرس کوهی:Onobrychis cornuta

یکی از گیاهان پشته ای و زیبا نواحی کوهستانی ایران است که در فصل بهار در اوایل تابستان  با گلهای زیبا خوش رنگ خود جلوه ای خاص به ارتفاعات کوهستانی  میدهد.

گون ها :Astraglus spp

حدود 800گونه گون در ایران  میروید که در میان آنها حدود 200گونه خاردار بوده وتعداد معدودی از آنها مولد کتیرا هستند کتیرا در گذشته در یکی از ارقام  صادراتی ایران محسوب می شود.

 ارس:Juniperus excels

یکی از درختان همیشه سبز  ارتفاعات البرز در شیب  جنوبی است که درارتفاعات جنوب گرگان و شمال خراسان گسترش دارد این درخت همیشه سبز بردباری شگفت انگیزی دارد واغلب در دل سنگها و صخره ها میروید.بخش مرکزی ایران یعنی ناحیه ایرانو_تورانی مرکز گونه زایی است وتنوع ژنتیکی  قابل توجهی دارد اگر بخواهیم در مورد گیاهان آن صحبت کنیم شاید بتوان قریب به5000گونه در آن یافت که از حوصله این بحث خارج است از عمده ترین وشناخته شده ترین گیاهان خزری باید به درختانی چون راشی ’بلوط’توسکا’کلهور’ممرز’لرگ’گردو’لور ’اوری’انجیلی’افرا’آزاد’شمشاد خزری ...اشاره داشت.

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۸

نام ماه ها در تقویم های مختلف

ایرانی

برج

میلادی

شمسی(عربی)

هجری قمری

فروردین

حمل(بره)

ژانویه

تشرین اول

محرم

اردیبهشت

ثور(گاو)

فوریه

تشرین ثانی

صفر

خرداد

جوزا

مارس

کانون اول

ربیع اول

تیر

سرطان

اوریل

کانون ثانی

ربیع ثانی

مرداد

اسد

مه

شباط

جمادی اول

شهریور

سنبله

ژوئن

آذار

جمادی ثانی

مهر

میزان

ژوئیه

نیسان

رجب

آبان

عقرب

اوت

ایاز

شعبان

آذر

قوس

سپتامر

حزیران

رمضان

دی

جدی

اکتبر

تموز

شوال

بهمن

دلو

نوامبر

آب

زیقعده

اسفند

حوت

دسامبر

ا

زیحجه

 


comment نظرات ()
مدرک بین المللی هتلداری و گردشگری
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۸

همایش دو روزه هتلداری با عنوان هتلداری در هزاره سوم.............

دریافت مدرک بین المللی.....

با حضور اساتید WTO...جهت اطلاعات بیشتر باشماره  زیر تماس بگیرید:

آخرین فرصت ثبت نام 5 شنبه29 اسفند 

09139185494


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

هرودوت می نویسد: ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبحی ندارند. آتش مقدس روشن نمی کنند و بر قبور شراب نمی پاشند، بلکه موبدان حاضر هستند و سرودهای مذهبی را می خوانند.

گزنفنون، دیگر تاریخ نویس یونانی نیز می نویسد: سپاهیان ایرانی به هنگام جشنها و به خصوص در حمله های نظامی، سرودهای خاص را می خواندند. وی می نویسد: ایرانیان دوره هخامنشی، نوعی موسیقی مخصوص جنگی داشته اند که در تحریک احساسات سپاهیان بسیار مؤثر بوده است و آلات موسیقی رزمی آنها مانند بوق، شیپور و طبل به همراه سرودهای مهیج به کار می رفته است. وی همچنین می نویسد، همانطور که هخامنشیان، موسیقی و سرودهای خاص جنگی داشته اند، بی شک با دیگر انواع موسیقی نیز آشنا بوده اند که از آن برای مواقع فراغت، تفریح و در جشنها و اعیاد استفاده می نمودند.

در این دوره، از سازهایی همچون انواع کوچک و بزرگ طبل، شیپور، چنگ، نوعی سنتور و چند نوع نی کوچک و نی چندگانه نام برده شده است. در رابطه با موسیقی مذهبی هخامنشی، هرودوت به قسمتهایی از کتاب اوستا اشاره می کند که در آن سرودها و مناجاتها در وقت عبادت اجرا می شده است.
<
این جستار کامل خواهد شد


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

شاهان هخامنشی ایران چگونه لباس می‌پوشیده‌اند؟

 


 

نگاهی به منابع و کتاب‌های معتبر درباره‌ی تاریخ ایران باستان نشان می دهد ایرانیان از هزاران سال پیش به جامه و آرایش خود اهمیت بسیاری می‌داده‌اند.

دوره‌ی پادشاهی هخامنشیان یکی از ادوار درخشان تاریخ ایران است که طرز پوشش و نوع پوشاک این دوره در کتاب‌های تاریخی بازتاب نسبتا روشنی داشته است.

اومستد در صفحه 88 تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، درباره‌ی جامه‌ی پرشکوه پارسیِ کورش می نویسد: «شاه در جامه‌ی شاهانه‌ی بلند دامن‌کشان، که چین‌دار میان پاهایش آویخته بود، با موزه‌ی شاهانه به پا، و چوبدستی شاهانه به دست، در حالی که از کاخ برای گردش در پردیز بیرون می‌رفت دیده می‌شد. ابروان و مژگان‌هایش، تا چین‌ها و گل‌های جامه‌اش، زمانی زرنشان بوده. پشت سر شاه بنده‌ی کوچکتری با لباس فراخورش می‌رفت که بی‌گمان آفتابگیری را که از روزگار سارگون فقط برای پادشاه به کار می‌رفت روی سر شاه نگاه داشته بود

وی در ص292 همین کتاب ضمن اشاره به بار دادن داریوش بزرگ، پوشش اشخاص حاضر در این میهمانی را هم تشریح کرده‌است: « چون این یک بار خاص است، زیورهای زر را کنار گذاشته‌اند. پدر و پسر جامه‌ی سندس ساده ولی پر چین در بر دارند  که با چین‌های پرناز و زیبا تا روی قوزک پا افتاده و به سختی می‌توان تنزیب (لباس زیر) آن را دید که در مچ راستش تنگ شده است. پاهایشان کفش‌های نزم بی تکمه دارد. در رنگ آمیزی جامه می‌بینیم که پارچه‌ی ارغوانی شاهانه نقش بزرگی دارد...»

همچنین بر طبق نوشته‌های تاریخ‌نگارانی که وضع ظاهری این پادشاهان را توصیف کرده‌اند ، هخامنشیان موهای خود را فر می‌زده‌اند و به پشت شانه می‌کرده‌اند.

حسن پیرنیا در جلد دوم کتاب ایران باستان به نقل از کنت کورث می‌نویسد: « تزئینات داریوش (سوم) زینت‌های دیگران را از خاطر می‌زدود؛ قبای ارغوانی او در وسط با نقره ملیله‌دوزی شده بود و ردای "شنل" او که از زر می‌درخشید مزین بود به دو قرقی که یکی روی دیگری افتاده با منقار ضربت‌هایی به او می زد و هر دو را از زر بافته بودند. بالاخره از کمربند زرین او قمه‌ای آویخته بود که غلافش تماما مرصع و خود کمربند شبیه زنان بود

شاهان هخامنشی در هنگام مرگ نیز با البسه زیبا و گران‌سنگ مشایعت می‌شده‌اند. پریچهر رحیمی در کتاب "تاریخ پوشاک ایران" از قول اومستد در توصیف مراسم خاکسپاری کورش می نویسد: «نسای (جسد) کورش را در تابوتی از زر گذاشتند که بر تختی نهاده شده بود که پایه‌هایش از زر ساخته شده بود. میزی برای برات گذاشته بودند که بر آن شمشیرهای کوتاه پارسی، گردن‌بندها، و گوشواره‌هایی از سنگ گرانبها در زرنشانده بودند. سندس (گونه‌ای دیبای لطیف و نازکِ بافته شده از زر و سیم) و کتان دوخت بابل، تنبان‌های مادی، جامه‌های آبی، ارغوانی و رنگ‌های دیگر، لباس کاوناکس و لباس‌های گل و بوته‌دار بابلی، همه را روی هم چیده بودند تا پادشاهِ تازه درگذشته با شکوه و شایسته و آیین درست به جهان نیاکان آریایی‌اش درآید

 

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

  بنام اهورا مزدا

 

 

*  گزارش ره سپاری گروه هخامنشیان به راگا ( ری ) و وارنا ( ورامین )  *

 

ساعت 6 بامداد روز شنبه 8 دی ماه 1386 خورشیدی ، هموندان گروه هخامنشیان به همراه تنی چند از دوستان به سوی شهر کهن راگا (ری) رهسپار شدیم ، پس از رسیدن به آنجا و در آغاز راه از برابر آرام گاه سردار سورنا سپه سالار دلیر ونام دار ایران زمین که بر فراز تپه های ری آرمیده است گذر کردیم و به این شوند که انبوه پس آب های ( فاضلاب های ) شهر تهران از کنار این تپه گذر می کنند و راه رفتن به آنجا را بسته اند رشک دیدار از آنجا بر دل ما می ماند وتنها به درودی بر روان پاکش بسنده می کنیم ، آری سپه سالار دلاور ما تنها و بی کس در آن بالا بر تارک این تپه ها آرمیده است و این است شیوه سپاس گذاری ما از دلاوری هایش در راه ایران زمین ، گذراندن پس آب های آلوده و گندآب ها از کنار آرام گاهش.

 

*  دیدار از دژ رشکان  *

 

کمی آن سو تر از آرام گاه سردار سورنا به تپه های باستانی دیگری به نام دژ رشکان می رسیم   تپه هایی که بخش بزرگی از آن با چنگک خودروهای راه سازی و لودرها ویران گشته و شخم    خورده اند ، بر بالای این تپه ها بازمانده هایی از دژ سنگی زمان اشکانیان به چشم می خورد که هم چنان استوار و پابر جا مانده است و اگر دست از ویرانی اش برداریم هم چنان تا سد ها سال دیگر همین گونه بر جای خواهد ماند .

این دژجنگی کاربرد پاس گاهی و پاس بانی داشته و ویژگی بی مانندی دارد که هیچ یک از ما در جای باستانی دیگری ندیده بودیم و آن بریدگی ها و شیارهایی باریک در میان دیوار های دژ است که هر کدام از این بریدگی های زاوی هایی گوناگون و ناهمسو با دیگری دارد  و کاربری آن ها برای تیراندازی به سوی دشمن بوده، بدون این که تیری یارای گذر از آن ها و برخورد با تیر انداز را داشته باشد و تیراندازان و نگاه بانان بدون هیچ گزندی از سوی دشمن و دور از دیدگاه آنان از دژپاس داری می نموده اند این دژ در زمان سلجوقیان نیز بازسازی شده و از آن بهره می برده اند .

در گرداگرد تپه نیمه ویران  کنده کاری ها و سوراخ هایی دیده می شود که نشان از دست یازیدن دزدان یادگارهای باستانی دارند ( در همه تپه های باستانی ری این نشان های دزدی و ویرانی های خودرو های راه سازی دیده می شود که در جای خود خواهم گفت ) در گوشه ای از تپه تکه سفال هایی که نشان از کاوش های تازه باستان شناسی داشتند گرد آوری شده بودند و گویا « سازمان میراث فرهنگی » همواره پس از ویرانی به یاد کاوش می افتد و گویا این شیوه این سازمان شده است.

با بر آمد خورشید مهر افشان و درخشش آن بر فراز دژ رشکان دیدارمان از این تپه باستانی به پایان رسید و به سوی نیایش گاه آناهیتا ره سپار شدیم .

 

*  دیدار از نیایش گاه آناهیتا *

 

 

این تپه باستانی که بی گمان در بازه ای از زمان نیایش گاه آناهیتا بوده پیشینه ای 7000 ساله دارد که هنوز کاوش چندانی در آن نشده است ، چشمه ای جوشان و جوی باری روان در پای تپه هنوز از پس هزاره ها پا برجاست که از نمادهای آشکار آناهیتا می باشد ، راهی آسفالته تپه را به دو نیم کرده واز میان آن گذر می کند، در گرداگرد وبر روی تپه خانه هایی فراوان و در هم تنیده ساخته شده اند که بخش بزرگی از تپه را پوشانده ، بر بالای تپه باز مانده ای از باروی زمان سلجوقیان بر جای مانده و پایین آن در پای تپه سنگ نگاره ای ننگین از خائن پر آوازه قاجار فتحعلی میرزای گجستک  به چشم می خورد ، چرا ننگین و چرا خائن زیرا که این نگاره نازیبا درست بر روی سنگ نگاره کهن زمان ساسانیان کنده شده و سراسر آن را نابود ساخته وهیچ نشانی هم از آن بر جای نگذاشته ، گویا تن آسایی وتن پروری فتحعلی خان به اندازه ای بوده که نمی توانسته جای دیگری را برای  خراشه هاش بر گزیند .

گویا موریس لاماریس  فرانسوی پیش از مرگ خود در این تپه ها کاوش ها یا پژوهشهایی انجام داده و یافته ها و نوشته هایش که آگاهی های بسیاری به ما می دادند همراه وی و در رویداد ناگوار مرگش با بالگرد با خود وی از بین رفته اند .

 

*  دیدار از بی بی شهر بانو *

 

پس از دیدار از نیایش گاه آناهیتا ره سپار  تپه های بی بی شهر بانو و آرام گاه شه دخت ایران زمین گشتیم ، پس از پیمودن راهی پیچ در پیچ به فراز تپه و به پای آرام گاه رسیدیم بر سر راه در دل کوه ها و تپه ها مرهای ( غار های ) زیادی به چشم می خورد ودر پایین آرام گاه در کنار پله گان آن یکی از مرهای کهن کیش مهری که  جای گاه برگزاری آیین های مهری بوده جای دارد که از آن دیدن کردیم این مر که در گوشه و کنارش گودال هایی کنده شده به جای گاه زندگی  آدم های نخستین نیز می ماند در میان این مر ردی از گذر آب پیداست که نشان از گذر آبی روان در گذشته از میان آن را دارد ، با دیدن این مر و مرهای پراکنده در سراسر کوه به یاد چاک راه های ( تونل های ) کیش مهری که در نیاسر دیده بودم افتادم واین که شاید این مرها نیز مانند ان چاک راه ها به یکدیگر راه داشته اند وشاید شه دخت ایران نیز که با این مرها و راه های پنهانی از پیش آشنایی داشته به همین فرنود ( دلیل ) از دست تازیان به این جا گریخته برای پنهان شدن وشاید داستان شکافته شدن کوه نیز با یکی از در های پنهانی همین چاک راه ها پیوند داشته باشد .

باری به سوی آرام گاه  شهر بانو روانه شدیم و به ساختمان آرام گاه که گویا چند سالی است ساخته و زریه بندی شده درون شدیم ، یکی از دوستان که در کودکی به این جا آمده بود می گفت که پیش از زریه بندی شدن آرام گاه بر روی آن تنها شیشه ای کشیده شده بوده و می گفت که شکاف کوه پیدا بوده و تکه کوچکی از پارچه ای سبز رنگ از میان شکاف پیدا بوده ، درست یا نادرست را نمی دانم باری بر سر آرام گاه رفتیم و درود به روان پاک شه دخت ایران فرستادیم و به یاد رنج ها وسختی هایی که کشیده بود افتادیم و دلمان به درد آمد از این که شه دخت ایران و چه بسیار پاک بانوان ایرانی در تازش تازیان غنیمت جنگی آن فرو مایه گان گشتند ، درود بر همه بانوان پاک دامان ایرانی که آبرو و آزرم را در جهان بنیان گذاردند .

بیرون آرام گاه و از ایوان پشت آن، بالای تپه های روبرو دژی به چشم می خورد که گویا دژی باستانی می باشد و از ان جا که این دژ در میان یک جایگاه جنگی (منطقه نظامی)  می باشد کسی را برای دیدار از آن به آن جا راه نمی دهند در پشت آرام گاه نیز در دل تپه ها تاکی (طاقی) باستانی به چشم می خورد که پهنه گرداگرد آن نیز در دست کارخانه سیمان تهران می باشد و به آن جا نیز کسی را برای بازدید راه نمی دهند و همه این ها رو به ویرانی است .

 

  *  دیدار از گنبد (آتش کده) اینالج و برج(استودان) خاموشی *

 

درنزدیکی تپه های بی بی شهربانو یکی دیگر از جای گاه های باستانی که پیشینه آن به ساسانیان یا پیشتر باز می گردد جای دارد که برج (استودان) خاموشی و گنبد (آتش کده) اینالج از یادگارهای برجای مانده آن است و شگفت این که راه نشان ها (تابلوها) و راه نماهایی که میراث فرهنگی در جای گاه های باستانی ری کار گذاشته بر روی همه شان پیشینه یادگارها را سلجوقیان نوشته اند تنها به این شوند که در زمان سلجوقیان بازسازی شده یا ساختمانی روی آن ساخته اند .

برج خاموشی که در میان تپه ها ساخته شده ساختاری استوانه ای دارد که ساختمان آن از سنگ وساروج ساخته شده وجای گاه گذاشتن پیکر درگذشته گان بوده و کاربری استودانی داشته ،شاید واژه استوانه نیز از استودان گرفته شده است و می دانیم که بیشتر دژها (برج ها) در گذشته   استوانه ای بوده اند و استوار نیز از همان ریشه است.

بالا و در کنار استودان اتاقکی بسیار کوچک ودر جلو کمی پایین ترآن اتاق هایی ساخته شده اند کاربری آن ها را نمی دانم شاید جای گاه برگزاری آیین های درگذشته گان پیش از جای دادن در برج بوده وشاید اتاق هایی برای شست و شو و زدن سدر و کافور به بدن مرده گان و می دانیم که این ها آیین هایی ایرانی است ودر گاه نگاری (تاریخ) نیز آمده که تازیان پس از پیروزی بر ایرانیان کافور رانمی شناختند وبسیاری از آن را در ازای چند سکه به تاجری فروختند .

در بالای استودان آتش کده ای بر فراز تپه جای دارد که گنبد اینالج خوانده می شود و ساختار      ساختمان آن استوانه ای بوده و در ساخت آن نیز از سنگ و ساروج بهره گرفته شده ، این    ساختمان دربی هشتی و مهرآب گون دارد ، در میان کف آن گودالی است که جای گاه آتش بوده و در روزگار گذشته مردم از آنجا آتش به خانه می برده اند ودر بازسازی های نوین با آجر و سیمان زیرسازی شده ، دیواره درونی ساختمان سوراخ سوراخ است که از بیرون روی آن ها پوشیده شده و شاید برای گذر هوا از درون ساختمان برای پایداری آتش به کار رفته اند ساختمان اکنون سر پوشیده نیست و شاید در گذشته گنبدی داشته زیرا همه آتش کده های زمان ساسانی گنبد دار بوده اند و سوراخ های روی دیوار ساختمان نیز نشان از سر پوشیده بودن ساختمان در گذشته دارند وگرنه باران وبرف آتش را خاموش می کرده و بیهوده نیست که نام گنبد اینالج هنوز بر روی آن مانده .

رویه ساختمان این آتشکده در زمان سلجوقیان با آجر بازسازی شده وبه همان شیوه وساختار ایرانی ومهرآب گون وبه دست استادان ایرانی باز سازی شده ، این جای گاه باستانی ما نیز ناشناخته و در گوشه ای بدون هیچ نگه داری و آگاهی رسانی افتاده است و درست در پایین آن ها خانه سازی شده و بخشی از تپه را پوشانده اند.

    

 *  دیدار از آتش کده ری ( تپه میل ) *

 

چند فرسنگ آن سو تر از آتش کده اینالج در میان راه تهران ورامین به یکی از بزرگ ترین یادگارهای باستانی ارزشمند دیگرراگا می رسیم که پیشینه اش به زمان ساسانیان و بهرام گور می رسد این ساختمان که کوشکی بزرگ می باشد در دل تپه میل باستانی جای دارد و بخش بالایی آن از تپه بیرون است تاک ها ودروازه های بلند و سنگین آن به گونه شگفت آوری همانند ساختار تاک های  آتش کده آذر گشسب در تکاب می باشند ، این ساختمان سه رده (طبقه) می باشد که رده های زیرین آن هنوز کاوش نشده اند ودر زیر خاک تپه پنهانند در این ساختمان که بی گمان نمونه کوچک آذر گشسب است دالانی دراز تالار را به ایوان بیرونی پیوند می دهد دالانی که مهرآب گون ساخته شده و چند ده برابر آن در آذر گشسب نیز هست ، پس از این که از دالان به تالار می رسیم در دوسوی چپ و راست دالان نیز دو راه دیده می شود که هنوز از خاک پر هستند و کاوش نشده اند وشاید راه پله هایی به رده های زیرین می باشند ، درون تالار به اتاق هایی بخش شده که درون آن ها تکه ستون و شال ستون هایی بسیار زیبا و بزرگ و تنومند با نگاره های گل ومرغ  و به ویژه مهر گردون آشکارا به چشم می خورند که ویژه هنر نگار گری و آرایه های ساسانیان می باشند .

 

    

 

     

 

 تاگ ویران شده ساختمان نیز تکه تکه درون اتاق ها افتاده وساختار وهنر بکار رفته در آن ها نیز گنبد و مهرآب گون بوده و بی گمان هنر و ساختمان همه مساجد بزرگ کهن پس از آن نیز برگرفته از همان هنر و نگارگری است با نگاره های کم تراز پیش ، در این میان نگاره یا بهتر بگویم تندیس آشکار وشگفتی که هیچ یک از ما نمونه آن را تا کنون ندیده بودیم   تندیسی از ماهی با پولک های روی آن بود ، دو تا از این تندیس ماهی اکنون در تپه میل یافت شده وشاید در رده های زیرین باز هم نمونه اش باشد ، تنها جایی که در یادگارهای باستانی نگاره ماهی دیده بودیم در پاسارگاد  ودر دروازه کاخ کوروش بزرگ بود .

 

    

 

در این جا بود که یاد خرد، تلاش وهنر نیاکان ما را وادار به خواندن سرود " ای ایران " کرد تا دست کم این گونه گوشه ای از تلاش هایشان در راه ایران را پاس داشته باشیم ،گر چه ندایمان به گوش کسی نرسید تنها کمی از بار سنگین اندوه درونیمان کاست اندوه از ناشناخته بودن نیاکانمان در سرزمین خودشان و کم رنگ شدن روز افزون فرهنگ کهن و پربار ایران زمین در میان نوادگان همان نیاکان ، پس از خواندن سرود ای ایران به پایین تپه و ساختمان موزه آن جا رفتیم، ساخت ساختمان موزه به زمان رضا شاه پهلوی باز می گردد و در آن جا تکه های یافت شده یادگارها( تنها تکه های سنگی و ساختمانی آن ) نگه داری می شوند ، نگاره های سنگی مرغان ، تندیسی از یک گاو ، تکه ای از نگاره ترنگ که برخی سرو کاشمر و بته جقه نیز گویند ، مهر گردون ، نگاره هایی که تکه های کاشی سرامیکی آبی رنگ  هنوز بر روی آن ها بر جای مانده و ... از آن دست می باشند که همه آن ها پراکنده و درهم بر روی میزی ریخته شده اند وهیچ پوششی نیز ندارند و   « سازمان میراث فرهنگی » با آن همه بودجه از چند متر شیشه چند هزار تومانی هم برای پوشاندن آن ها دریغ می کند به خدا که در غرب وحشی هم این گونه با هنر نداشته نیاکان وحشیشان رفتار نمی کنند و ساختمان های 100 ساله شان را موزه می کنند و از آن ها پاسداری می کنند ، همچو ساختمان جنگ های درونی آمریکا که نماد بی فرهنگی و درنده خویی نیاکانشان است و اکنون موزه شده و پروژه پل گلدن گیت برای آسیب نرساندن به آن دو سال بیشتر به درازا کشید ، در باره این ساختمان مثلا باستانی آمریکا در گزارش رهسپاری خود به شهر کرمانشاهان بیشترنوشته ام ، در این جا این را نیز بگویم که از 500 متری تپه میل باستانی راه آهن کشیده شده و قطار از کنار آن رد می شود که گذر روزانه چندین بار قطار آسیبی فراوان به یادگارهای باستانی آن می زند، یک جای باستانی نماند که ما برویم و آسیب و ویرانی نبینیم این هم از آتش کده ری .

 

*  دیدار از تپه پردیس *

 

 

درست در کنار یکی از خیابان های شهر ورامین و در میان کوره ها وکارخانه های آجر سازی   تپه ای باستانی یافت شده که پیشینه آن به بیش از 8000 سال می رسد ،آن هم چگونه ، هنگامی که خودروهای خاک برداری در حال گود برداری و کندن تپه بوده اند استخوان ها ویادگارهای باستانی بیرون زده اند و سازمان میراث فرهنگی را آگاه ساخته اند وتازه پس از آن گروهی باستان شناس به سرپرستی آقای فاضلی نشلی به این جا برای کاوش آمده اند ، " پس از کاوش و یافته شدن یادگارهای باستانی همه آن ها به یغما رفته اند و همه آن ها سر از انگلستان در آورده اند " (آقای فاضلی نشلی هم هیچ توضیحی در این باره ندارند) این جایگاه باستانی که به گونه اتاق اتاق ساخته شده بزرگترین کارگاه یا کارخانه ساخت سفال و سفال گری بوده در بیش از 8000 سال پیش، چرخ ها و دستگاه های سفال گری و کوره های سفال پزی در اینجا یافت شده که نشان از پایه های سازندگی و فن آوری آدمی در ایران و فرهنگ و هازمانی (اجتماعی) سازمان یافته و پیشرفته در آن زمان را دارد ، در گرداگرد تپه نیز سوراخ های فراوان که نشان از کنده کاری های دزدان می باشد به چشم می خورد ، در کم تر از 100 متر آن سوتر گورها واستخوان هایی یافت شده اند که به گفته دوست باستان شناسمان آقای آقایی به زمان ماد ها باز می گردد ، پیش از این گمان می کردیم که مادها در گذشتگانشان را تنها در گور دخمه ها واستودان ها می گذاشته اند و این جا دیدیم که این گونه نیست اگر به راستی این گورها پیشینه اش به مادها باز گردد ، شاید در میان مادها فرهنگ ها و دین و آیین های گوناگون بوده ،بگذریم که باستان شناسان پیشینه آن را گمانه زنی کرده اند و از آن جا که کاوش های پایانی در این جا انجام نگرفته آشکار نیست که گمانه زنی ها سد در سد درست باشند و شاید تیره ای دیگر از آریاییان و کهن تر از مادها در این جا زندگی می کرده اند و می دانیم که در آذربایجان و کردستان گوردخمه ها و استودان های مادی کشف شده اند که نشان از خاک نکردن مردگان در فرهنگ مادها دارد .

این گستره باستانی نیز بدون نگه داری درست رها شده به راستی اگر در کشور دیگری این یادگارهای با ارزش یافت می شد نه 8000 ساله ، 1000 ساله آن را هم موزه نمی کردند و گردشگر به کشورشان نمی آوردند !!؟  این یادگارهای بیش از 8000 ساله که فرهنگ و گاه نگاری نه یک کشور ، شاید دنیا را دگرگون می سازد جای خود ، به راستی کی می خواهیم یاد بگیریم که این ها ارزشی شگرف و بی مانند دارند !!؟  آیا « سازمان میراث فرهنگی » آن اندازه پول ندارد که دور این جا را دست کم نرده یا سیم خاردار یا هر چیز دیگر بزند که آسیب های بیش از این نبیند !!؟ (جلوی دزدی یادگارها را گرفتن جای خود) اگر به راستی این پول ناچیز را ندارد ما آماده ایم این پول را از مردم برایش کمک بگیریم ، حتا این سازمان می تواند با کمی فرهنگ سازی درست و رساندن آگاهی به مردم همان جا که هیچ هزینه ای هم ندارد از خود آن ها برای نگهبانی و پاسداری آن جا کمک بگیرد .

باری با خواندن سرود ای ایران در یکی از کهن ترین جایگاه های باستانی جهان به دیدار خود از تپه پردیس پایان دادیم و به سوی یکی دیگر از با ارزش ترین و ناشناخته ترین یادگارهای باستانی شهروارنا ، دژ ایرج ( قلعه گبری ) به راه افتادیم کهن ترین و بزرگ ترین دژخشتی باستانی جهان .

 

·       دیدار از دژ ایرج ( قلعه گبری ) *

 

 

 نزدیک دژ که رسیدیم و از بیرون به آن می نگریستیم از بزرگی و گستردگی آن سهشی (احساسی) همراه با فرمندی (افتخار) ، شکوه و سربلندی سراسر درونمان را پر کرد ، اما پس از درون شدن به دژ، جهان پیش چشمانمان تیره گشت و خوی (عرق) آزرم بر پیشانیمان نشست که این گونه ناجوان مردانه ناسپاس یادگارها و تلاش و خرد نیاکانمان گشته ایم ، گویی همه ایران دانسته یا نادانسته کمر به نابودی یادگارهای باستانیمان بسته اند می پرسید چرا؟ چون این کهن ترین و بزرگترین دژ دنیا نه تنها بی خردانه رها گشته ، بلکه زمین های درون آن را نیز به کشاورزان واگذارده اند و در سرتا سر پهنه درونی دژ کشاورزی انجام می شود و همه زمین های درونی دژ به زیر کشت رفته ، البته کشاورزان بیچاره که هیچ نمی دانند که اینجا کجاست (بگذریم که پدران و پدربزرگان کشاورزشان بهتر اینجاها را می شناختند و از آن ها در برابر دشمن پاسداری می کردند) و این شخم های خویش بی خردی  و نادانی کسانی است که از باستانی بودن و ارزشمند بودن این جا آگاهند ، خود من تا پیش از آمدن به این جا هرگز نمی دانستم که چنین جایی کهن و ارزشمند در کنار شهر تهران جای دارد اما مسئولان آن نمی توانند بگویند که نمی دانسته اند بگذریم که اکنون کشاورزان مسئولان آن هستند .

تازه هنگامی که از داستان وکارآیی این دژ آگاه شدم بیشتر سوختم که تنها دیواهایی از آن بر جای مانده و همه یادگارهای درونی آن شخم خورده اند و نابود گشته اند ، می گویند کسی که به دوزخ  می رود دوست دارد دیگران را نیز با خود ببرد ، حال که ایران، این خرم بهشت دوست داران راستینش به دوزخی برایشان دگرگون گشته باید در آتش آن تنها به گناه دوست داشتن فرهنگ ویادگارهای ارزشمندش بسوزیم پس من هم هیزمی بیشتر دارم تا این آتش افروخته تر شود ، وشاید از زیادی آتش به خودمان بیاییم و جلوی نابود شدن این یادگارهای ارزشمند را بگیریم تا آیندگان ننگمان نکنند و این آتش دامان آن ها را نیز نگیرد،  گرچه این آتش جان و دل است که با آن گل ایرانی وجود ما را پخته اند و «آتشی که در دل ماست نمیرد هرگز» ولی گلایه من از آتش نیست چرا که :

            « فاش می گویم و از گفته خود دلشادم                 بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم »                    

 

عشق و مهر به چه ؟ به ایران و پروردگارش که مهر و عشق را در این جا آفرید ، پس گلایه من از ویرانی آنهاست نه آتش آن در دل وجان و باید جلوی ویرانی را گرفت که این آتش از آغاز درونمان بوده وخواهد بود.

به دژ باز می گردیم و ویژگی هایش ؛ این دژ 240هکتار گستردگی دارد و جایگاهی ورجاوند (مقدس) می باشد و فرنود سپندینگی ( تقدس) آن نیز به این جا باز می گردد که نام این دژ در اوستا ( فرگرد یکم بند 8 ) به نام وارنای 4 گوش آمده و از آن به نام زادگاه فریدون یاد شده است ، درازای دیوارهای دژ به 12 تا 15 متر می رسد و پهنای آن به گونه ای بوده که از روی آن ارابه رد     می شده این ساختمان 35 بارو و دژ دیده بانی در دیوار خاوری ، 35 بارو در دیوار باختری ، 48 بارو در سوی اپاختر و25 بارو در سوی نیمروز داشته است ، درون دیوارها از آجرهای خشتی ساخته شده و پوششی از خشت خام روی آن را پوشانده ، در میان دیوارها سوراخ ها وچاه راه هایی (تونلهایی) کنده شده اند که به فرنود آسیب پذیر بودن از رفتن درون آن ها خودداری کردیم ، دور تا دور دژ کندک هایی (خندق هایی) کنده شده اند که هم کارآیی نگه بانی (امنیتی) دژ را داشته و هم در زمستان از آب پر می شده و یخ آن به یخچال های درون دیوارهای دژ جابه جا می شده برای بهره گیری در تابستان ، باستان شناسان می گویند که سازنده گان این دژ پارتاسنی های آریایی بوده اند که پس از کوچ به این جا این دژ را برای نگه بانی از خود در برابر بومی های این جا و زندگی در آن ساخته اند و گویند که 4 گوشه دژ آتش هایی انبوه افروخته می کردند برای ترساندن بومی ها و جلوگیری از یورش آن ها و گویند که نام  ورامین دگرگون شده وروین است که ور به مینوی (معنای) آتش بوده و  وین به مینوی بهشت و باغستان می باشد بر خی نیز گویند که از واژه رامن به مینوی شهر فرشته گان گرفته شده است .

همان گونه که گفته شد نام این دژ در اوستا آمده و آن را زادگاه فریدون خوانده و می دانیم که برخی این روزه فریدون وسرگذشتش را با کوروش بزرگ برابر می دانند و کاوه را همان هارپاگ می خوانند ، اما این دژ و آمدن نام آن در اوستا به نام زادگاه فریدون این ایده را رد می کند ، چرا که ما می دانیم زادگاه کوروش بزرگ در سرزمین پارس بوده و نه در این جا و سرگذشت فریدون پیش دادی بسیار کهن تر از زمان کوروش بزرگ است و ما سرگذشت های همانند هم در درازنای روزگار بسیار داریم چه در ایران چه در جاهای دیگر .

از دیگر روی دادهایی که در این جا رخ داده این است که آغا محمد خان قاجار پیش از یورش به تهران در این جا اردو زده و سپس به تهران همراه لشگر خود تاخته است .

در گوشه و کنار دژ نشان کاریزهای (قنات های) کهن به گونه کوپه هایی از خاک هنوز به چشم  می خورند اما جاهای دیگر پهنه درونی دژ شخم خورده اند و یک دست گشته اند ، آب یاری زمین های کشاورزی نیز آسیب فراوان به دیوارهای دژ می زند و نم آن در پایه های دیواردژ رخنه کرده آن را ویران خواهد کرد ، شگفت زده از این همه ویرانی و اندوهگین روان و خرد پاک نیاکان را ستودیم و سرود ای ایران را همه با هم فریاد زدیم چرا که کار دیگری از دستمان بر نمی آید شاید تا چند سال دیگر ما این دژ چندین هزار ساله  که می توان آن را ثبت جهانی کرد و از آن نگهداری نمود را نداشته باشیم و امیدوارم این گزارش نا چیز گامی کوچک باشد در راستای آگاهی رسانی و رهایی بخشی این یادگار ارزش مند باستانی از ویرانی به یاری یک دیگر.

 

 

 

     

 

 

                                                                                   پاینده ایران اهورایی

                                                                                   فر ایران را می ستاییم

                                                                                   مرتضی نصیری (ارتمن)

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

غار«کیارام» ؛ قدیمی ترین مکان زندگی بشر

 

 

 

غار کیارام یا غار وسط دل دل در 6 کیلومتری ضلع شرقی روستای فرنگ از توابع دهستان فارسیان، بخش گالیکش شهرستان مینودشت قرار گرفته است. و دارای مختصات طول جغرافیایی 38 – 55 و عرض جغرافیایی 13 – 37 و ارتفاع از سطح دریا و آب های آزاد 705 متر می باشد.

موقعیت روستای کیارام و فرنگ(غار کیارام)
غار وسط دل دل در تیرماه و مرداد ماه 1342 خورشیدی(1964 م) توسط پرفسور مک برنی مورد بررسی، شناسایی و گمانه زنی باستان شناختی قرار گرفت که نتیجه آن، پیدایش مواد فرهنگی از دوره های اسلامی، عصر آهن و ابزار های سنگی دوره پارینه سنگی بود مشابه فرهنگی موستری بود. هیات عملی دانشگاه کمبریج به سرپرستی وی، منطقه بین بابل(مازندران) و مشهد(خراسان رضوی) را مورد بررسی و بازدید قرار داد. هدف هیات علمی یاد شده، بررسی و شناسایی مکان های پارینه سنگی جدید بود. در طول بررسی خود، 25 دهانه غار را شناسایی نمودند که تعداد 10 دهانه آن ارزش گمانه زنی باستان شناختی داشتند. غار کیارام یک، با مختصات طول جغرافیایی 47 – 55 و عرض جغرافیایی 17 - 37 و غار کیارام دو، با مختصات طول جغرافیایی 47 – 55 و عرض جغرافیایی 14 - 37 در استان گلستان قرار گرفته اند. در غار کیارام دو تنها دو عدد فسیل استخوان و چند قطعه سنگ چخماق پیدا کردند.
این غار برای دومین بار در سال 1379 خورشیدی توسط هیئت بررسی و شناسایی غارهای استان گلستان به سرپرستی جبرئیل نوکنده مورد بازدید، بررسی و مطالعه قرار گرفت. اولین فصل بررسی و باستان شناسی غارهای استان گلستان در سال 1379 با هدف شناسایی غارهای پیش از تاریخ و مکان های استقراری و ثبت آن ها در فهرست آثار ملی کشور انجام گردید. عمده حوزه مطالعاتی آن، شهرستان مینودشت و بخش گالیکش بود. حاصل این پژوهش، کشف تعداد 26 دهانه غار و پناهگاه صخره ای بود که از این تعداد 20 دهانه غار دارای آثار استقرارهای مختلف فرهنگی بود. او در بررسی خود در یک غار موفق به کشف مصنوعات و ابزارهای سنگی گردید. دیگر غارهای این منطقه بدون آثار استقراری مشخص از دوره پارینه سنگی بودند.
غار وسط دل دل در ادبیات باستان شناسی به غار کیارام یک مشهور است، زیرا هیئت علمی دانشگاه کمبریج از روستای کیارام به غار دسترسی پیدا کردند، به همین علت نام روستای کیارام را بر روی غار نهادند، در حالی که این غار در گویش محلی«دره چفت» خوانده می شود و جزو روستای براین است.
غار کیارام با مشخصات«اثر تاریخی غار وسط دل دل» واقع در شهرستان مینودشت، 6 کیلومتری ضلع شرقی روستای فرنگ، بخش گالیکش، در تاریخ 22/4/79 به شماره 2722 و با قدمت پارینه سنگی میانه و عصر آهن و اسلامی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
مشخصات غار کیارام:
در جلوی غار یک رودخانه فصلی وجود دارد که 7 متر پایین تر از کف غار است. ارتفاع دهانه غار در بلندترین نقطه در حدود 240 سانتیمتری و کمترین ارتفاع در انتهای آن حدود 20 سانتیمتری است. عمق غار در حدود 24 متر می باشد. از انتهای غار تا 5/19 متری از دهانه غار، از سقف غار قطرات آب می چکد که در نتیجه آن یک بستر آهکی را تشکیل داده است. کف غار صخره ای بوده و به علت استفاده مستمر برای سکونت دام(گوسفند و بز و... ) پوشیده از فضولات می باشد. نور کافی در داخل غار وجود دارد که تقریباً تا انتهای آن روشن است.
سقف غار از جنس رسوبات سنگی آهکی است، و در آن نحوه قرار گیری رگه های زمین ساختی که به طرز جالبی روی هم قرار گرفته، بسیار مشخص است. بخشی از سقف غار فرو ریخته و آثار ریزش و آوار در کف غار کاملاً مشهود می باشد. در دهانه غار رگه های سیاه رنگ براقی دیده می شود که در استفاده مستمر و استقرار طولانی به وجود آمده است.
دسترسی به غار بسیار آسان و مسیر رسیدن به آن دشوار نیست. دسترسی آسان، نزدیکی به منبع تأمین آب(رودخانه فصلی جلوی دهانه غار)، روشنایی نسبی داخل غار، امنیت و موقعیت جغرافیایی آن از جمله ویزگی هایی است که سبب برتری این غار و علت استفاده دراز مدت و پیوسته آن در طول تاریخ و استقرار در آن شده است. اطراف غار پوشش جنگلی انبوه و متراکم دارد.
مصنوعات و ابزارهای سنگی این غار شامل تراشه ، ابزارهای کوچکی است که مشابه مصنوعات و ابزارهای سنگی فرهنگی موستری غارهای زاگرس و غار تشیک تاش ازبکستان است. بقایای جانوری به دست آمده شامل گاو وحشی، گوزن قرمز و کرگدن است. غار کیارم تنها محوطه پارینه سنگی است که بقایای کرگدن در آن شناسایی شده است. بقایای جانوری بدست آمده حاکی از وجود یک محیط جنگلی در اطراف غار در آن دوره بوده است. این غار مورد سکونت گروه های شکار و جمع آورندگان غذا بوده است. طبق نظر مک برنی، احتمالاٌ این مکان به دوره پارینه سنگی میانه(حدود 100 هزار سال پیش) می رسد. و احتمالاٌ طی یک دوره میان یخچالی یا طی یک دوره کوتاه گرم و در آخرین دوره یخچالی مور استفاده انسان بوده است.
غار وسط دل دل قدیمی ترین غار مسکونی در شمال کشور(گیلان، مازندران و گلستان) محسوب می گردد. تاکنون سه غار به نام های کمربند، هوتو(هاتو) و علی تپه در بهشهر مازندران شناسایی و مورد کاوش باستان شناختی قرار گرفته اند که غار وسط دل دل(کیارام) از همه آن ها قدیمی تر است.
نشانه گردونه مهر:
بر دیواره صخره ایی سمت راست دهانه غار(ضلع شمالی)، نگاره گردونه مهر که در داخل یک دایره حجاری شده است را مشاهده نمود. قطر تقریبی داره حدود 10 الی 15 سانتی متر و عمق حجاری بین 1 تا 3 میلی متر متفاوت می باشد. جهت حرکت ضلع ها یا شاخه های گردونه مهر در جهت حرکت عقربه های ساعت است. گردونه های مهر هندی(که تیره دیگر از قوم آریایی هستند) بر خلاف جهت حرکت ساعت می باشد. متاسفانه به علت گذشت زمان و جنس صخره ها این نگاره در حال کم رنگ شدن و نهایتاٌ محو کامل می باشد.
منابع:
1- مدیریت میراث فرهنگی استان گلستان، راهنمای آثار تاریخی استان گلستان، سال 1379 ص 4.
2- مدیریت فرهنگی استان گلستان، پرونده پیشنهاد ثبت غار کیارام در فهرست آثار ملی کشور، مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان، سال 1379 ، ص 1.
3- الف) نوکنده جبرئیل، با همکاری حمید عمرانی، طرح بررسی باستان شناسی غارهای استان گلستان، مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان، آبان ماه 1379 ص 38 .
4- برهانی، محمد مهدی، با همکاری علیرضا حصارنوی و رجب محمد ضروری ف بررسی و شناسایی باستان شناسی شهرستان مینودشت(گزارش توصیفی، مقدماتی)، جلد اول، مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان ف تیرماه 1384 ، ص 8
5- الف ) طرح بررسی باستان شناسی غارهای استان گلستان ص 38.
6- دکتر بختورتاش، نشان راز آمیز، گردونه خورشید یا گردونه مهر ، ص 14.


علیرضا حصارنوی- سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان مینودشت

                                         

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

قلعه ضحاک هشترود

شماره ثبت: ۴۳۶

تاریخ ثبت: ۵/۱۲/۱۳۴۱

دوره تاریخی : هزاره اول ق. م تا قرن ۷ هجری

 

وضعیت جغرافیائی و اقلیمی محوطه :

در ۱۶ کیلومتری شرق سراسکند و بالای کوه سرمه لو، در ۲۲ درجه و ۳۷ دقیقه عرض شمالی و ۹ درجه و ۴۷دقیقه طول شرقی واقع است. این مجموعه در شرق کوه سرمه لو و در احاطه دو رودخانه قــــرانقو و شورچای قرار گرفته و روستای عربلو در شمال محوطه و در دو کیلومتری آن روستای دلمد، در غرب و ایستگاه راه آهن خراسانک در شرق محوطه قرار دارد.

محلهای انتخاب شده در فصل اول و دوم حفاریها در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ در ضلع شرقی بنای چهار طاقی و به فاصله ده متری از آن انتخاب گردیده است.

پیشینه تاریخی محوطه :
۱- آثار معماری بدست آمده از این محوطه که سنگی و بدون ملاط می باشد مربوط به دوران اورارتوئی است که از آب انبارهای بدست آمده نیز می توان قدمت را به همین دوره نسبت داد.
۲- وجود چهار طاقی : پارتی – ساسانی در این مجموعه و همچنین آثاری از دوران اسلامی اهمیت این مجموعه را نشان می دهد.
۳- با توجه به سفالهای جمع آوری شده از محوطه قدمت را از هزاره دوم ق.م الی دوران ایلخانی می توان رساند.

 

 

   

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

 

چشمه هفت رنگ مُجن

 
 
 

چشمه هفت رنگ مُجن از نوع چشمه های گوگردی است که در ۲۵ کیلومتری شمال شاهرود در میان شکاف دره های دامنه قله ۴۰۰۰ متری شاهوار واقع شده که این دره در ادامه به دو دره کوچکتر تقسیم می شود .چشمه هفت رنگ مُجن از نوع چشمه های گوگردی است که در ۲۵ کیلومتری شمال شاهرود در میان شکاف دره های دامنه قله ۴۰۰۰ متری شاهوار واقع شده که این دره در ادامه به دو دره کوچکتر تقسیم می شود . در یکی از این دره های آب سفید چشمه جاری است که آشامیدنی است و در دره دیگر چشمه های رنگی قرار دارد این چشمه های رنگی در جداره و کف رودخانه تابلوهای نقاشی زیبایی را خلق می کند که چشمان هر بیننده ای را محسور زیبایی خود می نماید .
قبل از رسیدن به این چشمه های معدنی بوی خاصی در منطقه به مشام می رسد .
بوی گوگرد از یکی از این چشمه ها که از کانسارهای گوگردی عبور می کند از فاصله ای دور حس می شود . از آنجایی که بسیاری از مواد معدنی از خود گاز و بخار هایی ساطع می کنند می توان با آزمایشات نوع آنها را تشخیص داد و به کمک آنها مواد معدنی اصلی را شناسایی کرد .
در اطراف ، چشمه هایی در حال جوشش هستند که دارای مواد معدنی جیوه دار بوده و از آنها بخار جیوه بلند می شود که به آسانی قابل تشخیص است .
سرانجام آب این چشمه ها با رنگ های گوناگون در مسیر خود با هم ترکیب شده و تقریباً آب صابون مانندی را تشکیل می دهند و با آب سفید چشمه تلاقی یافته که هر چقدر از محل دورتر می شوند رنگ آنها به سفیدی گراییده تا جایی که جهت استفاده کشاورزی در منطقه گرآب (گرو) اثری از رنگ و بوی آن یافت نمی شود .
آب گوگردی این چشمه ها خاصیت دارویی دارد و در قدیم اهالی منطقه جهت بیماری های پوستی و استخوانی از آب این چشمه ها جهت درمان استفاده می کردند .
یکی از راههای توسعه گردشگری توجه به بخش آب درمانی است که در بیشتر کشورهای جهان دراین بخش سرمایه گذاری کلان صورت گرفته و بازدهی قابل توجه ای داشته است .
با توجه به اینکه این چشمه در موقعیت مناسبی بین استان های سمنان و گلستان واقع شده و در کنار یکی از مسیرهای صعود کوهنوردان به قله شاهوار است باید سرمایه گذاری جهت رفع مشکلاتی چون دسترسی جاده ، سرویس بهداشتی و امکانات رفاهی
با واگذاری زمین و طرح احداث استخر تفریحی ، استخر فیزیوتراپی، کانال عروقی، وان عروقی و مراکز استنشاق درمانی انفرادی و عمومی، گِل درمانی ، دوش درمانی ، سونای خشک ، پرتودرمانی، اشعه یووی ، مطب پزشک عمومی ، پزشک تخصصی پوست و پزشک ریوی ، مجتمع آب درمانی آقایان و بانوان و مجتمع ورزشی روباز چشمه مجن به عنوان یکی از بهترین چشمه های آب درمانی کشور و یک جاذبه درمانی - ورزشی به جایگاه واقعی خود نائل شود.

 


5

 

 

                                                 r

                                                     

                                                      

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

چنار، مقدس‌ترین درخت ایران

 

 

 

:
گروه فرهنگ: امروزه بسیار از اهمیت حفظ و نگهداری درختان به عنوان یکی از اصلی‌ترین منابع زیستی سخن می‌رود. انسان امروزی چنان از طبیعت فاصله گرفته که نسبت به منابع گیاهی از جمله درختان بی‌توجه گشته و غالبا از یاد برده که در روزگاری نه چندان دور، درختان نه فقط نقشی زیست محیطی بلکه اعتقادی در زندگی آدمی داشته‌اند. در میان تمام ملت‌های بشری درخت در باور‌های اعتقادی چندان رسوخ کرده بود که هاله‌ای از تقدس پیرامون آن را فرا می‌گرفت. هر ملتی غالبا با توجه به اقلیم خود یک نوع درخت را بیش از سایر درختان محترم می‌شمرد. در ایران، درخت چنار و سرو از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و هستند.
بلوط در میان سلتی‌ها، بابونه در میان آلمانی‌ها، زبان گنجشک در میان ملل اسکاندیناوی، زیتون در میان مسلمانان، درخت عرعر و غان در سیبری، همه جزو درختان مقدس‌اند. همه این درختان در چند ویژگی مشترک‌اند. از همه بارزتر نوزایی هر ساله آنهاست.
مرگ درختان در زمستان و تولد دوباره آنها با فصل بهار درخت را همواره به نمادی از زندگی و جاودانگی تبدیل کرده و جایگاه خاصی بدان بخشیده است. از طرفی، تمامی درختانی که به نوعی مقدس بوده‌اند، معمولا درختانی بزرگ با عمری طولانی هستند. انسان از قدیم برای درختان وجود روان را قائل بوده است. اعتقادی که به اساطیر و قصه‌های مردم نیز راه یافته است. مثلا در آفریقا، درخت نارگیل را دارای روان و زندگی بخش می‌دانند و افکندن یک درخت نارگیل برابر با مادر‌کشی است. در میان بسیاری از ملل از جمله در فیلیپین اعتقاد بوده که ارواح در گذشتگان بر نوک بلند‌ترین درختان زندگی می‌کنند.
در قصه های پریان، دختر شاه پریان از میوه درختی و غالبا درخت انار بیرون می‌آید. درخت انار و خرما نیز جزو درختان برکت بخش در ایران هستند. در مورد درخت خرما، کهن‌ترین متنی که وجود دارد، منظومه درخت آسوریک به زبان پهلوی است که اصل آن را از پارتی می‌دانند. این منظومه، مناظره‌ای است میان درخت خرما و بز که هر یک فواید خود را بر می‌شمرند و سر‌انجام درخت خرما در این مناظره پیروز می شود. باز هم تاکیدی دیگر بر برکت بخشی و اهمیت این درخت.
مهم‌ترین نتیجه‌ای که چنین باورهایی دارد، قائل شدن قدرتی خاص برای درختان است. هنوز هم در روستاهای ایران، درختان کهنسالی را می‌بینیم که به آنها دخیل بسته‌اند. این درختان در اعتقادات مردمی قادرند باران بیاورند، خورشید را به درخشش وادارند، گله‌ها را افزایش بخشند، زنان را به بارداری و زایش یاری دهند و سرانجام نذری را بر آورده سازند. غالب این درختان مقدس از میان درختان چنار انتخاب شده‌اند.
چنار کهن چنان خصوصیاتی طبیعی دارد که می‌توان اعجاب مردم ساده را بر‌انگیزد. چنار عظیم‌ترین و از پر‌عمر‌ترین درختان ایران است. چنار چنان بلند و افراشته است که از دور دست دیده می‌شود. دهقانان ایران چنار را شاه درختان می‌دانند. اما عظمت چنار تنها دلیل تقدس آن نیست. چنار هر ساله پوست می‌اندازد و شاخه‌های تنومند آن رنگ سبز روشنی به خود می‌گیرد. این جوان شدن هر ساله چنار نیز قداست خاصی به آن بخشیده است. زیرا حفظ قدرت جوانی یکی از شرایط لازم برای باروری است و در نتیجه، آن را مظهر برکت و نعمت بخشیدن ابدی خدایان و ارواح می‌سازد. از آنجا که مردم غالبا برای حفظ اعتقادات کهن رنگ و بویی از اعتقادات تازه به آن می‌بخشند، در مورد درخت چنار نیز این اتفاق افتاده است و در باورهای مردمی، در زیر هر چنار مقدس و کهنی امامزاده‌ای مدفون است. این که واقعا امامزاده‌ای مدفون باشد یا خیر، معلوم نیست آنچه مهم است تقدس چنار است که با این عنوان حفظ گشته است. حتی در یکی از روستاهای منطقه طالقان، درخت چنار مقدسی است که بنابر اعتقادات مردم منطقه، روز عاشورا از آن خون می‌آید.
در مورد پادشاهان هخامنشی نیز نقل است که چنار از چنان تقدسی برخوردار بوده که در خوابگاه شاهان چنار زرینی به همراه تاکی زرین آراسته به زیور نگهداری می‌شده است و گویی دستیابی به این چنار به معنای به دست آوردن سلطنت بوده است. ظاهرا چنار مظهر غنای طبیعت بوده اما همراه شدن آن با تاک چه توجیهی دارد؟ تنها مطلبی که در مورد درخت اخیر می‌دانیم روایت هرودوت است که آخرین شاه ماد در خوابی می‌بیند تاکی از شکم دخترش، ماندانا رویید و سراسر آسیا را پوشاند. خوابی که به تولد کوروش و فتوحات وی تعبیر شد. از طرفی، انگور در اساطیر ایران مظهر خون است و خون نیروی اصلی حیات. از آنجا که خون سلطنت از طریق زنان ادامه می‌یافت، شاید بتوان تاک زرینی را که بر چنار زرین می‌پیچید مظهر خون و دوام سلطنت هخامنشیان دانست. در واقع چنار مظهر شاه و تاک مظهر همسر او بوده است.
علاوه بر چنار، سرو افراشته و همیشه سبز نیز جایگاه خاصی در میان قوم آریا داشته است. گرچه سرو قداستی چون چنار نیافته اما از درختان مورد احترام ایرانیان بوده است. احترام به این درخت با باورهای میترا به اروپا رفت و همچون سایر اعتقادات مهرپرستی در مسیحیت ریشه دواند تا بدانجا که امروزه جزو لاینفک جشن سال نو مسیحیان در هر گوشه جهان گشته است.
اهمیت درختان به خصوص درختان چنار و سرو چنان بوده که کاشتن درخت در ایران جنبه اعتقادی هم یافته بود و جزو ثواب‌های بزرگ به شمار می‌آمد. سنتی که پس از اسلام هم ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد. روز 15 اسفند را سالیان سال است که با عنوان جشن درختکاری می‌شناسیم و در این روز، می‌کوشیم با طبیعت آشتی کنیم. سنتی که بنیان آن منسوب است به پیامبر و اندیشمند بزرگ ایران، اشو زرتشت. او با دست خود درخت سروی در شهر کاشمر غرس کرد که سالیان سال پس از او هم این سرو زیست تا آنکه در دوره خلفای عباسی به درخت کهنسال و مقدسی بدل گشته بود که مورد نذر و نیاز مردم ایران قرار می‌گرفت. شهرت این سرو را خلیفه عباسی تاب نیاورد و دستور داد تا آن را از بن در‌آورند.
«باری، خلیفه‌ی بغداد / آن برگزیده شیوه‌ی شدادی / بر باد رفت، حتی / نام خلیفه‌ی خودخواه خودپرست / از یاد رفت / اما / در کاشمر هنوز / در ذهن هر خردور ایرانی / سروی به پاست / آن سرو / سرفرازتر از هر چه سرو / پا برجاست.» (حمید مصدق)
در پایان، در اهمیت درخت به جاست از دو درخت مهم اساطیری ایران نیز صحبت کنیم. درخت بس تخمه یا همه تخمه که منشا تمامی گیاهان جهان است و همه نوع گیاه از او می‌روید. سیمرغ، پرنده اساطیری ایران، بر این درخت آشیان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوی گزیده های زاد سپرم، «آن درخت را بیفشاند، آن تخم‌های (فرو ریخته) در آب آمیزد، تیشتر (ایزد باران در اساطیر ایران) آنها را با آب بارانی ستاند، به کشورها باراند» و به این ترتیب، همه نوع گیاه در همه جای زمین روید. این درخت در دریای فراخکرد، دریای بی‌انتهای کیهانی، به همراه درخت «گوکرن» یا «هوم سفید» قرار دارد. درخت گوکرن درخت مهم اساطیری دیگری است که اکسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان می‌بخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بی‌مرگ می‌شوند. بنابر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بد دم است. اهریمن برای از بین بردن این درخت وزغی را در دریای فراخکرد به وجود می‌آورد اما در مقابل، اورمزد دو ماهی مینوی به نام «کر» می‌آفریند که مامور نگاهبانی از این درخت می‌شوند و همواره یکی از این ماهی‌ها وزغ را زیر نظر دارد. در آغاز آفرینش آدمی نیز درخت به یاری مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر، می‌آید. مشی و مشیانه برای طبخ غذای خود نیازمند آتش بودند و آتش مورد نیاز آنان را دو درخت کنار و شمشاد که بنابر اساطیر ایران آتش دهنده‌ترند، فراهم کردند.
درخت در دین‌های دیگر هم از جایگاه خاصی برخوردار است. در دین یهود، خداوند در میان شعله‌های آتشی که از درون درختی سر بر می‌آورد، با حضرت موسی (ع) سخن گفت. حضرت مریم زیر درخت خرمایی با ریزش خرمای آن روزه خود را گشود و در اسلام، درخت طوبی درخت مقدسی است که در بهشت جای دارد. نماد معرفت نیز در همه این دین‌ها درختی است که میوه آن، ممنوعه است و با خوردن آن، آدم و حوا هبوط می‌کنند و از بهشت رانده می‌شوند.
منابع:
آموزگار، ژاله؛ تاریخ اساطیری ایران، تهران: سمت، 1374، چاپ دوم.
بهار، مهرداد؛ از اسطوره تا تاریخ، تهران: نشر چشمه، 1381.
بهار، مهرداد؛ پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: آگه، 1378.
زمردی، حمیرا؛ نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی و منطق‌الطیر، تهران: زوار، 1382.
شوالیه، ژان و آلن گر بران؛ فرهنگ نمادها، ترجمه و تحقیق از سودابه فضایلی، تهران: جیحون، 1382.
فرنبغ دادگی؛ بندهش، گزارش مهرداد بهار، تهران: توس، 1380.
هینلز، جان؛ شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار _ احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه _ نشر آویشن، 1379.

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

  آریوبرزن ، جای و چگونگی نبرد

نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون گمان زده اند،به نظر می آید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی یا باختر استان فارس و یا بنا بر برخی روایت ها اطراف شهر ارجان یا آریاگان (بهبهان کنونی) باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لی‌بانی نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته می شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می کشد). آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی پیروز گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.

چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.

بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پارسه پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تکاب در کهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.

مورخ دربار اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران  عقب نشینی کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پارسه به ایستادگی ادامه می داد.

نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افکند و با اینکه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه ی سپاه دشمن را بشکافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع کند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسکندر که در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند.


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

شرکت در همایش: هتلداری در هزاره سوم با ارایه مدرک بین المللی در کیش تاریخ برگزاری :١ و٢ اسفند...جهت اطلاعات بیشتر با این شمار تماس بگیرید :

٠٩١٣٩١٨۵۴٩۴


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧

1.         جشن سپندارمزگان .

جشن سپندارمزگان به جای ولنتاین!!
والنتاین (26 بهمن) یا سپندار مذگان (29 بهمن(
چند سالی است نزدیک 26 بهمن ماه (14 فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های کالاهای فانتزی شلوغ می شود. همه جا نام
Valentine به گوش می خورد. از هر بچه ای که درباره والنتاین پرسش کنی می داند که "در سده سوم میلادی که برابر با آغاز شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس باورهای شگفتی داشته است، برای نمونه سربازی خوب خواهد جنگید که زن نگرفته باشد. از این رو زناشویی را برای سربازان امپراتوری روم بازداشته می کند.کلودیوس به اندازه ای سنگدل وفرمانش به اندازه ای بی چون و چرا بود که هیچ کس یارای یاری به زناشویی سربازان را نداشت.ولی کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،پنهانی عقد سربازان رومی را با دختران دلخواهشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این رخداد آگاه می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان دلداده دختر زندانبان می شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد دلدادگان، با دلی عاشق به دار آویخته می شود...بنابراین او را به نام فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نمادی می شود برای عشق!" ولی کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه سده پس از زادروز، که از بیست سده پیش از زادروز، روزی به نام روز عشق بوده است!شنیدنی است بدانید که این روز در سالنمای کنونی ایرانی برابر است با 29 بهمن، یا تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز با نام "روز عشق" به این گونه بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز می شمردند و افزون بر اینکه ماه ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( تندرستی، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت "بهترین راستی و پاکی" که باز ویژه خداوند است، روز چهارم شهریور "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که ویژه خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ فرنام ملی زمین است، یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. از این روی در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان می شد، جشنی برپا می داشتند به فراخور نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" فرنام می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین نام می گرفتند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم می نشینند. در این روز زنان به شوهران خود با مهر ارمغان می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها ارمغان داده و از آنها فرمانبرداری می کردند. برخی نیز روز مادر و زن را به نشانه زایش و مهربانی زمین در این روز می دانند.مردم ایران از آن میان مردم هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به فراخور های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، روش زندگی، خوی، فلسفه زندگی و رویهمرفته جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (Valentine
) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) برگردانیم... چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نیست؟ زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نیز افزودن بر آن 12 ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند(سپندار مذگان)، با روز 335 از سال یا 29 بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است.


[

روز مهرورزی و روز عشق به مادر

سپندارمذگان

روز پنجم هر ماه موسوم است به " سپنته آرمئیتی" که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، که در پهلوی "سپندازمذ" گفته شده که به معنی فروتنی است.
سپندارمذ، روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم سال است. پس درسپندارمذ روز ماه سپندارمذ جشنی بوده .(پنجم اسفند)
از طرفی چون این امشاسپند سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد این روز به نام و مخصوص زنان بوده.
جشنی که در این روز برگذار می شده به " سپندارمزگان" معروف است. نامهای دیگر آن "مردگیران" ، مژدگیران" می باشد.
ابوریحان بیرونی می نویسد : "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می رود." و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته.
در این روز مردان به جهت گرامی داشت مقام زن در کردگار به آنها هدیه می دادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی می کردند و مردان از آنها اطاعت می کردند.
به این دلیل به این روز مردگیران می گفتند که در این جشن زنها می توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند.

سپندارمذ : در اوستا "سپند آرمیتی" و در پهلوی "سپندارمت" یا " سپندارمد" و در فارسی "سپندارمذ" یا "اسفند" مرکب است از دو جزء "سپند" به معنی " ورجاوند" و "آرمیتی" که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی می دهد. در پهلوی معنی این ترکیب را "خرد کامل" نوشته اند.
در گاهان ، غالبا جزء دوم آن (آرمیتی) به تنهایی آمده و یکی از فروزه های "مزدا اهوره" است. اما در اوستای نو ، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سه گانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهوره مزدا به شمار می رود.
این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره مزدا و در جهان استومند ، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره مزدا است و ایزد بانوان آبان (اردویسور اناهیتا)و دین و اشی از یاران و همکاران او هستند و "ترومیتی" – دیو ناخشنودی و خیره سری و یکی از بزرگان دیوان- دشمن اوست .
در گاهان از "سپند آرمیتی" چون پرورش دهنده آفریدگان یاد می شود و از طریق اوست که مردم برکت میابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمه ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو ، او دارنده ده هزار داروی درمان بخش است . و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است.
دکتر بهار می نویسد :
" در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل "آراماتا" بوده است به معنی "مادر زمین".

واژه "ساندارامت" در ارمنی (به معنی اندرون زمین) صورتی از "سپندارمذ" است.
پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته می شود.گل بیدمشک را نیز ویژه او دانسته اند


توضیحات بیشتر

اکثر فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن . ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز "سپندارمزگان" یا "اسفندارمزگان" نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مز" بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست
سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون اطاعت می کردند






 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

* *نام های اصفهان در گذر تاریخ **

 

شهر اصفهان ، مرکز شهرستان استان اصفهان ، با پهنه‌ای حدود دویست و پنجاه کیلومترمربع ، در دل فلات ایران قرار دارد .

شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای : آپادانا ، آصف‌هان ، اسباهان ، اسبهان ، اسپاتنا ، اسپادنا ، اسپاهان ، آسپدان ، اسپدانه ، اسپهان ، اسپینر ، اسفاهان ، اسفهان ، اصباهان ، اصبهان ، اصپدانه ، اصفاهان ، اصفهان ، اصفهانک ، انزان ، بسفاهان ، پارتاک ، پارک ، پاری ، پاریتاکن ، پرتیکان ، جی ، دارالیهودی ، رشورجی ، سپاهان ، سپانه ، شهرستان ، صفاهان ، صفاهون ، گابا ، گابیان ، گابیه ، گبی ، گی ، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده است .

بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام ، به ویژه در دوران ساسانیان ، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران ، مانند :
کرمان ، فارس ، خوزستان ، سیستان و ... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند ، آنجا را « اسپهان » گفته ، سپس عربی شده و به صورت « اصفهان » درآمده است .

این شهر دارای واژگان کهنتری است که با نام کنونی آن ، هیچ گونه پیوندی ندارد ، مانند :انزان ، گابیان ، گابیه ، جی ، گبی ، گی ، گابا .

 

یاقوت حموی ، می‌نویسد :
«
اصفهان یا اسپهان از کلیه اسباه است که به معنی سپاه و سگ می‌باشد . »

 

استاد پورداود ، می‌گوید :
«
ارزش این وجه اشتقاق فقط در این است که می‌رساند در لهجه قدیم اصفهانی ، اسباه به معنی سگ نیز بوده است »


پورداود یادآور شده است که بطلمیوس ، جغرافیانگار سده دوم میلادی ، نام این شهر را اسپدان  نگاشته ، سپس می‌گوید واژه اصفهان روی اسپاهان قرار گرفته که خود شامل سپاه به معنی ارتش و هان اسم مکان ، یعنی جای سپاه است .

 

نویسنده کتاب حدودالعالم از این شهر به نام « سپاهان » یاد کرده ، می‌گوید :
«
سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهر است : یکی را جهودان خوانند و یکی را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند ...»

 

محمد حسین بن خلف تبریزی ، درباره نام اصفهان ، نوشته است :
«
اصباهان ، معرب اسپاهان است و آن شهری است مشهور در عراق و نام اصلی او این است . و نام مقامی است از جمله دوازده مقام موسیقی و آن را اصفهانک نیز خوانند

 

در کتیبه‌های پارسی هخامنشی، انزان شامل ناحیه اصفهان بوده و پیش از کورش ، مرکز قدرت هخامنشیاندر این ناحیه بوده و پس از کورش انزان به گابیان تبدیل یافته و استرابن هم آن را به همین نام خوانده است و گابیان رفته رفته به جی تغییر یافت .

 

هرتسفلد نگاشته است :
اصفهان نام بلوکی از ولایت پریت کان و نام شهر « گبی » بوده است . گبی بعدها « گی » و سپس عربی شد و به « جی » تبدیل یافت .

 

در سده ٢ میلادی ، نام گبی و اسپدانا در نقشه بطلمیوس دیده می‌شود . وی « اسپدانا »ی پارسی زمان هخامنشی را از کتاب ارتستنس ، مدیر کتابخانه اسکندر مقدونی برداشته بود. در یک نقشه جهان نما که ١٠٠ سال پیش از بطلمیوس ترسیم شده است ، این نام به صورت ساسانی « سپانه » یعنی سپاهان نگاشته شده و معنی آن ، جای لشکریان است .

 

اسکندر مقدونی هنگام دنبال کردن داریوش هخامنشی به پارتاک یا پارک یاگی آمد و آن را گشود و اکسازر را که والی شوش بود به حکومت پارتاک گمارد . تاریخ نگاران پیشین ، پارتاک را پاریتاکن نامیده‌اند که به پارسی آن روزی پرتیکان می‌گفتند و امروز فریدن می‌خوانند . پرتیکان به تمامی ناحیه اصفهان اطلاق می‌شده است .

 

مفضل سعدبن حسین مافروخی اصفهانی ، نویسنده کتاب محاسن اصفهان درباره نام اصفهان ، می‌نویسد :
« ...
و همچنین گفته‌اند که اصل لفظ نام اصفهان ، اسفاهان بود ، چرا که در ایام فرس ، گودرزبن گشواد بر آن مستولی و مالک بود و هر وقت که پای اقتدار در رکاب استظهار آوردی هشتاد پسر صلبی او با او سوار گشتند ، همه سواران جنگی فرزانه و جملگی دلاوران فرهنگی مردانه زیارت بر احفاد و اشیاع و عباد و اتباع چون سوار می‌شدند مردم می‌گفتند اسفاهان ، یعنی لشکر ، تداول کلام ، عوام اصفهان را بدان نام نهاد . »

 

مافروخی بار دیگر سخن از سپاه و سپاهیگیری به میان آورده ، می‌گوید : « ... در روایت است که اردشیر بابکان گفت هرگز هیچ ملکی بر غلبه و استیلا هیج ملک قدرت نداشت تا اصفهانیان مدد بنمودند و پرویز گفت کار ملک بر ما قرار نگرفت الا به معاونت مدد اهل اصفهان و انوشیروان لشکر و سپاه اصفهان را بر تمامیت لشکرهای جهان تفصیل داد و از میان ایشان اهل فریدن را اختیار کرد

 

 

ابن اثیر در کتاب اللباب می‌نویسد :
«
اصفهان به کسر اول یا فتح آن شهر بلاد جبال است و آن را از آن جهت اصفهان گفته‌اند که معرف سپاهان است و سپاه به معنی لشکر و هان علامت جمع است و اینجا محل تجمع سپاه اکاسره بوده است

 

 

 

 

حمزه اصفهانی بر این باور بود که واژه اصفهان یا اسپاهان از سپاه گرفته شده که در فارسی به معنی قشون و سگ است . لاکهارت نیز بر این باور بود که از روزگار پارتها ، واژه اسپاهان به این ناحیه اطلاق شده است .

 

گفتار بالا می‌رساند که این نام با سپاه و سپاهیگری بستگی داشته است و شاید چنین نقشی را « جی » به عهده داشته است نه « یهودیه » که گسترش آن ، اصفهان کنونی را به وجود آورده است . واژه سپاه در پارسی باستان به معنی اسب نیز آمده است ، زیرا اسب جزو کار سپاه بوده است چنانکه یاقوت حموی ، می‌گوید سپاه برابر اسب است و همین اصفهان را جایگاه سپاهیان دانسته است . در نزد آریاییها باارزش و محترم بوده است و بسیاری از بزرگران و نام‌آوران ایرانی به نام اسب نامگذاری می‌شده‌اند ، مانند : گشتاسب ، لهراسب و جاماسب ، که همه این نامها واژه اسب دارند .

 

اصفهان در زمان خلافت عمر به دست عربها افتاد و تا دو سه سده حاکمانی از سوی خلفا در آن فرمانروایی می‌کردند . در دوران آل بویه و سلجوقیان پایتخت بود . پس از سلجوقیان تا دوران صفویه نیز پایتخت ایران بود ، ولی در اواخر دوران صفوی دستخوش کشتار ، چپاول و خرابی شد .

 

اصفهان در حمله مغول و تیمورلنگ خسارتهای زیادی دید . تیمور لنگ از هفتاد هزار سربریده مردم این شهر ، مناره‌ای برپا کرد و به گفته نویسنده کتاب حبیب السیر ، در اصفهان جز زنده رود ، کسی زنده نماند . از دوران افشاریه و زندیه در اصفهان آثار مهمی نمانده است ، ولی در زمان قاجاریه به کوشش مردان خیر چند بنای قابل توجه ایجاد شد.

 

منبع: دانشنامه رشد

* *نام های اصفهان در گذر تاریخ **

 

شهر اصفهان ، مرکز شهرستان استان اصفهان ، با پهنه‌ای حدود دویست و پنجاه کیلومترمربع ، در دل فلات ایران قرار دارد .

شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای : آپادانا ، آصف‌هان ، اسباهان ، اسبهان ، اسپاتنا ، اسپادنا ، اسپاهان ، آسپدان ، اسپدانه ، اسپهان ، اسپینر ، اسفاهان ، اسفهان ، اصباهان ، اصبهان ، اصپدانه ، اصفاهان ، اصفهان ، اصفهانک ، انزان ، بسفاهان ، پارتاک ، پارک ، پاری ، پاریتاکن ، پرتیکان ، جی ، دارالیهودی ، رشورجی ، سپاهان ، سپانه ، شهرستان ، صفاهان ، صفاهون ، گابا ، گابیان ، گابیه ، گبی ، گی ، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده است .

بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام ، به ویژه در دوران ساسانیان ، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران ، مانند :
کرمان ، فارس ، خوزستان ، سیستان و ... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند ، آنجا را « اسپهان » گفته ، سپس عربی شده و به صورت « اصفهان » درآمده است .

این شهر دارای واژگان کهنتری است که با نام کنونی آن ، هیچ گونه پیوندی ندارد ، مانند :انزان ، گابیان ، گابیه ، جی ، گبی ، گی ، گابا .

 

یاقوت حموی ، می‌نویسد :
«
اصفهان یا اسپهان از کلیه اسباه است که به معنی سپاه و سگ می‌باشد . »

 

استاد پورداود ، می‌گوید :
«
ارزش این وجه اشتقاق فقط در این است که می‌رساند در لهجه قدیم اصفهانی ، اسباه به معنی سگ نیز بوده است »


پورداود یادآور شده است که بطلمیوس ، جغرافیانگار سده دوم میلادی ، نام این شهر را اسپدان  نگاشته ، سپس می‌گوید واژه اصفهان روی اسپاهان قرار گرفته که خود شامل سپاه به معنی ارتش و هان اسم مکان ، یعنی جای سپاه است .

 

نویسنده کتاب حدودالعالم از این شهر به نام « سپاهان » یاد کرده ، می‌گوید :
«
سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهر است : یکی را جهودان خوانند و یکی را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند ...»

 

محمد حسین بن خلف تبریزی ، درباره نام اصفهان ، نوشته است :
«
اصباهان ، معرب اسپاهان است و آن شهری است مشهور در عراق و نام اصلی او این است . و نام مقامی است از جمله دوازده مقام موسیقی و آن را اصفهانک نیز خوانند

 

در کتیبه‌های پارسی هخامنشی، انزان شامل ناحیه اصفهان بوده و پیش از کورش ، مرکز قدرت هخامنشیاندر این ناحیه بوده و پس از کورش انزان به گابیان تبدیل یافته و استرابن هم آن را به همین نام خوانده است و گابیان رفته رفته به جی تغییر یافت .

 

هرتسفلد نگاشته است :
اصفهان نام بلوکی از ولایت پریت کان و نام شهر « گبی » بوده است . گبی بعدها « گی » و سپس عربی شد و به « جی » تبدیل یافت .

 

در سده ٢ میلادی ، نام گبی و اسپدانا در نقشه بطلمیوس دیده می‌شود . وی « اسپدانا »ی پارسی زمان هخامنشی را از کتاب ارتستنس ، مدیر کتابخانه اسکندر مقدونی برداشته بود. در یک نقشه جهان نما که ١٠٠ سال پیش از بطلمیوس ترسیم شده است ، این نام به صورت ساسانی « سپانه » یعنی سپاهان نگاشته شده و معنی آن ، جای لشکریان است .

 

اسکندر مقدونی هنگام دنبال کردن داریوش هخامنشی به پارتاک یا پارک یاگی آمد و آن را گشود و اکسازر را که والی شوش بود به حکومت پارتاک گمارد . تاریخ نگاران پیشین ، پارتاک را پاریتاکن نامیده‌اند که به پارسی آن روزی پرتیکان می‌گفتند و امروز فریدن می‌خوانند . پرتیکان به تمامی ناحیه اصفهان اطلاق می‌شده است .

 

مفضل سعدبن حسین مافروخی اصفهانی ، نویسنده کتاب محاسن اصفهان درباره نام اصفهان ، می‌نویسد :
« ...
و همچنین گفته‌اند که اصل لفظ نام اصفهان ، اسفاهان بود ، چرا که در ایام فرس ، گودرزبن گشواد بر آن مستولی و مالک بود و هر وقت که پای اقتدار در رکاب استظهار آوردی هشتاد پسر صلبی او با او سوار گشتند ، همه سواران جنگی فرزانه و جملگی دلاوران فرهنگی مردانه زیارت بر احفاد و اشیاع و عباد و اتباع چون سوار می‌شدند مردم می‌گفتند اسفاهان ، یعنی لشکر ، تداول کلام ، عوام اصفهان را بدان نام نهاد . »

 

مافروخی بار دیگر سخن از سپاه و سپاهیگیری به میان آورده ، می‌گوید : « ... در روایت است که اردشیر بابکان گفت هرگز هیچ ملکی بر غلبه و استیلا هیج ملک قدرت نداشت تا اصفهانیان مدد بنمودند و پرویز گفت کار ملک بر ما قرار نگرفت الا به معاونت مدد اهل اصفهان و انوشیروان لشکر و سپاه اصفهان را بر تمامیت لشکرهای جهان تفصیل داد و از میان ایشان اهل فریدن را اختیار کرد

 

 

ابن اثیر در کتاب اللباب می‌نویسد :
«
اصفهان به کسر اول یا فتح آن شهر بلاد جبال است و آن را از آن جهت اصفهان گفته‌اند که معرف سپاهان است و سپاه به معنی لشکر و هان علامت جمع است و اینجا محل تجمع سپاه اکاسره بوده است

 

 

 

 

حمزه اصفهانی بر این باور بود که واژه اصفهان یا اسپاهان از سپاه گرفته شده که در فارسی به معنی قشون و سگ است . لاکهارت نیز بر این باور بود که از روزگار پارتها ، واژه اسپاهان به این ناحیه اطلاق شده است .

 

گفتار بالا می‌رساند که این نام با سپاه و سپاهیگری بستگی داشته است و شاید چنین نقشی را « جی » به عهده داشته است نه « یهودیه » که گسترش آن ، اصفهان کنونی را به وجود آورده است . واژه سپاه در پارسی باستان به معنی اسب نیز آمده است ، زیرا اسب جزو کار سپاه بوده است چنانکه یاقوت حموی ، می‌گوید سپاه برابر اسب است و همین اصفهان را جایگاه سپاهیان دانسته است . در نزد آریاییها باارزش و محترم بوده است و بسیاری از بزرگران و نام‌آوران ایرانی به نام اسب نامگذاری می‌شده‌اند ، مانند : گشتاسب ، لهراسب و جاماسب ، که همه این نامها واژه اسب دارند .

 

اصفهان در زمان خلافت عمر به دست عربها افتاد و تا دو سه سده حاکمانی از سوی خلفا در آن فرمانروایی می‌کردند . در دوران آل بویه و سلجوقیان پایتخت بود . پس از سلجوقیان تا دوران صفویه نیز پایتخت ایران بود ، ولی در اواخر دوران صفوی دستخوش کشتار ، چپاول و خرابی شد .

 

اصفهان در حمله مغول و تیمورلنگ خسارتهای زیادی دید . تیمور لنگ از هفتاد هزار سربریده مردم این شهر ، مناره‌ای برپا کرد و به گفته نویسنده کتاب حبیب السیر ، در اصفهان جز زنده رود ، کسی زنده نماند . از دوران افشاریه و زندیه در اصفهان آثار مهمی نمانده است ، ولی در زمان قاجاریه به کوشش مردان خیر چند بنای قابل توجه ایجاد شد.

 

منبع: دانشنامه رشد

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع :

آشپـزی ایـرانی

 

تهیه کننده :

رضا حسینی

 

 

 

 

 

 

 

آشپزی ایرانی :

آشپزی به معنای یک هنر ظریف ، به معنای شیوه پخت و پزی که فرانسویان آنرا آشپزی عالی می نامند . در بیشتر جوامع نخست در دربار پادشاهان و خانه های اشراف پرورانده شده و سپس در لایه های پایین تر جامع گسترش یافته است . در عصر ما ، رستوران ها و هتل های بزرگ و گران جای آن دربارها و خانه ها را گرفته اند ، ولی گسترش آشپزی عالی در آشپزخانه های مردم عادی همیشه حدی دارد و تفاوت میان آشپزی عالی و آشپزی عادی کما بیش سر جای خود باقی می ماند ، این تفاوت تنها د رگرانی و ارزانی یا زیادی و کمی مواد غذایی نیست ، بلکه در شیوه پخت و پز هم هست .

به نظر می آید که آشپزی ایرانی استثنایی است براین قاعده ، به این معنی که آنچه ما امروزه به این نام می شناسیم یک شیوه پخت و پز بیشتر نیست ، و اگر میان سفره دارا و ندار تفاوتی هست ، این تفاوت در جنس و مقدار مواد است ، نه در شیوه آماده کردن آن ها برای روشن کردن این مطلب نخست نگاهی به ویژگی های آشپزی و سفره های ایرانی می اندازیم و سپس سابقه تاریخی آن را به اختصار بررسی می کنیم .

ویژگی های آشپزی ایرانی : آشپزی ایرانی ، مانند فرش ایرانی ، اساساً هنری است که در خانه های مردم ساده یا حتی فقیر به دست زنان و دختران شهرها و روستاهای این سرزمین پرورانده می شود هرچند نمونه های فرد اعلای آن باز مانند فرش از خانه های اعیان و اشراف جامعه سردر آورد و هر چند آشپزی حرفه ای کمابیش در انحصار مردان باشد . تفاوت عمده آشپزی خانگی و آشپزی حرفه ای در حجم غذاست ، بیشتر تقلید می کند و می کوشد به پای آن برسد .

از میان عوامل بی شماری که در تکوین و تکامل این هنر موثر بوده است از سه عامل عمده می توان نام برد فراورده های بومی ، نوع سوخت ، نحوه زندگی مردم به طور کلی

فراورده های سرزمین ایران متنوع و ممتاز است ، از این جهت که اولاً در این سرزمین همه جور اقلیمی ، گرمسیری ، سردسیر ، بیابانی ، دریایی ، دشتی ، کوهستانی ، پیدا می شود ثانیاً ایران بخشی است از نوار حاصل از دامنه های هیمالیا تا سواحل اروپایی دریای سیاه کشیده شده است و سرزمین کشمیر و پاکستان و افغانستان و ایران و آسیای صغیر را تا یونان و پاره ای از اروپای شرقی را دربر می گیرد . میوه و سبزی و تره باری که از خاک این نوار به دست می آید از لحاظ عطر و طعم در سراسر جهان بی مانند است گوشت و شیر و کره و روغن این منطقه هم به همان دلیل بر نقاط خود در سایر جاها امتیاز دارد .

در ایران ، که در بخش کمابیش خشک این نوار قرار گرفته است کشاورزی و دام داری آسان نیست ولی جنس محصول همیشه مرغوب و تنوع گیاهان بسیار بیشتر از سایر مناطق این نوار است به این ترتیب ، آشپز ایرانی کار خود را با موادی آغاز می کند که عطر و مزه خوب و قوی دارند و به ادویه و فلفل زیاد و سایر موادی که غذاهای کم مزه را ماکول می کنند نیازمند نیست . از این روست که ذائقه ایرانی ملایم و حساس بار آمده است . از طرف دیگر ، به همان علت آسان نبودن کشاورزی و دام داری ، مردم ایران آموخته اند که قدر آنچه را با کار و زحمت از زمین به دست می آورند بشناسند در فرهنگ ایرانی گندم و جو و برنج و مانند اینها ، و نیز آنچه از این ها به دست می آید که مواد سیر کننده اصلی هستند  نعمت خدا شناخته می شوند و حرمت دارند .

در مورد گوشت و مرغ و تخم مرغ و ماهی و لبنیات این گونه حرمت ملاحظه نمی شود ولی کاربرد آنها هم در آشپزی همراه با ذوق و صرفه جویی است به این معنی که انواع خوروش و آبگوشت و تاس کباب و کباب کوبیده و بریانی و بسیاری از غذاهای دیگر را با ارزان ترین برش های گوشت مانند سردست و دنده و گردن ، درست می کنند . ماهیچه که در آشپزی عالی فرانسوی تقریباً بی مصرف است پیش ما برش بسیار مرغوبی است و در خوروش و آبگوشت و پلو و بسیاری از غذاهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد .

تا پیش از نفت و گاز و برق ، یعنی تا کمتر از صد سال پیش ، سوخت برای آشپزی و گرما در کشور ما از هیزم و زغال ، و در بسیاری از جاها از پِهن چارپایان تامین می شده است این امر باعث شده است که پوشش جنگلی بخش های بزرگی از سرزمین ما از میان رود و به زمین هم کود کافی نرسد ولی از طرف دیگر یکی از خصلت های بسیاری از غذاهای ایرانی از همین سوخت ناشی می شود . با هیزم و زغال و پهن ، گیراندن و کم و زیاد کردن آتش آسان نیست ، ولی وقتی که اجاق یا تنور برای پخت و پز آماده می شود حررات ملایم و کما بیش یک نواخت تا چند ساعت برقرار می ماند ، و این آن چیزی است که چلو و پلو و خوروش و آبگوشت و بسیاری دیگر از غذاهای ایرانی لازم دارند تا به اصطلاح آشپزها دم بکشد و جا بیفتد و عطر وطعم واقعی خود را ظاهر کنند . دم کشیدن و جا افتادن مفاهیم خاص آشپزی ایرانی و مکت های وابسته به آن هستند ودر مکتب های بیگانه با آشپزی ایرانی دیده نمی شود .


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

کویر زیبای ورزنه قطب کویر گردی

 

کویر ورزنه در دسترس ترین کویر به شهر اصفهان است که فاصله ماسه زار تا اصفهان ۱۱۰ کیلومتر است در یک سفر یک روزه مى توان از این منطقه دیدار کرد.

 

وسعت تلماسه ها بالغ بر ۱۷ هزار هکتار است و انواع اشکال حاصل فرسایش باد را مى توان دید مانند تپه هاى ماسه اى طولى، تپه هاى هلالى، هرم هاى ماسه اى و امواج روى ماسه ها که اصطلاحاً به آنها ریپل مارک گفته مى شود و چشم انداز ماسه ها از بالاى تلماسه ها بسیار زیبا و بکر به نظر مى آید و نوع پوشش گیاهى آن و سکوت زیباى حکمفرما بر آن براى تمام گردشگران روزى زیبا خلق مى کند و ارتفاع تلماسه هاى ورزنه نسبت به برخى نقاط بلندتر و در برخى نقاط به ۱۰۰ متر نیز مى رسد، طول تلماسه ها حدود ۴۵ کیلومتر و عرض آنها از ۱۰ کیلومتر در نزدیک ورزنه تا یک کیلومتر در خاراى جرقویه متفاوت است.
طبیعت
 گردى یا اکوتوریسم شاخه مهمى از گردشگرى است که جایگاه آن در اقتصاد جهانى رشد قابل ملاحظه اى داشته است اما توزیع جغرافیایى این درآمد بسیار نامتعادل بوده و ۸۰ درصد اشتغالزایى و درآمد ناشى از این صنعت به اروپا و آمریکا اختصاص یافته است واز ۲۰ درصد باقى مانده ۲/۵ درصد سهم خاورمیانه از این میان و یک درصد سهم ایران است و این در حالى است که ایران به لحاظ طبیعت بى نظیر و جذاب و به واسطه تنوع زیستى اقلیمى منحصر به فرد است و پنجمین کشور جهان بوده و پتانسیل بالایى در صنعت طبیعت 
گردى دارد.
* چشم
 انداز کویر

حدود یکصد کیلومتر دورتر از اصفهان در منتهى الیه جنوب شرق این استان، زیباترین تابلو طبیعت که با سر انگشتان نقاشى چیره دست روى گستره بوم کویر این دیاردست نخورده نقش بسته است هنر نمایى مى
 کند وقتى آدم، پایش را روى دل داغ این شنزار لطیف مى گذارد، عملاً هیچ ردى نیست که برجا نماند.
* پتانسیل
 هاى کویر ورزنه

با توجه به نزدیکى کویر ورزنه به شهر(
۸ کیلومتر) و نزدیکى به خطوط انتقال نیرو و آب در صورت سرمایه گذارى و استقرار امکانات زیربنایى براى گردشگران مى تواند به یک قطب گردشگرى در کشور تبدیل شود خصوصاً این که در ۱۰۰ کیلومترى شهر زیباى اصفهان واقع شده است در برگزارى تورهاى ۲ یا ۳ روزه مى توانند گردشگران از ایستگاه هاى متعددى در شرق اصفهان بازدید کنند از جمله آثار متعدد تاریخى در محور شرق مانند منار تاریخى زیار متعلق به قرون اولیه اسلام، مسجد دشتى، مسجد سلجوقى برسیان، کبوترخانه هاى زیباى رودشت، قلاع تاریخى مانند قلعه ۱۰۰۰ ساله قورتان و طبیعت بکر و زیباى ورزنه، نمکزار گاوخونى که داراى چند ضلعى هاى زیباى نمک است، تالاب بین المللى گاوخونى و مشاهده پرواز دسته جمعى پرندگان مهاجر و قلعه تاریخى خرگوشى در ۳۰ کیلومترى تالاب گاوخونى که داراى آسمانى صاف است و براى دیدن آسمان شب و ستارگان در شب 
هاى کویر مساعد است.
همچنین در کویر ورزنه مى
 توان در صورت سرمایه گذارى خدمات زیر را ارائه داد: شترسوارى، دوچرخه سوارى، موتورسوارى، ماشین سوارى، پرواز با پاراگلایدر، سقوط آزاد از ارتفاع تلماسه ها، اجراى موسیقى محلى و سنتى و ایرانى مانند دف و نى و نواختن سازها صحرایى، پاى برهنه راه رفتن در کویر که رؤیایى دل انگیز در انسان ایجاد مى 
کند.
* راه
 هاى دسترسى به کویر ورزنه

۱- اصفهان- پل بزرگمهر- ۳ راه پینارت- برسیان- اژیه- ورزنه ۱۰۵ کیلومتر
۲- اصفهان- خیابان جى- کوهپایه- هرند- قورتان- ورزنه- ۱۱۳
کیلومتر
۳- کیلومتر ۳۰ جاده نایین، اصفهان- گردنه ملااحمد- ورزنه -۴۵ کیلومتر  

 برگرفته از روزنامه ایران


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

تاریخچه ( موقعیت جغرافیایی اصفهان )

استان اصفهان با مساحت 106179 کیلومترمربع حدود 25/6 درصد ازمساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. این استان بین 30 درجه و 42 دقیقه عرض شمالی و 49 درجه و 36 دقیقه تا 55 درجه و32 دقیقه طول شرقی در ایران مرکزی قرار دارد . در حالی که شهر اصفهان با طول جغرافیایی 51 درجه و 39 دقیقه و40 ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی 32 درجه و 38 دقیقه و 30 ثانیه شمالی بعد از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران است . استان اصفهان با استانهای دهگانه همسایگی دارد . از شمال به استان مرکزی و سمنان از جنوب به استانهای فارس و کهکیلویه و بویر احمد واز شرق با استانهای یزد و خراسان واز غرب به استانهای خوزستان و چهار محال و بختیاری و لرستان محدود می شود . از نظر وسعت استان اصفهان بعد از استانهای خراسان _ کرمان _ سیستان و بلوچستان وفارس دارای مقام پنجم است . استان اصفهان ازنقطه نظر تقسیمات کشوری پیوسته در حال تغییروتحول بوده است به طوری که از سال 1361 که تاریخ قانونی شدن تقسیمات کشوری است به عنوان استان دهم و از دوشهرستان اصفهان و یزد تشکیل شده بود در طول این مدت تغییرات متعددی در تقسیم بندیهای کشور بوجود امده است . چنانچه بر اساس اخرین تقسیمات کشوری استان اصفهان در سال 1375 به 18 شهرستان تقسیم شده که شامل 67 شهر و 38 بخش و117 دهستان است که تعداد بخشها_دهستانها وشهرهای موجود در هر یک از شهرستانهای استان  در سالهای 1372 تا 1375 را مشاهده می کنیم .

جدول ذیل بیان کننده این واقعیت است که واحدهای اداری این استان و حتی وسعت ان در حال تغییر است ویا پیوسته بر تعداد شهرهای استان اضافه می شود یعنی در خلال سالهای 1372 تا 1375 ده شهر به شهرهای استان اضافه شده است . سال 1372 تعداد شهرستانها 17  تعداد بخشها 36  دهستانها116  تعداد شهرها 57  ابادی دارای سکنه 2349 مساحت به کیلومترمربع 1061795 در سال 1375 تعداد شهرستانها 18 بخشها 38  دهستانها 117 شهرها 67 ابادیها دارای سکنه 2349 مساحت به کیلومترمربع 1070036 در سال 1385 تعداد شهرستان 21 تعداد بخش 44 دهستان 122 شهر 92 ابادی دارای سکنه 2349 مساحت به کیلومترمربع 1070443 جدول فوق بیان کننده این واقعیت است که واحدهای اداری این استان و حتی وسعت ان در حال تغییر است و یا پیوسته بر تعداد شهرهای استان اضافه می شود یعنی در خلال سالهای 1372 تا 1375 ده شهر به استان اضافه شده است. شهر تاریخی اصفهان مرکز استان اصفهان است و اکنون دارای مقام سوم از نظر جمعیت در سطح کشور می باشد .

فاصله اصفهان تا تهران 425 کیلومتر است ودرجنوب ان قرار دارد . این شهر به دلیل موقعیت جغرافیایی بسیار مناسب که در قلب فلات ایران قرار دارد پیوسته مورد توجه سلاطین و مدیران مملکتی بوده است اصفهان از سطح عمومی دریاها حدود 1580 متر ارتفاع دارد و در شرق سلسله جبال زاگروس واقع شده است این شهر در چهارراه شمالی –جنوبی کشور قرار دارد ودر طی تاریخ محل رفت و امد و بر خورد وفرهنگهای مختلف بوده است منطقه بزرگ اصفهان در قسمت شمالی و شرقی به کویر محدود می شود و قسمت غربی و جنوبی ان به ارتفاعات زاگروس منتهی می شود . علت وجودی و پیرایش این شهر را باید مدیون انهایی دانست که از کوههای زاگروس مرتفع به نام زرد کوه  بختیاری سرچشمه گرفته و زاینده رود را بوجود اورده و در نتیجه شهر زیبای اصفهان در دو طرف زاینده رود قرار گرفته است .

شهر اصفهان بر روی دشتی نسبتا صاف با شیبی حدود 2 درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده است. توسعه ی شهر در طی قرون متمادی به سمت جنوب غربی بوده زیرا در این منطقه اب فراوان ترو الودگی نیز کمتر است.

استرابون معروف المانی می گوید : نام اصفهان در ابتدا ( انزان ) بوده و سپس به ( گابیان) تبدیل یافته واز دوره هخامنشیان به بعد به ( گی ) و بعدها به ( جی ) تبدیل شده است . با مراجعه به منابع ودلایل موجود تاریخی چنین بر می اید که کلمه (اسپادان) به طلمیوس (سپاهان) پهلوی و اصفهان عرب و اصفهان امروز یک لفظ قدیمی است و به احتمال قریب به یقین اساسا کلمه پهلوی است ودر ریشه قدیمی تر از پهلوی ان مشکوف نیست. هنگام تصرف اصفهان به دست اقوام مهاجم عرب این شهر (جی) نامیده شد و یا جی یکی از روستاهای بسیار معروف و معتبر شهر بوده که در ابادی به پای شهر میرسیده است و یاقوت حموی اصفهان را شهر سواران نامیده و حمزه اصفهانی کلمه اصفهان یا اسپاهان را مشتق از سپاه می داند در کتاب (تقویم البلدان) نقل شده که اصفهان در اخر کوهستان است از جهت جنوب وپر نعمت ترین شهرها است معدن سرمه دارد . از اصفهان به بعد به کاشان و قم میرسند اصل ان (سپاهان) است به معنی لشگرها زیرا که سپاه عجم در وقت بیکاری انجا جمع بودند. 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

آب فشانها و چشمه های آب معدنی

 

در مناطق آتشفشانی و مخرو طهای آتشفشانی ایران آب فشانها و چشمه های گوگردی و آهکی متعددی مانند سرعین در دامنه جنوبی سبلان که با حرارتی حدود 40 درجه سانتیگراد وجود دارد.

که این چشمه ها در ناحیه سبلان نسبت به سهند بیشتر است همچنین در دامنه شرقی و جنوب شرقی دماوند چشمه های گوگردی و آهکی زیادی با درجه حرارت بالا و در برخی موارد 80 درجه سانتیگراد وجود دارد.

بر اثر رسوب گذاری این چشمه های آب گرم معمولاً تراورتن های بسیار ضخیمی بر جای گذاشته شده است مثلاً در حاشیه جاده هراز- امل با اشکال بسیار زیبا به خوبی مشهود اند که به شکل اشک شمع و آبشار سنگی و گاهی ستونهای آهکی است.

 

گاز فشانها

 

در برخی مناطق که ظاهراً دور از کوههای آتشفشانی هستند می توان شاهد خروج گاز از زمین بود. در دامنه تپه ای واقع در منطقه (کش کوران) واقع در منطقه (ده بکری) حدفاصل بم و جیرفت تعداد زیادی حفره گاز فشان وجود دارد که گاز متصاعد شده برای استشمام بسیار خطر ناک است.

 

گل فشانهای ایران

 

یکی از اشکال و فرآیندهای ژئومرفیک بسیار جالب و تقریباً منحصر به فرد در ساختمان ناهمواریهای ایران گل فشانها هستند و در واقع پدیده ای طبیعی و همانند آتشفشان است که به جای گدازه از دهانه آن گاز همراه با گل خارج می شود و عمدتاً در دشتها و جلگه های مشرف بر دریا دیده می شود و حداکثر 15 تا 20 کیلو متری دریا استقرار یافته اند این اشکال به طور کلی در دو ناحیه زیر مشهودند:

 

1.      گل فشانهای واقع در استپهای ترکمن صحرا، در شرق دریای مازندران

2.      گل فشانهای سواحل دریای عمان در حد فاصل میناب تا بندر گواتر

 

گل فشانهای جنوب شرق ایران از غرب جاسک تا حوالی بندر گواتر که بیش از ده مورد می رسد عمدتاً در 3 بخش مشاهده می شوند:

 

1.      بخش غربی سواحل عمان ( حدفاصل میناب و جاسک)

2.      بخش میانی واقع در غرب چابهار (سواحل مکران)

3.      بخش شرقی ، واقع در شرق و شمال شرق چابهار (جلگه دشت یاری)

 

مهمترین گل فشانهای منطقه عبارتند از گل فشانهای تنگ، درابول (دره بول)، سگاری ، سیصد یا سیصاد ، سند یا سند میر شعبان ، ریمدان و گل فشانهای منطقه کهیر-تنگ.

 

حداکثر ارتفاع این تپه های مخروطی گل فشانها سی تا پنجاه متر می رسند عمق این دهانه ها چندان زیاد نبوده و جداره داخلی برای خروج گل سر ریز می باشد در فصول بارندگی فعالیت آنها بیشتر می شود ، اما گل آنها رقیق تر و سیال تر بوده و به صورت سر ریز جاری می شود. افراد بومی بر اساس باورهای خود نام های بر روی این گل فشانها گذشته اند از جمله : ناف دریا (دریای نافگ یا ناپگ) ، بوتن ( به زبان محلی بطن)، بلبلوک و گل پاشان و امثال آن . عده ای بر این باورند که با بالا آمدن آب دریا (مد) به ویژه در فصل تابستان فعالیت آن به حداکثر میرسد وعده ای نیز براین باورند که فعالیت این پدیده به کشش و جاذبه اجرام سماوی به خصوص ماه وابسته است . بر این اساس معتقدند که فعالیت آن در ابتدای ماه و نیمه ماه قمری (بدر) بیشتر میشود .

 

 

 

 

گنبدهای نمکی

 

این لندفرم نوع دیگری از شبه ولکانیک ها به حساب میاید و در واقع ایران یکی از ایالت های مهم گنبدهای نمکی جهان به شمار میاید . این پدیده بر اثر حرکت صعودی نمک از اعماق به سطح زمین پدید میاید و برجستگی های ویژه و مشخصی به نام گنبد نمکی پدید میاورد .

گنبدهای نمکی شامل برجستگی گنبدی شکلی است که هسته ی مرکزی آن از نمک تشکیل شده است و سطح فوقانی آن توسط لایه های رسوبی موسوم به (پوش سنگ ) پوشیده شده است . نواحی مختلفی از ایران دارای گنبدهای نمکی هستند که عبارت اند از :

 

      1 . ناحیه ی لارستان و خلیج فارس که شامل بندرعباس ، لار ، داراب ، جنوب کازرون و برخی جزایر خلیج فارس (مثل هرمز ، قشم و ...) میگردد که در این ناحیه بالغ بر 100 مورد گنبد نمکی وجود دارد که بیشترین تمرکز آن در حوالی بندرعباس – لار میباشد و این منطقه به عنوان (محل تیپ) نمودهای نمکی

و نمونه شاخص تکتونیک نمکی در مقیاس جهانی به شمار میاید.                                                                                                   

     2. ناحیه زاگرس مرتفع که در امتداد شمال غربی ناحیه قبلی و به موازات زاگرس میباشد .

     3. ناحیه ایران مرکزی (یزد و کلوت ) و شرق آن (راور کرمان) که تا حدی پراکنده و کم اهمیت تر از نواحی قبل می باشد .

     4. ناحیه شمال کویر بزرگ (جنوب البرز) شامل :

     - گنبدهای نمکی جنوب تهران

     - توده های نمک شرق و جنوب شرق تهران

     - کوه نمک غرب و شمال غرب قم

     - ناحیه و ایالت نمکی اذربایجان شامل حوالی میانه، تبریز ، خوی ، اهر .

 

چین ها

 

چین شکل انعطاف پذیری است  که در ماده ی رسوبی بر اثر حرکات ساخت زایی تحت فشار ایجاد میشود این چین ها که بخش کوژ (تاقدیس ) آن را در بالا به قسمت کاو (ناودیس) در پایین پیوند میدهد . یک چین در برش عرضی نمایشگر لولاهای تاقدیسی و ناودیسی است که از محل آن شیب طبقات رسوبات چین خورده

تغییر جهت میدهند . فاصله ی افقی بین دو لولای متوالی ، طول موج چین خوردگی را تشکیل میدهد و فاصله قائم ان ارتفاع نسبی را به وجود میاورد.سطوحی که لولاها را به هم متصل میسازند پهلوها را ایجاد میکنند که انحنای انها به تغییرات شیب طبقات بستگی دارد.صفحات نیمساز زاویه ای که پهلوها را تشکیل میدهند صفحه محوری را به وجود میاورد. محور امتداد طولی چین را مشخص میکند. محور چه مستقیم و چه دارای انحنا باشد امتداد چین را مشخص میکند.تغییرات ارتفاع نسبی سبب برجسته شدن یا پست شدن سقف چین است. کاهش مداوم ارتفاع نسبی به صورت ادامه فرود حاشیه تاقدیس ،ناپدید شدن تاقدیس را به دنبال دارد و ارتفاع یافتن حاشیه ناودیس سبب بسته شدن آن می گردد.

تغییرات ویژگیهای فوق در ارتباط با طبیعت سنگها و خصوصیات فشارهای که بر آنها وارد شده ، چینهای نمونه ای مختلف را به وجود می آورد هنگامی که طول چین کمی بیش از پهنای آن باشد ، نتیجه یک تاقدیس کوتاه یا یک ناودیس کوتاه خواهد بود . اگر حجم چین از لحاظ درازا و پهنا تقزیباً یک اندازه باشد به صورت یک گنبد یا تشتک ظاهر می شود .تغییرات نیمرخ عرضی ، مبنای اختلافات دیگری را فراهم           می سازند. اگر پهلو ها نسبت به یک صفحه محور عمودی ، متقارن باشند یک چسن راست به وجود         می آید.

در ارتباط با میزان شیب پهلوها چین مایل یا افکنده می شود. در این مورد اگر پهلوها عادی و برگشته موازی باشند ، چین ها هم شیب می باشد. سرانجام روی هم قرار گرفتن پهلو ها در صورتی که صفحه محوری به حالت افقی باشد ، چین خوابیده را به وجود می اورد.در سری های رسوبی با تناوب سنگهای سخت ( آهک ) و مستعد انتقال فشار و سنگهای سست ( مارن ) که در مقابل فشار حالت جریانی دارند ، چینهای صندو قچه مانند با پهلو های تقریباً عمودی بین تاقدیس های پهن و مسطح و ناودیس های به شکل تشتک مشاهده می شوند.

 

خلاصه صفحات  8- 13   


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

شکافهای اطلاعاتی در آمار توریسم

«کم شماری» و «بیش شماری» در سرشماری ها، همواره اعتماد به اعداد و ارقام را دچار تردید کرده است؛ هر چند که علم آمار با روشهای خود سعی در تعدیل این قبیل اشتباهها دارد ولی خطاهای آماری، گاه، قابل چشم پوشی نیست.
صنعت توریسم نیز از این معضل بزرگ در امان نیست و با توجه به ارتباط تنگاتنگی که با آمار دارد بیشترین آسیب
 ها را دیده است؛ در این صنعت، جهانگرد، محوری ترین نقش را دارد و هر جهانگرد یک داده آماری محسوب می شود. هر داده آماری رقمی است که مشاهده می شود، تجزیه و تحلیل می شود و نتایج بسیار سودمندی را به دست می دهد.
در ایران هر سه ماه یک بار آمار ورود گردشگران بین
 المللی تولید می شود. آن هم بدون در نظر گرفتن خصیصه های مهمی چون سن، جنس و انگیزه سفر. گذشته از این، اکثر این آمارها دارای خطای «بیش شماری» هستند.
هر ساله تعداد کثیری از مسافران بین
 المللی در فهرست گردشگران وارد می شوند که بخشی از آنها افاغنه و مسافرانی هستند که بدون قصد سیاحت برای پیدا کردن موقعیت کاری که همان «مهاجرت برای کار» است وارد ایران می شوند؛ شکافهای اطلاعاتی از همین مرحله آغاز می شود.
کارشناسان آمار توریسم کشور در ارزشیابی و بررسی مشکلات فعلی آمار ورود گردشگران معتقدند اگر مسافران بین
 المللی با توجه به تعریف علمی «گردشگر» تفکیک شوند، خطاهای آماری شمارش گردشگران کمتر دیده می شود. (گردشگر، به افرادی گفته می شود که به کشوری دیگر غیر از محل اقامت خود برای مدت حداقل ۲۴ ساعت و حداکثر ۱۲ ماه سفر کنند و مهمترین هدف آنها از سفر هر چیزی غیر از اقدام به فعالیتی باشد که از کشورهای مورد دیدار کسب درآمد کنند) حال آنکه شواهد نشان می دهد تعداد گردشگران ورودی تنها براساس نوع ویزا و گذرنامه مشخص می شود.
مشکل بزرگ دیگری که در این آمارها مشهود است شکافهای اطلاعاتی در درآمدهای ارزی حاصل از ورود گردشگران بین
 المللی است؛ رقم واقعی این درآمدها از آن رو در دسترس نیست که اصولاً اثرات اقتصادی صنعت توریسم به طور مستقیم قابل رؤیت نیست.
ورود گروهی از مسافران بین
 المللی به اسم گردشگر در تعیین درآمدهای ارزی نیز شکاف وارد می کند. تحلیلگران آمار ایران با توجه به تعداد گردشگران ورودی، درآمدهای ارزی حاصل از آنها را برآورد می کنند. حال آنکه گروهی از مهاجرین نه تنها هیچ درآمدزایی برای کشور ما ندارند بلکه به دنبال کسب درآمد نیز هستند و این یعنی «برداشت از حسابهای ارزی کشور» و عکس هدفی که سیاستگذاران صنعت توریسم انتظار آن را دارند.
در ایران سالانه گردشگرانی وارد می
 شوند که بدون اینکه مورد توجه قرارگیرند و برخی پارامترها در مورد آنان بررسی شود مثل در نظر گرفتن انگیزه سفر به ایران، جنسیت، انفرادی یا جمعی بودن سفر، هزینه های گردشگری به طور دقیق، مدت اقامت آنها در مهمانپذیرها ـ خانه های روستایی و به کشور خود بازمی گردند. اینها مواردی هستند که تاکنون نادیده گرفته شده اند.
در کشورهای پیشرفته همچون ژاپن، گردشگر به محض ورود به خاک کشور میزبان با تمامی مشخصه
 هایش در سیستم های الکترونیک و رایانه های پیشرفته ثبت می شود. اطلاعات لحظه به لحظه تغییر می کنند و کارشناسان آمار در هر لحظه گزارش ورود گردشگران را اعلام می کنند. هزینه های ورود گردشگران کاملاً دقیق است و آمار، ابزاری است قدرتمند در اطلاع رسانی ها و سیاستگذاری های کلان اقتصادی.
مسلماً خطاهای آماری و شکافهای اطلاعاتی رابطه
 ای مستقیم با تولیدکنندگان آمار توریسم دارد و آوردن دلایل نادیده گرفتن آمارها و خطاهای آماری از سوی ارائه کنندگان آمار توجیه مناسبی نخواهد بود.

 

طبق اظهارات مدیر کل دفتر برنامه ریزی و آمار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، آمار دقیقی از توریست ها موجود نیست و تنها آمار موجود، مربوط به تعداد مسافران ورودی به کشور است که در سال 83 در حدود یک میلیون و 600 هزار نفر بوده است. از این تعداد، درصد کمی را گردشگران و افرادی که به قصد بازدید از جاذبه های طبیعی، فرهنگی و تاریخی ایران و در کل با هدف گردشگری وارد مملکت شده اند تشکیل می دهند.طبق تعریف سازمان تجارت جهانی (WTO) گردشگر به کسی گفته می شود که وارد یک کشور میزبان شده و بیشتر از 24 ساعت و کمتر از یک سال در آنجا اقامت می کند و این اقامت برای کار نیست. براساس تعریف همین سازمان، در هنگام ورود مسافران باید 14 مشخصه از آنها مورد سؤال قرار گیرد که از طریق آن می توان تعداد گردشگران و ویژگی های آنها را سنجید. این 14 مشخصه بدین قرارند:
۱ -
کشور مقصد 2- کشور مبدأ 3- مرز ورودی (زمینی، دریایی، هوایی) 4- ملیت 5- مدت اقامت 6- قصد سفر
7- سن 8- جنسیت 9- نوع وسیله نقلیه 10- فردی یا گروهی بودن سفر 11- شغل 12- میزان تحصیلات
 ۱۳-درآمد 14- میزان هزینه کرد در کشور

تقسیم بندی توریست ها
جهانگردانی که به ایران سفر می
 کنند انواع مختلفی دارند و می توان آنها را در چند گروه مختلف تقسیم بندی کرد. عمده ترین آنها افرادی هستند که با هدف آشنایی با فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی وارد کشور می شوند که درگروه جهانگردان فرهنگی قرار می گیرند.
دسته
 ای دیگر با هدف زیارت و بازدید از اماکن مذهبی سفر می کنند که این زائرین عمدتاً  از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مانند کویت، بحرین، عربستان و کشورهایی چون عراق و پاکستان وارد می شوند.
اکوتوریست
 ها گروه دیگری هستند که با هدف دیدن جاذبه های طبیعی ایران در قالب تورهای ماجراجویانه و گذران وقت در صحرا، کویر، کاروانسراها به ایران سفر می کنند و اغلب آنها را گردشگران کشورهای غربی تشکیل می دهند.
کوهنوردان حرفه
 ای، صخره نوردان، اسکی بازان و ... نیز در این تقسیم بندی در رده توریست های ورزشی قرار می گیرند.
از آنجا که ایران فرصت
 های اقتصادی قابل ملاحظه  و عظیمی دارد، بسیاری از شرکت های بین المللی برای انجام معاملات بازرگانی و گفت وگوهای تجاری به ایران می آیند. در واقع، تجار گروه دیگری را در این تقسیم بندی تشکیل می دهند. توریسم درمانی نیز شاخه ای دیگر از تقسیم بندی گردشگران است که اتباع کشورهای عربی بیشترین بخش در این دسته را به خود اختصاص می دهند. این افراد گاه به دلیل توان بالا و دانش و مهارت پزشکان ایرانی برای اعمال جراحی زیبایی، قلب، بیماری های چشمی، بازتوانی، فیزیوتراپی و گاه برای استفاده از آب های گرم معدنی وارد ایران می شوند.
مشکلات، کمبودها، راهکارها
براساس پیش
 بینی های صورت گرفته، صنعت گردشگری و توریسم در سال های آینده در صدر صنایع جهان خواهد ایستاد و کشورهای دنیا درصددند تا با استفاده از امکانات موجود و بهره مندی از منابع مختلفی که در این زمینه در اختیار دارند چرخه اقتصادی فعال تر و درآمد ملی بالاتری داشته باشند. این در حالی است که در ایران بهترین فرصت ها و قابلیت ها موجود است اما استفاده مناسب و بهینه ای از این گونه امکانات در جهت بالا بردن آمار بازدیدکنندگان خارجی صورت نمی گیرد و در این راستا، مشکلات و مسائل مختلفی به چشم می  خورد. از مهمترین این مشکلات، اطلاع رسانی ضعیف و ناکافی در سطح جهانی است. به دلیل تبلیغات منفی رسانه های خارجی و وجود جو ناامنی در منطقه خاورمیانه، اکثر مردم دنیا از ایران تصوری منفی در ذهن دارند. معرفی جاذبه های گردشگری ایران در سطح جهانی از طریق سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای می تواند گامی مؤثر در جهت تغییر ذهنیت منفی نسل جوان و گردشگر دنیا باشد.
اما مشکلات موجود در این حوزه به مسأله اطلاع
 رسانی و تبلیغات ختم نمی شود؛ مشکلاتی چون کمبود ظرفیت مکان های اقامتی در اکثر نقاط توریستی، رستوران ها و سرویس های بهداشتی نامناسب در مکان های بین جاده ای و مانند آن، از جمله عواملی هستند که خود باعث بروز بسیاری مسائل دیگر می شوند، به عنوان مثال خدمات بین جاده ای نامناسب مانع آن می شود که آژانس های مسافرتی امکان جابه جایی گردشگران از طریق زمینی بین شهرهای مختلف را داشته باشند. در نتیجه ناچار به جابه جایی مسافران از طریق هوایی- که خود مشکلات خاص خود را دارد- می شوند. در صورتی که اگر توریست ها از طریق اتوبوس یا مینی بوس از شهرهای مختلف عبور کنند از نظر اقتصادی برای کشور میزبان باصرفه تر است زیرا در این نوع سفر، امکان بازدید از مکان ها و جاذبه های دیدنی و خرید در بین راه را پیدا کرده، پول بیشتری خرج کرده و در نتیجه ارز بیشتری وارد کشور میزبان می کنند.
مبحث مهم دیگر در رابطه با مسائل خاص مرتبط با گردشگری خارجی بحث سیستم بانکی و پولی کشور است. در حال حاضر به دلیل پیشرفت تکنولوژی از یک سو و مسائل امنیتی از سوی دیگر، مردم دنیا خصوصاً
  گردشگران خارجی به جای استفاده از پول نقد، از کارت های اعتباری استفاده می کنند و به همین دلیل سیستم بانکی ایران از مشکلات حاد توریست هاست.با توجه به مسائل مطرح شده به نظر می رسد در زمان حاضر هیچ گونه تناسبی میان ظرفیت ها و پتانسیل ها و جایگاه ممتاز ایران از نظر برخورداری از امکانات موجود با میزان درآمد ملی سالانه از صنعت توریسم وجود ندارد.
اسرافیل شفیع
 زاده- کارشناس توریست- در این باره معتقد است: جذب گردشگران نیازمند آماده سازی زیرساخت هاست. در ایران حداقلی از امکانات زیرساختی وجود دارد که نیازمند به برنامه ریزی و سرمایه گذاری است. تأمین نیروی انسانی و آموزش مدیران و افراد مرتبط با این حوزه، توجه به استقرار سیستم های کیفیتی و تلاش درجهت تنویر افکار عمومی نسبت به حقیقت جامعه ایرانی از مهمترین اقداماتی است که باید صورت گیرد. از سوی دیگر می توان با زیر نظر گرفتن رقبا و حرکات و استراتژی های آنان در زمینه صنعت گردشگری زمینه موفقیت در سال های آینده را فراهم کرد .
بختیار حدادی- مدیر هتل عباسی اصفهان- نیز بهترین روش برای جذب گردشگران و خنثی کردن تبلیغات منفی رسانه
 های جمعی را باز کردن پای گردشگران به ایران می داند تا پس از بازگشتشان، خود مبلّغ جدیدی برای جذب سایرین باشند. وی که در طول سال با توریست های بی شماری برخورد دارد تصور آنان را در هنگام ورود بسیار منفی می داند، در حالی که همه آنان در هنگام خروج، ذهنیت کاملاً  مثبتی داشته و شرایط ایران را غیرقابل باور و برخلاف تصور قبلی شان عنوان می کنند. در نتیجه خود این گردشگران مبلّغان جدیدی خواهند شد چون تأثیر آنها از کتاب و پوستر بسیار بیشتر است.در حال حاضر کشورهای همسایه در جذب گردشگران با پیشرفتی غیرقابل باور گوی سبقت را می ربایند. در حالی که کشورهایی مثل دبی و ترکیه با سرمایه گذاری و برنامه ریز های دقیق و مدرن جایگاه بالایی در سطح جهانی را به خود اختصاص داده اند سرزمین های کوچکی مثل قطر و بحرین که زمانی از استان های جنوبی کشورمان بوده است با جذب سالانه یک میلیون گردشگر تبدیل به رقبای جدیدی برای ایران می شوند. به نظر می رسد در صورت در نظرنگرفتن راهکارهای جدید و برنامه  ریزی جدی و دقیق از سوی مسئولین و متولیان امر، وقوع چنین اتفاقاتی آینده صنعت توریسم کشور را به چالش بکشد


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

شکافهای اطلاعاتی در آمار توریسم

«کم شماری» و «بیش شماری» در سرشماری ها، همواره اعتماد به اعداد و ارقام را دچار تردید کرده است؛ هر چند که علم آمار با روشهای خود سعی در تعدیل این قبیل اشتباهها دارد ولی خطاهای آماری، گاه، قابل چشم پوشی نیست.
صنعت توریسم نیز از این معضل بزرگ در امان نیست و با توجه به ارتباط تنگاتنگی که با آمار دارد بیشترین آسیب
 ها را دیده است؛ در این صنعت، جهانگرد، محوری ترین نقش را دارد و هر جهانگرد یک داده آماری محسوب می شود. هر داده آماری رقمی است که مشاهده می شود، تجزیه و تحلیل می شود و نتایج بسیار سودمندی را به دست می دهد.
در ایران هر سه ماه یک بار آمار ورود گردشگران بین
 المللی تولید می شود. آن هم بدون در نظر گرفتن خصیصه های مهمی چون سن، جنس و انگیزه سفر. گذشته از این، اکثر این آمارها دارای خطای «بیش شماری» هستند.
هر ساله تعداد کثیری از مسافران بین
 المللی در فهرست گردشگران وارد می شوند که بخشی از آنها افاغنه و مسافرانی هستند که بدون قصد سیاحت برای پیدا کردن موقعیت کاری که همان «مهاجرت برای کار» است وارد ایران می شوند؛ شکافهای اطلاعاتی از همین مرحله آغاز می شود.
کارشناسان آمار توریسم کشور در ارزشیابی و بررسی مشکلات فعلی آمار ورود گردشگران معتقدند اگر مسافران بین
 المللی با توجه به تعریف علمی «گردشگر» تفکیک شوند، خطاهای آماری شمارش گردشگران کمتر دیده می شود. (گردشگر، به افرادی گفته می شود که به کشوری دیگر غیر از محل اقامت خود برای مدت حداقل ۲۴ ساعت و حداکثر ۱۲ ماه سفر کنند و مهمترین هدف آنها از سفر هر چیزی غیر از اقدام به فعالیتی باشد که از کشورهای مورد دیدار کسب درآمد کنند) حال آنکه شواهد نشان می دهد تعداد گردشگران ورودی تنها براساس نوع ویزا و گذرنامه مشخص می شود.
مشکل بزرگ دیگری که در این آمارها مشهود است شکافهای اطلاعاتی در درآمدهای ارزی حاصل از ورود گردشگران بین
 المللی است؛ رقم واقعی این درآمدها از آن رو در دسترس نیست که اصولاً اثرات اقتصادی صنعت توریسم به طور مستقیم قابل رؤیت نیست.
ورود گروهی از مسافران بین
 المللی به اسم گردشگر در تعیین درآمدهای ارزی نیز شکاف وارد می کند. تحلیلگران آمار ایران با توجه به تعداد گردشگران ورودی، درآمدهای ارزی حاصل از آنها را برآورد می کنند. حال آنکه گروهی از مهاجرین نه تنها هیچ درآمدزایی برای کشور ما ندارند بلکه به دنبال کسب درآمد نیز هستند و این یعنی «برداشت از حسابهای ارزی کشور» و عکس هدفی که سیاستگذاران صنعت توریسم انتظار آن را دارند.
در ایران سالانه گردشگرانی وارد می
 شوند که بدون اینکه مورد توجه قرارگیرند و برخی پارامترها در مورد آنان بررسی شود مثل در نظر گرفتن انگیزه سفر به ایران، جنسیت، انفرادی یا جمعی بودن سفر، هزینه های گردشگری به طور دقیق، مدت اقامت آنها در مهمانپذیرها ـ خانه های روستایی و به کشور خود بازمی گردند. اینها مواردی هستند که تاکنون نادیده گرفته شده اند.
در کشورهای پیشرفته همچون ژاپن، گردشگر به محض ورود به خاک کشور میزبان با تمامی مشخصه
 هایش در سیستم های الکترونیک و رایانه های پیشرفته ثبت می شود. اطلاعات لحظه به لحظه تغییر می کنند و کارشناسان آمار در هر لحظه گزارش ورود گردشگران را اعلام می کنند. هزینه های ورود گردشگران کاملاً دقیق است و آمار، ابزاری است قدرتمند در اطلاع رسانی ها و سیاستگذاری های کلان اقتصادی.
مسلماً خطاهای آماری و شکافهای اطلاعاتی رابطه
 ای مستقیم با تولیدکنندگان آمار توریسم دارد و آوردن دلایل نادیده گرفتن آمارها و خطاهای آماری از سوی ارائه کنندگان آمار توجیه مناسبی نخواهد بود.

 

طبق اظهارات مدیر کل دفتر برنامه ریزی و آمار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، آمار دقیقی از توریست ها موجود نیست و تنها آمار موجود، مربوط به تعداد مسافران ورودی به کشور است که در سال 83 در حدود یک میلیون و 600 هزار نفر بوده است. از این تعداد، درصد کمی را گردشگران و افرادی که به قصد بازدید از جاذبه های طبیعی، فرهنگی و تاریخی ایران و در کل با هدف گردشگری وارد مملکت شده اند تشکیل می دهند.طبق تعریف سازمان تجارت جهانی (WTO) گردشگر به کسی گفته می شود که وارد یک کشور میزبان شده و بیشتر از 24 ساعت و کمتر از یک سال در آنجا اقامت می کند و این اقامت برای کار نیست. براساس تعریف همین سازمان، در هنگام ورود مسافران باید 14 مشخصه از آنها مورد سؤال قرار گیرد که از طریق آن می توان تعداد گردشگران و ویژگی های آنها را سنجید. این 14 مشخصه بدین قرارند:
۱ -
کشور مقصد 2- کشور مبدأ 3- مرز ورودی (زمینی، دریایی، هوایی) 4- ملیت 5- مدت اقامت 6- قصد سفر
7- سن 8- جنسیت 9- نوع وسیله نقلیه 10- فردی یا گروهی بودن سفر 11- شغل 12- میزان تحصیلات
 ۱۳-درآمد 14- میزان هزینه کرد در کشور

تقسیم بندی توریست ها
جهانگردانی که به ایران سفر می
 کنند انواع مختلفی دارند و می توان آنها را در چند گروه مختلف تقسیم بندی کرد. عمده ترین آنها افرادی هستند که با هدف آشنایی با فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی وارد کشور می شوند که درگروه جهانگردان فرهنگی قرار می گیرند.
دسته
 ای دیگر با هدف زیارت و بازدید از اماکن مذهبی سفر می کنند که این زائرین عمدتاً  از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مانند کویت، بحرین، عربستان و کشورهایی چون عراق و پاکستان وارد می شوند.
اکوتوریست
 ها گروه دیگری هستند که با هدف دیدن جاذبه های طبیعی ایران در قالب تورهای ماجراجویانه و گذران وقت در صحرا، کویر، کاروانسراها به ایران سفر می کنند و اغلب آنها را گردشگران کشورهای غربی تشکیل می دهند.
کوهنوردان حرفه
 ای، صخره نوردان، اسکی بازان و ... نیز در این تقسیم بندی در رده توریست های ورزشی قرار می گیرند.
از آنجا که ایران فرصت
 های اقتصادی قابل ملاحظه  و عظیمی دارد، بسیاری از شرکت های بین المللی برای انجام معاملات بازرگانی و گفت وگوهای تجاری به ایران می آیند. در واقع، تجار گروه دیگری را در این تقسیم بندی تشکیل می دهند. توریسم درمانی نیز شاخه ای دیگر از تقسیم بندی گردشگران است که اتباع کشورهای عربی بیشترین بخش در این دسته را به خود اختصاص می دهند. این افراد گاه به دلیل توان بالا و دانش و مهارت پزشکان ایرانی برای اعمال جراحی زیبایی، قلب، بیماری های چشمی، بازتوانی، فیزیوتراپی و گاه برای استفاده از آب های گرم معدنی وارد ایران می شوند.
مشکلات، کمبودها، راهکارها
براساس پیش
 بینی های صورت گرفته، صنعت گردشگری و توریسم در سال های آینده در صدر صنایع جهان خواهد ایستاد و کشورهای دنیا درصددند تا با استفاده از امکانات موجود و بهره مندی از منابع مختلفی که در این زمینه در اختیار دارند چرخه اقتصادی فعال تر و درآمد ملی بالاتری داشته باشند. این در حالی است که در ایران بهترین فرصت ها و قابلیت ها موجود است اما استفاده مناسب و بهینه ای از این گونه امکانات در جهت بالا بردن آمار بازدیدکنندگان خارجی صورت نمی گیرد و در این راستا، مشکلات و مسائل مختلفی به چشم می  خورد. از مهمترین این مشکلات، اطلاع رسانی ضعیف و ناکافی در سطح جهانی است. به دلیل تبلیغات منفی رسانه های خارجی و وجود جو ناامنی در منطقه خاورمیانه، اکثر مردم دنیا از ایران تصوری منفی در ذهن دارند. معرفی جاذبه های گردشگری ایران در سطح جهانی از طریق سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای می تواند گامی مؤثر در جهت تغییر ذهنیت منفی نسل جوان و گردشگر دنیا باشد.
اما مشکلات موجود در این حوزه به مسأله اطلاع
 رسانی و تبلیغات ختم نمی شود؛ مشکلاتی چون کمبود ظرفیت مکان های اقامتی در اکثر نقاط توریستی، رستوران ها و سرویس های بهداشتی نامناسب در مکان های بین جاده ای و مانند آن، از جمله عواملی هستند که خود باعث بروز بسیاری مسائل دیگر می شوند، به عنوان مثال خدمات بین جاده ای نامناسب مانع آن می شود که آژانس های مسافرتی امکان جابه جایی گردشگران از طریق زمینی بین شهرهای مختلف را داشته باشند. در نتیجه ناچار به جابه جایی مسافران از طریق هوایی- که خود مشکلات خاص خود را دارد- می شوند. در صورتی که اگر توریست ها از طریق اتوبوس یا مینی بوس از شهرهای مختلف عبور کنند از نظر اقتصادی برای کشور میزبان باصرفه تر است زیرا در این نوع سفر، امکان بازدید از مکان ها و جاذبه های دیدنی و خرید در بین راه را پیدا کرده، پول بیشتری خرج کرده و در نتیجه ارز بیشتری وارد کشور میزبان می کنند.
مبحث مهم دیگر در رابطه با مسائل خاص مرتبط با گردشگری خارجی بحث سیستم بانکی و پولی کشور است. در حال حاضر به دلیل پیشرفت تکنولوژی از یک سو و مسائل امنیتی از سوی دیگر، مردم دنیا خصوصاً
  گردشگران خارجی به جای استفاده از پول نقد، از کارت های اعتباری استفاده می کنند و به همین دلیل سیستم بانکی ایران از مشکلات حاد توریست هاست.با توجه به مسائل مطرح شده به نظر می رسد در زمان حاضر هیچ گونه تناسبی میان ظرفیت ها و پتانسیل ها و جایگاه ممتاز ایران از نظر برخورداری از امکانات موجود با میزان درآمد ملی سالانه از صنعت توریسم وجود ندارد.
اسرافیل شفیع
 زاده- کارشناس توریست- در این باره معتقد است: جذب گردشگران نیازمند آماده سازی زیرساخت هاست. در ایران حداقلی از امکانات زیرساختی وجود دارد که نیازمند به برنامه ریزی و سرمایه گذاری است. تأمین نیروی انسانی و آموزش مدیران و افراد مرتبط با این حوزه، توجه به استقرار سیستم های کیفیتی و تلاش درجهت تنویر افکار عمومی نسبت به حقیقت جامعه ایرانی از مهمترین اقداماتی است که باید صورت گیرد. از سوی دیگر می توان با زیر نظر گرفتن رقبا و حرکات و استراتژی های آنان در زمینه صنعت گردشگری زمینه موفقیت در سال های آینده را فراهم کرد .
بختیار حدادی- مدیر هتل عباسی اصفهان- نیز بهترین روش برای جذب گردشگران و خنثی کردن تبلیغات منفی رسانه
 های جمعی را باز کردن پای گردشگران به ایران می داند تا پس از بازگشتشان، خود مبلّغ جدیدی برای جذب سایرین باشند. وی که در طول سال با توریست های بی شماری برخورد دارد تصور آنان را در هنگام ورود بسیار منفی می داند، در حالی که همه آنان در هنگام خروج، ذهنیت کاملاً  مثبتی داشته و شرایط ایران را غیرقابل باور و برخلاف تصور قبلی شان عنوان می کنند. در نتیجه خود این گردشگران مبلّغان جدیدی خواهند شد چون تأثیر آنها از کتاب و پوستر بسیار بیشتر است.در حال حاضر کشورهای همسایه در جذب گردشگران با پیشرفتی غیرقابل باور گوی سبقت را می ربایند. در حالی که کشورهایی مثل دبی و ترکیه با سرمایه گذاری و برنامه ریز های دقیق و مدرن جایگاه بالایی در سطح جهانی را به خود اختصاص داده اند سرزمین های کوچکی مثل قطر و بحرین که زمانی از استان های جنوبی کشورمان بوده است با جذب سالانه یک میلیون گردشگر تبدیل به رقبای جدیدی برای ایران می شوند. به نظر می رسد در صورت در نظرنگرفتن راهکارهای جدید و برنامه  ریزی جدی و دقیق از سوی مسئولین و متولیان امر، وقوع چنین اتفاقاتی آینده صنعت توریسم کشور را به چالش بکشد


comment نظرات ()
جدیدترین حیوانات کشف شده
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

جدیدترین گونه های زیستی کشف شده در سال 2008

به گزارش خبرگزاری مهر، در حالی که پس از انقراض دایناسورها نسل جانداران به شکلی نامحسوس در حال انقراض است، کشف این موضوع که برخی از گونه ها تا به حال شناسایی نشده اند، بسیار خوشحال کننده خواهد بود.

به گفته برایان اشمیت کاشف گونه ای جدید از سینه سرخها، کشف گونه های جدید جانداران به انسان یادآوی می کند که جهان هنوز شگفتی هایی را برای غافلگیری پنهان نگه داشته است.

سال پایان یافته 2008 میلادی از پر شگفتی ترین سالها در تمامی جنبه های حیات بشر به شمار می رود و در همین رابطه نشریه علمی ویرد طی گزارشی به معرفی 10 گونه زیستی شگفتی ساز که در سال 2008 برای اولین بار حضورشان در جهان مشاهده شده است، پرداخته است.

1- سینه سرخ جنگلی: پرنده سینه سرخ جنگلی زیتونی با نام علمی Stiphrornis pyrrholaemus طی تحقیقات تنوع زیستی در جنگلهای گابن کشف شد و محققان پس از مقایسه با دیگر گونه های مشابه و انجام آزمایش های ژنتیکی دریافتند که این پرنده در گونه خود و در جهان اولین به شمار می رود.

2- کوچکترین مار جهان: این جاندار با نام علمی Leptotyphlops carlae در انبوه جنگلهای باربادوس در کارائیب کشف شد. این مار کوچک 10 سانتیمتری به باریکی یک رشته اسپاگتی بوده و به اندازه ای کوچک است که بر روی یک سکه کوچک جا می گیرد. محققان معتقدند که این مار نمونه بسیار کمیابی بوده و به صورت ناشناخته ای تاکنون زنده مانده است.

3- مورچه باستانی: تنها سه گونه دیگر از این نوع مورچه (Martialis heureka) در جهان وجود دارد که تمامی آنها در خارج از شهر مناوس در آمازون یافت شده اند. با این حال نمونه ای که دانشمندان در سال 2008 با آن مواجه شده اند با داشتن قدمتی برابر 120 میلیون سال آن را در میان دیگر گونه های موجود بی نظیر می کند.

4- موش حشره خوار جهنده: این گونه 126 ساله که با نام "سنجی صورت خاکستری" نیز شناسایی می شوند بر خلاف ظاهری که دارد از دسته جوندگان نبوده و از حشرات تغذیه می کند.نکته جالب توجه در مورد این جاندار که گونه آن را بی نظیر کرده تعلق داشتن به تیره فیلهاست.

5- انگل مورچه: انگل Myrmeconema neotropicum دارای خصوصیتی است که باعث مجزا شدن ان از دیگر گونه های مشابه شده است. به این معنی که  شکم مورچه ها زمانی که به این انگل آلوده شود متورم و سنگین شده و به رنگ قرمز روشن در می آید. در این صورت پرندگان گیاه خوار این مورچه ها را که سرعت خود را نیز از دست داده اند با میوه اشتباه گرفته و می بلعند که این امر در نهایت منجر به انتشار لاروهای این انگل می شود.

6- موش کور کوتوله: این جاندار برای اولین بار در حدود 112 سال پیش مشاهده شده است و تا سال 2008 تجربه چنین مشاهده ای تکرار نشده است. این موجود زمانی در جنگلهای فیلیپین کشف شد که محققان از منقرض شدن نسل این موجود اطمینان حاصل کرده بودند.

7- حلزون عظیم الجثه: اولین گونه از حلزونهای عظیم با نام Tridacna costata که زمانی 80 درصد از حلزونهای دریایی غول پیکر دریای سرخ را تشکیل می دادند. این رقم در حال حاضر به یک درصد کاهش یافته است.

8- گربه ماهی گالاگر:  گونه ای نایاب از گربه ماهی ها که به احترام فعالیتهای زیست شناسی فرانک گالاگر توسط کاشف آن مارک پرز Rhinodoras gallagheri نام گذاشته شد. زیستگاه این جانور در کشورهای ونزوئلا و کلمبیاست.

9- پنگوئن "وایتاها": زمانی که زیست شناسان به مقایسه گونه های کنونی پنگوئن ها با نمونه های موزه ای متعلق به قرنها پیش پرداختند کشف کردند که این پرندگان در گذشته کاملا متفاوت بوده و به گونه منقرض شده Megadyptes waitaha تعلق داشته اند.

10- باکتری گرینلند: این باکتری در عمق 2 مایلی توده های 120 هزار ساله یخچالهای گرینلند یافته شده است و دانشمندان از چگونگی حیات آنها در زیر توده یخی اطمینان حاصل نکرده اند. به گفته محققان دانشگاه پن استیت تقسیم سلولی این باکتری باستانی هر 100 یا هزار سال یک بار رخ می دهد.

 


comment نظرات ()
خرید پوشاک به صورت اینترنتی
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧
 

در باره ایران پوشاک

 
     
 

هم اکنون دیر شده است ، برای حضور در اینترنت آسان ترین راه را ایران پوشاک جلوی پای شما گذاشته است .

با هزینه ای کم می توانید خود را در کنار دهها تولید کننده پوشاک و پارچه ایرانی ببینید. پس از عضویت در سایت هر زمان که اراده کنید می توانید اطلاعات خود را به روز کنید. به سرعت آمادگی کسب می کنید تا در بازارهای منطقه ای، کشوری و شهری حضور پیدا کنید.
از ابتدا تا پایان کار در کنار شما هستیم.

امکانی که سایت ایران پوشاک برای تولیدکنندگان فراهم آورده است:
ایران پوشاک در اولین گام یک کاتالوگ اینترنتی برای شما فراهم می کند، که در آن اطلاعات تصویری و اطلاعات متنی تولیدات شما به علاوه مشخصات تولیدی شما روی وب سایتی که آدرس شما را دربر دارد می‌آید. www.yourname.iranpooshaak.com

پس از برداشتن این گام اساسی شما آمادگی آن را دارید که با مخاطبان و مشتریان خود در سطح شهر، استان، کشور، منطقه و جهان ارتباط برقرار کنید.

با یکبار مراجعه به آدرس اینترنتی www.iranpooshaak.com تمام مطالب گفته شده دستگیر شما می شود.

این سایت بر اساس یک روش پیشرفته در طراحی سایت و به صورت علمی و مطابق با شرایط ایران طراحی شده است. ما درسایت ایران پوشاک در جستجوی روشهای سریع تر و قوی تر سرویس دهی هستیم، تا در میان سایت های وب رتبه کیفی مناسبی به دست بیاوریم؛ آنچنان که تاکنون بوده است تا شما به حضور در پایگاه اطلاعات ایران پوشاک به خود ببالید. به یاری خدا و پشتیبانی شما.
(
این سایت توسط تعدادی از اعضای مرکز کار آفرینی دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) طراحی و نگهداری می شود) www.ebookpars.com


مزایای حضور در پایگاه ایران پوشاک:

-
معرفی کامل تولیدی و تولیدات:

 
گستره کافی برای معرفی خود و کالاهایتان. بسیار فراگیرتر و ارزانتر از روش های سنتی. شامل کارهای سابق و کارهای آتی خود، شعار، حجم تولیدات، نمایندگی‌های فروش و هر چیز دیگر که لازم باشد.

-
نمایش و تبلیغ 24*7 هفت روز؛ بیست وچهار ساعت:

 
در بیست و چهار ساعت و هفت روز هفته مشتریان می‌توانند به اطلاعات و تولیدات شما دسترسی داشته باشند. سرفرصت کالاها را زیرو رو کنند، قیمت ها را مقایسه کنند و سپس به سهولت با شما تماس بگیرند.

-
نمایش نقاط قوت:
 
پایگاه اطلاعات پوشاک ایران پوشاک محدودیت بردار نیست. تعداد زیادی از همکاران تولید کننده پوشاک در حال ورود به سایت ایران پوشاک می باشند. شما در کنار سایر همکاران فرصت می یابید که نقاط قوت خود را که شامل: برچسب تجاری، قیمت گذاری، تنوع محصول، کیفیت دوخت و بافت، سیستم فروش و غیره را متذکر شوید.

-
ایران پوشاک سکوی پرتاب:
·
با ورود به ایران پوشاک به اطلاعات خود نظم نوینی می‌دهید و آماده می شوید تا در بازار های جدید به معرفی و فروش و بالا بردن کیفیت محصولات خود بپردازید. به هرتقدیر سومین رتبه فروش در اینترنت از آن پوشاک می باشد.

-
مشتری مداری:
·
با حضور در وب شما ارج بیشتر برای مشتریان خود قائل می شوید. همچنین با قرارگرفتن در کلاس بالاتر با کم ترین اصطکاک با مشتریان خود ارتباط برقرار می کنید و سرویس می دهید. و مطمئنا در فروش شما تاثیر خواهد داشت.

-
عرصه آینده پوشاک ایران:
مشتریان به راحتی می توانند کالا های خود را بیابند؛ ببینند و انتخاب کنند. تولیدکنندگان پوشاک بدون محدودیت به ارائه کالاهای خود می پردازند. پایگاهی شناخته شده و مطمئن. آرزوی دوری نیست.

امکانات سایت ایران پوشاک:

اعضای ایران پوشاک از امکانات زیر می توانند استفاده کنند و همچنین در گسترش آن سهیم باشند:

-
فهرست تولید کنندگان پوشاک: شامل لیست قیمت، عکس کالاها، نمایندگی های فروش، آدرس، شماره تلفن و ایمیل

-
مقالات پوشاک: شامل تحلیل بازار پوشاک، پیشنهادات و ایده های جدید در پوشاک، و هر مطلب دیگر که به پوشاک مربوط باشد.

-
فهرست سایت های پوشاک: برترین سایت های پوشاک به همراه توضیحات به فارسی در زمینه های مختلف پوشاک برای دریافت ایده و نمایش توانایی های پوشاک در اینترنت.

-  لیست سایت های پوشاک فارسی: تمام سایت های پوشاک فارسی زبان که در وب فعالیت می کنند در این بخش معرفی می شوند.

- جدول تبدیل سایز: برای انواع پوشاک زنانه و مردانه و بچه گانه و امید اینکه در این زمینه به یک استاندارد ایرانی دست پیدا کنیم.
-  فهرست مغازه ها و فروشگاههای پوشاک تهران: این فهرست برای ثبت نام فروشگاهها مهیا شده است و هر فروشگاه پوشاک که بخواهد می تواند بدون هزینه خود را در آن به بیاورد، با امکان جستجو.

-  فهرست دست اندرکاران پوشاک و پارچه: در آینده نزدیک بانک اطلاعات صنعت نساجی روی سایت موجود خواهد شد که شامل انواع اطلاعات درباره صنعت پوشاک و پارچه ایران می باشد.

-  نرم افزار های پوشاک: نرم افزار هایی برای چاپ و ایجاد طرح روی تی شرت، طراحی مد، طراحی بزرگ سایز و غیره.

- فهرست فروشگاههای اینترنتی ایرانی: فروشگاههای اینترنتی که در زمینه های مختلف به کسب و کار مشغولند.

- فروشگاه ها: فروشندگان ایرانی پوشاک در سرتاسر ایران می توانند خود را به صورت اینترنتی به این لیست اضافه کنند.

- تماس با ما: بهترین ابزار ها تماس را برای ارتباط شما تولید کنندگان با ما و با دیگر تولید کنندگان فراهم آورده شده است.

- لیست قیمت: امکان منحصر بفردی که با شرایط ایران سازگار است با امکان پرینت.

- کاتالوگ الکترونیکی: امکان منحصر به فردی که شما را توانا می سازد که منتخبی از تصاویرمحصولات با توضیحات مناسب ، از طریق شبکه برای مراجعه کنندگان قابل دریافت باشد.

-  تبلیغ اینترنتی: شما می توانید در صفحات مختلف سایت تبلیغاتی ارائه دهید که یک راست به بخش محصولات شما رهنمون شود.

-  نما بازار: فروشگاه اینترنتی متفاوت(www.nAmAbAzAr.com)

- آتلیه عکاسی دیجیتال ایران پوشاک از معدود آتلیه های عکاسی که در راستای سایت وب عکاسی می کند آماده ارائه خدمات می باشد.

نیک پوش آسیا
تلفن بخش مشاوره: 5816122 ، 5600707
تلفن بخش فنی: 8328116

سایت اینترنتی: www.iranpooshaak.com
پست الکترونیک: info@iranpooshak.com
 

 

 


comment نظرات ()
یه نگاهی به این پایین بندازید
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

اگه خواستید شاد باشید با این شمارها تماس بگیرید:

09139185494

09370211962

هاشمی


comment نظرات ()
تور پر هیجان اسکی
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

زتورهای اسکی

یه روزو با ما خوش باشید ....

بزرگترین انجمن دانشجویی اصفهان:

دانشگاههای اصفهان...صنعتی...خوراسگان...کهن دژ...نجف آباد...شیخ بهایی....ملک شهر....و.....

با ما باشید .....از لحظه هاتون به خوبی لذت ببریدددددددددد


comment نظرات ()
برگزاری تورهای کویر نوردی
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

حالشو ببرید......

شتر سواری در بهترین نقطه کویر خارا در اصفهان.....

شن بازی و غلط زدن در ماسه های طلایی ووووووویه عالمه خاطره های بیاد ماندنی و فراموش نشدنی....وو

 شماره تماس :٠٩١٣٩١٨۵۴٩۴ خانم هاشمی

٠٩٣٧٠٢١١٩۶٢ آقای حسینی 


comment نظرات ()
ثبت نام تورهای ماجراجویانه
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

صفا

ثبت نام وبرگزاری   تورهای قایق سواری در رودخانه وحشی .......لذت لذت لذت لذت لذت لذت لذت

هیجان هیجان هیجان 

صفا .....شماره تماس :

٠٩١٣٩١٨۵۴٩۴    خانم هاشمی

 


comment نظرات ()
تخت عروس در شمال اصفهان
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

تخت عروس

تخت عروس در موقعیت  622 09/ 34    شمالی و  884 45/ 54    شرقی در استان اصفهان و در جنوب کویر بزرگ مرکزی ایران واقع شده است. در اصطلاح جغرافیایی تخت های مناطق کویری، به نقاطی اطلاق می شود که نسبت به زمینهای اطراف دارای ارتفاع زیادتری باشند و بلندترین نقطه آنها مانند یک تخت صاف و هموار باشد. وجود بادهای شدید در مناطق کویری و فرسایش بادی باعث شده که قله این تپه ها در اثر مرور زمان صاف و هموار شوند . همچنین باد خاک نرم را با خود حمل کرده و قلوه سنگها و سنگریزها را به جا گذاشته است.

در زمانهای گذشته از تختها به عنوان عوارض طبیعی راهنما استفاده می شده است. وجود علامتهای نشان دهنده مسیر بر بالای تخت عروس بیانگر این مطلب است. تختها به علت وسعت و ارتفاع قابل توجه در مناطق کویری عوارض طبیعی مناسبی برای جهت یابی و تعیین مسیر بوده اند.

 علت نامگذاری این منطقه به تخت عروس وجود مناظر زیبا بر بالای این تخت می باشد. در فرهنگ کویر نشینان، عروس نماد زیبایی و وجاهت است. مردمان حاشیه کویر به مناطق زیبا لقب عروس میداده اند. نامهایی چون روستای عروسان در شرق مصر و تخت عروس از جمله این نامگذاری ها می باشند.

تخت عروس یکی از زیباترین مناطق کویری ایران می باشد. در بالای تخت عروس در منظره جنوبی تپه های شن روان ، چال سلکنون و روستای مصر قابل رویت هستند. در منظره شمالی نیز تپه های وسیع شنهای روان، تخت شورو در شمال غربی، کوههای دامغان،قله دماوند در صورت صاف بودن هوا و باتلاقهای کویر مرکزی قابل رویت هستند. در قسمت غربی تخت عروس تپه شنی بسیار بلندی قرار دارد که در صورت صعود به آن می توانید از موبایل نیز استفاده کنید.

پوشش گیاهی تخت عروس اغلب گیاهان شور پسند مانند تاق، ترخ، اسفند و نسی می باشد. این پوشش بسیار ضعیف است . وجود سنگریزه های فراوان در بالای تخت نشانگر وجود بادهای شدید در بالای تخت می باشد. باد غالب در این منطقه جهتی غربی-شرقی دارد که از شکل تپه های شنی قابل تشخیص است.

مناظر دیدنی تخت عروس آنچنان بدیع و زیباست که هر بینندهای را مسحور میکند. برای رسیدن به تخت عروس باید از روستای مصر به سمت شمال حرکت کرد. بعد از گذر از روستای فرحزاد وارد دو راهی چال سلکنون شد و پس از طی مسافتی در حدود 3 کیلومتر وارد دو راهی دریاچه چال سلکنون شد. در این قسمت باید از چند تل شن عبور کرد. پس از عبور از دیواره شنی دریاچه نمک سلکنون و تخت عباس در قسمت شرق قابل رویت هستند. مسیر را به سمت شمال ادامه دهید تا پس از طی 6 کیلومتر و عبور از 2 چال به تخت عروس برسید. برای بالا رفتن از تخت با خودروهای 4wd از حاشیه جنوبی تخت مسیر اوریب برای کاهش شیب به سمت شرق را انتخاب کنید و پس از رسیدن به انتهای تخت به سمت غرب تغییر مسیر دهید.

 

 

 


comment نظرات ()
روستای بریس
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

روستای بریس

در 60 کیلومتری شرق چابهار، در پس کوههای مخروطی که گویی تکه یی از زمین شهاب خورده کره ماه را بر آن نهاده اند، بندری زیبا در امتداد دریای عمان روبه اقیانوس هند واقع شده است.

آبادی بریس که اخیراً به بندر صیادی تبدیل شده در حاشیه ساحلی شمالی دریای عمان در دهانه خلیج کوچکی واقع است. ارتفاع بریس از سطح دریا 10متر و حداقل عمق آب در خور4 متر است.

به لحاظ آخرین تقسیمات کشوری، بریس در دهستان نگور از بخش دشتیاری شهرستان چابهار واقع و فاصله آن ازمرکز بخش «نگور» 44کیلومتر است. بندر بریس عمدتاً روی تشکیلات لایه های ماسه سنگی متراکم تا نیمه متراکم صدفدار دوران سوم زمین شناسی قرار گرفته که بیرون زدگیهای آن در محدوده سطوح صخره یی مشرف به ساحل جنوبی قابل رؤیت است.

حداکثر دما در تیرماه 36 و حداقل آن16 درجه سانتیگراد در بهمن ماه است. میزان بارندگی در بریس بسیار کم است و در صورت بارندگی تالاب عظیمی درحد فاصل کوههای مشرف به بریس و نوار ساحلی شکل می گیرد که یکی از زیباترین جلوه های مناظر طبیعی را به وجود می آورد که می تواند در جذب توریست نقش بسزایی ایفا کند.

در امتداد ساحل دریای عمان، قبل از رسیدن به بندر بریس فعلی، به چند خانه متروکه برخورد می کنیم. آنجا نیز روزگاری مأمن صیادان و بومیان بریس بوده است. حدود صد سال پیش بریس دارای 35 باب خانه و قریب به 30 شناور بوده است. در اینجا نیز مسجد مانند هر روستای دیگری جزو اولین بناهای قوم بلوچ است. قسمت عمده بلوچهای بریس را «میدها» تشکیل می دهند. میدها ماهیگیران و لنج داران و ملوانانی هستند که از وضع مالی نسبتاً خوبی برخوردارند. خانواده گسترده یکی از اشکال مهم استحکام بخشی به نظام اجتماعی بلوچ است.

جمعیت بومی و ساکن بریس، حدود 2750 نفر است که این رقم باتوجه به مهاجرت نیروی کار از اطراف بریس درنوسان است.

 

صید و صیادی در بریس

با شروع توفانهای استوایی که از حدود 15 خردادماه آغاز و تا آخر مردادماه ادامه می یابد، شناورهای کوچک از رفتن به دریا پرهیز می کنند و یا خط سیر خود را به سمت جاسک و تنگه هرمز تغییر خواهند داد. سرعت این توفانها گاه تا 55 نات نیز گزارش شده است. تعداد صیادان منطقه 1560 نفر است.

مقدار استحصال آبزیان در بندر بریس براساس آمار سال 1379 ، 2871 تن برآورده شده است. عمده ماهیان دریای عمان را ماهی حلوای سفید و سیاه، سنگسر قباد، هوور، شیر، شوریده و سرخو تشکیل می دهند. همچنین در سال ،1379 در منطقه بریس، 111246 کیلوگرم کوسه ماهی صید شد. انتهای باله دمی کوسه ماهی بعد از صید، قطع شده و به وسیله پمپاژ، خون کوسه خارج شده و آنگاه آن را نمک سود کرده به بازارهای پاکستان ارسال می کنند. قیمت هر کیلو گوشت کوسه در بازارهای پاکستان 60 روپیه است که با برنامه ریزی صحیح در بهره برداری مناسب در صید این گروه از ماهیان و صدور آن به کشورهای همسایه و آسیای دور، سهم بسزایی در درآمد ارزی خواهد داشت. از دیگر آبزیان ذیقیمت که در آبهای شور در سواحل صخره یی دریای عمان و من جمله بریس وجود دارد، سخت پوست زیبایی به نام شاه میگو یا «لابستر» است که ارزش غذایی بالایی داشته و عمدتاً صادر می شود.

بریس با وجود 13 هزار هکتار اراضی مستعد پرورش میگو، بزودی شاهد واگذاری و شروع عملیات اجرایی ساخت و ساز استخرهای پرورش میگو خواهد بود. استقبال از مرحله اول واگذاری اراضی مستعد بریس فراتر از حدانتظار بوده و از مرز هشتصد تقاضا گذشته است و در میان آنها نام چند چهره اقتصادی و بنیاد خصوصی نیز دیده می شود.

بخش اول این طرح با سطح 6000 هکتار قادر خواهد بود حدود3000 نفر را به صورت مستقیم فعال کند. تولید میانگین 12000 تن میگو در هر دوره پرورشی در این مجتمع پرورشی زمینه بسیار مساعدی را برای صدور کالاهای غیرنفتی و تحصیل ارز فراهم می کند.

از مهمترین قابلیت های خدادادی بریس، مناظر بدیع و اسکله منحصر به فرد آن است که می تواند نقش بسزایی در جذب گردشگران فرهنگ و طبیعت و گسترش اکوتوریسم و اگروتوریسم (گردشگری روستاهای شگفت) داشته باشد. این مهم منوط به تأمین امنیت، تزریق امکانات و بهادادن به تحقیقات و استفاده از کارشناسان خبره این کار است که خود مقوله دیگری می طلبد.

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

دهکده ی ییلاقی

خانه های کاهگلی، فضای طبیعی منطقه را جذاب و دیدنی کرده است. با نظاره کردن این منظره زیبا از داخل این خانه ها، چنان نشاطی به انسان دست می دهد که هیچ وقت این حالت در زندگی ماشینی به دست نمی آید.

هر گاه از پنجره داخل به بیرون بنگری، تابلوی زیبا و بی نظیری از طبیعت را می بینی که نقاشی از هر زاویه آن می تواند اثر هنری ماندگار دنیا باشد.

درازنو با قرار گرفتن در رأس قله البرز و سرزمین مرتعی، گل و گیاهان رنگارنگ وحشی و دارویی، جنگل انبوه و سرسبز، وجود آبشار، چشمه، غار یخچال و همچنین به دلیل داشتن چشم انداز زیبا و مشرف به تمامی نقاط جلگه ای از جمله کردکوی، گرگان، خلیج گرگان، میانکاله، بندر ترکمن و... از طبیعت زیبا و از مناطق جالب و منحصر به فرد استان گلستان است. این روستا در طول سال چه در ماههای گرم و چه در ماههای سرد سال، شلوغ بوده است.

از گذشته های دور، مردم «درازنو» برای خود خانه های چوبی و کاهگلی ساخته اند که سکونتگاه تابستانی آنان باشد. آب «درازنو» از چشمه هایی در دل کوه بیرون می آید.

از دیگر مکانهای دیدنی این منطقه، غار یخچال است که در زیر قله دکانی و در کنار سنگ بسیار بزرگی که محوطه ای در حدود بیست متر مر بع دارد و سوراخی به اندازه یک انسان در کنار سنگ دیده می شود. در شهریور ماه نیز در داخل این محفظه برف موجود است، به همین دلیل، این مکان، یخچال نام گرفته است.

کارشناس میراث فرهنگی استان گلستان، در مورد «درازنو» می گوید: «درازنو»، دهکده ای کوهستانی به همراه خانه هایی با معماری کوهستانی است. در این دهکده، خانه ها با شرایط اقلیم آب و هوایی خود ساخته شده است. خانه های کاهگلی با دیواره های چوبی و کاهگل و سقف کاله پوش مخصوص مناطق کوهستانی است. مزیت این گونه ساختمانها در این مناطق، حفظ گرما در زمستان و حفظ هوای خنک در تابستان و مقاوم بودن در برابر لرزش و زلزله است.

یکپارچگی بافت روستایی در این جا وجود ندارد. برخی از ساختمانها از چوب و تخته و کاه گل با کف کرسی که بیشتر از سنگ کوهستانی و سقف کاله پوش و برخی از آنها تمام چوب ساخته شده است. ساخت این خانه های تمام چوب به اواخر دوره قاجاریه برمی گردد.

 آویشن،گل گاوزبان، بومادران، شیر خشک، مارم بو، گل بنفشه، کنگر وحشی، گلامیر حسن، گل پر، گل ختمی، گل بابونه، ریحان کوهی، پر سیاوش، یونجه وحشی و گزنه از جمله گل و گیاهان وحشی منطقه هستند. این گل و گیاهان وحشی نه تنها با رویش خود در بهار و تابستان فضای روستا را زیبا و رنگارنگ می کنند و مرتع زیبایی را به وجود می آورند، بلکه در مصرف بسیاری از بیماریها از جمله دیابت، آسم، سرماخوردگی و... مفید بوده و مورد استفاده مردم قرار می گیرد. در این دهکده، گونه های درختچه ای زرشک، ازگیل، ولیک، تمشک، سیب وحشی، گلابی وحشی و آلوچه هر ساله در فصل تابستان پربار هستند.

جاده ارتباطی به این دهکده ییلاقی، جاده شوسه است که 25 کیلومتر آن آسفالته است. از امکانات این منطقه، برق و آب است که البته آب این روستا از همان چشمه قدیمی است که در منبع بزرگی جمع آوری شده است. گفتنی است آب این چشمه سالم و بهداشتی بوده و جنبه دارویی دارد.

در اطراف «درازنو»، چشمه هایی دیده می شود که فضا را زیباتر نشان می دهد. در وسط این دهکده، چشمه رزوی غربی، رزوی شرقی، جیکا چشمه در شرق «درازنو»، فک بند چشمه، گرمنه چشمه در جنوب و لار چشمه در جنوب شرقی، مرس چشمه و.... از تفرجگاههای مردم است. آبشار مغزی در جنوب یال واقع شده است که جذابیت مکان را چندین برابر افزایش می دهد.

در «درازنو» از آبان ماه تا اواخر فروردین ماه، هوا مه آلود و زمین پوشیده از برف است، با این شرایط، با ایجاد فضاهای ورزشی زمستانی، به مدت پنج ماه، می توان به ورزشهای زمستانی مثل اسکی در اینجا پرداخت.

 

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

آرامگاه ظهیرالدوله

آرامگاه ظهیرالدوله در منطقه یک تهران و در اواسط سربالایی دربند و در کوچه ظهیرالدوله قرار دارد میرزا علی خان دولوی قاجار، ملقب به ظهیرالدوله، فرزند محمد ناصرخان، وزیر دربار ناصرالدین شاه در سال 1281 در جمال آباد شیراز متولد شد.

وی در 16 سالگی دختر ناصرالدین شاه را به عقد خود درآورد و در سال 1304 به سمت وزیر تشریفات خاصه منصوب شد.

او پس از آشنایی با صفی علی شاه، با به تن کردن جامه فقر و درویشی، مراحل مریدی را پشت سرگذاشت. آن چنان که پس از مرگ صفی علی شاه، با اسم «صفا علی شاه» جانشین او شد.

ظهیرالدوله بعدها به همراه مریدانش خانقاهی در شمیران بنا کرد که پس از مرگ، او را در همانجا دفن کردند و از آن روز به بعد هم نام آن «آرامگاه ظهیرالدوله» شد.این آرامگاه میان تجریش و امامزاده قاسم قرار دارد و سابقا در اطراف این محل گورستان کهنه‌ای بوده است.

از آنجا که ظهیرالدوله مورد قبول اکثر طبقات اجتماعی بود، بسیاری از هنرمندان، سیاستمداران و دانشمندان وصیت کردند که در این آرامگاه دفن شوند.از سال‌های 1340 به بعد دفن اموات در این مجموعه ممنوع شد و دفن افراد در سال‌های 40 تا 50 با اجازه نامه خاص و آنهم بصورت محدود انجام شد.

آخرین تدفین درآرامگاه ظهیرالدوله در سال 1359  انجام شده است. محوطه آرامگاه ظهیرالدوله پوشیده از درخت‌های سبز و خرم و درهم تنیده است و سنگ اکثر گورها در حال تخریب است.

آرامگاه مشاهیری چون ملک الشعرای بهار، ایرج میرزا، رشید یاسمی، رهی معیری، دکتر محمد حسین لقمان ادهم، محمد مسعود، ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، فروغ فرخ زاد، قمرالملوک وزیری، استاد حسید تهرانی، برادران محجوبی، داریوش رفیعی، حبیب الله سماعی، حسن تقی زاده، درویش خان، صبحی مهتدی و بسیاری از هنرمندان دیگر در این گورستان قرار دارد.

این آرامگاه تاریخی که آنرا شبیه به آرامگاه پرلاشز فرانسه می‌دانند در سال  1378  توسط   سازمان میراث فرهنگى و گردشگرى استان تهران با شماره 2001 در فهرست آثار ملى کشور به ثبت رسیده است.

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

از رستم تا چهل وچهار پیر

سیستان شهر من است. سیستان شهر همه است، شهر همه ما. زابلستان سرزمین تمام ماست، حتی اگر اهل آن‌جا نباشیم. اینها را من نمی‌گویم، اینها را شاهنامه می‌گوید وقتی که پهلوانمان رستم برخاسته از زابل است، وقتی که سیمرغ سفر می‌کند به آن‌جا،  نه! نه! حتی اگر شاهنامه هم نگوید، یک سند تاریخی هست که تمام ما را ربط می‌دهد به آن دور و اطراف.فقط کافی است که از زاهدان راه بیفتی سمت زابل، بعد در 56 کیلومتری زابل به «شهر سوخته» برسی.

 

شروع سفر

زاهدان دور است، خیلی خیلی دور؛ به اندازه تاریخ مدفون شده در سیستان، به اندازه‌ای که تو به مرزها می‌رسی.

کویر لوت بالای سرت است و کوه‌هایی که هنوز فرصت هست برای کشف چیزهای بی‌بدیل در آن.

سیستان و بلوچستان پر از رمز و راز است، پر از نقطه‌های کشف کردنی، پر از تاریخ که باید آنها را خواند.

نمایی از قلعه هایی که در کوه خواجه دیده می‌شود

 

سرزمین میوه های عجیب

وارد زاهدان که می‌شوی، سیلوهای گندم به پیشوازت می‌آیند. سال‌ها قبل این‌جا نبودند. صدها سال قبل این سرزمین درختان تنومند و زمین‌های سبز داشت و «هامون» و «هامون جازموریان» تمام استان را سیراب می‌کرد. حالاست که این‌جا پر از نخل است و پر از میوه‌های گرمسیری. در بازار «چیکو» می‌فروشند که شبیه ازگیل است و هسته‌ای عجیب و مزه‌ای عجیب‌تر دارد. زیتون پاکستانی هم هست، کوچک‌تر از گلابی و میوه‌ای محبوب. ترشی انبه هم این‌جا هست که مردم با آبگوشت محلی می‌خورندش یا با «اوجیزک» که با سیب‌زمینی و گوجه و پیاز پخته می‌شود.  گرچه هر جا بروی اغلب تو را به گوشت و مرغ مهمان می‌کنند و به آنها برمی‌خورد اگر یک شبانه روز در خانه‌شان مهمان نباشی.

 

زاهدان، شهر مدرن

زاهدان 100 ساله است. زاهدان قدیم همان نزدیکی‌های زابل ساخته شده بود که دیگر اثری از آن نیست. زنان و مردان اگر لباس رسمی دیگر شهرها را نپوشند، تنشان لباس بلوچی است. مردها لباس بلند و شلوار سفید دارند و زنان لباس‌های آینه‌دوزی‌شده که همگی دست دوزند و قیمتشان سربه‌فلک می‌گذارد.

زنان بلوچ برداشت‌های خود را از طبیعت و زندگی در سوزن‌دوزی منعکس می‌کنند. قدمت این هنر به پیش از اسلام برمی‌گردد

زنان بلوچ برداشت‌های خود را از طبیعت و زندگی در سوزن‌دوزی منعکس می‌کنند. قدمت این هنر به پیش از اسلام برمی‌گردد

شهری که همه چیز آن نسوخته است

صبح راه می‌افتیم به سمت زابل. به سمت شمال حرکت می‌کنیم. زاهدان‌نشینان گفته‌اند به ما که زابل اصلاً شیک نیست. پر از خانه‌های قدیمی است و پر از مهاجران خارجی و ما برای کشف یک دنیای جدید راه می‌افتیم و یک ساعت بعد در آغاز ایران ایستاده‌ایم و می‌دانیم که اولین چشم مصنوعی دنیا را ایرانی‌ها ساخته‌اند و می‌دانیم که این‌جا اولین فاضلاب دنیا ساخته شده و در 5000 سال قبل در «شهر سوخته» زن‌ها جواهرات گران‌بها داشته‌اند و پارچه‌های اعلا. حصیر و قلاب ماهی‌گیری و کوزه‌هایی هم این‌جا وجود داشت و هنوز در این سال‌ها هم زنان بلوچ از هنر سفالگری بهره می‌برند و سفال خاص این منطقه را خلق می‌کنند.

سفال کلپورگان، صنایع دستی زنان سیستان است. 700 سال است که زنان به این هنر مشغولند

سفال کشف شده در شهر سوخته. نقاشی‌های این سفال اولین پویانمایی (انیمیشن) جهان شناخته شده‌اند. بزی که روی این سفال نقاشی شده با چرخش سفال به حرکت در می‌آید. قدمت این سفال 5000 سال تخمین زده شده است

 

کاوشگران دقیقاً نمی‌دانند که کی و به چه دلیل این منطقه سوخته است، اما می‌گویند که این شهر 151 هکتار وسعت داشته و به بخش‌های مرکزی، صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان تقسیم می‌شده.  باقی مانده‌های درختان بید، افرا و سپیدار نیز در آن‌جا دیده شده است و وجود آب سبب شده تا آن منطقه مسکونی شود.

 

چیزهای دیدنی نادیدنی

بعد به یک کوه می‌رسیم. شهرتش به اندازه تفتان نیست، تفتانی که هنوز دود آتش‌فشانی‌اش دیده می‌شود و بین راه زاهدان- خاش سربرآورده. اما این کوه پر از اتفاق است. نامش «خواجه» است؛  اما توی شاهنامه از آن به نام «سپند» یاد شده.

نمونه‌ای از نقاشی‌های کشف شده در کوه خواجه

 

در اطراف این کوه آثاری از دوره ساسانیان، اشکانیان و دوره اسلامی کشف شده است؛ قلعه کهک کهزاد، قلعه چهل‌دختر،‌ قلعه سرسنگ، آرامگاه‌های دوره اسلامی و دوره زرتشتی و...

در تمام آنها نقاشی‌هایی کشف شده که در اوایل قرن بیستم به یغما رفته‌اند و در موزه‌های آلمان و ایتالیا نگهداری می‌شوند. قلعه سام یا قلعه رستم معروف‌ترین آنهاست. کمتر چیزی از آن باقی مانده؛ اما 4000 متر وسعت داشته، آتش‌دان در آن پیدا شده  و نقاشی‌های اسطوره‌ای آن را مربوط به قبل از اسلام می‌دانند.این کوه وسط دریاچه‌ هامون است.

 

روستاها، مکان‌های ناشناخته

روستاهای زابل؛ همان مکان‌های ناشناخته. در این روستاهاست که به پوست‌های سوخته اهالی بومی می‌رسیم. دختران موهای سیاه و بلند دارند؛ موهایی پرپشت که تا چهل، پنجاه سالگی به سختی یک دانه از آنها سفید می‌شود. ‌‌‌در این‌جاست که خانه‌های بومی این خطه را می‌بینیم. سفیدند و گنبد دارند و بالای هر گنبد روزنه‌ای است برای عبورهوا به داخل و خارج، و در خانه‌ها کوره هست برای پختن نان و سفال و کلوچه.

 

از زاهدان کهنه تا زاهدان نو

این‌جا عجیب است. داریم برمی‌گردیم زاهدان نو، اما به «زاهدان کهنه» می‌رسیم.

زاهدان کهنه در 27 کیلومتری جنوب شرقی زابل است. بناهایش ارگ بوده‌اند و سال های دور پایتخت سیستان بوده. الان چند برج و بارو از آن مانده است و بس. بناهایی خشتی که ملات کاه‌گل دارند و تیمور گورکانی آن را یک‌بار با خاک یکسان کرده. در کنارش مقبره چهل و چهار پیر است؛ مقبره بزرگان و درویشانی که تیمور آنها را قتل عام کرد. «سیستان» همین منطقه بوده است که پس از آن به خاطر آن چهل و چهار نفر نام «زاهدان» به آن داده شد چرا که حاضر نشده بودند خواسته‌های تیمور را  عملی کنند. بعدترها تیمور تمام اهالی شهر را کشت و شهر با خاک یکسان شد؛ اما سال‌ها بعد دوباره در آن جا  ارگ و شارستان ساختند تا زمان خشکسالی‌ها.

خانه ایوبی، نمونه ای از معماری سنتی شهر زاهدان

راهنما می‌گوید: باید برگردیم.

می‌گوییم: دیگر چه؟

می‌گوید: دشت‌هامون خود جای گشتن است و رود هامون و حیات وحش آن.

می‌گوییم: دیگر چه؟

می‌گوید: چشمه‌های آب معدنی مانده‌اند؛ اما باید رفت.

 

سیستان و بلوچستان شبیه هیچ تصوری نیست، نه شبیه داستان‌هاست، نه شبیه روایت‌ها؛ مردمانش هم. به آن‌جا که می‌رسی، می‌فهمی که تا سال‌ها چیزهایی برای کشف کردن دارد. می‌فهمی که خیلی جاها دور مانده‌اند از شناخت‌ما و دیگر می‌دانی 5000 سال تاریخ تو در آن‌جا خوابیده.

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

قلعه دختر(قیز قلعه)

شاید یکی از مهمترین آثار شگفت انگیز معماری کشور در مناطق مرتفع و سخت گذر ایران در دوره باستان که تاکنون ناشناخته مانده قیز قلعه ساوه باشد.

عظمت بنا و فلسفه وجودی ساخت آن دراین منطقه به حدی جالب است که می‌توان از آن به عنوان یکی از منابع مهم جذب گردشگر بین‌المللی به استان مرکزی و همچنین معرفی دستاوردهای معماری ملی و باستانی ایران قدیم اشاره کرد.

قصر، عبادتگاه ودژ دفاعی قلعه دختر ساوه بر روی صخره بلندی مشرف به دشت ساوه بنا شده که از سه طرف شرق، غرب و جنوب بوسیله صخره‌های متعدد دیگری احاطه شده‌است.

از نمای شمالی قلعه سه قله صخره‌ای بلند مشاهده می‌شود که قصر و قلعه در نوک قله‌ای که در وسط قرار گرفته ساخته شده و این قلعه از جاده ساوه به همدان و از تمامی دشت و شهر ساوه قابل رویت است.

در دو طرف صخره قیز قلعه دو رودخانه کوچک جاری است، رودخانه ضلع شرقی دایمی، اما رودخانه‌ای که در ضلع غربی قرار دارد به صورت فصلی است.

نزدیکترین آبادی به قلعه، روستای قیز قلعه است که از منابع آبی این دو رودخانه تغذیه می‌شود، بعداز قیزقلعه، روستای سرخده‌است که در کنار رودخانه قره‌چای قرار دارد و قلعه از روی پل سرخده به راحتی قابل دید است.

قلعه از دو بخش اصلی دژدفاعی و قصر تشکیل شده که در مجموع حدود سه هزار متر مربع مساحت دارد.

برای رسیدن به قلعه می‌توان باوسیله نقلیه سواری تا پای دامنه صخره رفت، و سپس مسافتی حدود300متر را باید پیاده طی کرد تا به دروازه اصلی ورود به قلعه رسید.

دروازه ورودی در ضلع‌شرقی صخره قرار دارد که بعداز عبوراز رودخانه کوچک، بقایای دیواره دروازه که از سنگ و ساروج ساخته شده است دیده می‌شود.

با عبور از این دروازه باید حدود یکصد متر دامنه شیب دار ضلع جنوب شرقی صخره را برای رسیدن به نوک قلعه که ساختمان اصلی قصر(نیایشگاه) قرار دارد را طی نمود، شیب دامنه جنوب شرقی حدود 60درصد است.

تمامی دیوراه صخره به صورت پرتگاه می‌باشد و هر نقطعه‌ای که احساس می‌شده می‌توان از آن عبور نمود باسنگ وساروج تا بالای صخره بسته شده است، به طوری که هیچ راه نفوذی از سه ضلع شمالی، شرقی و غربی به درون قلعه وجود ندارد.

ورود به قلعه از طریق چند راه پله سرپوشیده صورت می‌گرفته که با مهارت ویژه‌ای استتار شده‌اند و استتار راه پله‌ها با ساختن دیورای از لاشه سنگ و ساروج درست در امتداد دیواره‌های صخره صورت گرفته است.

پنج راه‌پله پشتی بنا و دو راه‌پله درغرب بنا که درکنار پرتگاه در ارتفاع چندمتری از سطح رودخانه ساخته شده به اتاقهای تعبیه شده در دل صخره منتهی می‌شوند.

ازپله‌های پشت بنا برای ورود و خروج محافظان و نگهبانان استفاده می‌شده و از پله‌های غربی برای وررد و خروج مقامات به‌داخل قلعه و حمل آذوقه استفاده می‌شده‌است.

در مقابل راه پله‌های غربی و بر روی صخره مقابل راه باریکی وجود دارد که محل رفت وآمد ساکنان قلعه بوده و اتاقهای قلعه تو درتو و به‌یکدیگر ارتباط داشته‌اند.

باتوجه به ارتفاع دیواره و طاقهای فرو ریخته احتمال می‌رود که بنای قصر دارای طبقه دوم‌وسوم هم بوده و در سمت دروازه ورودی، بنای دیگری وجود دارد که احتمالا برای عبادتگاه مورد استفاده بوده و این مکان دارای محرابی به سوی دشت ساوه (دریاچه قدیمی ساوه) و در جهت خلاف قبله می‌باشد. در اطراف کاخ اصلی حفره‌های متعددی برای ذخیره آب ساخته شده و لوله‌های سفالی شکسته‌ در این مجموعه یافت شده که نشانگر استفاده از شبکه آبرسانی و فاضلاب می‌باشد.

بنای قیز قلعه کاملا بر دشت ساوه مسلط بوده ودارای چهار برج دیده‌بانی در ضلع شمالی، غربی و شرقی است که از میانه صخره تا بالای آن با سنگ و ساروج کار شده‌است.

اما از نظر قدمت و کاربرد بنا، بر اساس اسناد و مدارک تاریخی و تحقیقات به‌عمل آمده درخصوص قلعه‌های دختر ساخته شده درایران می‌توان به سوابق معابد آناهیتا و مهر پرستی ایرانیان اشاره نمود.

بر اساس این تحقیقات، قلعه دختر ساوه نیایشگاهی برای عبادت و احترام به آب و ناهید در پیش از اسلام و قبل از خشکیدن دریاچه ساوه در دوره ساسانیان بوده، محراب ساخته شده بر روی دریاچه قدیمی ساوه در قلعه این احتمال را بیشتر می‌کند.

بنای تاریخی قیز قلعه در تاریخ9/2/1382به شماره 8600در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌است. از دیگر قلعه‌های تاریخی استان مرکزی می‌توان به قلعه‌های حاج وکیل اراک، آردمین غرق آباد در 56کیلومتری جاده ساوه به همدان، الویر روستای ساوه، اسماعیلیه بر روی کوه قره‌داغ در 35کیلومتری جنوب‌غربی ساوه، جمشیدی نیمور محلات، آقاخان محلاتی شهر محلات و خسروانی محلات اشاره نمود.

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

برج سه گنبد

سه‌گنبد نام برجی است در جنوب شرقی شهر ارومیه مرکز استان آذربایجان غربی ،این بنا آرامگاه بوده و در سال ۵۸۰ قمری در جنوب شرقى ارومیه ساخته شده است.

مقبره یا برج آجری سه گنبد متعلق به قرن ششم هجری بوده و در مدخل بنا سه کتیبه به خط کوفی باقی مانده است.برخى از مورخین عقیده دارند که این بنا به جاى آتشکده‌اى از دورهٔ‌ ساسانى احداث شده است، ولى هیچ‌گونه سند معتبرى مبنى بر صحت ادعاى خود ندارند.

از سوى دیگر در مدخل بنا سه کتیبه به خط کوفى است که آن را از سنگ تراشیده‌اند و در پایان کتیبه، محرم سال ۵۸۰ هجرى خوانده مى‌شود. از این رو شاید بتوان مقبره یا برج آجرى سه گنبد را متعلق به قرن ششم هجرى دانست.

طبق این کتیبه این بنا به دستور یکی از امرای سلجوقی به نام شیث قاطه المظفری ساخته شده است. از نظر معماری این بنا با مقابر قرن ششم هجری قمری بخصوص مقابر مراغه و سایر مقبره های دوره های سلجوقی مشابهت فراوانی دارد.بنای تاریخی سه گنبد عبارت است از سکوی بلندی که به شکل استوانه و مدور ساخته شده است.

قطر بنا 5 متر و ارتفاع آن 13 متر می باشد. ساختمان فعلی دو طبقه است و در چهار سمت آن دریچه‌هایی وجود دارد.طبقه اول به نام سردابه خوانده می شود که دارای پوششی قوس‌دار است و بدین وسیله از طبقه دوم مجزا می‌شود.

درب کوچک طبقهٔ اول ۱ متر و ۷۰ سانت ارتفاع دارد. طبقهٔ دوم که اتاق مقبره خوانده مى‌شود داراى درى به ارتفاع دو و نیم متر است.

به عبارت دیگر، ‌بناى استوانه‌اى شکل مدور داراى دخمه‌ایست که قسمت فوقانى آن را به وسیلهٔ آجر تبدیل به بنایى شامل اطاق مقبره کرده‌اند و مدخل آن در یک قالب معمارى پر نقش و نگار محاط شده و در بدنهٔ استوانه‌اى برج تعبیه شده است؛ درگاه ورودى آن در میان طاق‌هاى سطحى واقع شده و از لحاظ معمارى زینت‌ خاصى به آن بخشیده است.

سقف اصلی گنبد و دیوارهای آن تماما سالم و بر جا می باشد. طبقه دوم بنا مانند سایر مقادیر دوره سلجوقی روی سردابه احداث شده است.

تزئینات سر در ورودی مقبره در نوع خود کم نظیر می‌باشد و به صورت قطعات سنگ و گچ با نقوش هندسی و کتیبه به خط کوفی تزئین شده است.

مصالح قسمت‌های تحتانی بنا تا ارتفاع حدود 3/6 متر از سنگ‌های تراش خاکستری رنگ ساخته شده و از این قسمت به بالا تمام مصالح بنا از آجرهای چهار گوش می‌باشد.

 

 


comment نظرات ()
مصر ایران
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

مصر در اصفهان است

"مصر" در سمنان است. برای رسیدن به آن باید دامغان و جندق را رد کنی و برای دیدنش اهل سفر باشی، اهل گرسنگی کشیدن، اهل شب‌ماندن، اهل گرما و سرما. تو باید قبل‌تر دانسته باشی که کویر چه‌قدر قشنگ است.

کویر را باید در پاییز و زمستان دید، باید در آن رکاب زد. باید مصر ایران را دید؛ هم نام یک روستاست، هم نام کویری که تا کیلومترها ادامه دارد. نباید در آن گم شد، چون تا کیلومترها هیچ‌کس نیست تو را ببیند. می‌شود سوار ماشین شد و یک خط یکنواخت را جلو رفت توی این دریای شنی.

تمام کسانی که به کویر و روستای مصر سفر می‌کنند نقشه‌ای در دست می‌گیرند و از این شهر به آن شهر می‌روند ، و می‌دانند که باید آب و غذا همراهشان باشد.

 

آفتاب می‌تابد بر کویر؛ گاهی چند بوته سبز می‌شود میان این همه خاک

 

خیلی وقت‌ها سفر به جندق می‌رسد؛ به جایی که قدمتش نه به اندازه کویر، اما به اندازه دوره ساسانی است. به شهری که درون یک دژ قرار داشته و همه جایش به رنگ خاک است، شبیه یزد، بادگیر دارد و مردمانش قالی می‌بافند، شکار می‌کنند، زعفران و گندم و جو می‌کارند و بعد شاخ گوزن‌ها و قوچ‌هایشان را جزئی از معماری منزل‌هاشان می‌کنند تا همه بدانند که آنها شکارچیانی بزرگ هستند.

معماری این شهر شبیه معماری خیلی دیگر از شهرهای ایران است، خانه‌ها حجاب دارند و اتاق‌ها دور تا دور یک حیاط مرکزی ساخته شده‌اند. برای ماندن در این شهر قلعه‌ای هست برای اتراق. حجره حجره است و هنوز آسیاب‌های کوچک آن سرجای خود مانده‌اند و کوزه‌های شکسته نشانگر آن اند که مردمان این شهر اهل کوزه‌گری هم بوده‌اند. از سقف‌های هلالی قلعه طناب‌ها و ظرف گوشت‌ها آویزان اند مبادا که گربه‌ها دستشان به گوشت برسد و تو پتوها را از توی ساک در می‌آوری تا در سرمای شب محافظ تو باشند.

توی شهر که راه می‌روی تمام درها کوتاه‌اند و هر خانه چاهی دارد که به یک قنات اصلی وصل است و تو دلیل وجود درخت توت و زردآلو و گل‌های نرگس را در دل کویر می‌فهمی.

 

وقتی تا چشم کار می‌کند خاک است و خاک است و فقط خاک، معجزه است گلی که در کویر می‌روید

کویر خیالم را می‌برد به صدای زنگ کاروان شتر؛ و شترسواری در کویر تجربه نابی است برای ما که مسافر کویریم

 

مردمان روستای مصر اهل شکارند؛ این را شاخ‌های‌ قوچ یا گوزن بر دیوار خانه‌ها می‌گوید این جا پر از اکسیژن ناب است. بادهای کویر به سمت تو می‌وزند و تو باید صبح زود راهی شوی.

تا مصر نیم ساعت راه است. می‌خواهی بروی در دل کویر که دوچرخه کرایه کنی در مصر، که رکاب بزنی در حاشیه‌اش، که شترسواری کنی، که کفش‌هایت را در بیاوری و روی شن‌ها سرسره‌بازی کنی، که آفتاب بتابد به تو که در پیچ و خم‌ها و راه‌های فرعی به روستای مصر می‌رسی و خانه‌های خشتی را که درختان نخل محصورش کرده‌اند می‌بینی. تو دوست داری که طوفان شن را ببینی و نمی‌دانی که ساکنان این‌جا چه‌قدر از این اتفاق بیم دارند که مبادا فرهنگ و هنر و اقتصاد قومی زیر شن‌ها مدفون شود!

چادری برپا کرده‌ایم در حاشیه کویر. نقشه‌ای در کار نیست، قرار است تا ته این دریا برویم در رؤیاهایمان، اما خوب می‌دانیم که نمی‌شود خیلی جلو رفت . خیره می‌شویم به زمین‌های بایر و خشک و دست نخورده. رد پای هیچ جنبده‌ای به چشم نمی‌خورد و ناگهان شمال و جنوب گم می‌شوند، اما راهنما با ماست. ما را برمی‌گرداند به حاشیه و تا غروب آفتاب مراقبمان است. شب می‌شود. دراز می‌کشیم رو به  آسمانی که میلیون‌ها ستاره دارد.می‌دانیم که هیچ کس دیگر این همه ستاره را یک جا ندیده است. بادهای کویری می‌وزند و ما آرام آرام به خواب می‌رویم.

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

 لرستان سرزمین شقایق ها

استان لرستان، با وسعت حدود 28559 کیلومتر مربع در غرب ایران قرار گرفته است. این استان، ازشمال به استان‌های مرکزی و همدان؛ از جنوب به استان خوزستان؛ از شرق به استان اصفهان و از غرب به استان‌های کرمانشاه و ایلام محدود است. اشترانکوه با چهار هزار و پنجاه متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است.

پست‌ترین نقطه آن در جنوبی‌ترین ناحیه استان واقع شده و حدود 500 متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال1375 استان لرستان دارای نه شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، 81 دهستان و 2842 آبادی دارای سکنه بوده و مرکز آن شهر خرم‌آباد است. شهرستان‌های استان عبارتند از: خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، کوهدشت، دلفان، سلسله و پل‌دختر.

جغرافیای طبیعی و اقلیم

استان لرستان سرزمینی کوهستانی است که به‌ جز تعدادی دره آبرفتی و چند دشت کوچک، ناحیه هموار ندارد. این ناهمواری‌ها که دارای سنگ‌های دگرگونی است، در نتیجه مجاورت با گنبدهای خارایی (درونی) الوند و سربند (شازند) پدید آمده‌اند. در ناهمواری‌های اصلی استان (ارتفاعات اصلی زاگرس)، کوه‌ها به‌طور منظم از شمال غربی به سوی جنوب کشیده شده‌اند.

این ناهمواری‌ها که معمولا با دره‌های عمیق همراهند، اغلب فشرده، بلند و ناصاف هستند؛ در حالی ‌که ناهمواری پیشکوه‌های داخلی به‌صورت تپه‌ماهورهای گنبدی شکل و کم‌ارتفاع خودنمایی می‌کنند و نقاط بلند آنها، به گنبدهای خارایی مربوطند. استان لرستان دارای آب و هوای متنوع است. در زمستان، هنگامی که در شمال لرستان برف و کولاک و سرمای شدید جریان دارد، قسمت‌های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است.

بررسی‌های اقلیمی نشان می‌دهند، خرم‌آباد دارای زمستانی معتدل و تابستانی گرم است و بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. الیگودرز نیز زمستانی بسیار سرد و تابستانی معتدل دارد.

جغرافیای تاریخی استان

اقوام مهاجر، در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد در کوهساران زاگرس اسکان یافتند و سرانجام، سرزمین بین‌النهرین (میان دو رود) را تصرف کردند. نام طایفه‌هایی که در زاگرس سکونت داشتند، در آٍثار برجای مانده از سارگن پادشاه مقتدر اکد (دو هزار و بیست و هشت تا دو هزار و سی قبل از  میلاد) آمده است.

به استناد کتیبه‌های بابلی، آشوری و ایلامی، ساکنان دامنه‌های کوهساران زاگرس طایفه‌هایی مانند لولوبی، مانایی، کاسی، گوتی، نایدی، آمادا و پارسوا بوده‌اند. تاریخ‌نگاران، در آریایی بودن لولوبی‌ها و مانایی‌ها تردید دارند؛ اما شواهد تاریخی نشان می‌دهند، کاسی‌ها در سال هزار و ششصد قبل از میلاد در لرستان کنونی می‌زیستند و حکومت آنها از شمال و شرق لرستان تا اطراف همدان توسعه داشت.

این قوم، در هزاره دوم پیش از میلاد در بابل نفوذ کردند، از حمورابی شکست خوردند؛ اما عاقبت در بابل مستقر شدند و دومین سلسله شاهان بابل را تأسیس کردند. انقراض کاسیان در هزاره دوم پیش از میلاد، با یورش دولت مقتدر ایلام صورت گرفت. در نتیجه، کاسی‌ها به زاگرس عقب نشستند و خراجگزار ایلام شدند و آنها در برابر توسعه‌طلبی آشوری‌ها، در مناطق شرقی، مانند سدی مقاومت کردند.

قدرت این قوم کوه‌نشین به حدی رسید که شاهان سلسله هخامنشی هنگامی که از فارس به شوش یا از بابل به اکباتان می‌گذشتند، هدیه‌هایی برای ایلات کوهستانی بین راه می‌فرستادند تا مسیر آنها را امن نگاه دارند. در دوره‌های بعدی ساکنان این نواحی به ‌طور موقت مغلوب اسکندر مقدونی شدند.

در دوره ساسانیان، پشتکوه و پیشکوه را شخصی از خاندان معروف هرمزان اداره می‌کرد. آخرین فرمانروای این خاندان، همان هرمزان بود که به اسارت سپاهیان عرب درآمد. عرب‌ها در سال شانزده هجری قمری پس از فتح حلوان، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و در سال بیست و یک هجری قمری، نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نیز به تصرف خود درآوردند.

در سال بیست‌ودو هجری قمری، هنگامی که «عمر» سرزمین‌های گرفته شده را در میان لشکریان کوفه و بصره تقسیم می‌کرد، لرستان ضمیمه حوزه کوفه شد و از آن پس جزو ایالت جبال (عراق عجم) درآمد و تا میانه سده چهارم هجری، حکمران این منطقه یا از بغداد یا از کوفه تعیین می‌شد. در همین قرن، حسنویه کرد این منطقه را به تصرف خود درآورد.و خاندان او تا سال پانصد هجری  قمری بر لرستان تسلط داشتند.

مقارن استیلای مغول  بر ایران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر  کوچک تقسیم شد. هر یک از این دو قسمت از پیش از استیلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ایلخانان، امرای نیمه مستقل داشتند. اتابکان لر بزرگ اصلاً  از کردان شام بودند که از حدود نیمه قرن ششم هجری از راه آذربایجان رهسپار ایران شدند و در حدود اشترانکوه و جلگه‌های شمالی آن اسکان گزیدند پایتخت اتابکان لرستان در شهر ایذج (مال امیر) بود.

خرابه‌های فراوانی از آن دوره باقی مانده که بیشتر آنها به دوره ساسانیان مربوط است و هنوز در این محل دیده می‌شوند. اتابکان لر بزرگ تا نیمه اول قرن نهم هجری حکومت  کردند (پانصد – هشتصد و بیست و هفت هجری قمری) و آخرین آنها که غیاث‌الدین کاووس نام داشت، به دست سلطان ابراهیم‌بن شاهرخ تیموری بر افتاد و سلسله  او منقرض شد.اما اتابکان لر کوچک (پانصد وهشتاد- هزار وشش هـ.ق) که چندین امیر معتبر داشتند و حکومتشان نیز طولانی‌تر بود، هیچ وقت اهمیت و اعتبار لر بزرگ را پیدا نکردند.

اتابکان لر کوچک موقعیت خود را تا زمان صفویه حفظ کردند و حتی حکومت خود را تا غرب کوه‌های پشتکوه توسعه دادند. آخرین فرد این سلسله شاهوری نام داشت که در سال هزار و شش  هجری قمری به فرمان شاه عباس اول کشته شد و سلسله او نیز بر افتاد بدین گونه حکومت لرستان به حسین نامی محول شد و خاندان این والی تا اوایل روی کار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حکومت کردند. از آن پس حکومت پشتکوه را گاه حکام بروجرد و زمانی حکام شوشتری به عهده داشته‌اند.

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

دریاچه اوان

از جاذبه‌های طبیعی گردشگری استان قزوین که هرساله گردشگران زیادی را به سوی خود جذب می‌کند، دره چشم نواز الموت است که در میان آن دریاچه زیبای اوان همچون نگین درخشانی خودنمایی می‌کند.

الموت در شمال شرقی شهر قزوین با بیش از ‪ ۸۸۶کیلومتر مربع وسعت قرار گرفته‌است، این منطقه که سرزمینی کوهستانی و به شکل دره‌های پیاله شکل است از شمال به مازندران و رامسر، از جنوب و شرق به قزوین و کوههای طالقان و از غرب به طارم‌سفلی محدود و منتهی می‌شود.

به‌سبب ویژگی‌های طبیعی منحصر به‌فرد، تنوع آب و هوایی با اقلیم کوهستانی، مرطوب حاشیه دریای خزر، معتدل و سرد را در الموت شاهدیم و این مزیت موجب جذب گردشگران به منطقه شده است.

بارش‌های فراوان فصلی که گاهی سیلابی است و نیزبارش مناسب برف زمستانی که گاهی به چند متر می‌رسد، منابع آبی فراوانی را در الموت به وجود آورده که باعث ایجاد رودهای متعدد و دریاچه زیبایی در این دره شده است.

در این میان "دریاچه اوان" از زیباترین مناظر طبیعی منطقه به‌شمار می‌آید که این دریاچه در حلقه چهار روستای اوان، دربن، زوار دشت و زرآباد و در ارتفاع یک هزار و ‪ ۸۰۰متری از سطح دریا واقع شده است.

این دریاچه به شکل حفره‌ای است که عمیق‌ترین بخش آن با عمق هفت و نیم متر در جنوب شرقی آن واقع شده است.

این دریاچه با بیش‌از ‪ ۷۰هزار مترمربع مساحت از هیچ رودخانه‌ای آب دریافت نمی‌کند،بلکه آب آن از طریق چشمه‌های کف دریاچه و نزولات آسمانی تامین می‌شود و قلیان دایمی آن باعث صافی و زلالی آب دریاچه شده است.

از سرریز آب دریاچه نیز رود کوچکی ایجاد می‌شود که آب آن مورد استفاده کشاورزان روستاهای "کوشک" و "آیین" است.

درتابستان این دریاچه محل ماهیگیری، آب تنی و قایق‌سواری ودر پاییز مامن پرندگان مهاجر مانند "قو" "غاز" و "مرغابی" است و در زمستان نیز با توجه به سرمای هوا و یخ زدن سطح آن، دریاچه قابلیت ورزشهای زمستانی مانند اسکی و اسکیت را دارد.

این دریاچه تاثیر مطلوبی در محیط پیرامونی خود داشته و باعث شده تا در حاشیه آن گونه‌های گیاهی ازجمله خانواده گرامینه و لگومینیوزه، گون، کنگر، شیرین بیان و همچنین نی‌بن، خوشاب و چنگال‌آبی از گیاهان شناور دریاچه رشد کند.

حیات وحش این آبخیز شامل کل، بز، پلنگ، خرس قهوه‌ای، روباه، شغال، گرگ، گراز، عقاب، فاخته، دارکوب، شنگ، گربه وحشی، دال، دلیچه، شاهین، جغد، سبز قبا، زاغی، انواع گنجشک سانان، قورباغه، لاک پشت و خرچنگ است و متاسفانه نسل بز و کل به علت شکار بی‌رویه و تخریب زیستگاه آنان کاهش چشمگیری یافته است. همچنین این دریاچه زیستگاه انواع آبزیان ازجمله "قزل‌آلای رنگین"، "کپور" و "اردک ماهی" می‌باشد.

طبیعت زنده و چشم‌اندازهای دل‌انگیز کوهستانی، غارهای شگفت‌انگیز "اکوجان" (حاجت خانه)، مناظر طبیعی سفیدآب، کوشک‌در، هیر،سپوهین،تلاتر،سیلک، درخت‌های کهنسال،چشمه‌های آب معدنی، رودهای زلال گرمارود، اندج‌رود، الموت‌رود، خارود، تار و لات، سردرود و اربدیان که همگی به شاهرود می‌ریزند مجموعه‌ای کم‌نظیر و جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی به‌شمار می‌رود که هر یک از آنها می‌تواند شوق سفر را در دلها برانگیزاند

 

 

 


comment نظرات ()
 
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧

جشن آبریزان یکی از جشن های باستانی ایرانیان پیش از اسلام بوده است.ایرانیان قدیم در روز سیزده تیر ماه هر سال جشن بزرگی می گرفتند و در این روز آب گلاب بر سر و روی هم می پاشیدند. در زمان شاه عباس اول اگر شاه در اصفهان بود مراسم آبریزان در کنار زاینده رود و نزدیکی سی وسه پل انجام می گرفت و اگر در مازندران یا گیلان بود در کنار دریای مازندران صورت می گرفت.برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله آقای دکتر لطف الله هنر فر زیر عنوان:«دو پل تاریخی و مشهور اصفهان از دوره صفویه»اصفهان در عصر افشاریه و یا زندیه عملکرد های سیاسی خود را به مشهد و شیراز منتقل کرد نادر ترک شیعه گری را از مردم می خواست معروف است که نادر با اهالی اصفهان عداوتی دیرینه داشته و در آخرین سفری که به اصفهان کرده بود حکم نمود تا در میدان نقش جهان آتش بلند بیفروختند و جمعی از مسلمی و ارمنه و هنود رادر آن آتش انداختند تا زهر چشمی از مردم اصفهان گرفته باشد.در عصر نادر شاه فرستاده دربار لویی پانزدهم به نام ژان اوتر jean Otterاز اصفهان دیدن می کند. مطالعه سفر نامه او بیانگر آشفتگی سیاسی و نزول اقتصادی ایران بوده است ژان اوته به تولیدات صنعتی آن عصر مانند اسلحه سازی،پارچه بافی و چرم سازی اصفهان (که حتی از پوست خر کفش می دوختند)اشاره کرده است.

اصفهان عصر قاجار یه

دوره قاجاریه در ایران با انقلاب صنعتی اروپا همزمان بود. استعمار وضعیت اقتصادی را تغییر دادو به نابودی آثار بی نظیر معماری و شهر سازی اصفهان و صنایع داخلی منجر گردید.بازار اصفهان که مرکز تولید صنایع دستی و در حقیقت پیشیه های مختلف و تکیه گاه کالاهای داخلی بود ،با ورود کالاهای خارجی به این شهر ،عمل کرد خود را از دست داد و نقش واسطه ای به خود گرفت و به انبار کالاها یخارجی تبدیل گردید

اداره شهر اصفهان در دوره قاجاریه

اصولاً بنیان زندگی شهر های اسلامی شامل حکومت ،امت،اصناف و محلات بوده است.

1-مرکز فعالیت حکومت در کهندژبوده است .

2-مرکز فعالیت  امت در مساجد و مدارس بوده است.

3-مرکز فعالیت اصناف در بازار بوده است.

4-زندگی گروه های اجتماعی ،قومی،نژادی مذهبی در محلات مختلف متمرکز بوده است.

اصفهان دارای مقامی به نام«وزیر اصفهان»بوده در کلیه شهر های ایران دوره اسلامی اداره امور شهر با مقامات مختلفی بوده است.مثلاً اداره امور اصناف و بازرگانان ومحلات شهر ابتدا با رئیس شهر ولی بعد ها به ویژه در عصر صفویه با کلانتر بوده امور قضایی شهر ،دارای سه نوع دادگاه به نام های محاکم مظالم به ریاست حاکم ،محاکم شرع عسس ها (پاسبانان)بوده و در حقیقت ،داروغه رئیس شهربانی یا انتظامی شهر بوده است.

قبل از دوره صفویه مقامی مشابه کلانتر ،اما بالاتر از آن وجود داشته که به نام «رئیس شهر» معروف بوده است. این مقام در زمان سلاجقه مرسوم بوده و در عصر ترکمانان هر دو عنوان یعنی این مقام در مدیریت و اداره شهر از اهمی خاصی بر خوردار بوده است.

وظیفه کلانتر

1-انتخاب کتخدایان محلات و ریش سفیدان اصناف

2-جمع اوری کلیه ی اصناف و تعیین میزان مالیات آنان

3-جلو گیری از جبر و تعدی به ضعفا و رسیدگی به اخلاف رعایا

4-نظارت کلانتر اصفهان بر تقسیم آب زاینده رود

انجمن های صنفی در شهر

مستشرقین روسی انجمن های صنفی را در شهر های ایران به دوره ساسانیان نسبت می دهند .در منابع تاریخی آمده است که سرپرست هر صنفی را رئیس اطلاق می کردند مانند رئیس جواهریان یا رئیس نقره سازان و ...

داروغه

داروغه یک واژه مغولی و به معنی رئیس بوده و بعد از حملات مغول چنین اصطلاحی در ایران رواج پیدا کرده است.این مقام زیر نظر دیوان بیگی انجام وظیفه می نمود. معاون او عسس باشی و به رده پایین تر عسس اطلاق می شد که معادل آن پاسبان یا نیروی انتظامی بوده است و زیر دستان او را احداس و گاهی نیز شب گرد و دزدگیر می گفتند. عسس در واقع معادل میر شب در تشکیلات اداری داروغه انجام وظیفه می کرد.د رصورت پیدا نشدن اموال در مقابل دزدی ها ،خود او جریمه آن را بر عهده می گرفت و در صورت پیدا شدن اموال دزدی ،یک سوم آن به عنوان تشویق به او میرسید. مقام داروغه را می توان هم اکنون معادل رئیس شهر بانی (انتظامات)دانست. از جمله وظیفه او می توان حفظ آرامش در شهر و بیرون از شهر ،جریمه خطا کاران یا توقیف آنان ،تنبیه قمار بازان،شرابخواران و فواحش،ایجاد امنیت شبانه و حتی قضاوت مالی درسطوح پایین را که مبلغ اناز 5 تا 12 تومان بوده در اصفهان عصر شاه عباس مقام داروغه جنبه موروثی  داشته و در اختیار شاهزادگان گرجی که دین اسلام را پذیرفته بودند قرار داشت،چه گرجیان مهاجر ،پیرو دین مسیح بوده اند.

محاکم

1-محاکم مظالم یا محاکم عرف که به دعاوی جزایی رسیدگی می کرد و ریلس آن با حاکم شهر یا دیوان بیگی یا داروغه بود.

2-دعاوی قضایی؛که حاکم شرع بدان رسیدگی می کردو ریاست آنها با فقها و روحانیون بود که با فرمان شاه یا حاکم به این کار گمارده می شدند.

3- محکمه محتسب و در واقع دادگاهی بود میان محکمه عرف و محکمه شرع

صدارت خاصه

اولئاریوس در این باره چنین گزارش می دهد :«صدر ،روحانی بزرگ و عالی مقامی است که از طرف شاه و قضات انتخاب می گردد و باید شخص مطلع و دانشمند باشد که به دستورات قرات و احکام شرع آشنا بوده و از مسائل دیگر هم مطلع باشد. در محاکم ،رأی او قطعی و لازو الاجرا است .       

جبه دار باشی

او مسئول جبه خانه و قور خانه و مأمور حفاظت آلات و ادوات حرب و انبار های سرب و باروت و آنچه مربوط به لوازم جنگ می باشد،بوده است.عملهء قور خانه و جبه داران و کارگران کارخانه های آلات حرب و آتش بازان و باروت سازان ،همه زیر دست او بودند.

قاضی اصفهان

قاضی اصفهان را شخص شاه تعیین می نمود و در اموری که مخصوص صدر خاصه بود دخالت نمی کرد در واقع قاضی اصفهان آخرین مقام قضایی شهر به حساب می امد. وی به غیر از جمعه ها ،در خانهء خود به تشخیص دعاوی شرعیه می نشست.

اصفهان عصر پهلوی

با روی کارآمدن رضا شاه تغییر و تحولات بزرگی در کلیه شهر های ایران پدید آمد چه وسائط نقلیه موتوری برای رف و آمد خود به خیابان های عریض و طویلی نیاز داشت از فعالیت های شهر سازی این دوره می توان احداث چهار باغ پایین از دوازه دولت تا میدان شهدا را نام برد. در محل باغ تختی (باغ همایون یا باغ حاجی )خیابان  های مسجد سید،عبد الرزاق و ولی عصر (ولیعهد سابق)عمود بر محور چهار باغ احداث شد که میدان عتیق را به دو قسمت تقسیم کرد . از مهمترین صنایع که ریشه در تاریخ این شهر داشت صنایع نساجی است. در ساحل جنوبی رود خانه بر جای کاخ های سعادت آباد احداث گردید.احداث ذوب آهن در 45 کیلومری شهر ،پالایش گاه در شمال شهر ،پل اکریل در جنوب،سیمان سپاهان در جنوب غربی .

مناره های شهر و ارزشهای دیده بانی آنها

از ویژگی های بارز مساجد دوره ءسلاجقه است.ارتفاع بعضی از آنها متجاوز از 50 متر می باشد، تعدادی از آنها در کنار مساجد بنا شده و تعداد دیگری به صورت منفرد و در وسط مزارع ساخته شده است. منارهء چهل دختران ،در منتهی الیه شمالی محله جوباره (قدیمی ترین محله شهر اصفهان)بنا شده و در حدود 21 متر ارتفاع دارد.آنرا به نام مناره گارلنگ هم می نامند. منره ساربان در شمال محله جوباره و نزدیک مناره چهل دختران ارتفاع آن 48 متر و محیط قائده آن در پایین 16 متر می باشد. انسان می تواند با استفاده از 164 پله داخل مناره به بالای آن هدایت شود. و احتمالاًبین سالها 550 تا 688 بنا گردیده است. در روزگاران پیشین از آن به عنوان رهنما و هدایت کاروانیان استفاده می شده است.مناره مسجد علی یکی از زیباترین و مرتفع ترین مناره های عصر سلجوقی است.بنای آن در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم ه. ق صورت گرفته است. ارتفاع آن 52 متر و در کنار میدان کهنه و بخش بازار قرار دارد.

مناره های بیرون شهر

مناره مسجد گار :این مناره در دهکده گار که مردم محل آن را «جار »تلفظ می کنند. در 22 کیلو متری شرق اصفهان و در ساحل جنوبی زاینده رود واقع شده از دوره سلاجقه به یادگار مانده و تاریخ بنای آن سال 515 ه.ق است.

مناره روهروان:در وسط مزارع دهکده ای به همین نام ،در 6 کیلو متری شمال شرقی اصفهان واقع شده است.ارتفاع آن 30 مر و تاریخ بنای آن بین سالهای 575 -688 ه. ق تعیین شده است.

مناره زیار:در 33کیلومتری شرق اصفهان قرار دارد مناره زیار کاملاًسالم و در مقام مقایسه با سایر مناره های منطقه،حالت قدیدی خودرا حفظ کردع اس ارتفاع آن حدود 50 متر و تاریخ بنای آن بین سالهای 550 و 688 ه. ق تخمین زده می شود. مناره مسجد گز:در 18 کیلو متری شمال شهر اصفهان واقع شده و از نواحی باسانی حومه اصفهان و در بلوک برخوار قرار دارد.مناره و مسجد گز از دوره ی سلاجقه به یادگار مانده است .

مناره مسجد سین:در 6 کیلو متری شمال گز و در همان بلوک برخوار قرار دارد. بنای آن 566/ه.ق است.

 زاینده رود

رود خانه زاینه رود یکی از بزرگترین رود خانه های فلات مرکزی ایران است که از ارتفاعات زرد کوه بختیاری واقع در جنوب غربی اصفهان و از بخش شور آب تنگ گزی استان چهار محال و بختیاری سر چشمه می گیرید و پس از طی بیش از سیصد و شصت کیلو مر از مغرب به مشرق دشت ها و زمین های زراعی اصفهان را آبیاری و در نهایت به باتلاق گاوخونی که در 140 کلیو متری جنوب شرقی شهر اصفهان واقع شده فرو می رود.حوضه آبریز زاینده رود از 2َ و ه50 تا 20َ وه 53 طول شرقی و 15َ و ه31 تا 45َو ه33 عرض شمالی گسترش دارد.مرتفع ترین نقطه آبگیر زاینده رود در کوه کرپوش به ارتفاع 4300 متر و پایین ترین نقطه آن باتلاق گاوخونی است که 1450 متر از سطح عمومی دریاها ارتفاه دارد.جهت آن تقریباً غربی-شرقی و آب اولیه و اصلی آن از مجموع دو آب کوهرنگ و زاینده رود تشکیل شده است،زاینده رود در حقیقت بخشی از دامنه شرقی و کوهرنگ بخشی از دامنه غربی کوه های زرد کوه را زهکشی می کند.بخش عمده آب رود خانه کوهرنگ به وسیله تونل های اول و دوم حوضه آبگیر زاینده رود منتقل می گردد. زاینده رود از دو شاخه اصلی به نام های زاینده رود و رود خانه پلاسجان تشکیل شده است که در 25 کیلو متری بالا دست زاینده رود به در یاچه پشت سد وارد می گردد. آب کوهرنگ در نزدیکی چهلگرد (چلگرد) به زاینده رود ملحق شده و سپس همراه با زاینده رودذ در محلی به نام قلعه شاهرخ وارد در یاچه سد زاینده رود می شود.رود خانه پلاسجان که از بخش های شمالی حوضه و از کوه های منطقه گلپایگان سر چشمه میگیرد،در محلی به نام اسکندا وارد در یاچه سد می شود.برای زاینده رود نمی توان سر چشمه واحدی را قایل شد زیرا این رود خانه در سر چشمه ،از پیوستن چشمه های متعدد (کوچک و بزرگ) تشکیل می گردد که معروف ترین آنها چشمه جانان و چهل چشمه و چشمه دیمه است. این چشمه ها اغلب در پای کوهستان زرد کوه  بختیاری که از آهک زرد رنگ قابل نفوذ تشکیل گردیده است قرار دارد .ارتفاعات مزبور جزو کوهستان های شرقی زاگرس می باشند و از نظر تقسیمات سیاسی در استان چهار محال و بخیاری قرار دارد.

اسامی زاینده رود

در گذر زمان اسامی دیگری مانند زنده رود،زند رود ،زرن رود،زرین رود،زرینه رود،زرند رود،زندک رود و رئد خانه اصفهان به این رود خانه داده شده است.قابل ذکر است که زرینه رود به یکی از شعبات مهم زاینده رود اطلاق می شود.

                                                     مشخصات شیب زاینده رود بین ایستگاه های مختلف

         نام ایستگاه

  طول مسیر به کیلو متر

        ارتفاع مبداءبه متر   

     شیب در هزار متر

از سرچشمه تا سد شاه عباس

              70