آموزش گردشگری و هتلداری

این وبلاگ درباره کلیه امور گردشگری و هتلداری و آموزش آنها مخصوصا طبیعت گردی صحبت میکند

مراسم پیر شالیار
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٦

تور ۵/٢ روزه عروسی  پیر شالیار

مسابقه عکاسی از رقص جادویی ومراسم دف زنی و کف زنی ٢٠٠ نفره

٠٩١٣٩١٨۵۴٩۴

اقامت در هتل

اتوبوس ولوو

پذیرایی گرم و سرد

بیمه و راهنما

اهداء یادگاری و.......

اورامان ( هه‌ورامان ) و پیر شالیار(شالیان)

در انتهای جاده آسفالته اورامان به جایی می رسی که پشت بام خانه ای، حیاط خانه ای دیگر است. این جا اورامان تخت است. روستایی با قدمت چند صد ساله، با فرهنگ و آدابی که یادگار دوران زرتشت است آیین اهوراستایی هنوز در حافظه تاریخی برخاسته از نیاکان مردم این منطقه، جای دارد و آن را پاس می دارند.
در اعتقاداتشان «چینوت» و «صراط» یکی است و از آذر گداخته دوزخ یاد می کنند. مردمان اورامان تخت، هر سال دو بار در نیمه بهار و نیمه زمستان عروسی «پیر شالیار» را جشن می گیرند، ذکر می گویند و خدا را یاد می کنندمراسمی به نام «پیرشالیار» در اورامان تخت(هورامان) کردستان و در کنار مرقد پیرشالیار که در سه روز انجام می­شود. در این مراسم از باغ پیرشالیار گردوهایی چیده شده و برای اهالی فرستاده می­شود. در نیمه بهار و نیمه زمستان، به یاد پیرشالیار، مغی که چهارصد سال پس از ظهور اسلام به تبلیغ دین زرتشت می پرداخته، تمامی اهالی روستا جمع می شوند، دور هم حلقه می زنند، تسبیح و کلاش _ کفش پیرشالیان _ و کتاب مغرقه الپیرشالیان را دست به دست می دهند و به دعا و نیایش می پردازند.
در هر مراسم عروسی پیرشالیان، حدود چهارصد نفر در حلقه نیایش می نشینند و حدود 200 نفر کف می زنند. از روستاهای اطراف هم همه برای تماشای این مراسم به اورامان تخت می آیند و فراز پشت بام ها به نظاره می نشینند.
در عروسی پیرشالیان آش مخصوص هم پخته می شود و به اهالی روستا داده می شود. مردم عقیده محکمی به پیرشالیان دارند و بیمارانشان را برای شفا گرفتن به این مراسم می آورند.
مراسم دعا و نیایش در مقبره پیرشالیان برگزار می شود. پس از دعا و نیایش مردم به داخل قبرستان می روند و با میله آهنی به سنگ بزرگی که در قبرستان است می زنند و تکه ای از آن را می شکنند و خرده های سنگ را بین مردم تقسیم می کنند. مردم معتقدند سنگ می روید و تا عروسی دیگر «پیرشالیان» جای سنگ کنده شده پر می شود.
«
عروسی پیرشالیان» در جمعه ای که به نیمه بهار و نیمه زمستان نزدیک تر باشد برگزار می شود تا همه بتوانند در آن شرکت کنند
 آغاز مراسم روز چهارشنبه است. بامداد روز نخست دامداران دام­های نذری خود را می­آورند و قربانی می­کنند، گوشت قربانی در بین مردم تقسیم می­شود و مقداری دیگر از گوشت­ها برای تهیه­ی غذای دسته جمعی، «آش جو» یا «هولوشینه تشی» به داخل خانه­ی پیر برده می­شود.

نیمروز روز دوم گروه­های دف زن­ خود را آماده کرده و شروع به دف زنی می­کنند. نوجوانان، جوانان و پیران دست در دست هم زنجیره­ای بزرگ تشکیل داده و رقص دسته جمعی را آغاز می­کنند و با حرکتی نمادین همبستگی همیشگی خود را به نمایش می­گذارند. در هنگام رقص، افرادی نیز قصیده­هایی از بر می­خوانند و گروه بزرگ رقص هم لفظ «جلاله الله» را زمزمه می­کنند. در این سه روز مردم هورامان تخت تمام کارهای خود را تعطیل کرده و فقط وقتشان را در این جشن باستانی صرف می­کنند. درروز پایانی نیز مردم تا شب به رقص می­پردازند و ساعاتی از شب را نیز در خانه­ی پیرشالیار می­گذرانند، که به این شب، شب نشست یا «شه وونیشتی» گفته می­شود. در این شب سخنرانان به سخنرانی درمورد پیر شالیار و بحث­های مذهبی و عرفانی می­پردازند. بعد از آن سرودی یا قصیده­ای خوانده می­شود وپایان جلسه با دعا ختم می­شود.

پیرشالیار کیست ؟
پیرشالیار فرزند جاماسب، یکی از رهبران و مُغان آیین زردشت بوده که در اورامان می‌زیسته است، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود. در افسانه های مردم منطقه اورامانات پیری اسطوره ای به نام «پیر شالیار» هست که می گویند صاحب کرامات بوده است. از جمله این کرامات عجیبی که درباره او روایت می کنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است که «پیر شالیار» او را شفا می دهد. ماجرا از این قرار بوده است که «شاه بهار خاتون» کر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینکه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط کرده است که هر کسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی که نزدیک روستای «اورامان تخت» می رسند گوش های دختر به طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیکی های خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آنها را جلب می کند و سریع دیو از تنوره ای که هم اکنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیک خانه «پیر شالیار» هست _ بر زمین می افتد و کشته می شود، در این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز می شود و شروع به صحبت کردن می کند.
 ابن مغ کتابی را به نام «مارفه‌تو پیرشالیار» (‌معرفت پیرشهریار) به لجهه­ی کردی اورامی به نظم درآورده است مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن. نسخه­ی این کتاب اکنون کمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان از بر دارند و در مواردی به جای ضرب المثل به کار می­برند.
در این کتاب منظوم، بعد از هر دو بیت، بیتی تکرار شده است به این مضمون :
گوشت جه‌ واته‌ی پیرشالیار بوو هوشت جه کیاسته‌ی زانای سیمیار بوو
(به گفته پیرشهریار گوش بده، و برای درک نوشته‌ زردشت دانا و هوشیار باش )
چند بند دیگر از آن منظومه :
داران گیان‌داران، جه‌رگ و دل به‌رگه‌ن گایی پر به‌رگه‌ن گایی بی به‌رگه‌ن که ره‌گ جه ‌هیلین، هیلی جه که‌رگه‌ن رواس جه رواس ورگه‌ن جه ورگه‌ن
(
درختان جان دارند،‌ جگر و دلشان برگ است، گاهی پر برگ و گاهی بی­برگند. مرغ از تخم است، و تخم از مرغ، روباه از روباه است و گرگ از گرگ)
وه‌وری وه‌وارو، وه‌وره‌وه‌رینه وریسه ، بریو چوارسه رینه که‌رگی سیاوه هیلیش چه‌رمینه گوشلی مه مریو دوی درینه
(برفی می­باره که برف خوره است، و رسن که پاره شود چهار سر پیدا می‌کند، ماکیان سیاه، تخمش سفید است، ‌دیگچه که سوراخ شد، دو در پیدا می­کند)."

                                     
مردم مهربان و معتقد اورامان تخت که به لهجه اورامی که در گذشته زبان کتابت به شمار می آمده و لهجه رسمی بوده سخن می گویند در هر «عروسی پیرشالیان» میزبان گردشگران و فرهنگ دوستانی از سراسر ایران و خارج از ایران هستند، اما کتاب مغرقه الپیرشالیان و تسبیح و کلاش او به بیگانان داده نمی شود و تنها دست به دست مردم روستا که به آداب دین زرتشتی واردند می چرخد.

 


comment نظرات ()
روانشناسی حیوانات
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥

1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) خرگوش
ب) گوسفند
پ) گوزن
ت) اسب


2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) میمون
ب) شیر
پ) مار
ت) زرافه


3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) سگ
ب) گربه
پ) اسب
ت) مار


4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
الف) شیر
ب) مار
پ) تمساح
ت) کوسه


5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف) گوسفند
ب) اسب
پ) خرگوش
ت) پرنده


6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف) انسان
ب) خوک
پ) گاو
ت) پرنده


7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف) دایناسور
ب) ببر
پ) خرس قطبی
ت) پلنگ


8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف) شیر
ب) گربه
پ) اسب
ت) کبوتر


=================================


1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.
الف:
خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب:
گوسفند– مطیع و گرم
پ:
گوزن– زیبا و آداب دان
ت:
اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.


2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.
الف:
میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب:
شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ:
مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت:
زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند
.


3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف:
سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب:
گربه- شیک و زیبا
پ:
اسب- خوش بین
ت:
مار- انعطاف‌پذیر


4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.
الف:
شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب:
مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ:
تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت:
کوسه- ناامن


5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف:
گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها. ب:
اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ:
خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت:
پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده


6- آیا به او خیانت می کنید.
الف:
انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب:
خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ:
گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت:
پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.


7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف:
دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب:
ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ:
خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت:
پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید


8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف:
شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب:
گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید..
پ:
اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت:
کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید

 

 


comment نظرات ()
یوز پلنگ
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥

یوزپلنگ به چه معناست؟                                                                      

واژه یوزپلنگ یکی از واژه های اصیل ایرانی است که از ترکیب دو کله یوز و پلنگ حاصل شده است. یوز بُن مضارع مصدر یوزیدن به معنای " جَستن، جهیدن و طلب کردن" بوده و از این رو یوزپلنگ، به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آنرا با جستن و دنبال کردن می گیرد. درگذشته این جانور را پلنگ شکاری می نامیدند که به سبب شباهت زیاد آن به پلنگ و روش شکار منحصربفرد آن بوده است. ایرانیان باستان این جانور را بیشتر با نام "یوز" می شناخته اند و کمتر کلمه "یوزپلنگ" را برای آن بکار می بردند. همچنین به این جانور به خصوص در زمان تولگی "هَوْبَر" هم گفته می شده است.

برای این جانور زییا در زبانهای مختلف نامهای گوناگونی بکار رفته است. در زبان عربی یوز را "فهد" می نامند درحالیکه در افغانستان به آن "تازی پرنگ" (فارسی دری) و "تازی پلنگ" (پشتو) گفته می شود. در پاکستان نیز در زبان براهوئی به آن "یوز" گفته می شود. در گویش سواحیلی نیز که در شرق آفریقا رایج است نام "دوما" را برای این جانور بکار می برند.یوزپلنگ در زبان انگلیسی "چیتا Cheetah" گفته می شود که ریشه سانسکریتی داشته و از هندوستان بدست آمده است. امروزه در سرتاسر دنیا این جانور را با نام انگلیسی آن می شناسند.

 

مشخصات یوزپلنگ                                                                                

یوزپلنگ دارای بدنی کشیده، دست و پاهایی بلند با پنجه هایی کند است که از قابلیت جمع شدن کمی برخوردرند. پوشش بدن نخودی رنگ با خالهای سیاه و گرد و کوچک است و دارای موهای زبر و کوتاهی است. یوز سر کوچکی دارد که چشمانش برای بهتر دیدن از پشت بوته ها، نسبتا بالا قرار گرفته‌اند. خط سیاه رنگی از گوشة چشم تا گوشة لب‌ها امتداد پیدا می‌کند که به خط اشک موسوم بوده و در یوزهای ایرانی در مقایسه با یوزهای آفریقایی، ضخامت بیشتری دارد. طول بدن جانور بالغ 112 تا 135 سانتیمتر، طول دم 65 تا 85 سانتیمتر، ارتفاع در سر شانه 60 تا 75 سانتیمتر و وزن آن 30 تا 55 کیلوگرم می‌باشد. نرها کمی از ماده ها بزرگترند. ستون فقرات انعطاف  پذیر، کبد بسیار بزرگ، قلب بزرگ، سوراخ‌های بینی فراخ، ظرفیت افزایش یافتة شش و بدن  کشیده و عضلانی، این گربه را به سریعترین جانور خشکی درجهان تبدیل کرده، به طوریکه مکی تواند در یک گام، 7 تا 8 متر طی نماید. یوز فقط با برخورد یک پا بر روی زمین در هر لحظه، می‌تواند به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد، ولی نمی‌تواند این سرعت را بیش چند صد متر حفظ کند. در دو مقطع از حرکت هیچ پایی به زمین برخورد نمی‌کند. 

 

پراکنش یوزپلنگ                                                                                    

حدود 2000 سال پیش پراکندگی یوزپلنگ بسیار گسترده بوده و شامل مناطق وسیعی از آفریقا و آسیا می شده است. در آسیا، اکثر زیستگاه های دشتی و استپی در جنوب غربی این قاره از هندوستان، پاکستان، افغانستان، ایران، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان و قفقاز تا عراق، سوریه، اردن، فلسطین و شبه جزیره عربستان محدوده قلمرو این جانور به شمار می رفت. درآفریقا نیز از کِیپ در جنوب تا دریای مدیترانه درشمال به جز جنگلهای انبوه و صحراهای خشک این جانور به وفور یافت می شده است. در واقع پراکندگی یوزپلنگ از گذشته درآفریقا شباهت زیادی به پراکندگی شیر داشته است و سلطان جنگل از گذشته همواره یک رقیب جدی برای این جانور به شمار می آمده است. ولی شرایط در آسیا با آفریقا تفاوت داشته و از آنجا که شیر درآسیا عمدتا در بیشه زارها و جنگلها زندگی می کرده و از طعمه های موجود در این نوع زیستگاه ها تغذیه می کرده، همپوشانی کمتری با پراکندگی یوزهای دشتزی داشته و لذا رقابت چندانی میان این دو گونه وجود نداشته است.

انسان از چندهزار سال پیش قابلیتهای بالای یوز را شناخت و آنرا برای شکار با خود همراه ساخت. تربیت یوز و یوزداری رفته رفته به امری متداول در دربار شاهان و سلاطین بخصوص در آسیا تبدیل شد. مارکوپولو در سفرنامه خود از 1000 قلاده یوزپلنگ  نام می برد که کوبلای خان، پادشاه مغول برای شکار در کاخ تابستانی خود نگهداری می کرده است. البته خاور دور هیچگاه قلمرو یوزپلنگهای امروزی نبوده اند و تمامی این تعداد یوز از غرب آسیا نظیر هندوستان، ایران و کشورهای همجوار گرفته شده و به آنجا برده شده بودند. اکبر، سلطان مغول هندوستان در قرن شانزدهم میلادی نیز علاقه وافری به نگهداری یوز در دستگاه خود داشته و وزیرش نوشته که او تنها در یک زمان بیش از 1000 قلاده یوز نگاه می داشته است. شاهان متعددی در سایر کشورهای آسیایی نیز از این علاقه بی نصیب نبودند. اشراف اروپایی نیز رفته رفته به خیل علاقمندان به شکار با این جانور پیوستند و حتی در برخی کشورهای اروپایی از این جانور برای شکار گوزن در بیشه زارها استفاده می کردند، طعمه ای که هیچگاه یک یوزپلنگ وحشی درطول عمر خود با آن مواجه نمی شود. امروزه تقریبا به قطعیت می توان گفت که از آن جمعیت آسیایی فراوان یوز، به استثنای تعداد اندکی که در ایران به بقای خود ادامه می دهد دیگر هیچ یوزی در این قاره پهناور آزادنه در دشتها و تپه ماهورها به دنبال شکار خود نمی دود.

تا ابتدای قرن حاضر تخمین زده شده که درحدود یکصد هزار قلاده یوزپلنگ در 44 کشور آسیایی و آفریقایی پراکنده بوده است. ولی عوامل مختلف باعث کاهش جمعیت و انقراض آن در بیشتر زیستگاه هایش شد. در یک بررسی گسترده که توسط نُرمَن مایر در سال 1975 در جنوب صحرای بزرگ آفریقا صورت گرفت جمعیت این جانور حدود 15000قلاده برآورد شد. در این بررسی جمعیتهای ایران و شمال آفریقا شامل نبودند ولی بر اساس آمار اسکند فیروز، ریاست وقت سازمان حفاظت محیط زیست حدود 300-200 قلاده یوز در آن زمان در ایران وجود داشته است. آخرین بررسی ها که در دهه نود میلادی توسط "صندوق حفاظت از یوزپلنگ" انجام شد حاکی از آن است که درحال حاضر حدود 12000-9000 قلاده یوزپلنگ به صورت وحشی در 24 تا 26 کشور آفریقایی و حدود 100 قلاده در ایران زیست می کنند. از این تعداد حدود 500-300 قلاده در شمال آفریقا پراکنده هستند.

زیستگاه یوزپلنگ                                                                                  

یوز ایرانی بر خلاف یوز آفریقایی که در علفزارهای باز و ساوانها زندگی می‌کند، عمدتا در بخشهای تپه ماهوری وکوهستانی مناطق نیمه بیابانی و  بیابانی کشور زیست می نماید. در گذشته، این جانور در اغلب دشتهای نیمه شرقی کشور یافت می شد، ولی با از بین رفتن آهوان دشتزی و تحت تعقیب گرفتن توسط موتورسیکلتهای قدرتمند در دشتهای باز، یوزها ناچار شدند رو به مناطق تپه ماهوری و کوهستانی که زیستگاه قوچ و میش و کل وبز بوده و از امنیت بیشتری برخوردار است، آورند.

در آفریقا، یوزپلنگها در دشتها و علفزارهای وسیع و باز که به اصطلاح  ساوان نامیده می شود زندگی می کنند و تا آنجا که  می توانند از جنگلها و بیشه زارها دوری می گزینند. ساوان ها زیستگاه انواع آنتلوپها و غزالهای آفریقایی بوده که طعمه های موردعلاقه یوزهستند و غیر از شیرها و کفتارها که گاهی اوقات یوزها را می کشند، عامل تهدید کننده مهم دیگری وجود ندارد. گذشته از آن گودال های آب در بیشتر اوقات سال آب دارند و یوزها مشکل زیادی برای تأمین آب مورد نیاز ندارند.

زیستگاه یوز ایرانی در گذشته دشتها و استپهای نیمه شرقی کشور که آهو و جبیر نیز در آنها زندگی می کردند و بخشهایی از دشتهای آهوخیز غرب کشور را شامل می شد. درواقع هر منطقه ای را که زیستگاه این دو گونه آهو محسوب می شد، به شرط برخوردار بودن از امنیت نسبی می توان زیستگاه بالقوه یوز نیز دانست.

ولی با کاهش جمعیت آهو و جبیر بعلت شکار بی رویه، تخریب زیستگاه ها و افزایش ناامنی بواسطه حضور شکارچیان مجهز به خودروها و موتورسیکلتهای قدرتمند صحرایی، یوزها ناچار شدند از زیستگاه های دشتی باز و وسیع به زیستگاه هایی که دارای عوارض طبیعی بیشتری بودند کوچ نمایند. از این رو آنها تپه ماهورها و نواحی کوهستانی که از اطراف توسط دشتهای باز احاطه شده اند را انتخاب کردند. چرا که در این زیستگاه ها دیگر مجالی برای شکارچیان موتورسوار نبود که آنها را تعقیب کرده و بگیرند. از سوی دیگر، به رغم کاهش جمعیت طعمه موردعلاقه شان یعنی آهو و جبیر ، جمعیتهای خوبی از قوچ و میش و کل و بز در این نوع زیستگاه ها زندگی می کردند. گذشته از آن این نوع زیستگاه ها با داشتن منابع آبی بیشتر و علوفه مناسبتر در مقایسه با دشتهای خشک، سمداران را از انجام مهاجرتهای طولانی در طول سال بی نیاز می کردند و لذا یوزپلنگ ها در تمام طول سال بدون نیاز به طی مسافتهای طولانی به غذا دسترسی داشتند.

همانطور که گفته شد زیستگاه های فعلی یوز بر خلاف تصور عامه و آنچه که در فیلمهای مستند دیده می شود، تپه ماهورها و مناطق کوهستانی است. در این نوع زیستگاه ها، یوزها عمدتا در داخل دره ها و بستر خشک رودخانه های کویری که از داخل کوه شروع شده و به داخل دشت امتدادمی یابد زندگی می کنند. یوزها آن بخشهایی را در کف دره ها و رودخانه ها برای راه رفتن ترجیح می دهند که از خاک نرمی پوشیده شده است. با این حال اگر آنها مجبور شوند می توانند به راحتی در مناطق پوشیده از صخره و سنگلاخ هم زندگی کرده و شکار نمایند و حتی می توانند از صخره ها و کوه های مرتفع که صعود از آنها حتی برای انسان مشکل است، بالا رفته و قسمتهای مختلف قلمرو خود را برای بدست آوردن شکار، آب، پناهگاه و یا جفت در زمان جفت یابی زیر پا بگذارند.

منابع آبی در این نوع زیستگاه ها به عوامل مختلفی از قبیل بستر زمین، میزان بارش سالیانه، دمای هوا، ارتفاع و موقعیت محل و غیره بستگی دارد. در ماه های بارندگی، جانوران با مشکل آب روبرو نیستند، آب باران در حفره های تخته سنگ ها جمع می شود و اصطلاحا سنگاب درست می کند. ولی با گرمتر شدن هوا، بسیاری از سنگابها خشک شده و فقط تعدادی از چشمه های دائمی که از منابع زیرزمینی تغذیه می شود، باقی می مانند. اوج کمبود آب در ماه های گرم سال است که عموما در فاصله ماه های خرداد تا شهریور قرار دارد. خوشبختانه سازمان محیط زیست کشورمان آبشخورهایی را به صورت مصنوعی در بسیاری از مناطق از جمله زیستگاه های یوزپلنگ ساخته است که در تمام ایام سال آب دارند و مورد استفاده حیات وحش قرار می گیرند.

پوشش گیاهی این زیستگاه ها عموما تُنُک بوده و در مناطق مختلف متفاوت است. مهمترین گونه های بوته ای زستگاه یوزپلنگ ایرانی عبارتند از کاروان کش، شور، اِفِدرا، قیچ، درمنه و گَوَن و از گونه های درختچه ای باید از گز، تاغ، بَنه (پسته وحشی)، انجیر و بادام وحشی نام برد. در فصل بهار زمین پوشیده از علف های سبز و تازه می شود و بوته ها و درختچه ها هم از اواخر زمستان شروع به گلدهی می کنند که همگی منابع غذایی خوبی را برای سمداران تأمین می کنند.

گونه های مختلفی از جانوران نیز در زیستگاه یوز زندگی می کنند. همانطور که پیش از این توضیح آن رفت، قوچ و میش و کل و بز از سُمداران اصلی این زیستگاه ها هستند و در حاشیه این مناطق که مابین کوه و دشت قرار دارد، می توان سمدارانی نظیر آهو، جبیر و گورخر را مشاهده نمود. از گوشتخواران باید به پلنگ، گرگ، انواع گربه وحشی نظیر کاراکال و گربه وحشی آسیایی، شغال و روباه اشاره کرد که گونه های بزرگ جثه تر را احتمالا می توان رقیب غذایی یوز در زیستگاهش دانست. کفتار نیز به تعداد بالا در زیستگاه های یوز وجود دارد. سایر پستانداران نظیر تَشی، خرگوش و انواع جوندگان نیز دیگر همسایگان یوز در زیستگاهش هستند. از میان پرندگان باید از انواع پرندگان شکاری و همچنین پرندگانی مانند هوبره، کبک، تیهو و باقرقره نام برد. انواع خزندگان نظیر مارمولکها، بزمجه ها و مارها نیز از دیگر ساکنان زیستگاه یوزپلنگ هستند.

                                       

  تولید مثل یوزپلنگ

  یوز در سن 20 تا 23  ماهگی ازلحاظ جنسی بالغ می شود. در ایران، یوزها عمدتا در نیمه نخست زمستان جفتگیری نموده و در اوایل بهار پس از 3 ماه آبستنی، 1 تا 4 توله در محلی امن به دنیا می‌آورند. توله ها در بدو تولد 30  سانتیمتر طول و تقریباً  300  گرم وزن دارند. رنگ بدن آنها خاکستری دودی بوده و موهای بلندی در سرتاسر پشت بدنشان وجود دارد که از کاربردهای متعددی برخوردار است. مثلاً به نظر می‌رسد که به استتار آنها در میان علف ها و  بوته‌ها کمک می‌کند. همچنین به عنوان یک نوع ابزار دفاعی تقلیدی به کار می‌رود که سبب می‌شود توله‌ها شبیه رودک عسل‌خوار به نظر برسند. در ایران در مناطقی که طعمه های بزرگ جثه یوز از فراوانی مطلوبی برخوردار است، یوز همراه با توله هایش بیش از سایر مناطق دیده شده و بر اساس مشاهدات صورت گرفته، به نظر می رسد که یوزها در ایران معمولا 2 تا 3  توله به دنیا می آوردند. همچنین در سالهای اخیر در چند مورد 4 توله همراه با مادر در مناطق خارتوران، نای بندان و بافق مشاهده شده که بسیار امیدبخش است.

 

عادات غذایی یوزپلنگ                                                                           

مطالعات نشان داده ‌اند که طعمه های اصلی یوز ایرانی قوچ و میش Ovis   orientalis، کل و بز Capra   aegagrus،‌ جبیر Gazella bennettii و آهو Gazella subgutturosaاست. همچنین، خیلی اوقات یوزها مبادرت به شکار خرگوش می نماید. بررسی های انجمن یوزپلنگ ایرانی نشان داده که یوزها از انواع پرندگان نظیر تیهو، روباه و سایر گوشتخواران کوچک جثه، انواع جوندگان، و انواع مارمولک ها (نظیر آگاما) نیز تغذیه می نمایند. همچنین گزارشهای غیررسمی مبنی بر شکار گراز در مناطقی از شمال شرقی ایران بدست آمده است. حتی در مواردی دیده شده که بعضی انواع گیاهان را نظیر انجیر وحشی یا سایر مواد گیاهی را هم می خورد.

بررسی ها نشان داده که یوز ایرانی، قوچ ها و کل های مسن را بیشتر ترجیح می دهد چون بخاطر جثه بزرگتر و شاخهای سنگینشان، چالاکی و سرعت عمل کمتری در مقایسه با میش ها و بزها دارند و از سوی دیگر شکار آنها مقدار غذای بیشتری را دراختیار یوز قرار می دهد. از سوی دیگر بره ها و بزغاله ها هم بخش قابل توجهی را از شکارهای این جانور تشکیل می دهند چون درمقایسه با سایر اعضای گله، توانایی کمتری برای فرار از دست شکارچی دارند. لیکن از آنجا که جثه کوچک و استخوان بندی ظریفی دارند، بقایای لاشه شکار شده آنها در طبیعت به ندرت پیدا می شود. یوز ایرانی برای شکار قوچ و میش و کل و بز که در ارتفاعات زیست می کنند، احتمالا ناچار شده شیوه شکار خود را هم تغییر دهد و حتی گاهی اوقات برخلاف شیوه معمول یوزها و مانند روش پلنگ در کنار آبشخورها و چشمه های آب کمین می کند تا شکارش را بتواند در آن لحظه غافلگیر کند. گذشته از آن به نظر می رسد که یوزهای ایرانی برای گرفتن شکارهایشان کمتر به انفجار سرعت فوق العاده شان نیاز داشته باشند و عدم وجود فضای مناسب جهت انجام تعقیب و گریزهای طولانی و مانورهای فراوان، باعث شده که یوز ایرانی به تیزپایی عموزاده های آفریقایی خویش نباشند. 

برخلاف تصور بسیاری از مردم، بررسی ها در ایران نشان داده که یوز معمولا از دامهای اهلی مانند بز، گوسفند و شتر تغذیه نمی کند. البته شواهدی مبتنی بر حمله به دامهای اهلی در آفریقا وجود دارد و همین امر باعث ایجاد تعارض زیاد میان انسان و یوز در آن زیستگاه ها شده است ولی تاکنون گزارش مستندی (به غیر از چند مورد معدود در شمال شرقی ایران)  مبنی بر حمله به دامهای اهلی توسط یوز در ایران وجود نداشته است. متأسفانه بسیاری از دامداران و شتردارانی که در زیستگاه های یوز زندگی می کنند، به اشتباه تصور می کنند که این جانور دشمن دامهای آنهاست. به این خاطر اگر یوزی را در نزدیکی گله خود ببینند برای جلوگیری از شکار دامهایشان بی درنگ درپی از پا درآوردن آن می روند. همچنین اگر بچه شتری مفقود شود، آنرا به یوز نسبت می دهند که آنرا شکار کرده است و اولین یوزی که می بییند را از پای درمی آورند. درصورتیکه جانوران دیگری باعث این تلفات شده اند. گرگ مهمترین دشمن دامهای اهلی است. کاراکال یا سیاهگوش نیز دو نوع از انواع گربه سانان هستند که به سبب شباهت های ظاهری از لحاظ الگوی پوستی یا جثه به یوز در اغلب موارد با این جانور اشتباه گرفته می شوند. شغال و کفتار هم از دیگر گوشتخوارانی هستند که ممکن است به دامهای اهلی حمله نمایند. متأسفانه در طول سالیان اخیر، چندین قلاده یوزپلنگ ایرانی بخاطر این تفکر نادرست از پا در آمده اند.

 

تاریخچه یوزپلنگ در ایران                                                                        

 قبل از جنگ جهانی دوم، جمعیت یوزپلنگ در حدود 400 قلاده بود که تقریبا در تمام مناطق استپی و بیابانی نیمه شرقی کشور و قسمتی از نواحی غربی کشور نزدیک مرز عراق دیده می شد. ولی وجود خودروهای جیپ رها شده پس از جنگ،  سرآغاز  کاهش  اساسی   درجمعیت  این جانور گردید که خود عمدتا معلول کشتار بی  رحمانه آهو به عنوان طعمه اصلی این جانور بوده است .   در نتیجه  جمعیت یوزپلنگ  به شدت کاهش یافت. در سال 1335کانون سابق شکار ایران اعلام  نمود که آهو و در سال  1338 یوزپلنگ جزو  جانوران حمایت  شده هستند. جمعیت آهو در بسیاری از مناطق رو به افزایش نهاد که این باعث افزایش جمعیت یوزپلنگ نیز گردید. مشاهده یوزپلنگ در مناطق مختلف به خصوص داخل زیستگاههای آهو  افزایش یافت که این احیای جمعیت معلول قوانین و مقررات حفاظتی بود که اعمال شد. در میانه دهه 1350، جمعیت یوزپلنگ در در ایران 200 تا 300 قلاده تخمین زده می شد. در خوش ییلاق مشاهده یوزپلنگ بسیار عادی بود (برای مثال در دو مورد مختلف در سال 1970 و 1973، 13 و 9 یوز تنها در عرض چند ساعت گشت در منطقه مشاهده گردید). قلمرو یوزپلنگ تقریبا تمام مناطق کویری نیمه شرقی کشور بود که جمعیت انسانی آن زیاد نبود. در سال 1357، همزمان با وقوع تحولات سیاسی در ایران، حفاظت ازحیات وحش برای چندین سال دچار اختلال گردید. اغلب مناطق به وسیله دامداران اشغال و دشتها و استپهای باز جولانگاه  ماشین های   کمک دار  و    موتورسیکلت های قدرتمند گردید که گونه های کویری مثل  آهو، جبیر، گورخر و همچنین یوزپلنگ را تعقیب می کردند. جمعیت آهو در بسیاری از مناطق کاهش یافت و یوزپلنگها مجبور شدند تغییر زیستگاه داده تا در دامنه کوهها و تپه ماهورها از دست هجوم و مزاحمت انسانها در امان بمانند. از طرف دیگر به علت کاهش قابل توجه تعداد آهو، یوزپلنگ ها مجبور شدند که به منابع غذایی دیگری مثل قوچ و  میش و کل و بز که در مناطق کوهستانی محل زیستشان چندان مانند آهو تحت فشار انسان قرار نداشتند، روی آورند. پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق که زمانی مناسبترین محل برای زندگی یوزپلنگ در آسیا بود تقریبا به طور کامل از بین رفت و آخرین یوزپلنگ در این منطقه در سال 1362دیده شد. یوزپلنگ از  بسیاری از مناطق زیست خود ناپدید شده و به  بعضی مناطق دور از دسترس که در آنجا طعمه و امنیت مناسبی وجود داشت محدود گردید.

امروزه جمعیت یوزپلنگ در کشورمان در خطر انقراض قرار دارد بدین معنا که اگر هر چه زودتر اقدامی برای حفظ آن نکنیم، این جانور با همان سرعتی که می دود، روبه انقراض می روى و به زودی به سرنوشت شیر ایرانی و ببر مازندران دچار خواهد شد و برای همیشه از سرزمینمان رخت برخواهد بست. وضعیت امروزی این جانور در کشورمان معلول بی توجهی ما انسانهاست. یوزپلنگ میراث طبیعی ماست و نه تنها به ایرانیان بلکه به تمام انسانهای سرتاسر این کره خاکی تعلق دارد. این وظیفه ماست که این امانت را به نسلهای بعد از خود برسانیم. بیش از 40 سال است که برای حفاظت از این گونه در کشورمان اقداماتی صورت گرفته که بعضا نتایج قابل توجهی نیز به دنبال داشته است و بیش از 20 سال است که در میان کشورهای آسیایی یوزپلنگ توانسته تنها در کشور ما به بقای خود ادامه دهد و این مایه غرور و افتخار ما ایرانیان است که توانستیم این میراث طبیعی را همچنان حفظ نماییم.

 

 

 

 

پلیکان پاخاکستری یا مرغ سقا:

 

 

 

پلیکان پاخاکستری یکی از گونه‌های در خطر انقراض پرندگان آبزی است که در منطقه پاله آرکتیک پراکندگی دارد و سال به سال نیز پراکندگی آن محدودتر و جمعیت آن کمتر، و از وسعت زیستگاه‌های مناسب آن کاسته می‌شود. در حال حاضر جمعیت جوجه‌آور آن در دنیا بین 3215 تا 4280 جفت و جمعیت زمستان‌گذران بین 10 تا 12 هزار عدد تخمین زده می‌شود. جمعیت زمستان‌گذران پلیکان پاخاکستری در ایران بین 300 تا 800 عدد و جمعیت جوجه‌آور آن بین 10 تا 25 جفت است . 84 درصد جمعیت جوجه‌آور و 60 درصد جمعیت زمستان‌گذران آن در شوروی سابق زندگی می‌کند. در ایران 3 درصد جمعیت جوجه‌آور و 7 درصد جمعیت زمستان گذران پلیکان پا خاکستری زندگی می‌نماید.

 

 

 

ویژگی های ظاهری:

   
طول: 160-180 سانتیمتر

پرنده آبزی بزرگ، سفید، دارای شاهپرهای سفید خاکستری. دارای حلقه زرد تا بنفش فاقد پر در اطراف چشمها. لکه زیر گلو نارنجیقرمز که به مرور (در پرنده بالغ) زرد میشود. پرهای پایینی بال خاکستری روشن که نوک آن تیره تر میشود. پرهای پشت گردن مجعد و پرپشت
.
صدا: پارس کردن یا هیس هیس کردن و خرخر کردن
.
تفاوتهای ظاهری با پلیکان سفید
(Pelecanus onocrotalus):
پلیکان سفید اندکی کوچک تر و دارای شاهپرهای صورتی-سفید و لکه زرد در زیر گلو میباشد. حلقه دور چشم گسترده تر است و تا کاکل آن کشیده میشود. دارای پاهای صورتی و پرهای پروازی تماماً تیره
.

گرایش جمعیتی: در حال کاهش


جمعیت تقریبی: 10400 -  13900

زیستگاه : غالباً در زمینهای مرطوب، تالابها، دلتاهای رودخانه ای مشاهده میشود.
زادآوری در کلونی های با 250 جفت در جزیره ها و کنار نیزارها یا در مکانهای باز
.
پرنده های بالغ به صورت تک همسری (monogamous) است و اکثراً در جزیره های شناور یا ثابت جداشده از خشکی لانه گذاری میکند تا از دسترس پستانداران شکاری در امان باشد
.
تغذیه آنها عمدتاً از ماهی تالابهای آب شیرین یا مارماهی  و شاه ماهی و میگوهای آب شور است.

عوامل تهدید کننده:
عامل کاهش جمعیتی سابقاً تخریب زمینهای مرطوب، شکار و آزار ماهیگیرها بوده است. در ادامه آزار جهانگردان و ماهیگیرها، تخریب تالابها، آلودگی ابها و صید بی رویه ماهیها از بخشهای بالادست رودها. شکار توسط چوپانها (برای استفاده سنتی از منقار این پرنده)  در مغولستان و ...
راههای پیشنهای برای حفاظت از این گونه
:
پایش تعداد گونه در زمان زادآوری، زمستان گذرانی و تغییرات زیستگاهی در سایتهای کلیدی
.
 
بازدید مکانهای زمستان گذرانی در آسیای مرکزی و شرقی
.
مدیریت مستمر تالابها
.
ایجاد مناطق حفاظت شده اطراف کلونی های زادآوری
.
جستجوی جایگزین مناسب برای استفاده سنتی از منقار این پرنده در مغولستان
.
حفاظت قانونی از این گونه و زیستگاههای آن  در کل کشورهای منطقه
.
آگاهی بخشی عمومی
.
و پرهیز از صید بی رویه ماهی.

 

 

 

 

گوزن زرد :

به زیر راسته نشخوارکنندگان و تیره گوزنها تعلق دارد. از این تیره دو جنس capreolus و cervus در ایران وجود دارد. از جنس Cervus دو گونه مهم قابل تشخیص است. مرال و گوزن زرد. اعضای جنس Cervus دارای دم با رشد زیادتر و کاملا واضح هستند. شاخ بلند و زائده‌های بالای چشمی وجود دارد. گوزنهایی هستند با اندازه بزرگ یا متوسط. دم در آنها نسبتا خوب رشد کرده و کاملا دیده می‌شود. شاخها بلند و با شاخه‌های زیاد و طول آن به دو سه برابر طول سر می‌رسد.


 

مشخصات :

گوزنی است با اندازه متوسط که ارتفاع آن در ناحیه شانه 95 تا 110 سانتیمتر و طول بدن در حدود 240 سانتیمتر و طول دم با موهای انتهایی د رحدود 30 سانتیمتر است. گوشها بلند هستند ولی نوک آنها زیاد تیز نیست ولبه جلویی قسمت پایین گوش دارای حاشیه‌ای از مو است. پوزه برهنه و چروک‌دار و تیره رنگ است. سمها تیره رنگ و باریک و بلند هستند. رنگ زمینه بدن قهوه‌ای آهویی است. پهلوهای صورت و زیر پوزه و چانه تا پایین صورت و همچنین عقب چشمها متمایل به سفید است. پهلوهای بدن کمی از پشت که قهوه‌ای روشن است کمرنگ‌تر و متمایل به کرمی رنگ است.

در پشت و قسمت بالای پهلوهای بدن لکه‌های سفید واضحی دیده می‌شود. در طول وسط بدن دو خط سفید وجود دارد و در هر طرف پهلوها لکه‌های سفید رنگ به صورت یک خط پهن و کوتاه دیده می‌شود. دم سفید رنگ و با تعدادی موهای سیاه است. نزدیک قاعده دم بالای لکه سفید در هر طرف لکه‌ای از موهای سیاه وجود دارد. بطور کلی رنگ در فصول مختلف و در جنس نر و ماده و در افراد ممکن است تغییر کند. رنگ زمینه بدن در ماده‌ها کمی تیره‌تر است
.

شاخ فقط در نرها وجود دارد و دارای قاعده قوی و ضخیمی است که در بالای آن شاخه یا زایده کوتاه بالای چشمی روئیده است. بالاتر از آن شاخ بتدریج پهن شده و قسمت مسطحی شبیه کف دست تشکیل می‌دهد که از آن یک شاخه یا دو شاخه داخلی منشعب می‌شود. از گوشه عقبی قسمت پهن یک ساقه قوی و استوانه‌ای شکل خارج می‌شود و معمولا این ساقه به سه شاخه کاملا رشد کرده منتهی می‌شود و زائده‌های کوچک دیگری از هر یک از آنها خارج می‌شود
.

گوزن زرد در ایران در جنگلهای نواحی گرم جنوب غربی ایران زندگی می‌کند. روزها در انبوه درختان جنگل پنهان می‌مانند و فقط صبح زود و هنگام غروب در حاشیه جنگل ظاهر می‌شوند. از گیاهان جنگلی و جوانه درختها تغذیه می‌کنند. در ماه اول بهار بچه به دنیا می‌آورند. تعداد بچه‌ها یک یا دو تا است. بچه ها در داخل جنگل در جای کاملا محفوظ زائیده می‌شوند و در دو هفته اول در همانجا باقی می‌مانند. در نر شاخ تا اواسط زمستان می‌افتد و به جای آن شاخ تازهای روئیده می‌شود و تا تابستان شاخها رشد کرده و از پوسته خارجی تمیز داده می‌شود
.


 

پراکندگی در ایران

در گذشته گوزن زرد در جنوب غربی ایران از خوزستان تا حدود کرمانشاه بطور فراوان وجود داشته است. ولی در چندین دهه اخیر تعداد آنها به سرعت کم شده است. در زمان حاضر فقط تعداد کمی از آنها در خوزستان در جنگلهای کرخه و دز باقی مانده است و همچنین تعداد کمی از آنها که بوسیله سازمان حفاظت محیط زیست به دشت ناز مازنداران و جزیره اشک واقع در دریاچه ارومیه برده شده در آنجا زندگی و تولید نسل کرده‌اند.

پراکندگی جهانی

سابقا در جنوب اروپا تا بالکان و ترکیه و همچنین شبه جزیره عربستان و عراق و ایران زندگی میکرده است. بعد از نابود شدن نسل آن در اروپا مجددا به آنجا برده شده و امروزه بطور وحشی در اروپای غربی دیده می‌شوند. نژاد گوزن ایرانی فقط در ایران و احتمالا در عراق زندگی می‌کند و نیز تعدادی از این گوزن از ایران به باغ وحش شخصی فن اپل در کرونبرگ آلمان برده شده و در آنجا نگهداری می‌شود.

گمان می‌رفت گوزن زرد ایرانی به کلی منقرض شده‌است. اما در سال ۱۳۳۴ معلوم شد تعدادی از آنها در جنگل‌های اطراف رودخانه دز و کرخه باقی‌ مانده‌اند.
در سال ۱۳۳۷ دو راس از آنها به باغ‌وحش اپل آلمان و در سال ۱۳۴۲ تعداد شش راس به دشت‌ناز ساری منتقل شد. پس از آن که گوزن‌ها تکثیر شدند به مناطق مختلفی نظیر شمشکنده مازندران، جزیره اشک و کبودان در دریاچه ارومیه، زردلان کرمانشاه، جزایر کیش و لاوان و منطقه میان‌کتل فارس منتقل شدند
.
گوزن‌زرد ایرانی، شبگرد است و اوایل غروب و صبح زود فعالیت بیشتری دارد. گردن نرها در فصل جفتگیری متورم می‌شود و جدال‌هایی خونین بین آنها درمی‌گیرد. شاخ نرها هر زمستان می‌افتد و شاخ جدید بلافاصله شروع به رشد می‌کند. ماده‌ها پس از ۸ ماه بارداری یک و به ندرت دو بچه می‌زایند.

ویژگی‌ها

گوزن زرد ایرانی عموماً شبگرد است و در طول روز به استراحت می‌پردازد. در تابستان به واسطه پوشش خالخالی دارای استتار است. در زمستان پوشش او تیره تر می‌شود.

گوزن زرد ایرانی نر مثل بیشتر گوزنها دارای شاخ‌های بزرگ استخوانی بوده که به طور سالیانه رشد می‌کند و می‌افتد. گوزن ماده شاخ ندارد و جثه آن نیز از گوزن کوچک‌تر است. شاخهای گوزن نر در اواخر زمستان می‌افتد و در اوایل بهار با زیاد شدن منابع تغذیه شروع به رشد مجدد می‌نماید در این فصل گوزن با ریزش مو نیز مواجه می‌گردد. شاخ گوزن نر هر سال نسبت به سال قبل کمی بلندتر و زیباتر می‌شود. گوزن نر از این شاخها علاوه بر دفاع به عنوان وسیله‌ای برای قدرت نمایی در فصل جفت‌گیری استفاده می‌نماید.

تغذیه

تغذیه گوزن‌ها بیشتر از علف‌ها و شاخ و برگ گیاهان می‌باشد، گاهی اوقات نیز از سرشاخه‌های درختان یا از پوست ساقه آنها استفاده می‌نمایند. گوزن‌های زرد ایرانی اغلب اوایل صبح قبل از طلوع آفتاب یا عصر به چرا پرداخته و مابقی روز را به نشخوار کردن یا استراحت می‌پردازند. چنانچه در نزدیکی محل زندگی گوزنها گندمزار یا مزرعه‌ای باشد، گاهی بطور شبانه به این مزارع دستبرد می‌زنند.

جفت گیری

یک گوزن نر در 18 ماهگی به بلوغ جنسی می‌رسد ودر ان زمان گله‌ی ماده‌ها را ترک می‌کند، هر‌چند آمادگی جفت‌گیری را برای 5 تا 6 سال دیگر ندارند. زمانی‌که به بلوغ فیزیکی رسیدند، می‌توانند با نرهای بالغ برای بدست اوردن حق جفت‌گیری با یک‌ ماده، رقابت کنند. ماده‌های بالغ می‌توانند در 5/1 سالگی زادآوری کنند.به طور کلی فصل جفت‌گیری در گوزنها‌ی در اوایل زمستان صورت می‌پذیرد بدان معنا که ماده‌ها در طول زمستان حامله هستند وبچه‌ها را در اوایل بهار به دنیا می اورند. بهار بهترین زمان برای به دنیا اوردن بچه‌هاست زیرا هوا شروع به گرم شدن کرده وغذا فراوان می‌شود. مادر باید یک منبع غذایی غنی در اختیار داشته باشد تا بتواند شیر کافی برای بچه‌اش تولید کند. طول دوره‌ی حاملگی یا دوره آبستنی در گوزن زرد بین 31 تا 32 هفته‌ است.فصل جفت گیری با تغییرات در رفتار نرها و برجسته‌ تر شدن گردن و ایجاد مراسم جفت‌گیری مشخص می‌شود. این مراسم شامل پا کشیدن بر زمین و ضربه زدن به بوته‌ها و درختان است. نواحی‌ای که گوزن‌ها در آن پراکنده می‌شوند بستگی به تراکم جمعیتی گوزن‌های منطقه دارد. در تراکم‌های پایین قلمروها بزرگتر است. گوزن نر در مکان‌هایی که پا کشیده ادرار می‌کند و نیز ممکن است ادرار را به خود و شاخ‌هایش بمالد. نرها اغلب، به همان مکان‌های اجرای مراسم جفت‌یابی در سال قبل بازمی‌گردند. در این مدت نرها رایحه‌ی بسیار قوی از خود متصاعد می‌کنند که به‌وسیله‌ی آدمی نیز قابل تشخیص است. برخلاف گوزن سیکا و قرمز، گوزن زرد از مکان‌های پا کوبیده برای غلتیدن در آن‌ها استفاده نمی‌کند. نرها هم‌چنین پوست درختان و بوته‌ها را ساییده و می‌کَنند، و بوی خود را از غدد عطری زیر‌چشمی بر روی تنه‌ی درختان به جا می‌گذازند. در زمان مراسم جفت‌گیری، نرها یک صدای فریاد مانند ویژه از خود ساطع می‌کنند که مشابه با یک آروغ کشیده‌ی عمیق است. ماده‌ها در اطراف مکان‌های برگزاری مراسم جمع‌شده و به‌وسیله‌ی فعالیت‌های نرها و محرک‌های سمعی و بویایی جلب می شوند.در طی این فصل، نرها با هم می‌جنگند که اساساً از کشمکش‌ها و هل دادن حریف با شاخ تشکیل شده است. هم‌چنان که نرها یکدیگر را هل‌ می‌دهند، برای مجبور کردن حریف به فرار وی عقب راندن وی، گردن خود را می‌چرخانند. برنده اغلب زخمی بر پهلوی بازنده با شاخ‌هایش بر جا می‌گذارد که باعث می‌شود وی فرار کند.یکساله‌ها و دیگر نرهای جوان‌تر در مکان جفت‌گیری تحمل می‌شوند اما اگر گوزنی با اندازه‌ی مشابه ظاهر شود معمولاً دوباره جنگ در می‌گیرد.به محض آنکه ماده‌ای آماده‌ی جفت‌گیری شد، نرها اطراف ماده‌ی مورد نظر گشته و میزان پذیرایی جنسی وی را با بو کشیدن نواحی مخرجی و امتحان ادرار آنها می‌آزمایند. آزمایش این گونه‌ی ماده‌ها، Flehmen نامیده می‌شود و از نشانه‌های آن، نری است که سر خود را بالا گرفته و لب‌های خود را تکان می‌دهد. اگر ماده ورتاک باشد(Oestrus) ممکن است نر او را تعقیب کند که در برخی اوقات، قبل از صورت پذیرفتن جفت‌گیری، مسافت قابل توجهی از مکان جفت گیری پیموده می‌شود. اغلب آواهای دو جنس در زمان این تعقیب صورت می‌پذیرد. ماده با دیگر اعضای گروه‌ها و بچه‌هایش با آواهای جیغ مانند و ناله‌های بع‌بع مانند متفاوت در طول سال ارتباط برقرار می‌کنند. نرینه‌ها فقط صدای آروغ مانند کشیده‌ی عمیق خود را در طول فصل جفت‌گیری، زمانیکه این فریاد هر دو ثانیه یکبار برای یک دوره‌ی زمانی پی‌درپی تکرار می‌شود. سر می‌دهند. در طول فصل جفت‌گیری با به ورتاکی رسیدن یک ماده، همه‌ی نرها در یک مکان شروع به فریاد کشیدن دوباره می کنند.

عادات رفتاری:

گوزن زرد معمولاً در جریان روز در انبوه درختان جنگل پنهان‌مانده و میان بوته‌ها و درختان کوچک می‌‌خوابد و فقط صبح زود و هنگام غروب در حاشیه جنگل ظاهر شده و در جستجوی خوراک بیرون می‌‌آید. در طول فصل جفت‌گیری، نرهای بزرگ ممکن است کاملاً دست از خوردن برداشته و در نتیجه اغلب دچار کاهش وزن می‌شوند. نرهای جوانتر در اطراف پرسه زده و به شکل عادی به خوردن ادامه می دهند. قبل از حرکت به سوی مناطق باز برای غذا، گروههای کوچکی شکل گرفته و در پشت مرزهای جنگلی پرسه می زنند و زمانی قابل توجه را، قبل از اطمینان از امنیت منطقه وجرأت ورود به آن، در آنجا سپری می‌کنند.گوزن زرد حواس بسیار تکامل یافته‌ای دارد و علاوه بر دارا بودن حس بینایی قوی‌ ، به کمک قوه‌ی بویایی خود می‌‌تواند از فاصله چند صد متری به وجود دشمن پی ببرد هرچند در نواحی باز، با وجود تعداد فراوان چشم‌ها و گوش‌های حاضر در یک گروه، به سختی امکان نزدیک شدن به آنها وجود دارد. گوزن زرد اغلب کاملاً بی‌حرکت می‌ایستد و تا زمانیکه حرکت کوچکی انجام نداده و یا گوش‌هایش تکان نخورد دیده نمی‌شود. در اوقات خطر گاهی با حرکات جهشی پرش‌هایی در هوا انجام می‌دهد که در این حرکات هر چهارپا به یکدیگر نزدیک شده و همزمان از زمین جدا می‌شوند(stotting). این حرکات در سیکا و گوزن دم‌سفید در شمال آمریکا نیز دیده می‌شود . خیزهایی که یک گوزن بر می‌دارد، دو تا سه متر ارتفاع و شش تا هفت متر طول دارد. علاوه بر این، گوزن زرد شناگر قابلی است و در بسیاری از موارد از این ویژگی برای فرار از خطر بهره می‌برد به طوری‌که مشاهده شده در بسیاری موارد برای دفع خطر به آب می‌زند. در بیشه،در زمان ایجاد مزاحمت و احساس خطر، تمامی حرکات، متفاوت با مراتب چیرگی انجام پذیرفته و افراد گله به دنبال ماده‌های غالب و به سمت مناطق جنگلی حرکت کرده و معمولاً هر نر بالغی در جهات مخالف پراکنده می شود و ماده‌ی غالب را تعقیب نمی‌کنند.گوزن زرد، مانند سیکا و مرال، گوزنی با ساختار اجتماعی "گله‌ای" است. ترکیب گله بر حسب زمان در طول سال دگرگون است. برای بیشتر سال، ماده‌های بالغ بابچه گوزنها وگوزن‌های یکساله، ونرهای بالغ تنها یا در گله‌های سه‌تایی یا پنج‌تایی زندگی می‌کنند. گله‌های ماده به‌وسیله‌ی یک گوزن ماده‌ی چیره رهبری می شوند و دو گروه در طول فصل جفت‌گیری به هم ملحق می‌شوند. گوزن‌های زرد قلمرویی برای خود ترسیم نمی‌کنند ولی در محدوده‌ا‌ی که گام برداشته و به دنبال غذا می‌گردند سکنی می‌گزینند، که اغلب فواصلی طولانی و در مناطقی، مشترک با گله‌های دیگر است. فقط در طول فصل جفت‌گیری، نرها رفتار قلمروطلبانه از خود نشان می‌دهند

زایمان ونحوه بزرگ کردن بچه ها:

اندکی قبل از زایمان ماده‌ ها بیشتر و بیشتر بی قرار می شوند و نمی‌توانند در یک جا ثابت شوند. ماده ها ترجیح می دهند برای زایمان تنها باشند و اگر در یک گله یا با دیگر گوزنها زندگی می کند، آنها را ترک کرده ودر یک نقطه کاملاً منزوی می شوند تا بتوانند تنها باشند. ماده ها اغلب نواحی با رستنی‌ های فراوان یا بوته زارهایی انبوه را برای زایمان استفاده می کنند. به کمک این، ماده گوزن‌ها از خطر شکار شدن کودکانشان می‌کاهند(مهمترین دشمنان طبیعی گوزن زرد، بسته به محیط زندگی‌اش، گرگ، گربه‌جنگلی و خرس است و بچه‌ها در برخی موارد به ندرت توسط روباه شکار می‌شوند). در ابتدای زایمان، عضو تناسلی ماده باز شده و مایع رحمی آزاد می‌شود. در زمان زایمان، ماده ممکن است متناوباً بنشیند و بایستد اما زمانیکه‌ کودک در راه است خواهد ایستاد تا نیروی جاذبه به خروج کودک کمک کند. تقریباً در همه‌ی زایمانها کودک از ناحیه‌ی سر خارج می‌شود. پس از به دنیا آمدن کودک، ماده او را می‌لیسد تا تمیز شده و عاری از بو شود. نیم ساعت پس ازتولد جفت دفع می شود وماده آن را می خورد، با خوردن جفت، برخی از مواد ضروری که جفت حاوی آنهاست جذب می‌شود و هم‌چنین خطر یافتن نوزادان به‌وسیله‌ی شکارچی‌ها کاهش می‌یابد. جفت معمولاً نشانه‌ی بسیار خوبی است و یافتن آن ساده خواهد بود.
گوزن‌های جوان در هنگام تولد عموماً به‌خوبی رشد کرده‌اند ولی هنوز بسیار آسیب‌پذیر هستند. آنها معمولاً برای دقایقی کوتاه پس از به دنیا آمدن می‌ایستند و پس از ساعاتی اندک شروع به راه رفتن می‌کنند. مادر اغلب کودک تازه‌ی خود را از محل تولد بیرون آورده وبه یک مکان تمیز و غیر آلوده می برد. بچه گوزن به دنیا آمده در هنگام تولد 5/4 کیلو وزن دارد. از چند روز بعد از تولد، گوزن جوان قادر به دویدن می شود اما فقط برای مسافت های کوتاه، بنابراین لازم است مکانی امن برای پنهان شدن از صیادان پیدا کنند تا زمانی که قادر شوند مادر خود را همراهی کنند مادر هر دو تا سه ساعت در طول روزهای اولیه زندگی به او شیر می دهد اما پس آن معمولاً او را در مکان مخفی امن ترک می‌کند. گوزن جوان به تنهایی مخفی می‌ماند تا مادرش باز گردد و به او غذا دهد. زمانی که مادر قصد ترک پناهگاه را دارد، بچه دوست ندارد تنها بماند وگاهی اوقات مادر مجبور می‌شود به ملایمت او را با پاهایش عقب نگه دارد. مادر می‌تواند سپس بیرون رود و غذا بخورد و در نتیجه شیر بیشتری برای کودک خود بسازد. اگر او با کودک باقی بماند این خطر وجود دارد که توجه صیادان به آن جلب شود پس احتمالاً بهتر خواهد بود که عقب برود و بگذارد گوزن جوان به تنهایی مخفی شود. در زمان مخفی شدن کودک کاملاً بی حرکت می‌ماند و اغلب به دور خود می پیچد و به مانند یک دایره‌ی بسته در می‌آید. مادر باز می گردد تا به کودک خود چندین بار در روز شیر بدهد تا قادر به دویدنِ خوب و پیوستن به گروه شود. در گوزن زرد دو قلو زایی نادر بوده و در 1٪ همه‌ی زایمان‌ها صورت می‌گیرد. در این موارد کودکان به جای مخفی شدن با هم، جداگانه مخفی می‌شوند. با انجام این کار اگر شکارگری یکی را بیابد هنوز یک شانس که دیگری یافت نشود و زنده بماند وجود دارد. خال‌ها از بدو تولد همراه گوزن بوده و به استتار وی کمک می‌کنند.
برای هفته‌های آغازین زندگی، شیر مادر تنها غذایی است که کودک دریافت می کند اما از حدود 2 هفتگی، گوزن جوان شروع به دریافت مقادیر کم غذاهای سبز می‌کند. از حدود یک‌ماهگی گوزن جوان در دفعات و مقادیر بیشتراز مواد سبز تغذیه می کند ولی هنوز به میزان زیادی به شیری که از مادرش دریافت می کند وابسته است.
از شیر گرفتن گوزن جوان در حدود شش ماهگی شروع می شود و تعداد زمان‌های دریافت شیر در هر روز به‌تدریج کم می شود و میزان شیری که ماده تولید می‌کند نیز کمتر و کمتر می شود. اگر چه گوزن‌ها در این سن قادر به زندگی تنها و مستقل از مادر خود می باشند، با وی تا زمان تولد نوزاد بعدی می‌مانند که معمولا یکسال است(در برخی موارد که یک ماده از حاملگی باز مانده یا نوزاد خود را از دست می‌دهد، بچه‌گوزن تا سال بعد او را همراهی می‌کند). پس از به سر رسیدن این زمان هر یک به مسیرهای جداگانه‌ای می‌روند و معمولاً گوزن جوان مادرش را هرگز دوباره نخواهد دید ولی گاهی ماده‌ها با کودکان خود بازگشته و گله‌های کوچکی را تشکیل می‌دهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مارال بزرگترین گوزن ایرانی بومی جنگلهای اذربایجان شرقی:

 

پنج راس از 27 راس مارال پارک جنگلی قرق در استان گلستان به منطقه آینالو در منطقه حفاظت شده ارسباران واقع در شمال تبریز منتقل شدند

.

 




مرال ، بزرگترین گوزن ایران است .

مرال یا گوزن قرمز که در اصطلاح مازندرانی به آن گاو کوهی نیز می گویند، حیوانی است از خانواده گوزنها که دارای جثه ای بزرگ با دست و پایی بلند می باشد.

زیستگاه این حیوان در جنگلهای پهن برگ نواحی کوهستانی خزری می باشد. جنس نر گوزن قرمز دارای شاخ می باشد که هر ساله در فصل زمستان در اواخر اسفند می افتد و بلافاصله در فروردین شروع به رشد می کند که در اوایل رشد دارای یک پوشش مخملی و نرم می باشد که در واقع یک پوست حساس می باشد که خون رسانی به شاخ در مراحل رشد در آن جریان دارد.

رشد شاخ ها در اواسط تابستان به حد کامل می رسد و در این فصل مرالها با شاخ زنی به شاخه ها و درختان اقدام به انداختن پوشش مخملی دور شاخ می کنند و پس از این مرحله یعنی مرحله اوج رشد شاخ ها، مرحله مستی و دوره جفتگیری مرالها آغاز می شود.

در این دوره که معمولا در اواخر شهریور تا اواسط مهر به طول می انجامد مرالها آرام و قرار نداشته و کمتر غذا می خورند و حتی بسته به زن و جنس، تا بیست کیلو گرم از وزن خود را از دست می دهند.

دوران باروری در ماده بسیار کوتاه و حدود یک روز می باشد اما در نرها این دوره طولانی و تقریبا یک ماه به طول می انجامد و از همین رو مرالها دارای رفتار جنسی چند همسری از سوی نرها می باشند بطوریکه جنس نر این حیوان از اواسط شهریور دست به انتخاب گله می زند و بسته به قدرت و جسارت که سن و سال و جثه حیوان و حجم شاخ تعیین کننده آن است اقدام به جلب گوزنهای ماده می کند که گاهی تعداد این گله ها به بیش از 30 راس می رسد. اوج سن باروری و قدرت جنگندگی و رقابت مرال های نر در 8-9 سالگی می باشد.

نرهای جوان تر در رقابت با نرهای کهن همواره کمتر موفق به جلب ماده ها و جفتگیری می باشند و تقریبا در اواخر دوران مستی که مرالهای مسن دیگر انگیزه و تمایل چندانی به نگهداری گله ها ندارند امکان پیدا نمودن جفت را می یابند.

مرالهای بالغ معمولاً در خارج از فصل جفتگیری بصورت گله های جنسی جدا از هم به سر می برند بطوریکه نرهای بالغ بصورت یک گله و ماده های بالغ به همراه گوساله ها و نرهای جوان گله جداگانه ای را تشکیل می دهند. اما در فصل جفتگیری که تقریباً به طول یک ماه در اواسط ماههای شهریور و مهر می باشند نرهای بالغ و مسن از هم جدا و در رقابت با همدیگر دست به انتخاب ماده و تشکیل گله های جنسی می دهند که گاهی در اثر همین انتخاب و جفت یابی جدالهائی بین نرها صورت می گیرد. در فصل جفتگیری صدای مرالها که به گاو بانک موسوم می باشد در سراسر مناطق جنگلی شمال که زیستگاه مرال می باشد به گوش می رسد و از همین رو یعنی شاخص صدا می توان به شناسائی محلهای زیست مرال و انجام سرشماری از این گونه اقدام نمود.

پس از پایان دوران جفتگیری مرالها اقدام به احیاء توان از دست رفته می نمایند و طبیعت نیز در این مرحله به ایفاء نقش می پردازد بطوریکه در جنگلهای شمال محصول میوه بلوط در اوایل پائیز به وفور یافت می شود و مرالها به ویژه مرالهای نر پس از پایان فصل جفتگیری صرفاً به تغذیه و استراحت در نواحی امن می پردازند و پس از حدود یک ماه تا چهل روز مجدداً به حالت اولیه برمی گردند.

دوران آبستنی در مرالها حدوداً هشت ماه و نیم و یا 240 روز به طول می انجامد و معمولاً یک گوساله در اوایل خرداد به دنیا می آورند. گوساله ها یک ساعت پس از تولد قادرند روی پای خود بایستند و در طول روزهای اول تولد در نقاطی امن و پر شاخ و برگ بصورت آرام و به تنهایی مخفی نگهداری می شوند و گوزن مادری فقط برای شیر دادن به سراغش می رود و پس از دو هفته گوساله قادر به همراهی با مادر بوده و به دنبال مادر در طبیعت به راه می افتند. طول عمر مرال به طور متوسط پانزده سال در طبیعت و بیست سال در اسارت می باشد.

جنگلهای استان مازندران از دیرباز مهمترین زیستگاه گوزن قرمز بوده اند و هم اکنون گستره وسیعی از مناطق حفاظت شده البرز مرکزی شمالی، جنگلهای منطقه عباس آباد تنکابن، پناهگاه حیات وحش دودانگه و چهاردانگه کیاسر و جنگلهای هزار جریب نکا و بهشهر در شرق استان مازندران از مهمترین مناطق زیستی این گونه به شمار می روند. ضمناً مرال یکی از گونه های حمایت شده کشور و گونه نماد استان مازندران می باشد که هرگونه شکار و صید آن ممنوع می باشد.

 

 

 

 

سنجاب ایرانی Sciurus Anomalus :

 


 

 



مشخصات: جثه‌ای متوسط، دمی بلند و پشمالو دارد که از نصف طول بدن بلندتر است. موهای پشت به رنگ خاکستری متمایل به قهوه‌ای و زیر بدن زردرنگ است. رنگ موهای سر و سطح پشتی دم قرمز حنایی و زیر بدن زردرنگ است.


اندازه‌ها:طول سر و تنه: 230-192 میلی‌متر، دم: 138- 128 میلی‌متر، پا: 55-51 میلی‌متر، گوش: 29-27 میلی‌متر
.


زیستگاه:جنگل‌های بلوط زاگرس، معمولاً درختان بلند و کهنسال بلوط را به درختان کوتاه و پرشاخ و برگ ترجیح می دهد
.


عادات: روزها فعال است و در اوایل صبح و عصر بیشتر مشاهده می‌گردد. معمولاً به صورت انفرادی بر روی درختان زندگی می‌کند. به منظور تغذیه بر روی زمین نیز دیده می‌شود. در موقع احساس خطر به وسیلۀ ناخن‌های بلند و تیزش به سرعت از درخت بالا رفته و با استفاده از دم بلند و پشمالویش، که به تعادل کمک می‌نماید، از شاخه‌ای به شاخۀ دیگر می‌پرد. وی لانه‌اش را در سوراخ درختان ایجاد نموده و سطح آن را به وسیلۀ علف‌های نرم، مفروش می‌سازد.

 

این سنجاب کوچک است و آرام،بسیار هم دوست داشتنی به نظر میرسد و پدر براحتی در مقابل درخواست فرزندش برای خرید بچه سنجاب تسلیم میشود،با خود فکر می کند حیوان بسیار ارامی ست و همه روز را در کنج قفس با چشمان درشت به اطراف نگاه میکند و بس!پدر نمیداند این آرامش و سکوت خصوصیات رفتاری سنجاب نیست بلکه افسردگی و وحشت و دلتنگی ست که او را به انزوا کشانده.سنجابها در طبیعت جوندگانی بسیار فعال هستند و شما آنها را در حال جست و خیز و بالا رفتن از درختان می توانید ببینید اما واقعیت تلخ این ست که غالب این سنجابها در اسارت دچار افسردگی شده و غذا نمی خورند و عمر کوتاهی دارند.متاسفانه طی سالهای اخیر فروش سنجاب بعنوان حیوان خانگی بسیار مرسوم شده و بنظر میرسد بسیاری از خریداران از ممنوعیت خرید و فروش این حیوان در حال انقراض اطلاعی ندارند و در این میان فروشندگان با توجه به عدم آگاهی مشتریان نحوه اهلی کردن سنجاب را آموزش میدهند و رژیم غذائی توصیه می کنند! اما سنجابها به عنوان حیوان خانگی تربیت نمیشوند حتی اگر به نظرمان بسیار آرام بنظر آیند.سنجاب ایرانی برای طبیعت منطقه زیستی خود بسیار حائز اهمیت ست،آنهادانه های بلوطی را جمع آوری کرده و زیر خاک مدفون می کنند،این کار اهمیت زیادی در گسترش و تجدید حیات جنگلهای بلوط غرب کشور دارد.بر اساس آمار
،سنجابها جزء گونه‌های دارای ریسک کم و در شرف تهدید هستندRed List IUCN
و اگر به نگهداری سنجابها به عنوان حیوان خانگی ادامه دهیم بزودی اسم این گونه را در لیست شدیدا در معرض خطر انقراض خواهیم دید
.
بی شک همه ما برای نجات این گونه در حال انقراض تلاش کرده و به انتظار جنگلهای بلوط برای بازگشت سنجابها پایان خواهیم داد

 اسکان عشایر و روستائیان منطقه غرب در مناطق وسیعی از عرصه های طبیعی و جنگلی باعث می شود که این روستائیان که دامدار نیز هستند برای تغذیه دامداران خود شاخه های درختان بلوط را که منبع اصلی غذای سنجاب ایرانی محسوب می شود را قطع می کند وهمین امر به خشکی درختان بلوط و در نهایت از بین رفتن آنها می انجامد

سه عامل در دنیا وجود دارد که باعث کاهش حیات وحش می شود این سه عامل عبارتند از تخریب زیستگاه که مهمترین عامل نیز به شمار می آید، گونه طعمه خوار که دشمن گونه آسیب پذیر باشد و شکار بی صید و غیر مجاز در حال حاضر برای سنجاب ایرانی تخریب زیستگاه در جنگلهای بلوط غرب که شدت پیدا کرده است ، عامل اصلی کاهش این گونه نادر است .
وی ادامه داد: البته متاسفانه شکارچیان نیز با روشن کردن آتش در زیر درختان بلوط باعث می شوند که سنجاب ها از بالای درخت به پاین بیافتند و بعد این سنجاب ها را درون کیسه می اندازند و با قیمت بسیار پایین می فروشند . به گفته او، متاسفانه نگهداری حیوانات جونده در منزل طی سالهای اخیر به شدت افزایش یافته است .

متاسفانه به دلیل نبود سر شماری و برآورد جمعیت اطلاع دقیقی از جمعیت سنحاب ایرانی در دست نیست ، ضمن اینکه پراکنش این حیوان در ایران در منطقه وسیعی از آذربایجان غربی تا چهار محال بختیاری ، لرستان ، کهگیلویه و بویر احمد و فارس وجود دارد.
این استاد دانشگاه طول عمر سنجاب ایرانی را در اسارت 15 سال عنوان کرد و گفت : اطلاع دقیقی از طول عمر طبیعی این جانور در دست نیست اما به دلیل اینکه در اسارت رقابت غذایی کمتر است مشکلات دیگری از قبیل شکار، تخریب زیستگاه وغیره وجود ندارد ، معمولاً طول عمر حیوان بیشتر است .

مسئله و مشکلی که در حال حاضر وجوددارد ، جدایی و تکه تکه شدن جنگلهای بلوط غرب است که طی 30 سال گذشته به شدت افزایش یافته است . به گفته او این امر باعث می شود که جریان ژنی در گونه ها قطع شود و تنوع زیستی درون هر زیستگاهی که جدا افتاده و تازه زیستگاه بعدی جانور فاصله زیادی دارد ، محدود شود . این موضوع خود باعث آسیب پذیری این گونه نسبت به بیماری ها می شود ودر تولید مثلشان مشکل ایجاد می کند و در نهایت به دلیل کمی جمعیت مجبور به تولید مثل خویشاوندی می شوند و جمعیت شان صدمه و لطمه می خورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فک دریای خزر :

 

زیست شناسان فک خزری را تنها پستاندار این بزرگترین دریاچه جهان می دانند که در تمام محیط دریای خزر زندگی می‌کند. فک خزری از جمله نادرترین گونه‌های جانوری شناخته شده روی زمین است و در لیست قرمز اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت قرار دارد. محققان می‌گویند فک، نمونه ی خوبی برای تعیین میزان آلودگی‌های دریای خزر محسوب می‌شود و هر مشکل آلودگی در دریای خزر وجود داشته باشند در این جانور یافت می‌شود و با نمونه‌گیری این جانور می‌توان روند آلودگی‌ها را در خزر مشخص کرد. با وجود این که‪ ۴۰ سال از ممنوعیت استفاده از سم DDT در جهان می‌گذرد، ولی هنوز با نمونه برداری از فک این سم در بدن این جانور مشاهده می‌شود!!! نتایج بررسی روی فک‌ها نشان می‌دهد در سه نقطه در کرانه‌های دریای خزر بیشترین آلودگی وجود دارد. در سواحل باکو به دلیل فعالیت‌های نفتی، درآستارا به سبب انبار آلایندگی‌های انسانی، در شهرستان تنکابن به دلیل زهکشی‌های پساب کشاورزی آلودگی‌ها در حد بسیار بالایی وجود دارد.
اوایل امسال یک کارگاه آموزشی برای صیادان تعاونی‌های پره گیلان برگزار گردید و به آنها آموزش داده شد که در قبال تحویل هر فکی که در تور صیادان گیر کند، مبلغ ‪
۳۰۰
هزار ریال به آنان پرداخت خواهد شد. طرحی در جهت حفاظت از فک خزر با مشارکت شرکت نفت ایران در حال اجراست که این طرح توسط موسسه جانورشناسی داروین انگلستان تامین مالی شده‌است. فک‌ها جانورانی با ارزش اند که حتی با مدفوع خود یک منبع غذایی در دریای خزر به وجود می‌آورند و موجب رشد ماهیان و ظرفیت زیستگاه می شوند. این جانور بیشتر در آب‌های با عمق کم زندگی می‌کند و به همین دلیل بیش از دیگر جانوران با انسان روبرو شده و در خطر شکار قرار می گیرند. اولویت غذایی برای فک خزری کیلکا ماهیان بخصوص کیلکای چشم درشت است که این ماهی نیز در سطح بالای آب زندگی می‌کند.
فک دشمن انسان نیست و باید در جهت حفاظت از این جانور با ارزش دریای خزر همکاری نمود. فک (
Phoca caspica) که مردم شمال آن را به نام سگ آبی می‌شناسند، تنها پستاندار دریای خزر و کوچکترین گونه ی فک‌های واقعی (بدون گوش) محسوب می‌شود که بومی این دریاچه است و به دلیل آلودگی شدید، صید بی‌رویه، به هم خوردن شرایط زیستی و کاهش شدید جمعیت، نیازمند حمایت بین‌المللی است. کارشناسان علت کاهش جمعیت این گونه را به کشتار بی رویه در سال‌های گذشته، آلودگی فزاینده دریای خزر، برداشت بی‌رویه منابع آبزیان مورد تغذیه فک‌ها از جمله صید بی‌رویه ماهی کیلکا و کاهش ذخایر آن به علت هجوم گونه غیر بومی شانه دار می‌دانند.

 

بر اساس بررسی‌های انجام شده توسط کارشناسان‪ CEP آلودگی‌های زیست محیطی، بیشترین تاثیر را در کاهش جمعیت این گونه داشته است. در مفاد این کنوانسیون با آگاهی از تخریب محیط زیست دریای خزر در اثر آلودگی‌های ناشی از منابع مختلف فعالیت‌های انسانی از جمله تخلیه مواد مضر و خطرناک، مواد زاید و سایر آلودگی‌های ناشی از منابع دریایی و منابع مستقر در خشکی بر حفاظت راسخ منابع زنده آن برای نسل‌های حاضر و آینده تاکید شده است.

 

دراوایل قرن گذشته، وجود بیش ازیک میلیون فک در دریای خزر گزارش شده که سالیانه ‪ ۱۶۰هزار قلاده ازاین فک‌ها توسط روس‌ها شکارمی‌شد،درحالی که هم‌اکنون براساس آمارهای موجود جمعیت این جانور به حدود یکصد هزار قلاده رسیده است. دانشمندان می‌گویند، این جانور به یک خیک پر از روغن ماهی منجمد بیشتر شباهت دارد تا به یک حیوان. فک‌ها ارزش تجاری دارند وگوشت وپوست آنها ازارزش صنعتی وتجاری برخوردار است و دراتحادجماهیرشوروی سابق عموما فکهای بالغ را برای استفاده ازپوست، گوشت و روغن آنها شکار می‌کردند. بعدها به سبب برداشت بی‌رویه از جنس بالغ این جانور و به‌هم خوردن ساختار جمعیتی این گونه، توجه روس‌ها به شکار کوتوله‌های دو هفته‌ای برای دوخت پالتوهای زنانه معطوف شد. دکتر "هرمز اسدی" محقق و مسوول طرح پژوهشی و آموزشی حفاظت از فک خزر، فعالیت‌های بیش ازاندازه صید وصیادی چه نوع قانونی و غیرقانونی و استفاده از سموم خانواده ددت را از مهمترین عوامل کاهش جمعیت این جانور دریای خزر برشمرد. وی گفت: صیادان با صید طعمه‌های این جانور رقیبانی برای فک‌ها محسوب می‌شوند و ماهیگیران با صید انواع ماهیان موجب کم شدن مواد غذایی فک‌ها در دریای خزر شده‌اند. وی بااشاره به نقش آلودگی‌های زیست محیطی درکاهش جمعیت‌این تنها پستاندار دریای خزر تصریح کرد: براساس بررسی‌های انجام‌شده،بیشترین آلودگی‌ها درسواحل باکو در جمهوری آذربایجان سپس در آستارا و تنکابن در کشور ایران دیده شده است

 

از دیگر عوامل کاهش جمعیت فک‌ها را یک نوع ویروس متعلق به سگ سانان دانست که در حوزه شمال شرقی خزر درسواحل یخ زده باحمله گرگ‌ها و روباه‌ها به این حیوان انتقال یافته است. وی گفت: این ویروس بطوردوره‌ای عمل می‌کند و درسال‌های ‪ ۷۹و ‪ ۸۰بسیار فعال بود و مرگ و میر وسیع فک‌ها را سبب شد. وی اظهارداشت: لانه‌سازی و زایمان فوک‌ها بر روی یخ انجام می‌گیرد که به علت نبودیخبندان درقسمتهای شمالی دریای خزر در زمستان گذشته،زایمان فک‌های ماده منجر به تلفات نوزدان این فک‌ها شد. به گفته وی، در ماه گذشته(فروردین) ‪ ۱۰۹بچه فک به‌سبب نبود یخ تلف شدند. این فک شناس و استاددانشگاه تهران یادآورشد: آماربرداری از فک‌ها در دو سال گذشته با استفاده از هواپیما در کرانه‌های خزر از توله‌ها، فک‌های بالغ و نابالغ نشان داد که‌هم‌اکنون درسواحل خزر فقط ‪ ۱۱۰هزارقلاده فک وجود دارد. این جانوران (فک) ‪ ۱۱ماه آبستن می‌شوند و در ماه دوازدهم برای زایمان به مناطق یخی در شمال دریای خزر مهاجرت می‌کنند. این فک‌ها در تابستان، بهار وپاییز بیشتر در آبهای ایران زندگی می‌کنند.

فک خزر، کوچکترین گونه فکهای واقعی یعنی بدون گوش است و تنها در این دریاچه یافت می‌شود. این یگانه پستاندار خزر در اغلب نقاط دریا زندگی می‌کند، محل زیست آن بر حسب در دسترس بودن موادغذایی و به‌صورت فصلی متغیر است. در فصل تابستان وپاییز اکثر فکهای خزر در آبهای حوزه ایران بسر می‌برند. قبل از فروپاشی شوروی، کشتار فک خزری حتی به ‪ ۱۶۰هزار فک بالغ در سال می‌رسید. مشاهده جسد این جانور زیبا که گاه همراه با موجهای خزر به ساحل می‌آید منظره بسیار دلخراشی را برای علاقمندان به محیط زیست فراهم می‌آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روباه کرساک یا ترکمنی:

 



جثه آن کوچکتر ولی دست وپا بلند تر از روباه قرمز است. مشخصه اصلی این روباه دم نسبتا کوتاهی است که برخلاف سایر گونه ها به زمین نمیرسد.رنگ موهای انتهائی دم برخلاف روباه معمولی وروباه شنی ،قهوه ای تیره یا سیاه است.گوشها نسبتا کوچکند و رنگ پشت انها دارچینی روشن است.در فصل زمستان موها بسیار بلند و برنگ خاکستری متمایل به سفید است بطوری که فقط نوک گوشها دیده میشود. پوشش تابستانی کوتاه وبرنگ نخودی متمایل به قرمز است.
زیستگاهش مناطق استپی خشک ونیمه بیابانی .معمولا وابسته به نقطه خاصی نبوده واکثرا در حال حرکت هستندو از لا نه های سایر جانوران که در راه می بینند استفاده میکنند.در ایران فقط در نواحی ترکمن صحرا زندگی میکنند.پراکنش جهانی:ترکستان ،مغولستان ،افغانستان،شمال منچوری،چین تا تبت
.
اغلب شب گرد است.در گروههای کوچک یا جفت جفت دیده میشود.ولی به تنهایی شکار میکند.معمولا در لانه متروک جانورانی نظیر گورکن ساکن میشود. بسیار چابک وبازیگوش است و میتواند از درختان بالا رود در گذشته شکار ان با عقاب متداول بوده. بعضی نیز ان را بعنوان حیوان خانگی نگهداری میکرده اند
.
از جوندگان کوچک،خرگوش،خزندگان ،پرندگان ،قورباغه،حشرات و لاشه حیوانات تغذیه میکند.معمولا پوست خارپشتهایی که توسط این حیوان شکار شده اند در نزدیک لانه اش مشاهده میشود.سایر خصوصیات شبیه روباه قرمز
.
به علت با ارزش بودن پوستش، شکارچیان بااستفاده از وسیله نقلیه موتوری انرا تعقیب وشکار می نمایند به همین علت بشدت کاهش یافته و خطر انقراض انرا تهدید میکند.(امار تا سال1375
)

در سال 2000توسط IUCN در لیست قرمز انقراض قرار گرفته . ولی در مغولستان با کمک انجمنهای جهانی حیات وحش برنامه های احیای نسل ان در حال انجام است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گاو دریایی :

 که به انگلیسی ان را دوگونگ  و در بندرعباس به مچ یا مشک (به علت شبیح به مشک بودن )  معرف است  یکی از حیوانات نادر در ابهای خلیج فارس می باشد ، علفخوار می است و چمن های دریای عذای اصلی اش می باشد  وزن ان بعضی وقتها به ۴۰۰ کیلو میرسد و تا ۳ متر رشد می کند .برای تنفس به سطح اب می اید  ، تا ۷۰ سال عمر میکند . در ابهای کم عمق ساحلی زندگی می کند هربار فقط یک بچه می زاید .

     متاسفانه  نه تنها الودگی ابها این حیوان را تهدید می کند بلکه  گسترش بنادر ، اسکله، جزایر مصنوعی ، تردد قایق ها  و تورهای  ماهیگیری نیز خطراتی هستند که  گاو دریای خلیج فارس با ن روبرو است . هم اکنون تخمین زده می شود که حدود ۷۰۰۰  گاو دریای در خلیج فارس باقی مانده اند که اکثرا در قسمت جنوبی خلیج  پراکنده اند و در شمال خلیج سالها است که دیگر دیده نمی شوند .

 

 

 

 

 

 

 

شیر ایرانی گونه ای منقرض شده:





شیر از نیرومندترین و مشهورترین پستانداران ایران و جهان ، مدتی است که نسلش در سرزمین ایران از میان رفته است با امید به اینکه با هوشیاری و آگاهی نگذاریم که چنین سرنوشتی برای سایر گونه های جانوری ایران رقم زده شود در اینجا یادی از شیر ایرانی از دست رفته خواهیم داشت.



Family: Felidae

Panthera Leo Persicus

مشخصات:

موها کوتاه، رنگ بدن زرد و بدون لکه یا نوارهای راه راه است. شیر نریال نسبتاً کوتاهی (در مقایسه با زیر گونه آفریقایی ) با موهای سیاه وزرد دارد. دم شیر ایرانی بلند با دسته ای از موهای سیاه در انتهای آن است.اندازه طول سر و تنه 150 تا 190 سانتی متر، دم در حدود 100 سانتی متر و وزن آن 150 تا 250 کیلوگرم می باشد. مناطق جنگلی ف بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب واقع در نواحی جنوب زاگرس و خوزستان زیستگاه شیر ایرانی بوده است.در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنوب و جنوبغربی ایران ، از جنگلهای اطراف رودخانه کرخه ، دز، کازرون به طرف مسجد سلیمان ، رامهرمز ، بوشهر ، کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است.

شیرها از نظر ویژگی فیزیکی و رفتاری شباهت زیادی به سایر گربه سانان دارند؛ سر کوچک ، پوزه کوتاه ، گوشهای نسبتاً کوچک و چشمهای درشت از جمله این ویژگیها هستند. دستها پنج انگشت و پاها چهار انگشت دارند که به ناخن های بلند و تیزی ختم می شوند. بالشتک های کف دست و پا به آنها کمک می کند که به آرامی به طعمه خود نزدیک شوند. سبیلها به عصب ارتباط دارند و برای عبور از زیر یا کنار مواقع بویژه در شب اهمیت دارند.آنها حیواناتی شب گرد هستند و از حس بویایی قوی برخوردارند.حس شنوائی آنها بسیار قوی ولی حس بویائی متوسطی دارند به همین دلیل بر خلاف سگ سانان کمتر بواسطه بوئیدن طعمه خود را تعقیب می کنند. شیرها طعمه خود را از طریق کمین کردن در مسیر پستانداران و پرش ناگهانی و دویدن صید می کنند شیرها بصورت اجتماعی زندگی می کنند و قلمرو خود را بوسیله ادرار، مدفوع و خراشیدن درختان متمایز می کنند. در فصل جفت گیری ف نر و ماده در کنار هم دیده می شوند و در باغ وحش جفت گیری شیر با ببر و شیر ماده با پلنگ نر نیز به ندرت دیده شده است.

تا سال 1322 ، دسته های 2 تا 5 تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده می شده است. ولی از سال 1321 خورشیدی که آخرین شیر ایرانی در شمال غربی دزفول شکار شده است ، اطلاعات دیگری مبنی بر مشاهده این حیوانات ثبت نشده است. اگر چه بواسطه شکار ، طعمه های مسموم ، قطع درختان جنگلی و... اکثر زیستگاههای طبیعی شیر ایرانی در ایران از میان رفته است اما زیرگونه ای از آن همچنان در قرق جنگلی « گیر» در شمالغربی هندوستان به حیات خود ادامه می دهد.

متاسفانه شیر ایرانی که نقش آن زمانی نماد هویت ملی و زینت بخش پرچم کشور ایران بوده است امروز چنان از سوی ایرانیان با بی مهری مواجه شده است که علاقمندان شیر در هندوستان به خود اجازه داده اند تا نام علمی شیر ایرانی را از
Panthera Leo Persica به شیر هندی Panthera Leo Indiaca تغییر دهند. Order: Carnivore

موها کوتاه، رنگ بدن زرد و بدون لکه یا نوارهای راه راه است. شیر نر ، یال نسبتاً کوتاهی (در مقایسه با زیر گونه آفریقایی ) با موهای سیاه وزرد دارد. دم شیر ایرانی بلند با دسته ای از موهای سیاه در انتهای آن است.اندازه طول سر و تنه 150 تا 190 سانتی متر، دم در حدود 100 سانتی متر و وزن آن 150 تا 250 کیلوگرم می باشد. مناطق جنگلی ، بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب واقع در نواحی جنوب زاگرس و خوزستان زیستگاه شیر ایرانی بوده است.در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنوب و جنوب غربی ایران ، از جنگلهای اطراف رودخانه کرخه ، دز، کازرون به طرف مسجد سلیمان ، رامهرمز ، بوشهر ، کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است. شیرها از نظر ویژگی فیزیکی و رفتاری شباهت زیادی به سایر گربه سانان دارند؛ سر کوچک ، پوزه کوتاه ، گوشهای نسبتاً کوچک و چشمهای درشت از جمله این ویژگیها هستند. دستها پنج انگشت و پاها چهار انگشت دارند که به ناخن های بلند و تیزی ختم می شوند. بالشتک های کف دست و پا به آنها کمک می کند که به آرامی به طعمه خود نزدیک شوند. سبیلها به عصب ارتباط دارند و برای عبور از زیر یا کنار مواقع بویژه در شب اهمیت دارند.آنها حیواناتی شب گرد هستند و از حس بویایی قوی برخوردارند.حس شنوائی آنها بسیار قوی ولی حس بویائی متوسطی دارند به همین دلیل بر خلاف سگ سانان کمتر بواسطه بوئیدن طعمه خود را تعقیب می کنند. شیرها طعمه خود را از طریق کمین کردن در مسیر پستانداران و پرش ناگهانی و دویدن صید می کنند شیرها بصورت اجتماعی زندگی می کنند و قلمرو خود را بوسیله ادرار، مدفوع و خراشیدن درختان متمایز می کنند. در فصل جفت گیری ، نر و ماده در کنار هم دیده می شوند و در باغ وحش جفت گیری شیر با ببر و شیر ماده با پلنگ نر نیز به ندرت دیده شده است. تا سال 1322 ، دسته های 2 تا 5 تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده می شده است. ولی از سال 1321 خورشیدی که آخرین شیر ایرانی در شمال غربی دزفول شکار شده است ، اطلاعات دیگری مبنی بر مشاهده این حیوانات ثبت نشده است. اگر چه بواسطه شکار ، طعمه های مسموم ، قطع درختان جنگلی و… اکثر زیستگاههای طبیعی شیر ایرانی در ایران از میان رفته است اما زیرگونه ای از آن همچنان در قرق جنگلی « گیر» در شمالغربی هندوستان به حیات خود ادامه می دهد.
متاسفانه شیر ایرانی که نقش آن زمانی نماد هویت ملی ایران بوده است امروز چنان از سوی ایرانیان با بی مهری مواجه شده است که علاقمندان شیر در هندوستان به خود اجازه داده اند تا نام علمی شیر ایرانی را از Panthera Leo Persica به شیر هندی Panthera Leo Indiaca تغییر دهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گورخر آسیایی :(Equus hemionus)

 

 

 

 

 

پستاندار بزرگی متعلق به اسب سانان و بومی بیابانهای سوریه ، ایران ، هند وتبت است.
به این حیوان خر وحشی آسیایی نیز می گویند.مثل اکثر حیوانات بزرگ تیره چرندگان تعداد آن بعلت شکار و از بین رفتن محل سکونتشان  کاهش یافته است.و از شش زیر گونه یکی کاملا از بین رفته و دو زیر گونه نیز در صورت بی توجهی تا مدتی دیگر نابود خواهد شد.که یکی از این گونه ها گورخر ایرانی است
.
کیانگ یک گونه تبتی است که عموما به شاخه دیگری نسبت داده می شود هر چند به عنوان زیر گونه ای از گورخر آسیایی طبقه بندی شده است
.
گورخر آسیایی از الاغ کمی بزرگتر است، در حدود 290 کیلو وزن داشته و طول بدن و سر حدودا 2.1 متر است و نسبت به الاغ شباهت بیشتری به اسب دارد. آنها نسبت به اسب پاهای کوتاهتری دارند و رنگشان نسبت به فصل تغییر می کند. در تابستان رنگشان قهوه ای مایل به سرخ و در زمستان قهوه ای مایل به زرد است و بر پشتشان  نواری سیاه  که با رنگ سفید احاطه شده قرار دارد
.

از گورخر آسیایی در سومر باستان برای کشیدن  ارابه استفاده می کردند
.

گونه های  مختلف
:
-    
گورخر مغولی: آسیب پذیر

-        
گورخر هندی: در معرض خطر

 
-        Gobi kulan :
آسیب پذیر
-         Kulan :
شدیدا در معرض خطر


-        
گورخر ایرانی: شدیدا در معرض خطر
-        
گورخر سوری : در سال 1927 منقرض شده است

 

 

گربه کاراکال:





 

 

راستهCARNIVORA
جثه ای بزرگ تر از گربه معمولی دارد.  گوش های بزرگ مثلثی شکل با دسته‌ای از موهای سیاه بلند  در انتهای آن دارد(از اینرو گاهی به آن سیاهگوش صحرایی هم میگویند). بدنی نسبتاً یکنواخت، ورزیده و هم رنگ بدن شیر دارد
.
بیشتر در تپه ماهورهای مناطق بیابانی و استپی زیست می کند. در ایران برای دیدن آن باید به پارک ملی کویر، منطقه بهرام گورفارسی، ساغند یزد، سیستان و بلوچستان، خراسان و مناطق شمالی خوزستان رفت.این گربه سان به قدری چابک است که با پرش عمودی، پرنده را در هوا شکار می کند و اگر به دسته‌ای از پرندگان برسد به سرعت تعدادی از آنها را در زمین و هوا شکار می کند. همانند یوزپلنگ استعداد زیادی برای تربیت شدن دارد به طوری که در گذشته آن را برای شکار خرگوش، آهو، روباه و پرندگان تربیت می کردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روباه شنی یا روباه روپل:



نام علمی:Vulpes rueppellii
کوچکتر از روباه قرمزولی گوشها بزرگتر است.رنگ پشت گوشها برخلاف روباه قرمز سیاه نیست ومعمولا برنگ پشت بدن یعنی زرذ متمایل به نارنجی است.در دو طرف صورت دو نوار قهوه ای متمایل به سیاه دیده میشود که از دو طرف چشمها به گوشه دهان امتداد یافته اند.رنگ موهای دم زرد متمایل به قهوه ای وانتهای ان سفید است در بین پنجه های دست وپا موهای بلندی وجود دارد که مانع فرورفتن حیوان در شن میگردد.زیستگاهش بیابانهای سنگی و زمینهای بایر، از استپها تا خارستانها و بیشه زارهای پراکنده میباشد
.
در مناطق حاشیه کویر مرکزی،سیستانو بلوچستان ،فارس ،خوزستان، بندر عباس وجزیره قشم زندگی می کند
.
در شمال افریقا،عربستان،افغانستان نیز پراکندگی دارد
.
شب گرد است،معمولا در روز دیده نمیشود،بصورت انفرادی یا در دسته های کوچک دیده میشود
.
ازحشرات،پستانداران کوچک ،خزندگان،لاشه حیوانات،ومواد گیاهی نظیر برگ،دانه های ابدار،وصیفی جات تغذیه میکند(در منطقه رباط پشت بادام یزدتعدادی روباه شنی در حال خوردن هندوانه دیده شده اند
)
طول عمر در اسارت حدود 5/6 سال است
.
بعلت زندگی در مناطق بیابانی ودور از دسترس به نظر می رسد خطر چندانی نسل این حیوان را تهدید نمیکند در سالهای 1359 و60 اکثر روباههای شنی پارک ملی کویر بعلت نامشخصی که احتمالا طعمه های مسموم کار گذاشته شده توسط دامداران برای کشتن گرگها بوده نابود گردیده اند.(آمار تا سال 1375
)

اما آمار سال 2000 IUCN این گونه را جزو گونه های آسیب پذیر قرار داده است

گوزن شوکا :



تقریبا به اندازه یک ببر نابالغ بوده و حدود 15کیلوگرم وزن دارد.شوکا که در عمق جنگلهای بلوط ناحیه بوزین مرخیل در منتهی الیه شمال استان کرمانشاه زندگی میکند، جانوری مرموز و شبگرد است و ویژگیهای خاص او از جمله جثه کوچک، جمعیت کم و شب فعالی، آن را در میان سایر گونه های گوزن، منحصربه فرد کرده است.شوکا که به نام گوزن «مینیاتوری» نیز خوانده میشود، از نظر فراوانی- در مقایسه با سایر گونه های گوزن- در تعداد کمتری در ایران دیده شده است.شوکا بسیار زیباست. رنگ آن قهوهای روشن و در ناحیه زیر شکم، روشنتر از قسمتهای دیگر است. ماده های این گونه شاخ ندارند و نرها، شاخهای کوچک منشعب دارند.این گوزن زیبا در هر سال یک نوزاد به دنیا میآورد اما در شرایط آب وهوایی مساعد، امکان دوقلوزایی آن نیز وجود دارد.دوره وضع حمل شوکا 5 تا 6ماه است و بچه هایش در هنگام تولد، روی بدن خود خالهایی دارند که با رسیدن به بزرگسالی از بین میرود و جای آن را رنگ قهوه ای یکدست میگیرد.شوکا حیوانی علفخوار و نشخوارکننده است و مهمترین دشمنان او پس از انسان، حیوانات گوشتخوار هستند.به علت حلال بودن گوشت این گوزن کوچک، شکار غیرمجاز، بزرگترین خطر برای ادمه حیات شوکا محسوب میشود.شوکا در عین آسیبپذیری، نسبت به اطراف و محیط خود، بسیار

هوشیار است و به سرعت متوجه هرگونه خطری میشود، به طوری که یک جفت شوکا، هنگام خواب به گونهای قرار میگیرند که پشتشان به هم و رویشان به محیط اطراف باشد.این حیوان، هنگام خطر صدای خاصی از خود بروز میدهد که میتواند همجنسانش را از وجود خطر آگاه کند.برآورد دقیقی از تعداد شوکاها در جنگلهای کرمانشاه - که زیستگاه اصلی این جانور است - وجود ندارد اما بنا بر آخرین مشاهدات، جمعیت آن از 60 مورد در جنگلهای بلوط بوزین مرخیل، تجاوز نمیکند.نمونههایی از شوکا در تعداد بسیار کم در شمال غربی ایران نیز دیده شده است. گوزنهای کوچک ایرانی (شوکا) با نمونه های دیده شده آن در اروپا متفاوت هستند.نسل شوکاهای زیبا در جهان در حال انقراض است و به دلیل آسیبپذیری بسیار، برای حفظ نسل آنها تنها به حفاظت های ویژه نیاز است.کنترل محیط، جلوگیری از شکار بی رویه،

دراختیارقراردادن آب شرب و نظارت ویژه بر نحوه زیست این گوزن کوچک، عوامل موثر در حفظ و بقای این گونه کمیاب جانوری است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گربه پالاس:




نام این گربه نیز در لیست قرمز انقراض قرار گرفته است.
به نسبت جثه اش از تمام گربه هاى دیگر موهاى بلندتر و پرپشت ترى دارد. به اندازه یک گربه اهلى اما از آن پرتر و دست و پاهایش کوتاه تر است. رنگ بدن خاکسترى روشن که ممکن است به زردى یا قرمزى بزند. نوک موها سفید است که به آن ظاهرى یخ زده مى دهد. روى گونه هاى موهاى بلند و دو نوار تیره واضح دارد. داراى سرى گرد و پهن با گوش هاى خوابیده و کوچک در بیشترین فاصله از هم است. روى پیشانى خال هاى نامنظم دارد. در نیمه انتهایى پشت و روى پاها چندین نوار عرضى تیره دارد. چشم ها کاملاً رو به جلو هستند که نشان مى دهد براى شکار وابسته به بینایى است و همین ظاهرى جغدمانند به آن مى دهد. مردمک چشمش برخلاف سایر گربه هاى کوچک به صورت دایره اى منقبض مى شود. موى بلندش سازشى است براى زندگى در سرما و کوچک و پایین بودن گوش هایش براى آن است که در مناطق باز با پوشش گیاهى اندک کمتر دیده شود. به راحتى از صخره ها بالا مى رود. تا ارتفاع ۴۸۰۰ مترى دیده شده و به ندرت در نواحى جلگه اى حضور مى یابد. تک زى و شب گرد است اما به هنگام غروب و صبح زود نیز فعال است. روز ها مى خوابد و نقش و نگار و رنگبندى اش اجازه مى دهد که به آسانى با محیط اطرافش یکى شود.زیرگونه ایرانى آن در تهدید است. در ایران تاکنون از مشهد و سرخس و خوش ییلاق شاهرود و نیز سواحل رود ارس در آذربایجان غربى گزارش شده است


 

 

 

سیاه گوش ایران:




تنها نمونه سیاه گوش موجود در اسارت به عنوان گونه ای کمیاب و در خطر انقراض و فاقد هر گونه آمار و شناسنامه علمی معتبر در ایران و تنها نمونه در دسترس و قابل مطالعه، به مثابه گنجینه یا ذخیره ژنتیکی باارزش در شرایطی غیراستاندارد در پارک ملی پردیسان تهران رها شده و مورد بی مهری مسوولان و کارشناسان حیات وحش قرار گرفته است و در صورتی که بی توجهی نسبت به حفظ و مطالعه این گونه ادامه یابد، آینده ای نامعلوم و به دنبال آن نابودی در انتظار این گونه خواهد بود.
سیاه گوش یا لینکس با نام علمی
Euracian lynx از راسته گوشتخواران و در زمره 4گربه سان کوچک ایرانی است و دست و پایی بلند و دمی بسیار کوتاه با توک پهن و سیاه رنگ و یک دسته مو به طول 4سانتی متر روی گوشها دارد که به دلیل داشتن جثه ای بزرگ و خالهای روی بدنش ، معمولا با پلنگ اشتباه گرفته می شود.
غذای مورد علاقه آن معمولا بچه های گراز، شوکا، مرال و پستانداران کوچک است. این گونه به صورت انفرادی زندگی می کند و به دلیل روزگرد بودن ، برخلاف دیگر گربه سانان شبگرد، بیشتر در معرض تهدید و خطر قرار دارد. پراکندگی آن در ایران ، در مناطقی از آذربایجان شرقی و غربی شروع می شود و تا نواحی زنجان ، قزوین و جنوب گرگان ادامه می یابد.
حضور سیاه گوش در این مناطق بر اساس مشاهدات تصادفی محیطبانان و یا گزارش های ثبت شده است و تا به حال مطالعات علمی و دقیقی از سوی کارشناسان چه خارجی و چه ایرانی روی این گوشتخوار ایرانی صورت نگرفته است.
کارشناسان حیات وحش و مدیر طرح بین المللی یوز ایرانی ، درباره اطلاعات موجود در زمینه سیاه گوش می گوید: این اطلاعات به صورت پراکنده و از طریق گزارش های مشکوک مردمی حاصل شده است و هیچ کار کارشناسی و علمی درباره مطالعات رفتاری ، ژنتیکی و پراکندگی این حیوان که با گونه های مشابه خود در امریکای شمالی و اروپا متفاوت است ، صورت نپذیرفته است و تنها به بررسی های مختصر روی پوست تاکسیدرمی شده این گونه در یک یا 2موزه اکتفا شده است.
انجام نشدن مطالعات تحقیقی و طرحهای پژوهشی در خصوص این گونه ، در حالی ادامه می یابد که زیستگاه این حیوان به دلیل مدیریت ناصحیح حفاظتی و پیشروی مناطق مسکونی و کشاورزی در حال تخریب است و طعمه های قابل تغذیه آن نیز به واسطه این تخریب ها و شکارهای بی رویه کاهش یافته است.
به طوری که پس از گذشت زمانی نه چندان دور، نام این گونه نیز همانند ببر و شیر ایرانی در فهرست حیوانات منقرض شده قرار خواهد گرفت ، بدون این که حتی مطالعه ای روی آن صورت گرفته باشد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روباه بلانفوردیا شاه روباه:





نام علمی:
Vulpes cana
کمی از روباه قرمز(معمولی)کوچکتردر صورت دو نوار سیاه وبسیار مشخص دارد که از چشمها به طرف بینی امتداد یافته اند دمی بسیار بلند وپرمو که رنگ موهای انتهای آن به سفیدی دم روباه معمولی نیست. گوشها بزرگ ودر قاعده بسیار پهن هستند. رنگ پشت گوشها قهوه ای مایل به خاکستری است. موهای بدن انبوهندرنگ موهای پشت خاکستری-نقره ای با سایه قهوه ای ، در ناحیه ستون مهره ها کاملا قهوه ای وروی دم سیاه.زیستگاهش استپ های کوهستانی و مناطق نیمه بیابانیست.در ایران در مناطق شرق خراسان،کرمان،فارس،رباط پشت بادام یزدو اصفهان مشاهده شده است.
و پراکنش جهانی آن بلوچستان پاکستان ، افغانستان ،ترکمنستان.
عادات این حیوان احتمالا شبیه سایر روباهها ست. این روباه بسیار بازیگوش وباهوش است. میتواند مدتها باسرعت 50 کیلومتر در ساعت بدود.شب فعال (
nocturnal) است.وباآنکه تنها یک جفت انتخاب میکند(MONOGAMOUS)ولی تنها به شکار میرود.همه چیزخوار است. معمولا ازحشرات ومیوه ها تغذیه میکند.
وضعیت فعلی:کمیابترین روباه ایران است. بعلت داشتن پوست زیبا وگرانبهامورد توجه شکارچیان پوست میباشد. در سالهای اخیر نسل آن بشدت کاهش یافته وخطر انقراض نسل آن را تهدید میکند(این امار تا سال 1375 است!!!).
آمار سال2000 میلادی از طرف
IUCN این گونه را در لیست قرمز دراستانه انقراض قرار داده است

 

 

ببر ایرانی (ببر مازندران ):

در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می زیسته که امروزه نابود شده است . آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می گفتند در سال1338 ه.ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.
از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است . عکسها و پوستها نشان می دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا اندازه ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است . موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است . ببر مازندران مرال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می کرد . شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پلنگ ایرانی در خطر انقراض:

 

 

 

هنگامى که نام پلنگ ایران (Persian Leopard) برده مى شود منظور زیرگونه Panthera pardus saxicolor است. اعتبار این زیرگونه در سال هاى اخیر تایید شده است. اعضاى این زیرگونه عمدتاً در ایران به سر مى برند اما در کپه داغ و ترکمنستان، قفقاز، تاجیکستان، ازبکستان، ارمنستان، بخشى از ترکیه، افغانستان و شاید کردستان عراق نیز حضور دارند. البته دامنه پراکنش کامل آن را به طور دقیق نمى دانیم زیرا به رغم آنکه پلنگ از بسیارى جهات جانورى مهم به شمار مى آید، متاسفانه اطلاعات لازم درباره پراکندگى و تغییرات درون گونه اى آن وجود ندارد. فقط مى دانیم گسترش جغرافیایى نسبتاً وسیعى دارد که ایران در مرکز آن قرار مى گیرد اما محدود به ایران نمى شود. آن طور که رکوردهاى شکارچیان نشان مى دهد پلنگ ایران اگر بزرگترین زیرگونه نباشد یقیناً یکى از بزرگ جثه ترین زیرگونه هاى پلنگ در دنیا است.اتحادیه جهانى حفاظت از طبیعت و منابع طبیعى (IUCN) گاهى در فهرست سرخ خویش براى بعضى زیرگونه ها رتبه اى بالاتر از گونه مربوطه در نظر مى گیرد، براى مثال گونه پلنگ را آسیب پذیر (vulnarable) و زیرگونه پلنگ ایرانى را در خطر انقراض -endangered طبقه بندى مى کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیاه خروس :

 

 

سیاه خروس از خانواده Tetraonidae پرنده بزرگی از راسته ماکیان سانان است که با ظاهر سیاه رنگ خود اسرارآمیزتر از پرندگان دیگر این دسته به نظر می‌رسد.
سیاه خروس اروپایی

Western capercaillie
این پرنده با نام علمی Tetrao urogallus به با قرقره جنگلی و به طور خاص‌تر Capercallie غربی شناخته می‌شود و بزرگترین عضو خانواده Tetraonidae به شمار می‌رود که حدود 80 تا 115 سانتی‌متر طول و بین 4 تا 5/4 کیلوگرم وزن دارد و در شمال، غرب و جنوب اروپا و غرب تا مرکز آسیا زیست می‌کند و نام آن از capull coille Gaelic گرفته شده به معنای «اسب جنگل»، البته به زبان شکارچیان آلمانی به آنها Roses نیز گفته می‌شود. پرنده نر بالغ وزنی در حدود ¾ کیلوگرم دارد و با نمایش منحصر بفردی که از خود نشان می‌دهد مشهور است. روتنه از پرهای سیاه تا قهوه‌ای تیره همراه با پراکندگی نقاط سفید و سینه با پرهای سبز براق پوشیده شده است، پوشش پرهای شکم و زیر دم از سیاهی تا سفیدی تغییر می‌کند و همچنین پوست قرمز رنگی در بالای چشمهای آنها دیده می‌شود. پرنده ماده کوچکتر است و وزن آن به نصف پرنده نر می‌رسد و در حدود 54 تا 63 سانتی‌متر طول دارد و روتنه آن با پرهایی که خالهایی به رنگ سیاه، خاکستری و زرد نخودی دارد پوشیده شده است. هر دو جنس نر وماده یک نقطه سفید رنگ روی قوس بال دارند و پاهای آنها در فصل زمستان برای گرم ماندن از پر پوشیده می‌شود. زیستگاه آنها در جنگل‌های کاج با پوشش گیاهی متراکم است و در تابستان از برگها، غنچه‌ها، دانه‌ها و شکوفه‌ها تغذیه می‌کنند. درفصل بهار بعد از طلوع آفتاب، پرنده‌های نر مانند صحنه نمایشهای باستانی در محلی در فضای باز جنگل با یکدیگر رقابت می‌کنند ابتدا دایره‌وار می‌خرامند سر را بالا گرفته و سپس پرها را پوش داده و دم خود را به شکل بادبزن بزرگی باز می‌کنند و زیبایی خاص خود را به پرنده ماده نشان می‌دهند و صدایی شبیه د رآوردن چوب پنبه از سر شیشه دارند و در طول زمستان که برف زیادی سبزی زمین را می‌پوشاند می‌توانند روز و شب را روی درختان بگذرانند و از برگهای سوزنی شکل کاج تغذیه کنند. پرواز این پرنده با صدای بلند و ناگهانی توام است که به علت وزن زیاد و بالهای گرد و کوتاه، هنگام بلندشدن، حیوانات دیگر را می‌ترساند. پرواز قوی و صدای بال زدن آنها شبیه صدای سوت است. پرنده ماده کار مراقبت از جوجه‌ها را بر عهده دارد و البته سه چهارم جوجه‌ها در اولین زمستان به علت نداشتن تجربه در پیدا کردن غذا و ایمن نبودن از سرمای هوا از بین می‌روند. نوزاد در 3 تا 4 هفتگی آنها قادر است پروازهای کوتاهی داشته باشد و روی درختان در شب‌های گرم فصول تابستان بخوابد. تهدید جدی برای ادامه بقای آنها تخریب زیستگا‌ها (جنگل) و افزایش تعداد شکارچیان کوچکی مثل روباه قرمز به سبب کاهش شکارچیان بزرگی مثل گرگ، خرس قهوه‌ای و همچنین در بعضی نواحی می‌تواند عامل شکار بی‌رویه آنها باشد، لذا بدین منظور شکار آنها درخیلی از جاهای دنیا از جمله در اسکاتلند یا آلمان برای مدت بیش از 30 سال غیرمجاز می‌باشد.
Black billed caper caillie
نام علمی
: Tetrao parvirostris
این پرنده رابطه بسیار نزدیکی به سیاه خروس ا روپایی دارد و در جنگل‌های صنوبر (کاج اروپایی) روسیه شرقی و نیز قسمتهایی از شمال مغولستان و چین به سر می‌برد. ظاهر این پرنده مشابه سیاه خروس اروپایی ولی کمی کوچکتر از آن است و دم کمی بلندتر و منقار کوچکتر و به طور قابل توجهی سیاه‌تر است و نقاط سفیدرنگی در بالای دم وبال دارد. ماده‌ها خاکستری‌ترند و قسمتهای زیرتنه پولک‌دار است و نقاط سفید رنگ بیشتری روی بالهایشان دیده می‌شود. در غرب دور (Far west) این دو نوع پرنده تداخل نژاد با هم داشته‌اند
.
سیاه خروس بومی ایران

نام علمی: Caucasian Black Grouse
طول پرنده نر به 40 تا 48 سانتی‌متر و ماده به 37 تا 42 سانتی‌متر می‌رسد، تشخیص پرنده نر با ظاهر انحصاری که دارد از سایر گونه‌های دیگر (ماکیان) آسانتر است و رنگ آن کاملا سیاه است و روی پرها سایه روشنی از انعکاس رنگ سبز و آبی دارد، زیر بالها سفید و گرد با انحنا به سمت درون است و دم در انتها دو شاخه می‌شود، شاهپرهای کناری دم دراز و به طرز خاص و زیبایی به سمت پایین پیچ خورده است و همچنین دو لکه سفید روی شانه‌ها و یک لکه قرمز رنگ تاج مانند بالای هر چشم دیده می‌شود. پرنده ماده کوچکتر از پرنده نر و به رنگ قهوه‌ای خرمایی با راه‌های عرضی تیره زیاد است و زیر تنه خاکستری و لکه قرمز بسیار کوچک و غیرواضحی در بالای چشمان دارد. دم کوتاهتر از پرنده نر با انتهای مستطیل شکل است. نمایش زیبای این پرنده بعد از طلوع آفتاب در فصل بهار بسیار دیدنی است که با سر و صدا در هوا تا ارتفاع 5/1 متر می‌پرد و روی زمین پرهای دم را مانند تاجی بلند برای پرنده ماده به نمایش می‌گذارد، پرواز آن سریع، مستقیم و توام با بال زدنهای قوی می‌باشد، صدای این پرنده از گلو برمی‌آ‌‌ید و در نرها شبیه (چر چر Chr- chr) و د ر ماده‌ها بصورت صدای بلندی شبیه مرغ (غد غد) شنیده می‌شود، در حاشیه جنگلها و بوته‌زارها، علفزارها و مناطق کوهستانی مرتع به سر برده و در زمستان به جنگلها و نقاط کم ارتفاع کوچ می‌کند و بجز فصل بهار که نمایش آنها در فضای باز جنگل قابل رویت است دیدن آنها به سختی امکان‌پذیر خواهد بود از دانه‌ها، ریشه‌های درختان، شکوفه‌ها، تغذیه می‌کنند و پرنده ماده زیر بوته‌های کوتاه یا پای صخره‌ها آشیانه می‌سازد و بین 8 تا 10 تخم در آشیانه می‌گذارد و مراقبت و نگهداری از جوجه‌ها را بر عهده دارد
.
زیستگاه
:
این پرنده در کوه‌های قفقاز و شمال شرقی ترکیه روی شیب‌های باز یا بوته‌های کوتاه زیست می‌کند و در ایران از کمیاب‌ترین پرندگان به شمار می‌رود و منحصراً در منطقه حفاظت شده ارسباران (شمال آذربایجان) زندگی می‌کند. از عوامل تهدید انقراض‌ آن می‌توان تخریب زیستگاه، حضور دام و انسان و سگ‌های گله را نام برد که در این زمینه باید اقدامات حفاظتی بیشتر خصوصاً درباره آشیانه و جوجه‌های آنها صورت بگیرد.

 

 

 

خرس سیاه:

خرس سیاه به راسته گوشت خوران (carnivora) تعلق داشته که تقریباً همه آنها شکارگر بوده و دندان‌هایشان برای پاره کردن گوشت سازگار شده است

دندان‌های نیش بلند و مخروطی برای گرفتن طعمه و دندان‌های آسیا دارای لبه تیز و برنده بوده و در گوشت خوردن، آخرین دندان پیش‌ کیسا در فک بالا و اولین دندان آسیا در فک پایین رشد بیشتری داشته و لبه‌های تیز و برنده دارد که به آنها لبه‌های گوشت‌بر گویند و برای اینکه گوشت خوران بتوانند در دوران بارداری هم غذای خود را از طریق شکار به‌دست آورند، دوران بارداری‌شان کوتاه شده و نوزادان آنها با چشمان بسته به‌دنیا می‌آیند و جمعت گوشت‌خوران همواره در مقایسه با جمعیت طعمه یا شکار پایین‌تر است.

خصوصیات ظاهری خرس سیاه:
‌خرس سیاه در تقسیمات
Iucn
جزو گونه‌های در معرض انقراض قرار گرفته و بسیار حائز اهمیت است. از نظر جثه نسبت به خرس قهوه‌ای کوچک‌تر است و اندازه آن به تناسب فصل سال و نوع تغذیه بین 6/1 - 30/1 سانتی‌متر و وزن آن نیز تا 200 کیلوگرم می‌رسد. اندازه دم حیوان 10 - 8 سانتی‌متر است، گوش‌ها نسبتاً بزرگ و لوله‌ای شکل با انتهای گرد در دو پهلوی سر قرار دارد.
اندازه دست‌ها و پاها کوتاه بوده که به 5 انگلشت با ناخن‌های تیز و قوس‌دار ختم می‌شود و حیوان را در بالا رفتن از درخت و صخره‌ها و کوه‌ها یاری می‌کند. رنگ عمومی بدن سیاه است و به‌جز در اطرف پوزه که روشن‌تر است، لکه‌ای سفید رنگ
V
شکلی روی سینه که به‌طرف شانه کشیده شده وجود دارد. خرس‌ها کف رو هستند و می‌توانند مانند انسان‌ها بر روی پاها بایستند و راه بروند که این حالت بیشتر در زمان خشم و تهاجم دیده می‌شود. چشم‌های کوچک داشته و حسی بینایی و شنوایی حیوان خوب نبوده ولی حس بویایی آن بسیار حساس و قوی است. رژیم غذایی همه چیز خواری داشته به همین دلیل داندان‌ها پهن‌تر از سایر گوشت‌خواران است و به آسانی می‌توانند هسته میوه مانند خرما را خرد کنند.
خرس‌ها داری خواب زمستانه بوده و به این صورت که حیوان یک جای امن و مطمئن را برای خواب انتخاب کرده و متابولیسم بدن خود را به حداقل رسانده بطوریکه ضربان قلب را تا 50 درصد کاهش می‌دهد در این زمان حیوان از ذخیره چربی بدن که معمولا زیر پوست می‌باشد استفاه می‌کند. خرس‌های سیاه حدودا 24 سال عمر می‌کنند و مردم منطقه بلوچستان خرس سیاه را بنام «مم» می‌شناسند.
‌خرس سیاه در سن 3 سالگی بالغ شده و آماده برای جفت‌گیری می‌شود و در اواسط تابستان جفت‌گیری می‌کند و دوران بارداری آنها حدود 8- 6 ماه به طول می‌انجامد و در اواخر زمستان یعنی پایان دوره خواب زمستانی، نوزادان کوچک با چشمان بسته به دنیا آمده و تا شروع فصل بهار از شیر مادر تغذیه می‌کنند و در فصل بهار به سرعت رشد کرده تا کمبود رشد فصل زمستان را جبران کند. خرس‌ها معمولا دوقلو‌زایی داشته اما تا 4 قلو هم مشاهده شده است. خرس‌های سیاه یک سال در میان تولید مثل می‌کنند مگر اینکه نوزادان آن سال تلف شوند تا حیوان در سال بعد اقدام به تولید مثل کند.
خرس‌ها همه چیز خوارند و بسته به شرایط محیطی و فصل سال از ماهی‌ها، پستانداران کوچک، حشرات، گیاهان و میوه درختان تغذیه می‌کنند. با همه این‌ها، خرس‌ها در پیدا کردن غذای مورد علاقه‌شان خیلی فرصت طلب هستند و در فصولی که این مواد غذایی فراوان است حداکثر استفاده را می‌برند که شاید از بقا این حیوان باشد و همین‌طور متناسب با فصل‌ سال زمان فعالیت خود را برای تغذیه تغییر می‌دهد. به‌طوری‌که در فصل بهار هنگام غروب و طلوع آفتاب، در فصل تابستان در اواسط روز و در فصل پاییز در تمام طول روز فعالیت داشته ولی با این حال خرس سیاه شب‌ها را برای تغذیه ترجیح می‌دهد.
زیستگاه این حیوان در جنوب و جنوب شرق کشور و استان‌های کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان از زیستگاه های مهم آن است. در استان سیستان و بلوچستان در مناطق رتفاعات بیرک، کوه‌های بمپور ارتفاعات کوشات نیک‌شهر، ارتفاعات اطراف خاش و ارتفاعات قصرقند زیست می‌کنند. این مناطق به دلیل درختان کنار خرما، غارهای فراوان و ارتفاعات صعب‌العبور جز بهترین زیستگاه‌های خرس سیاه هستند.
خرس‌ها حیوانات منزوی و گوشه‌گیر هستند و به این دلیل نیست که به انسان‌ها حمله نکنند، خرس‌های سیاه به‌راحتی از درختان بالا می‌روند، آن چیزی که جالب به نظر می‌آید نحوه پایین آمدن خرس از درخت است که رو به پایین (وارونه) از درخت پایین می‌آید در صورتی‌که خرس قهوه‌ای از این توانایی برخودار نبوده و نیستند، خرس‌ها قلمرو طلب هستند و محدوده‌‌ای را به عنوان قلمرو و علامت گذاری می‌کنند و دیگر اینکه جفت‌گیری آنها با کشتی‌گرفتن، صدای مهیب و داد و قال و شلوغی همراه است.
بیشتر نواحی زیست خرس سیاه به علت تجاوز و تعدی انسان و فعالیت‌های آن در این مناطق در معرض خطر قرار گرفته است. قطع درختان میوه برای مصارف سوختی نیز از عوامل دیگر تهدید کننده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمساح پوزه کوتاه ایرانی درمعرض انقراض‌

 

 

 


تمساح پوزه‌کوتاه ایرانی در آبهای جنوبی سیستان‌وبلوچستان نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند.

تمساح مردابی یا کروکودیل پوزه‌کوتاه که به زبان محلی بلوچی به آن <گاندو> گفته می‌شود، در منتهی‌الیه جنوب شرق بلوچستان در حاشیه رودخانه سرباز و برکه‌های واقع در منطقه حفاظت شده باهوکلات زندگی می‌کند.

این تمساح شاخه‌ای از یک جمعیت گسترده است که انتشار جغرافیایی آن از پاکستان غربی تا هند، بنگلادش و آسام ادامه پیدا کرده و به کشور میانمار نیز می‌رسد.

تمساح پوزه‌کوتاه ایرانی بزرگترین خزنده ایران، بازمانده خزندگانی است که حدود 265 میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند و درطول 65 سال گذشته تغییرات اندکی یافته‌اند.

این حیوان، پوزه‌ پهنی دارد و در قسمت پشت سر و در ناحی--ه گردن دو جفت صفحات شاخی بزرگ دیده می‌شود. این جانور دارای پاهایی کوتاه است و پنج انگشت منتهی به ناخنهای بلند در پاه-ای جلویی و چهار انگشت منتهی به ناخنهای کوتاه‌تر در پاهای عقبی دیده می‌شود.

رنگ عمومی بدنش زیتونی تا قهوه‌ای است و شکمی بدون فلس و به رنگ سفید متمایل به زرد دارد‌.

‌تمساح حیوانی بسیارخجالتی، محتاط و ترسو است و به سختی می‌توان آن را مشاهده کرد. در این حال حیوانی باهوش و زیرک است و به محض احساس خطر و با حضور مزاحم در آب فرو رفته و مخفی می‌ش--ود.

ولی برای تنفس باید سریعاً به سطح آب برگردد. گاندو در فصول پاییز، زمستان و اوایل بهار فعالیت بیشتری دارد و بسته به میزان بارش باران این فعالیت‌ها تا اردیبهشت ادامه پیدا می‌کند.

در ماههایی که هوا چندان گرم نیست، گاندو در سطح برکه‌ها غوطه ور می‌شود و یا در کرانه‌های باتلاقی در آفتاب استراحت می‌کند، اما در تابستان که دما در برخی نقاط تا 49 درجه افزایش می‌یابد، در گل و لای باتلاق فرو می‌رود و یا به صورت دسته جمعی در ته مانده آب برکه‌ها به سر می‌برند.‌

غذای گاندو را حیواناتی مانند ماهی‌ها، قورباغه‌ها، جانوران کوچک، سنجاب زمینی، سوسک آبی و غیره تشکیل می‌دهد. بهترین غذای گاندو سگ‌های گله هستند اما گاهی به گوسفندان و بزها نیز حمله می‌کند.

گاندو برخلاف جثه بزرگش به غذای زیادی احتیاج ندارد. یک گاندوی بالغ با قد 2 متر روزانه نیم‌کیلوگرم گوشت مصرف می‌کند.

بر اساس یک اعتقاد قدیمی بلوچی، گاندو تمساحی خوش یمن و مقدس شمرده می‌شود و عقیده بر این است که هر کجا که گاندو هست آب فراوان است.

گاندو برای تهیه غذا در اطراف رودخانه و برکه‌های محل زیست شبها به شکار می‌رود.

شکار کردن اغلب به روش حمله ناگهانی از جلو یا هجوم از طرفین است، به علت ساختمان خاص آرواره‌ها، گاندو قدرت جویدن ندارد، شکار کوچک را می‌بلعد و شکار بزرگ را مدتی زیر آب یا آفتاب نگه می‌دارد تا گوشت شل شود، سپس با تکانهای سریع، آن را تکه‌تکه کرده و می‌بلعد.‌‌

‌گاندو حیوانی بسیار محتاط، با قدرت شنوایی و بویایی قوی برای فرار از خطر و مخفی شدن است. کارشناسان حفاظت محیط‌زیست سیستان و بلوچستان، پدیده خشکسالی را که برای گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری این استان بحرانهایی ایجاد کرده است، تنها تهدید برای کاهش جمعیت این گونه تمساح معرفی می‌کنند. به گفته آنان، گاندو از سوی مردم خطری احساس نمی‌کند، اما اکنون بحران خشکسالی زندگی این جانور را به شدت در معرض تهدید قرار داده است.

گاندو یکی از ثروتهای طبیعی و خدادادی منطقه بلوچستان است که می‌تواند منبع مهمی برای توسعه صنعت گردشگری سیستان و بلوچستان باشد.

ایجاد زیستگاه و تغذیه مصنوعی و حفاظت منطقه‌ای به عنوان منطقه حفاظت شده گاندو را می‌توان از اقدامهای اداره حفاظت محیط‌زیست در کاهش فشارهای خشکسالی بر این گونه کمیاب برشمرد.

البته برای نخستین بار در کشور ایستگاه تحقیقاتی چاه‌نیمه دانشگاه زابل با همکاری سازمان حفاظت محیط‌زیست به منظور تکثیر نسل تمساح پوزه کوتاه ایرانی فعالیت خود را آغاز کرده است.جلوگیری از کاهش نسل گونه‌های نادر، تکثیر نسل این جانوران و انجام اقدامهای علمی و پژوهشی دیگر بر روی تمساح پوزه‌کوتاه از اهداف مهم این برنامه اعلام شده است.

سازمان حفاظت محیط‌زیست سیستان‌و بلوچستان در سه منطقه <باهوکلات> و رودخانه‌های <سرباز> و <کاجو> برای جلوگیری از نابودی نسل این خزنده کمیاب حفاظت و مراقبت از آن را برعهده گرفته است.

تمساح پوزه کوتاه با شش تنفس می‌کند، اما توانایی ماندن و تنفس تا چندین ساعت در زیر آب را هم دارد.

این خزنده نادر روی زمین به آرامی حرکت می‌کند، اما در آب شناگری ماهر و صیادی خشن به حساب می‌آید.

بدن حیوان قادر است تا دمای خود را متناسب با دمای محیط تنظیم کند که این در شرایط نامناسب زیستی به حیوان کمک می‌کند به حیات خود ادامه دهد‌.

‌گاندو تخم‌های خود را در کنار رودخانه و برکه‌ها در داخل گودالهایی به عمق نیم متر که از نظر رطوبتی در شرایط مناسبی قرار دارد، دفن می‌کند‌‌.

‌از رفتارهای غریزی جالب این خزنده می‌توان به موقع شکار او اشاره کرد که تمامی بدن خود را به زیر آب برده و فقط حفره‌های بینی را از آب بیرون می‌کشد و با چشمان باز در آب شکار را تعقیب و به آرامی به سمت آن حرکت می‌کند‌.

‌گاندو پس از این مرحله در یک فرصت مناسب ناگهان با دهانی باز به طرف شکار حمله‌ور شده و پس از تصاحب، آن را به داخل آب فرو می‌برد‌.

‌ویژگی جالب دیگر این خزنده داشتن اسید معده قوی است که قادر به هضم اشیای سخت بوده و به سبب وجود نوعی جنس سنگی محکم به نام گاسترولیت در معده قادر به هضم اجسام سفت و سخت در شکم است.

در گذشته به سبب برخورداری از شرایط مساعد محیطی هیچ‌گونه مشکلی در زمینه تغذیه تمساحهای پوزه‌کوتاه وجود نداشت و حیوان از پرندگان و ماهی تغذیه می‌کرد اما اکنون به علت خشکسالیهای طولانی در منطقه زیستگاه جانور، منابع غذایی به شدت کاهش یافته است.

اکنون و در این شرایط سخت خشکسالی زیستگاه‌ها، تغذیه حیوان به ماهی <گل خورک> و گاهی اوقات بندرت به دامهای مردم منطقه محدود شده است.

جمعیت زیادی از این خزنده در دهه‌های گذشته در برکه‌ها و آبگیرهای منطقه بلوچستان زیست می‌کردند که متاسفانه به سبب وقوع خشکسالی چندین سال اخیر تعداد آنها کاهش یافته و دستخوش تغییراتی شده است.

عمده زیستگاه‌های تمساح پوزه‌کوتاه ایران در مناطق رودخانه‌ای باهوکلات، سرباز، کاجو و برکه‌های پیرسهراب، آزادی، کلانی، درگس، گزمنزل، هوت کت و سد پیشین است‌.

‌سرباز، زیستگاه اصلی تمساح پوزه‌کوتاه ایرانی بشمار می‌رود. سرپرست اداره حفاظت محیط‌زیست سرباز در این باره می‌گوید: زیستگاه تمساح پوزه‌کوتاه ایرانی جدا از جایگاه زیست‌محیطی، از جایگاه تقدس ویژه‌ای نیز در میان مردم منطقه سرباز برخوردار است.

رازی اظهار داشت: مردم این منطقه همکاری خوبی در حفظ این گونه جانوری دارند. به گفته وی، هم اکنون حدود 200 تمساح پوزه کوتاه بالغ در منطقه حفاظت‌شده نگهداری می‌شوند.

کارشناسان می‌گویند تمساح پوزه کوتاه نیز همچون برخی دیگر از گونه‌های نادر جانوری در حال انقراض است، اما با برنامه‌ریزی لازم جلو انقراض این جانور منحصر به فرد گرفته خواهد شد.

اخبار دریافتی حتی از شناسایی تمساح پوزه کوتاه در منطقه سراوان نیز حکایت دارد‌‌.

‌البته نباید از فعالیت برخی افراد سودجو برای قاچاق این جانور غافل بود. در همین راستا با همکاری مردم آگاه، چندی قبل، گشت ویژه نظارت و بازرسی اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان سیستان‌و بلوچستان به هنگام ماموریت در شهر زاهدان، موفق به دستگیری یک نفر تبعه پاکستان که در حال حمل غیرمجاز 2 عدد تمساح و 23 حلقه مار پیتون بود، شد.

ابعاد گردشگری سرباز و منطقه حفاظت شده تمساح پوزه کوتاه نیز از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است.

تاکنون طرح‌های مختلف گردشگری در سرباز انجام شده که زمینه جذب گردشگر داخلی و خارجی را به این منطقه فراهم کرده است. اردنی، مدیرعامل شرکت توسعه ایرانگردی و جهانگردی سیستان و بلوچستان در این باره، گفت: ایجاد کمپینگ در منطقه سرباز یکی از طرح‌های در حال اجرا است که پیگیری شده و در حال انتخاب مشاور برای ادامه مراحل کار است. به گفته اردنی، بخشهای اقامتی، ورزشی، آلاچیق و تفریحی در این کمپینگ پیش‌بینی شده است‌.

 

اداره کل حفاظت محیط زیست ضمن گشت و کنترل و حفاظت از زیستگاه‌های این‌گونه باارزش، منطقه‌ای را تحت عنوان منطقه حفاظت شده جنگلی «پوزک»‌به صورت خاص برای این‌گونه معرفی و تحت مدیریت خود قرار داده است تا از بقای حیوان نادر حراست و حمایت شود و در سال‌های اخیر که استان با خشکسالی و کاهش نزولات جوی و تخریب زیستگاه‌های این گونه براثر این پدیده مواجهه بوده است اقدام به تغذیه دستی (خرما) و احیا چشمه‌ها و ساخت آبشخور، حفرچاه، نصب تلمبه‌ بادی در این منطقه اختصاصی کرده است.

 

 

 

 


comment نظرات ()
درآمدی بر گردشگری
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥

فصل اول

 

درآمدی بر گردشگری

 

 

 

به طور کلی می توان گفت که چهار گروه اصلی در این صنعت به نقش آفرینی می پردازند.

     نخستین گروه گردشگران هستند.

     دومین گروه را باید فعالین اقتصادی در صنایعی دانست که به گردشگران کالا و خدمات ارائه  می دهند. هتل ها، رستوران ها، شرکت های حمل و نقل، راهنمایان تور، دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی و عرضه کنندگان سوغات و هدایا گروه هایی از این فعالین هستند.

     سومین گروه ذینفع را باید مدیریت سیاسی سرزمین مقصد دانست.

     سرانجام چهارمین گروه ذینفع را باید جامعه محلی در مقصد گردشگری دانست.

 

    رفتار گردشگران را می توان در قالب چهار مرحله اصلی به قرار زیر تبیین نمود:  

- فعالیت های قبل از سفر که شامل کسب اطلاعات از منابع گوناگون ، ذخیره جا برای سفر در وسایل حمل و نقل و اقامتگاه هاست.

 

- انجام سفر ابتدا به مقصد و بر عکس که ممکن است مدتی بیش از یک روز را در بر گیرد.

 

- فعالیت هایی که گردشگر در مقصد انجام می دهد، همچون بازدید از یک جاذبه یا شرکت در یک رویداد که ماهیتی بسیار متنوع دارند.

 

- رفتار های پس از سفر، از قبیل چاپ فیلم و عکس های گرفته شده در طول سفر و بیان خاطرات سفر برای دیگران.

 

کنفرانس بین المللی آمار سفر و گردشگری که از سوی سازمان جهانی جهانگردی  در سال 1991 در اوتاوای کانادا برگزار شد تعاریف اساسی گردشگری را بهنگام کرده و تعاریف عرضه شده در این بخش نتایج کنفرانس مزبور می باشند.

 

گردشگری شامل کلیه فعالیت هایی است که گردشگران انجام می دهند و ایشان کسانی هستند که به قصد گذران اوقات فراغت ، کسب و کار و اهداف دیگرمدتی کمتر از یکسال متوالی را در سفر و اقامت خارج از اقامتگاه معمول خود می گذرانند.

 

اقسام گردشگری از دید سازمان جهانی جهانگردی شامل موارد زیر است:

 

1. گردشگری بین الملل1

1-1. گردشگری ورودی 2: ورود گردشگران غیر مقیم به یک کشور

2-1. گردشگری خروجی3: خروج اتباع یک کشور جهت بازدید از کشورهای دیگر

 

2. گردشگری درون مرزی 4 بازدید مردمان یک کشور از نقاط داخل همان کشور نظیر ایرانگردی

3. گردشگری داخلی 5: حاصل جمع گردشگری درون مرزی و گردشگری ورودی می باشد.

4. گردشگری ملی 6: حاصل جمع گردشگری درون مرزی و گردشگری خروجی می باشد.

مسافر کسی است که بین دو یا چند کشور یا چند محل در داخل یک کشور سفر می کند.همه گروه های مسافران که در قالب فعالیت های گردشگری سفر می کنند را بازدید کننده 8  می خوانند. بازدیدکنندگان را می توان به دو طبقه اصلی تقسیم نمود:

 

- بازدیدکنندگان یک روزه9 بازدیدکنندگانی که شب را در مقصد مورد نظر اقامت نمی کنند، مسافران کشتی های تفریحی و خدمه سیستم هخای حمل و نقل از آن جمله اند.

 

- گردشگران10 بازدیدکنندگانی که حداقل یک شب را در سرزمین مقصد اقامت می کنند.

 

 

 

  1. International tourism                                      2. Inbound tourism
  1. Outbound tourism                                           4. Internal tourism
  1. Domestic tourism                                            6. National tourism

7.   Traveler                                                           8. Visitor

9.   Same day visitor                                             10. Tourists

 

گردشگری از چشم انداز های مختلفی قابل بررسی و مطالعه است:

 

- رویکرد سازمانی

- رویکرد محصولات

- رویکرد تاریخی

- رویکرد اقتصادی

- رویکرد جامعه شناختی

- رویکرد جغرافیایی

- رویکرد میان رشته ای

- رویکرد سیستمی

 

ویژگی های صنعت گردشگری:

 

1. اساس صنعت گردشگری بر وجود و بهره مندی از تفاوت استوار است. گردشگران برای دیدار با مردمانی چون مردم سرزمین خود و بازدید از اماکن و میراث فرهنگی مطابق با جامعه خود به طور معمول پا به سفر نمی گذارند. اروپاییان و آمریکایی ها برای خوردن مک دونالدز یا تماشای ساختمان های مدرن و مرتفع پول خرج نمی کنند ، آنها در جستجوی محیط، مردمان و لذت هایی متفاوت از زندگی روزمره خود هستند.

 

2. گردشگر برای بهره مندی از کالا و خدمات صنعت گردشگری ناگزیر از سفر به سرزمین مقصد است. به این ترتیب هزینه حمل و نقل در این صنعتبر خلاف سایر صنایع از عهده عرضه کننده برداشته شده  و متقاضی آن را تقبل می کند، لیکن در عوض درباره استفاده از سیستم حمل و نقل مورد علاقه خود امکان انتخاب دارد.

 

3. فعالیت های مرتبط با صنعت گردشگری بر خلاف جریان معمول زندگی گردشگران شکل می گیرد. به عنوان مثال تغییر در ساعات خواب و بیداری، حذف کار از برنامه معمول روزانه و تبدیل زمان آن جهت بهره مندی از کالاها و خدمات صنعت گردشگری، تغییر در برنامه های متداول غذایی، دگرگونی در تفریحات و تغییر در نحوه و شکل انتخاب لباس و پوشش.

 

4. نقش نظام اطلاع رسانی در صنعت گردشگری چشم گیر است. انتقال تجارب سفرکرده ها ، بروشور های تبلیغاتی، برنامه های معرفی کننده کالاها و خدمات گردشگری، شبکه جهانی اطلاع رسانی، ابزارها و روش های مرسوم در این زمینه به شمار می روند.

 

5. صنعت گردشگری فصلی است. جاذبه های گردشگری به خصوص جاذبه های طبیعی همچون سواحل، کوهسار ها بیابان ها و نظایر آن اغلب در فصل های خاصی از سال توجه گردشگران را به خود جلب می کنند.گردشگران می کوشند تا با توجه به شرایط آب و هوایی مقصد یا تعطیلات خود در فصل مناسبی اقدام به سفر به آنجا کنند.به عنوان مثال فصل بهار و به خصوص ماه آوریل (فروردین و اردیبهشت) از سوی اروپایان زمان مناسبی برای سفر به ایران شناخته می شود، اگرچه چهار فصل بودن سرزمین ایران و تنوع آب و هوایی مناطق مختلف می تواند به شرط برنامه ریزی مناسب بر این مشکل فایق آید. نتیجه فصلی بودن این صنعت آن است که بنگاه ها در زمان خاصی با اوج تقاضای سفر و خدمات خود مواجه اند و در طی دوره زمانی دیگری با رکود تقاضا دست و پنجه نرم می کنند.

 

6. گردشگری صنعتی کاربر است. یکی از خصایص اصلی اشتغالزایی در صنعت گردشگری آن است که طیف وسیعی از نیروها چه از نظر تخصصی (کارگر ساده تا مدیران تخصصی)، تحصیلات (کم سواد تا تحصیلات عالی) و جنس را در بر می گیرد. بر اساس گزارش سازمان جهانی کار در آغاز هزاره سوم تقریبا 200 میلیون نفر یعنی در حدود 8 درصد کل اشتغال جهانی را فعالین این صنعت تشکیل داده اند.

 

7. کالاها و خدمات تولید شده در صنعت گردشگری عمدتا غیر قابل انبار کردن هستند. اتاق های خالی مهمانسراها و هتل ها،میزهای رزرو نشده رستوران ها، صندلی های خالی در هواپیما قطار یا اتوبوس ها دیگر قابل جبران نیستند.

8. این صنعت دارای منافع غیر اقتصادی بسیار است. به عنوان مثال گردشگری را به عنوان ابزاری در گسترش ایده گفتگوی تمدن ها می توان قلمداد نمود.از نظر سابقه موضوع نیز رهبران و دولتمردان اروپا که طی سالها پس از جنگ جهانی دوم به گسترش گردشگری با محوریت برنامه های مخصوص گردشگری جوانان همت گماشته بودند نیز هدف گسترش صلح فراگیر در در منطقی اروپا و جهان را پیگیری می نمودند.

 

9. سمت تقاضا در این صنعت به شدت تحت تاثیر عوامل غیر اقتصادی قرار دارد. پیامدهای حادثه یازده سپتامبر در حمله به برج های دوقلوی ساختمان  تجارت جهانی بر کسی پوشیده نیست. نتایج دهشت بار این واقعه چنان سنگی بود که ابرهای تیره آن علاوه بر بازار گردشگری آمریکا بر اروپا خاورمیانه و حتی شرق دور نیز سایه فکند و صنعت روبه رشد گردشگری را به چالش کشید.شیوع بیماری سارس در شرق آسیا در سال 2003 میلادی  و فاجعه سونامی در دسامبر 204 در منطقه جنوب شرقی آسیا نیز به عاملی بحران زا برای این صنعت در آن منطقه بدل شد. به عنوان مثال فرانسه در سال 2001 با جمعیتی 61 میلیون نفری پذیرای بیش از هفتاد میلیون گردشگر از اقصی نقاط جهان بود که در آمدی ارزی معادل 37 میلیارد دلار برای این اقتصاد به همراه داشت.

 

10. گردشگری صنعتی چتری است. به آن معنا که طیف وسیعی از کالاها و خدمات در این صنعت عرضه می شوند و این کالاها و خدمات خود به عنوان محصولات نهایی از سوی مصرف کنندگان تقاضا می شوند. حمل و نقل، خدمات اقامتی، اغذیه و نوشیدنی ها، جاذبه های گردشگری (اماکن یا رویدادها) همگی خود کالا و خدمت نهایی هستند. مثلا اگر خدمات اقامتگاهی مناسبی در یک مقصد گردشگری عرضه نشوند کارایی سیستم حمل و نقل ظرفیت خدمات غذایی امکانات جاذبه های محلی و توانمندی دفاتر و واحد های ارائه دهنده گردشگری همه و همه تا حدود بسیاری بی نتیجه می ماند.

 

11. بهره مندی محصولات صنعت گردشگری حاصل تعامل اجتماعی میان عرضه کننده و متقاضی است. به این ترتیب کیفیت خدمات ارائه شده در صنعت گردشگری بیش از آنکه تابع استاندارد های معینی باشند تحت تاثیر عوامل انسانی چون توانایی و تجربه عرضه کنندگان قرار دارد.

 

12.گردشگری یک بخش پیشرو در اقتصاد به شمار می آید. با ورود گردشگر به یک مقصد گردشگری و تقاضای او از کالاها و خدمات گردشگری تولید شده از سوی آن جامعه، در واقع تقاضای این محصولات تقویت شده و بنگاه های فعال در این صنعت از قابلیت کسب درآمد و منابع بیشتر برخوردار شده و با بازاری بزرگتر از بازار محلی قبلی (تقاضای مردم محلی) مواجه می شوند. بر اساس گزارش سازمان جهانی کار، ایجاد هر شغل در صنعت گردشگری به ایجاد یک و نیم فرصت شغلی دیگر در کل اقتصاد منجر می شود.

               

13. محضولات صنعت گردشگری قابل بهره برداری دو گانه اند. به بیان دقیق تر کالاها و خدمات گردشگری به طور عام هم از وی گردشگران و هم از سوی ساکنتن محلی بهره برداری می شوند. به عنوان مثال اگر به مورد انجام سرمایه گذاری بر روی زیر ساخت ها نظیر امنیت، راه و ارتباطات و بهداشت و انرژی توجه شود بدیهی است که به واسطه خاصیت غیر قابل تخصیص بودن این کالاهای عمومی، نمی توان مردم محلی را از بهره مندی از خدمات آنها مستثنی ساخت.

 

14. اغلب واحد های فعال در صنعت گردشگری کوچک هستند. البته این صنعت فعالیت عظیم نظیر  شرکت های حمل و نقل هوایی ، هتل های بزرگ زنجیره ای و رستوران های زنجیره ای بین المللی را نیز در بر دارد. لیکن همچنان بخش اعظم ارائه خدمات و کالاهای گردشگری در اختیار واحد های کوچک، کاربر و با سرمایه پایین است. در اروپا اینک بیش از 95 درصد فعالین در تولید و ارائه خدمات و کالاهای مرتبط بخش گردشگری در واحد های کوچک اقتصادی یک تا نه نفر کارکن به کار اشتغال دارند. کوچک بودن عمده بنگاه های فعال در صنعت گردشگری سبب می شود که این بنگاه ها دچار عدم مزیت هایی در کسب و کار باشند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود:

 

1. از دانش کافی در خصوص بازاریابی تکنولوژی برخوردار نیستند.

2. در خصوص توسعه بازار اطلاعات اندکی در اختیار دارند.

3. دسترسی محدودی به کانال های توز یع دارند.

 

15.صنعت گردشگری نسبت به تغییرات درآمد و قیمت بسیار حساس است. هرگونه تغییرات در درآمد افراد به سرعت بر تقاضای ایشان از محصولات صنعت گردشگری تاثیر می گذارد. در عین حال سبد مصرفی خانوار شامل گروه کالاها و خدمات دیگری از قبیل کتاب و مجلات، تفریحاتی نظیر سینما و تئاتر نیز هست که همراه با گردشگری در زمره محصولات مرتبط با گذران اوقات فراغت قرار می گیرند.

 

16. بسیاری مشاغل در صنعت گردشگری فصلی هستند. ویژگی عام فصلی بودن صنعت سبب می شود که بنگاه های فعال در گردشگری در دوران رکود تقاضا با نیروی کار مازاد مواجه شوند. هتلی را در نظر بگیرید که در کنار ساحل یا در جوار یک پیست اسکی قرار دارد.  اگر این بنگاه استخدام نیروی کار خود را با زمان اوج تقاضا تطبیق دهد در این صورت باید هزینه هنگفتی بابت نیروی کار پرداخت کند که در دوره رکود تقاضا خدمتی انجام نمی دهند.به همین تزتیب رستوران ها، شرکت های حمل و نقل و تفریحگاه ها و پارک های تفریحی و سایر خدمات این صنعت نیز با چنین وضعی مواجه هستند. در نتیجه یک مجوعه نیروی ثابت عمتا تخصصی و یک مجوعه نیروی فصلی (اغلب نیروی کار ساده) استخدام می کنند.

 

17. اغلب شاغلین این صنعت را زنان تشکیل می دهند. سازمان جهانی کار، نسبت شاغلین زن در میان کل جمعیت شاغل در صنعت گردشگری را در آغاز هزاره سوم میلادی بالغ بر 70 درصد ذکر کرده است.نیروهای فعال در صنعت هتلداری (با تاکید بر بخش خانه داری)، شرکت های حمل و نقل هوایی (خدمات مهمانداری و اداری) ، دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی، رستوران ها، راهنمایان تور، کارکنان مراکز تفریحی و سرگرمی ها اغلب از جمعیت زنان می باشند.

      در عین حال توجه به این نکته اهمیت بسیار دارد که اگرچه سهم زنان به طور نسبی در کل اشتغال صنعت گردشگری بالاتر از مردان است، اما ایشان در احراز مشاغل تمام وقت پس از مردان قرار می گیرند.

 

18. اغلب شاغلین صنعت گردشگری را جوانان تشکیل می دهند. نیمی از جمعیت فعال در صنعت گردشگری کمتر از 25 سال دارند و بر اساس گزارش سازمان جهانی کار، 13 تا 19 میلیون نفر از شاغلین این صنعت کمتر از 18 سال سن داشته اند.

 

فصل دوم

 

تاریخچه و دلایل  گسترش صنعت گردشگری

 

         این تاریخچه از 4000 سال پیش از میلاد مسیح (ع) آغاز و به عصر حاضر ختم می شود.از آن رو که سومری ها نخستین آفرینندگان خط و چرخ نیز بودندبنابراین می توان آنها را با سه گانه پول، خط و چرخبه عنوان بنیادگذاران صنعت سفر معرفی نمود. نخستین سفری که به منظور صلح انجام پذیرفت سفر ملکه هاتشپ سو به سرزمین پونت در سواحل شرقی آفریقا بود.سفر وی به 15 قرن پیش از میلاد مسیح بازمی گردد و داستان آن بر دیواره های معبد دیرالبحری در لوکسور مصر به تصویر کشیده شده است. تلاش پادشاهان مصری برای احداث آرامگاه های با شکوهی همچون اهرام، ابوالهول و دیگر معابد عظیم در دره نیل خود به انگیزه ای برای سفر مردمان از سراسر امپراطوری به منظور دیدار از این ابنیه مبدل گردید. بد نیست یادآور شویم که موضوع یادگاری گذاشتن و یادگاری برداشتن در مقاصد گردشگری نیز از همین قدمت برخوردار است، گردشگران سده های پیش از میلاد هم هرگاه در یک مقصد مثلا دره فراعنه در مصر حضور می یافتند، ردی از خود به صورت یادگاری، حکاکی، دیوار نویسی و نظیر آن در محل برجای می گذاشتند.

          راه اور به نیپور که در 2050 قبل از میلاد به فرمان پادشاه اور و به طول 100 متر احداث گردید را باید از نخستین راه های ساخت بشر تلقی نمود. نخستین زیر سازی راه ها را به حکومت هیتی ها نسبت می دهند. رومی ها نیز جاده سازی را از 150 سال پیش از میلاد مسیح آغاز کردند.در حدود سال 800 پیش از میلاد فینیقی ها به عنوان کشتی سازان پیشتاز در محدوده شرق مدیترانه به فعالیت مشغول بودند. در شرق دور در حدود قرن 5 پس از میلاد ساکنان مجمع الجزایر پولینزی نیز کشتیرانانی قابل بودند. آنها مسافتی در حدود 3000 کیلومتر فاصله میان جزایر خود تا جزایر هاوایی را با کشتی طی می کردند.

         پایان قرون وسطی آغاز مجدد توجه به مسئله سفر و گردشگری در اروپا بود. در انگلستان عهد ملکه الیزابت مردان جوان برای تجربه آموزی به سفر کردن تشویق می شوند. انگلیسی ها تمایل یافتند که برای آشنایی با فرهنگ های اروپایی رقیب خود همچون  فرانسه و ایتالیا به این سرزمین ها سفر کنند، پاریس، فلورانس و ونیز از جمله مهم ترین مقاصد ایشان به حساب می آمد. در قرن نوزدهم میلادی دو پیشرفت عمده تکنولوپیک بر گسترش صنعت گردشگری تاثیرات جدی گذاشت. تردیدی نیست کخ نخستین آنها معرفی صنعت حمل و نقل ریلی بود. دومین عنصر مهم در این زمینه نیز تولید کشتی های بخار به حساب می آمد. چنینی بود که شاید نخستین دفتر خدمات مسافرتی و گردشگری در 1822 توسط روبرت اسمارت در بریستول انگلیس تاسیس شد.  آنچه این وفتر بر عهده گرفت مشتری یابی بر ای کشتی های بخاری بود که کانال بریستول میان بنادر مختلف انگلستان و ایرلند سفر می کردند. اولین قطار تفریحی نیز در سال 1841 توسط توماس کوک میان لیستر و لاف برو در انگلستان به راه افتاد. شاید این اولین سفری باشد که برای برگزاری آن اطلاع رسانی عمومی انجام شد. به احتمال قوی اولین تور های تخصصی نیز از سوی توماس بنت عضو سفارت انگلستان در اسلو نروژ و برای گردانیدن انگلیسی های سرشناسی که به این شهر سفر می کردند ترتیب داده شده است. او در 1850 یک بسته سفر طراحی نمود که در آن افراد می توانستند از قبل اتاق در هتل و وسیله حمل و نقل در مقصد را اجاره کنند.

         در قرن نوزدهم مسافرت توسط دلیجان نیز عمومیت یافت. قهوه خانه های بین راهی ماحصل این امر به حساب می         فورد توسط هنری فورد در سال 1908 به طور جدی به عرصه حمل  Tآیند.اتومبیل در آغاز قرن 20 میلادی و با اختراع مدل

و نقل وارد گردید.امروزه در اقتصاد های پیشرفته بیش از 84 درصد سفرهای درون شهری و 80 درصد کل سفرها توسط خودروها انجام می پذیرد. ورود اتومبیل به صنعت گردشگری باعث تحولاتی همچون عرضه و گسترش خدمات متل داری شد. کمتر از دو دهه پس از نخستین پرواز هواپیما ، صنعت گردشگری نیز شاهد حضور حمل و نقل هوایی گردید. این به سال 1918 باز می گردد که شرکت لوفت هانزا در آلمان نخستین پرواز های زمان بندی شده مسافری  را آغاز کرد و میان برلین و لایپزیک پرواز برقرار شد. اولین پرواز مابین دو سوی اقیانوس اطلس از سوی چارلز لیندنبرگ میان نیویورک و پاریس در 1927 اجرا شد. در دهه 1950 میلادی اختراع موتور جت تحولی جدی در صنعت حمل و نقل هوایی و در واقع در صنعت گردشگری به حساب می آید.

 

مروری اجمالی بر تاریخچه سفر و سیاحت در ایران

 

         مهم ترین مسافرت دسته جمعی را باید مهاجرت اقوام آریایی از روسیه به ایران دانست. مادها در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد در ایران سکنی گزیدند. با به قدرت رسیدن کوروش کبیر و بنا نهادن امپراطوری هخامنشی (550 تا 330 پیش از میلاد) به بهبود و توسعه راه ها اهتمام ورزیده شد. گزارش هرودوت نشان می دهد که برای نخستین بار در تاریخ به فرمان کوروش بر روی رودخانه ها پل زده شد. در این دوره احداث بناهای عام المنفعه ای برای خدمت رسانی به مسافران همچون کاروانسرا، میل راهنمایی و آب انبارها متداول گردید.در دوره داریوش راه شاهی به مسافتی در حدود 2500 کیلومتر از تخت جمشید تا سارد مورد بهره برداری قرار می گرفت. در این راه نیز کاروانسرا ها و ایستگاه های شاهی به منظور رفاه مسافران تامین شده بود. حمل و نقل کالا به کمک راه شاهی در مدتی حدود 90 روز میسر بود. این جاده دارای یک صد ویازده استگاه و استراحتگاه بود.

          هرودوت مورخ یونانی یکی از قدیمی ترین جهانگردان بنام است که در دوران هخامنشی از سرزمین ایران دیدار داشته است. نخستین مراوده سیاسی تجاری مهم میان ایران و چین به سفر نماینده خاقان چین به ایران در عهد اشک نهم (مهرداد دوم) 124 تا 86 پیش از میلاد باز می گردد که در واقع مبنای شکل گیری راه ابریشم بود. راه ابریشم از دروازه یشم در دیوار چین آغاز می گردید و ضمن تقسیم شدن به شاخه های فرعی مسیر نهایی آن به اِفِسوس در سواحل دریای مدیترانه، نرکیه و پالمیرا در سوره ختم می شد. مسیر اصلی این راه در ایران از شهر هایی چون سمرقند، نیشابور، دامغان، سمنان، ری، قزوین، سراب، تبریز، مرند و خوی می گذشت البته شاخه های فرعی آن در ایران از شهرهای متعدد دیگری در فلات مرکزی کشور عبور می کرده است. این جاده بیش از 20 قرن پیش شرق و غرب جهان مسکون را به هم پیوند زده بود.آغاز دوران اسلامی با رکود سفر و تجارت در ایران همراه بود.در زمان حکومت سلجوقیان و حکومت خواجه نظام الملک ایجاد راه های جدید و تامین امنیت آنها طرف توجه دولت قرار گرفت. حس مهمان نوازی شرقی و توصیه های دینی به رعایت حرمت مسافران، احداث ابنیه عام للمنفعه و برقراری موقوفات به منظور پذیرایی از گردشگران سفر را برای مردم تسهیل می نمود. چنانچه بر خانقاه شیخ ابوالحسن خرقانی این جمله معروف حک می شود که : "هرکه در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که در درگاه باری تعالی به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد." در وقف نامه های کهن بسیار دیده می شود که درآمد یک یا چند آبادی را برای مسافران و غریبان وقف کرده اند. پس از استیلای مغولان بر ایران و دوران نا امنی و غارت نخستین، اقداماتی به منظور ایمن کردن راه ها به عمل آمد که از آن جمله می توان به احداث چاپارخانه هایی که در زبان مغولی یامخانه معروف بود اشاره کرد. پیک ها و اسب های این یامخانه ها روزانه تا شصت فرسنگ را می توانستند طی طریق کنند. گسترش صوفی گری و احداث خانقاه ها و در جوار آنها زاویه ها، دارالغربا، ساباط، دار السیاده و دارالضیافه ها امکانی برای اقامت مسافرانی که در مسیرهای طولانی طی طریق می کردند در ایران به دنبال داشت. ابن بطوطه جهانگرد بزرگ مراکشی تبار قرن هشتم هجری که سی سال از عمر خود را به سفر در ممالک گوناگون گذرانده است از منازل راه ها در ایران یاد می کند که در کنار آنها زاویه هایی برای مسافران ساخته شده است. در این زاویه ها در این زاویه ها برای پذیرایی از مسافران نان و گوشت و حلوا آماده شده ودر هر زاویه شیخی و امامی و موذنی با عده ای خدمتکار و آشپز وجود داشتند.

         علیرغعم آشفتگی های اوایل دوران صفوی (قرن دهم هجری) که به تجارت لطمه بسیار زد، گاه و بیگاه مسافرانی با مقاصد سیاسی- تجاری از اروپا به ایران مسافرت می کردند. اما در دوران شاه عباس اول امنیت عمومی و ثبات سیاسی همه ترین عامل توسعه اقتصادی کشور و رونق سفر در ایران به حساب می آمد. در این دوران شبکه راه های مهمی احداث گردید که هنوز نیز گاه به راه های شاه عباسی شهرت دارند. از آن جمله راه فرح آباد بود که به کمک آن امکان سفر به شمال کشور و بهره برداری از سواحل زیبای دریای مازندران برای طبقات مرفه فراهم گردید.

         افسانه 999 کاروانسرای شاه عباسی نیز حکایت از اهتمام این پادشاه در گسترش امکانات رفاهی برای مسافران است. سلطه افاغنه بر ایران در پایان عصر صفوی دیگر بار به رکود سفر و تجارت منجر شد تا اینکه نادر شاه افشار در قرن 12 هجری با بیرون راندن افاغنه بار دیگر کشور را آباد ساخت. در دوران قاجاریه ایران به محلی برای آمد و شد نمایندگان سیاسی کشور های غربی مبدل شد.تا عصر صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر تحولی جدی در گسترش امکانات سفر پدید نیامد. لیکن امیرکبیر کوشید تا میراث هخامنشی در تاسیس چاپارخانه و امنیت راه ها را باز زنده سازد و به امور آنها اهتمام ورزیده شد تا جایی که به عنوان مثال در کتابخانه مخصوصی چاپارخانه ها و مسافت میان آنها نوشته شده منتشر گردید. ولی پس از وی دوباره اقدامات اصلاحی او فراموش شد. نخستین کالسکه ها احتمالا در دوران قاجاریه در کشور و در مسیرهایی نظیر تهر ان تبریز به راه افتادند.

         در سال 1299 هجری مهندس فرانسوی به ناخم بو آتال امتیاز ساخت راه آهن حضرت عبدالعظیم را از دولت ایران تحصیل نمود و با مشارکت بلژیکی ها ساختمان این خط آغاز شد. این خط به طول 8.7 کیلومتر در سال 1301 بدست ناصرالدین شاه قاجار افتتاح شد. قطار این خط که به ماشین دودی معروف گشت ظرفیت 200 مسافر را داشت. در خیابان های تهران تراموای اسبی به راه افتاد. در 1310 جاده شوسه ای میان تهران و قم به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد و به کتابچه راهنمایی در خصوص دستور العمل کیفیات و تکلیف مسافران انتشار یافت.

         مظفرالدین شاه در سفر نخست فرنگ خود به سال 1317 هجری شمسی در بروکسل یک دستگاه اتومبیل که با زغال سنگ کار می کرد خریداری نمود، این نخستین خودرویی بود که به کشور وارد شد. نخستین راه آهن ایران میان جلفا و تبریز به طول 146 کیلومتر در سال 1294 هجری شمسی احداث گردید.اما احداث راه آهن سراسری از سال 1306 آغاز شد و در سال 1317 به انجام رسید طول این راه آهن 1389 کیلومتر بود که در طی آن 4190 پل بزرگ و کوچک ساخته شده بود. هزینه این کار از طریق عوارض بر قند و چای تامین شد. در سال 1301 شمسی سازمان هواپیمایی ایران بنیاد نهاده شد و چهار تن از جوانان برای آموزش خلبانی به روسیه اعزام شدند. سابقه تاسیس هواپیمایی ملی (هما) به سال 1340 باز می گردد.

 

عوامل موثر بر گسترش صنعت گردشگری

 

روند افزایش مسافرت بین المللی را باید پدیده ای داسنت که به دهه های اخیر باز می گردد. بر اساس اطلاعات سازمان جهانی جهانگردی کل مسافران بین المللی در سال 1950 بالغ بر 25 میلیون نفر بودند، پیش بینی ها نشان می دهد که تا سال 2010 رقم مسافران بین المللی سالیانه به یک میلیارد نفر خواهد رسید. مهم ترین عواملی که به عنوان دلایل گسترش تقاضا برای سفر در دهه های اخیر برشمرده شده عبارت اند از: افزایش زمان اوقات فراغت ، گسترش پدیده شهر نشینی، تغییر نگرش افراد نسبت به سفر و افزایش سطح درآمد ها، این عوامل به اختصار مورد بررسی قرار می گیرند.

 

افزایش زمان اوقات فراغت:

         تقاضا برای سفر و وجود اوقات فراغت دو روی یک سکه هستند. قرن بیستم میلادی تحولاتی بسیار در عرضه فعالیت اقتصادی همراه خود داشت که کاربرد بیش از پیش فنون و علوم در امر تولید از آن جمله به شمار می رود. نتیجه این فرایند جایگزینی بیشتر ماشین آلات و سرمایه ها به جای نیروی انسانی است. این مهم زمینه گسترش همزمان تولید و افزایش ساعات و ایام فراغت نیروی کار را فراهم ساخت، چنانچه اینک در اغلب اقتصاد های پیشرفته ایام کاری هفته به پنج روز و ساعت کار به حدود 40 ساعت در هفته و گاه کمتر محدود شده است. اعمال قوانین حمایت از نیروی کار و قائل شدن مرخصی استحقاقی برای کارکنان نیز به روند مذکور جهت افزایش زمان فارغت نیروی انسانی کمک رسانید. نتیجه این همه در اختیار گرفتن زمان بیشتر برای گذراندن اوقات فراغت به اسباب های گوناگون و از جمله سفر است.

         اما این موضوع به کشور های پیشرفته محدود نماند و با پذیرش حقوق اولیه کار از قبیل مرخصی های استحقاقی و کاهش ساعت کار هفتگی از سوی عموم کشور های جهان، پدیده گسترش اوقات فراغت جهانی گردید. به این ترتیب اولین پیش شرط برای تحریک تقاضای سفر فراهم آمد.

 

 گسترش شهرنشینی:

          گسترش پدیده شهرنشینی، به حضور مردم بیشتری در فضاهای کاری و اقامتی شهری انجامید.جایی که انسان با محدودیت های بسیاری در زمینه بهره مندی از امکانات  و مواهب طبیعی از قبیل چشم انداز های طبیعی مواجه است.زندگی و کار در محیط شهری با افزایش جمعیت و شلوغی شهرها به بروز پدیده های نا به هنجاری از قبیل انواع آلودگی ها (صوتی، بصری، هوا و ...) انجامید. ترافیک محیط شهری، استرس و فشار های روانی حاصل از آن بعد مسافت در محیط های شهری و موارد بسیار دیگر سبب شد که بشر مساله گریز موقت از محیط مسکونی خویش و پناه بردن به طبیعت یا تجربه محیط های دیگر را به عنوان یک ضرورت مورد توجه و نظر قرار دهد.

 

دگرگونی در نگرش نسبت به سفر:

         گسترش پدیده شهرنشینی به گسترش تقاضا برای سفر کمک نمود . تغییر در نگرش افراد نسبت به موضوع نحوه گذران اوقات فراغت و سفر کردن از جمله همین مسائل است. انسان شهری در نیمه دوم قرن بیستم میلادی با تغییر نگرش نسبت به ماهیت سفر مواجه شده است و  سفر از دایره کالاهای لوکس خارج شد.این نگرش به صورتی یکسان در اقتصادهای مختلف روی نداده است . در اقتصاد های پیشرفته علی القاعده از سرعتی بیشتر برخوردار بوده است.

 

افزایش سطح درآمد سالانه:

         تحقق پدیده سفر علاوه بر اینکه به زمان کافی، ضرورت و نگرش مردم جامعه بستگی دارد، به میزان منابع مالی مردم نیز به طور مستقیم وابسته است. سال های پس از جنگ جهانی دوم با افزایش سطح درآمد سرانه در سراسر جهان تقاضا برای گردشگری نیزهم در تعداد گردشگران و هم در طول زمان سفر در حال افزایش است. از سوی دیگر سفر که از نظر فرهنگی و شرایط زندگی محیط شهری به سوی یک ضرورت پیش رفته است، سهم بیشتری در سبد مصرفی خانوارهابه خود اختصاص داده است. بیشترین سرزمین های جهانگرد فرست در آغاز هزاره سوم عبارت اند از کشور های آلمان، آمریکا، ژاپن، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، اتریش، روسیه، هلند و کانادا . تطابق معیارهای مربوط به شهرنشینی، افزایش درآمد و افزایش زمان اوقات فراغت در این سرزمین ها توسعه یافته کاملا ملموس است.

 

چشم اندازی بر صنعت گردشگری در عصر حاضر:

 

         سازمان جهانی جهانگردی در پایان قرن بیستم میلادی صنعت گردشگری را در ردیف نخست صنایع کسب کننده درآمد صادراتی معرفی کرد. در سال 1999 گردشگری بزرگترین صنایع صادراتی جهان یعنی خودروسازی، شیمیایی، غذایی، کامپیوتر و بالاخره آهن و فولاد را پشت سر گذاشت و رقم صادرات آن به حدود 550 میلیارد دلار رسید.این صنعتع همچنان در ردیف سه صنعت عمده صادراتی جهان قرار دارد.

         پیش بینی می شود که تعداد گردشگران بین المللی تا سال 2020 میلادی به بیش از 1.5 میلیارد نفر در سال برسد . در آن تاریخ اروپا بیشترین میزان جلب گردشگر و پس از آن به ترتیب حوزه شرق آسیا و اقیانوس آرام ، آمریکا ، آفریقا و خاورمیانه و در آخر جنوب آسیا قرار خواهند گرفت.  در دوره زمانی 1995 تا 2020 میلادی متوسط رشد تعداد گردشگران در سراسر جهان در حدود 4.1 درصد پیش بینی می شود. این رقم برای آسیای جنوب شرقی و حوزه اقیانوس آرام 6.5، خاورمیانه 6.7 و جنوب آسیا 6.2 در سال خواهد بود.

         وقوع پدیده تروریستی یازده سپتامبر 2001 به رشد منفی در گردشگری منجر شد.شیوع بیماری سارس در شرق دور، سونامی جنوب شرقی آسیا دسامبر 2004 و انفجارهای لندن در اوت 2005 میلادی نمونه هایی از عوامل بحران زا در گردشگری هستند.

         اروپا پیشتازی خود در جلب درآمد های حاصل از گردشگری را در سطح جهان در دهه گذشته حفظ نموده است. در سال 1995 میلادی اگرچه تعداد گردشگرانی که از آفریقا بازدید نموده اند تا 6 میلیون نفر بیشتر از گردشگرانی بوده است که خاورمیانه را به عنوان مقصد خود برگزیده اند اما مبالغی که از سوی این صنعت در خاورمیانه جذب شده از ارقام آفریقا بیشتر است.شواهد دنشان می دهند که سهم جنوب آسیا که کشور ما در آن استقرار دارد یا آنقدر ناچیز است و یا از نظر آماری غیر قابل اعتماد که در اطلاعات سازمان جهانگردی درج نشده است. همچنین گردشگر پذیرترین منطقه جهان (اروپا) گردشگر فرست ترین منطقه جهان نیز هست.در حدود 81 درصد کل مسافران بین المللی متعلق به مناطق مربوطه خود بوده اند و تنها 7 درصد آنها از منطقه ای دیگر به مقصدی در منطقه ای دیگر وارد شده اند.

        جایگاه کشور های آلمان و آمریکا در این رتبه بندی در فاصله حدود 14 سال تغییر نکرده است. پایین تر بودن رقم مخارج آمریکایی ها نشان از یک واقعیت مهم است، گستره پهناور این کشور باعث می شود که بسیاری از گردشگران آمریکایی به مسافرت های داخلی بیشتر از سفرهای خارجی توجه نشان دهند.

         به عنوان ک مقایسه بد نیست مطرح شود که ایرانیان در سال 1990 میلادی در حدود 340 میلیون دلار صرف مسافرت های خارجی کرده اند در حالی که این رقم برای سال 2003 میلادی به 4 میلیارد و 190 میلیون دلار رسیده، یعنی تقریبا 12 برابر شده است. در این سال ایرانیان 3.8 درصد کل مخارج گردشگری در جهان را داشته اند. در حالی که میزان صادرات ایران از محل میزان گردشگری(ورود گردشگران به کشور) در حدود پاصد میلیون دلار می باشد، به این ترتیب در این زمان کسری تراز گردشگری کشور در حدود 3.5 میلیارد دلار می باشد.

          رشد قطب های جذب گردشگر در غرب کشور(ترکیه) و در جنوب کشور (امارات)  و نیز گسترش سفر به عتبات عالیات در عراق و سفر های زیارتی عمره مهم ترین دلایل گسترش هزینه های گردشگری ایرانیان به حساب می آیند.

 

 

 

 

فصل سوم

 

انواع و انگیزه های گردشگری

 

انگیزه های سفر:

 

         آن گاه که موضوع گردشگری مطرح می شود یکی از نخستین سوالات که به ذهن می رسد این است که" مردم چرا به سفر می روند؟ و انگیزه ایشان از این انتخاب چیست؟"

 

         کوهن (1972) گردشگران را به چهار گروه تقسیم می کند: گردشگران انبوه سازمان دهی شده، گردشگران منفرد بازار انبوه گردشگری، کاشفان و تنوع طلب ها.

        پلاگ(1987) شخصیت افراد را با رفتار ها و ترجیحات ایشان در سفر پیوند زد. او افراد را در طیفی از شخصیت های درون گرا و برون گرا در نظر می گیرد. از دید وی گردشگران به 8 گروه مختلف طبقه بندی می شوند:

 

ماجراجو                                                      خوش گذران                                                     خونسرد و بی تفاوت

دارای اعتماد به نفس                                       با برنامه                                                          با خصوصیات مردانه

متفکر                                                         مردم گرا

 

         آبراهام مازلو (1943) نیازهای انسان را به شکل مقابل طبقه بندی کرد:

 

نیازهای فیزیولوژیک

نیازهای ایمنی

نیازهای تعلق

نیاز به احترام و جایگاه

نیاز به اعتماد به نفس

نیاز به خود شکفتگی

 

 

 

فصل چهارم

 

محصولات صنعت گردشگری

 

         نخستین و شاید مهم ترین ویژگی حاکم بر محصولات صنعت گردشگری آن است که این محصولات بیشتر در قلمرو خدمات قرار می گیرند. برخی محصولات این صنعت نظیر سوغات و یادگاری کالاهای ملموس هستند ولی حجم آنها با توجه به ارزش سایر محصولات گردشگری قابل قیاس نیست. به عنوان نمونه هایی از این دست می توان به شعف و لذتی که گردشگر حین قدم زدن در خیابان چهارباغ اصفهان یا شانزه لیزه پاریس کسب می کند اشاره کرد.

         غیر ملموس بودن محصولات صنعت گردشگری عاملی است که امر بازاریابی آنها را پیچیده تر و دشوارتر از محصولات متعارف و قابل لمس می سازد. اغلب فروش بسته های سفر برای تعطیلات را به فروش رویاها تعبیر می کنند. آماده شدن برای سفر و تدارک مقدمات آن و برنامه ریزی دوره سفر نیز خود از جذابیت هایی است که لذت آن کمتر از خود سفر نیست. تماشای عکس ها یا فیلم های گرفته شده در طول سفر از محیط مقصد و رفتار گردشگر و همراهان او از محصولات این صنعت به شمار می روند. محصولات این صنعت بیشتر دارای جنبه های روانی هستند تا وجهه و جنبه مادی.

         چالشی که بازاریابان صنعت گردشگری با آن مواجه اند آن است که چگونه می توان رویاها را در عالم واقع محقق ساخت. مشکلی که در این مورد با آن مواجه می شویم ناهمگنی محصولات صنعت گردشگری است، زیرا استاندارد های کیفی این محصولات در زمان های مختلف با هم متفاوت است.  یک شرکت هواپیمایی که پیشتر سفر با آن به سلیقه مشتری بسیار خوشایند آمده است وقتی در سفر بعدی با آن، هواپیما با تکان های شدید مربوط به چاه های هوایی همراه باشد، ممکن است یه کابوسی برای مشتری بدل شود.

         مطلب مهم دیگر آن است که یک بسته سفر، اگرچه یک جا به فروش می رسد، واقعا یک محصول نیست، بلکه ترکیبی از محصولات گوناگون است.

         ویژگی دیگر بسیار مهم محصولات صنعت گردشگری آن است که امکان بردن محصول نزد مشتری تقریبا وجود ندارد، بلکه این مشتری است که برای لذت بردن از محصولات این صنعت باید رنج سفر را بر خود هموار نماید.

         علاوه بر آن محصولات صنعت گردشگری عمدتا غیرقابل ذخیره و انبار هستند.

        صنعت گردشگری را صنعتی چتری می خوانند زیرا طیف گسترده ای از فعالیت های اقتصادی مختلف در این صنعت گردهم آمده اند.

 

تورگردان ها: 

         آنها عناصری همچون حمل و نقل، اقامت و سایر خدمات را به صورتی جداگانه خریداری کرده و ضمن ترکیب آنها با یکدیگر به صورت یم بسته سفر به شکل مستقیم یا غیر مستقیم به مشتریان (متقاضیان سفر) عرضه می نمایند. گاه تورگردان ها را به عنوان عمده فروشان صنعت گردشگری می شناسند، اما این موضوع همواره صادق نیست زیرا یک عمده فروش معمولا کالاها و خدمات را به عنوان خود خریداری کرده . سپس حجم بالای خرید خود را به قسمت های کوچکتر تقسیم نموده و بدون ایجاد تغییر در محصول آن را به خرده فروشان می فروشد.از این نظر باید گفت تورگردان ها با ترکیب، و شکل دهی بسته بندی مجدد این محصولات در شکل خدمات و محصول اولیه تغییراتی ایجاد می کنند. بنابراین تورگردان نه همچون یک عمده فروش بلکه مانند یک کارخانه مونتاژ قطعات عمل می کند. بنابراین اهمیت و ارزش کار تورگردان ها آن است که می توانند این اجزا را به صورت عمده خریداری و تهیه نمایند و بسته سفر را از نظر قیمت، کیفیت و امنیت تدارک ببینند.

         یکی از مشکلات این صنعت این است که گاه با مازاد عرضه و یا مازاد تقاضا رو به رو می شود. اگرچه دلایل بسیاری نظیر فصلی بودن نسبی این صنعت عامل این عدم تعادل دربازار این محصولات است ولی با حضور تورگردان ها تا حدود ممکن این مشکل مهار می شود.عرضه کنندگان خرد محصولات گردشگری نظیر شرکت های هواپیمایی، راه آهن، هتل داران، صاحبان دهکده های تفرجگاهی و تفریحی برای ثبات بخشیدن به تقاضای محصولات خود به تورگردانان روی می آورند.

         از طرفی گاه دیده می شود که تورگردانان خود به جای بهره مندی از عناصر عرضه دیگر فعالین اقتصادی نسبت به عرضه خاص محصولات توریستی برای خود اقدام می کنند. مثلا تورگردانی ممکن است در یک مقصد گردشگری که با تقاضای نسبتا با ثبات موجه است راسا اقدام به ساخت یا خرید یک تاسیسات اقامتی (هتل) بنماید. توفیق تورگردان ها در کسب و کار خود به توانایی های آنها در ارائه بسته سفر مطابق میل متقاضیان باز می گردد.

         مثال عرضه بسته سفر به مشهد از سوی ستاد ثامن الائمه به صورت هوایی، ریلی، زمینی و با خدمات اقامتی متفاوت به منظور تطبیق با نیاز گروه های مختلف درآمدی متقاضی این سفر نمونه ای از این دست به شمار می رود.

         عمده ترین فعالیت تورگردانان به سه بخش اصلی برنامه های سفر تابستایپنی، زمستانی و فروش بسته حمل و نقل و اقامت تقسیم می شود. برخی تورگردانان تنها یکی از این گروه محصولات را عرضه می کنند. مثلا تورگردان خاصی ممکن است در عرضه برنامه سفرهای تعطیلات زمستانی فعالیت کند، در حالی که تورگردان دیگری به عرضه بسته های سفر متنوع تر نظیر سفر هوایی، دریایی، سفر با قطار و جز آن اقدام می کند. به دلیل طول بیشتر تعطیلات در تابستان و آزاد بودن اغلب اعضای خانواده در این ایام بیشترین عایدی تورگردانان از تورهای تابستانی است. تورگردانان برنامه تورهای ارزان قیمت (شامل حمل و نقل و اقامت) را معمولا به عنوان وسیله ای برای پوشش و تکمیل ظرفیت های خالی صندلی هواپیما و تخت هتل ها قلمداد می کنند. برای برخی تورگردانان حتی برنامه های سفر زمستانی نیز تا حدودی نقش بسته های ارزان قیمت سفر را ایفا می کنند.این مساله به خصوص در مورد تورگردان هایی که با انجام سرمایه گذاری ثابت نسبت به خرید هواپیما یا هتل و سایر تاسیسات اقامتی اقدام کرده اند بیشتر معنا پیدا می کند. در پاسخ به نیاز بخش های مختلفق بازار و به مرور زمان تورگردانان کوشیده اند تا خود را با نیازهای بازار منطبق سازند. مثلا برای افراد با درآمد متوسط بسته های تور با قیمت متعارف و برای طبقه بالای درآمدی حمل و نقل درجه یک و هتل های مجلل تدارک می بینند، یا برای جوانان و ماجراجویان بسته هایی همچون گذر از یک منطقه صحرایی در آفریقا و آسیا تدارک می بینند.

         شکل های ساده تورگردانی گاه توسط هتل ها و صاحبان اماکن اقامتی تدارک دیده می شود. آنها سفرهایی اغلب درون یا حومه شهری را برای مسافرانی که در هتل مربوطه اقامت کنند ندارک می بینند. این امر در اروپا از دهه هفتاد میلادی سابقه داشته است.

 

دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی:

         دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی به عنوان عنصری واسطه میان عرضه کنندگان اصلی خدمات همچون تورگردانان یا شرکت های حمل و نقل و هتل ها از یک سو و گردشگران متقاضی از طرف دیگر عمل می کنند. آنها در واقع پیشانی مواجهه نخستین متقاضیان با صنعت جهانگردی به شمار می روند. وظیفه یک واسطه در هر صنعتی آن است که شکل کالا و خدمات تولید آن صنعت را از صورتی که مورد نظر مشتری نیست به سکلی که او می تواند بهره مند  شود تبدیل کند. واسطه گر در صنعت گردشگری تنها آن موقع نسبت به خرید کالا یا خدمت از عرضه کننده اصلی اقدام می کند که مشتری سفارش آن را داده باشد. این ویژگی دارای دو حسن بزرگ برای واسطه است. نخست اینکه واسطه نیازمند سرمایه در گردش قابل ملاحظه ای برای خرید و انبار کردن نخواهد بود. دومین ویژگی آن است که واسطه در صنعت گردشگری تعهدی نسبت به کیفیت محصولی که برای مشتری از عرضه کننده اصلی تهیه کرده است ندارد و تعهدات مقابل مشتری همه بر عهده عرضه کننده اصلی است. به عنوان مثال دفتر خدمات مسافرتی به عنوان فروشنده بلیط یک شرکت هوایی، مسئولیتی در قبال تاخیر پروازها ندارد.

         در واقع نقش اصلی واسطه گردشگری (بخوانیم دفتر خدمات مسافرتی) فراهم کردن مکان و موقعیتی مناسب برای مراجعه مشتری است. ئظیفه چنین دفتری آماده سازی امکان ذخیره جا در یک برنامه تور، رزرو یک صندلی هواپیما یا تخت هتل و نظایر آن است. این دفتر همچنین منبعی بر اطلاعاتی برای مشتریان به حساب می آید.

         تنوع و دامنه خدماتی که از سوی دفتر خدمات مسافرتی ارائه می شود به ماهیت بازار پیش روی آن بستگی فراوان دارد.اما به هر حال این دفاتر عرضه کننده خدمات عمومی از قبیل تهیه و صدور بلیط هواپیما، قطار، کشتی، اتوبوس، کرایه اتومبیل در مقصد، ذخیره جا در هتلیا سایر امکانات اقامتی، عرضه بسته های سفر، استخدام راهنما و فعالیت های مکمل دیگری از قبیل انجام عملیات مربوط به صدور بیمه نامه سفر و در مواردی پیگری امورد روادید (ویزای) مسافران است.

         با توجه به کلیه نکات پیش گفته دفاتر خدمات مسافرت و جهانگردی نقش تسهیل کننده در کانال توزیع خدمات صنعت گردشگری و تدارک زمینه مناسب مواجهه متقاضیان و عرضه کنندگان (ایجاد بازار) را بر عهده دارند.

 

صنعت حمل و نقل:

         صنعت گردشگری حاصل مسافرت و اقامت مردم در خارج از مناطق بومی خود می باشد.فراهم بودن امکانات حمل و نقل مناسب، مطمئن، راحت و سریع و ارزان پیش شرط توسعه گردیگری جمعی است.زیرا گردشگران در تصمیمات خود دو عامل هزینه و زمان را مد نظر دارند. به همین دلیل در پنجاه سال گذشته سفرهای هوایی رونق بیشتری یافته چرا که از نظر زمان و هزینه  مقرون به صرفه تر است.آغاز و گسترش انواع سیستم های حمل و نقل از جمله جاده ای، ریلی و هوایی، همگی مدیون فعالیت های دیگری غیر از گردشگری مثل پست و باربری در بخش دولت بوده که در گذشته به صورت مستقل و یا همراه با مسافر انجام می شده است. همچنین توسعه حمل و نقل کمک های شایانی به امور تجارت و امور اجتماعی نموده است که ارتباط چندانی هم با صنعت گردشگری ندارد. در کشورهای صنعتی بزرگ بسیاری از کارگران در خارج از شهرهای صنعتی محل کار خود زندگی می کنند و هر روز فاصله بین خانه تا محل کار را با استفاده از وسایل حمل و نقل سریع مانند قطارهای تندرو طی می نمایند.بسیاری از شرکت های حمل و نقل هوایی موجب ارتباط بین مناطق دوردست با شهرهای صنعتی و تجاری بزرگ شده اند و امکان تبادل کالا و خدمات را بین این شهرها فراهم نموده اند.

         اغلب سیستم های حمل و نقل بسیار سرمایه بر هستند. در مورد خطوط آهن هزینه کلانی صرف ساخت و نگهداری مسیرها می شود. در سنعت حمل و نقل هوایی، تجهیز مجدد هواپیماها و استفاده از تکنولوژی های روز نیاز به سرمایه گذاری گسترده ای دارد. شرکت هایی که چند بار در روز یا هفته برنامه پرواز یا سفر دارند، در صورت استفاده کامل از ظرفیت خود با صرفه جویی ناشی از مقیاس موجه می شوند و هزینه های ثابت و سربار بالا بر روی تعداد بیشتری از برنامه های سفر سرشکن می گردد، در نتیجه هزینه هر سرنشین در طی مسیر کاهش می یابد.

 

حمل و نقل هوایی:

         در قرن بیستم با پیشرفت فناوری در صنایع هوایی، مسافرت با هواپیما رونق بیشتری یافت. پیشرفت تکنولوژی های هواپیمایی به خصوص با ساخت هواپیمای جت از سال های نخست دهه 1950 میلادی موجب کاهش هزینه سفر هر نفر در کیلومتر گردید. در سال 1970 معرفی هواپیماهای جت از نوع 747 ظرفیت حمل مسافر را تا 350 نفر افزایش داد، اگرچه از نظر ساخت پیشرفتی در ضنعت هواپیما رخ داده بود اما مشکلات بازاریابی را برای موسسات مسافربری افزایش داد. افزایش قیمت سوخت در سالهای 1970 میلادی بر شدت این مساله افزود. معرفی تورهای جمعی قدری از شدت مسال کاست. ارائه نرخ های خاص بلیط برای گرداندن تورهای مسافرتی و روش های قیمت گذاری متغیر از جمله؛ نرخ بلیط برای خرید رفت و برگشت از قبل1 و همچنین نرخ خاص بلیط برای مسافران در لیست انتظار2 موجب استفاده کامل از ظرفیت هواپیماها شد.

1. (APEX) Advance Purchase Excursion                                        2. Standby fare

همچنین اجاره دربست هواپیما1  توسط گردانندگان تورهای مسافرتی که به صورت موارد خاص انجام می شد و سپس صورت

زمان بندی شده ای به خود گرفتموجب شد که هواپیما به طور کامل در طی فصل یا اوقاتی از سال در اختیار گردانندگان تورها قرار گیرد.اجاره هواپیما به این روش موجب افزایش ضریب بار2 در هر هواپیما شد و هزینه سرانه هر مسافر را کاهش داد.

         عملیات مسافربری، حمل و نقل هوایی را می توان به سه دسته طبقه بندی کرد:

1. خدمات زمان بندی شده

2. خدمات غیر زمان بندی شده (مثل پروازهای دربستی)

3. خدمات تاکسی هوایی3

 

         هواپیماهای مختلف را نمی توان در بین برنامه های سفر متفاوت جا به جا کرد.بعضی هواپیماها قادر به پرواز در مسبر های کوتاه، بلند و یا متوسط هستند ولی نمی توانند به صورت ترکیبی پرواز کنند. شرکت های هواپیمایی همچنین باید در مورد ترکیب تعداد مسافر در بخش درجه یک 4 و بخش اقتصادی 5 تصمیم گیری کنند. واسطه ها در زمینه تامین بلیط برای مسافران در هنگام شلوغی و همچنین پوشش ظرفیتمازاد هواپیماها در هنگام کمبود مسافر نقش مهمی ایفا می کنند.آنها همچنین برای تورهای مسافرتی در نقش تثبیت کننده پرواز عمل می کنند. این گروه با خرید بلیت صندلی های فروش نرفته شرکت های هواپیمایی به صورت عمده و عرضه آنها خارج از سیستم رسمی با تخفیف های غیر مجاز اقدام می کنند.

 

وسایل حمل و نقل آبی:

           کلمه" آبی" در اینجا بدین منظور مورد استفاده قرار گرفته تا اشاره به وسایل حمل و نقلی داشته باشد که در دریاچه ها، رودخانه ها، و دریاها عمل جا به جایی بار و مسافر را انجام می دهند. در رابطه با خدمات حمل و نقل آبی یک طبقه بندی چهارگانه موجود است که شامل موارد زیر می باشد:

   1. سفرهای اقیانوس پیما

Cruise   2. گشت های دریایی        

Ferry   3. سفرهای کوتاه دریایی و یا خدمات گذرگاه آبی

   4. خدمات مسافربری راه های آبی داخلی

 

         خدمات مسافربری اقیانوس پیما که مسافررا از یک کشور به کشور دیگری جابه جا می کند در 50 سال گذشته کاهشی شدید داشته است.دلیل این مساله بسیار روشن می باشد از دهه 1950 میلادی که شاهد پیشرفت های چشم گیر تکنولوژی در صنعت حمل و نقل هوایی بوده ایم مسافربری از طریق آب ها دیگر تا مدت ها جاذبه خود را از دست داده بود، زیرا افزایش هزینه نیروی انسانی و هزینه بالای تعویض قطعاتاین گونه وسایل حمل و نقلی، کهنه و فرسوده بودن از یم طرف و از طرف دیگر قیمتی که مشتری بابت بلیط حاضر به پرداخت می باشد، موجب می شود که به سختی بتوان هزینه سرمایه گذاری این گونه وسایل را را در طی طول عمر آن جبران نمود.از جمله کشتی های در حال استفاده می توان به کشتی کویین الیزابت6 اشاره کرد که در اقیانوس اطلس شمالی مورد استفاده قرار می گیرد. از دهه 1950 میلادی شرکت های کشتی رانی تمرکز فعالیت خود را از سفرهای دریایی به گشت های دریایی تغییر داده اند. در ابتدا چنین تغییری دشوار به نظر می رسید، چون وسایل حمل و نقل مورد استفاده در آن زمان بسیار بزرگ بوده و استفاده از آنها برای چنین منظوری مقرون به صرفه نبود. ضمنا اندازه بزرگ آنها موجب شد که نتوان از این کشتی ها در بسیاری از بنادر و لنگرگاه ها استفاده کرد سرعت بالای آنها نیز موجب می شد تا به عنوان یک وسیله تفریحی و گشت زنی چندان مناسب نباشند. اگرچه استفاده از این گونه وسایل موجب کاهش مصرف سوخت می شد اما کارایی آنها را کاهش می داد.

         گشت های هوایی دریایی یکی از ندابیر خلاقی است که در زمینه حمل و نقل دریایی به کار گرفته شده است.این برنامه بدین صورت بود که مسافران برای استفاده از یک گشت دریایی قسمتی از سفر را با هواپیما طی می کردند. این بسته سفر موجب می شد که مسافران مدت طولانی را در دریا مصرف نکنند.

         برگزاری برنامه های موسیقی در این گونه سفرها متداول است بعضی اوقات جهت دیدار از مناطق باستانی ، پرورش گل ها و گیاهان و یا بازدید از فستیوال های خاص، برنامه هایی تنظیم می شوند.استفاده از کشتی های گذرگاهی در فاصله های کوتاه دریایی بسیار موفقیت آمیز بوده است.

 

  1. Chartering
  2. Load Factor
  3. Air Taxi
  4. First Class
  5. Economy
  6. Queen Elizabeth

 

این امر موجب رشد گردشگری در داخل منطقه و همچنین رشد تجارت شده است. این گونه وسایل حمل و نقل دریایی به طور معمول امکان این که گردشگران بتوانند اتومبیل شخصی خود را به سمت دیگر رودخانه یا خلیج یا دریاچه منتقل کنند را فراهم کرده اند. کشتی های گذرگاهی در ایران بر روی دریاچه ارومیه و میان بنادر خلیج فارس و جزایر کیش و قشم نیز در تردد هستند و مورد استقبال قرار گرفته اند. از سال 1968 شکل های جدیدی از وسایل حمل و نقل دریایی مثل هاورکرافت و هایدرفویل معرفی شده که جذابیت بیشتری برای افرادی دارد که به دنبال جاذبه های جدید می باشند.کشتیرانی و ارائه خدمات در مسیرهای کوتاه پرهزینه است به همین جهت سودآوری این صنعت در گرو استفاده کامل از ظرفیت های موجود و انجام فعالیت های اضافی برای ایجاد درآمد مثل فروش بعضی از اقلام کالا در حین سفر می باشد.عملیات فوق مسلزم ارائه خدمات 24 ساعته و استفاده بیشتر از ظرفیت و امکانات موجود است.

 

راه آهن:

          در نیمه اول قرن بیستم در بسیاری از کشورهای صنعتی امروز و به خصوص در اروپا قطار به عنوان وسیله حمل و نقل مهم نقش داشته است. در سال های 1970 ، 1980 بسیاری از قطارهای اروپا در جهت تامین نیاز بازار اقدام نمودند و تلاش شده تا نظر گردشگران را جلب نمایند در آن اوقات با اقزایش شدید نرخ سوخت تمایل برای استفاده از اتومبیل شخصی برای گذراندن تعطیلات کاهش یافت. شرکت های گردشگری می توانند با استفاده از جاذبه های گردشگری از امکانات راه آهن برای برگزاری برنامه های خود استفاده نمایند. این گردانندگان تورها قطار را به صورت چارتر کرایه می کنند. بسیاری از شرکت های راه آهن در اروپا با ارائه تخفیف های ویژه در مسیرهای به خصوص موجبات جلب مشتری را فراهم آورده اند. امروزه قطارهای سریع السیر مراکز شهرهای بزرگ را به هم متصل نموده است و از نظر زمان با هواپیما رقابت می کنند و از نظر راحتی بسیار بهبود یافته است.

         بسیاری از گردانندگان تورهای مسافرتی از این فرصت استفاده می کنند و برنامه های خود را تنظیم می کنند. یک شرکت  با استفاده از قطارهای سال 1930 اما با تشریفات خاص خدمات ارائه می کنند، قطارهای سبز وOrient Expressبه نام

سیمرغ در ایران نیز نمونه هایی از این دست هستند.

 

مسافرت با اتوبوس:

         این خدمات را می توان به صورت زیر طبقه بندی کرد:

 

1. مسیرهای سزیع السیر بین المللی و داخلی

2. اتوبوس های دربستی

3. اتوبوس های گردشی

4. خدمات انتقال مسافر از فرودگاه به هتل و برعکس

 

اتوبوس های مسیر طولانی گزینه ای ارزان قیمت پیش روی قطار و هواپیما می باشند. تعداد فزاینده ای از گردشگران از بخش های تفاوت بازار و معمولا تیپ جوان که به دنبال ارزانی هستند برای مسافرت اتوبوس را انتخاب می کنند. اگرچه بسیاری افراد سالخورده  ومسن تر نیز به دلایلی از جمله دسترسی راحت تر به ترمینال ها و حمل بار اضافی تهیه ساده بلیط و پذیرش ساده بار مسافر، خصوصا در مسافرت های برون مرزی از اتوبوس استفاده می کنند. در سطح بین المللی بعضی شرکت های

اتوبوسرانی به صورت قاره ای عمل می کنند.بدون توجه به اندازه  قاره ، شبکه های اتوبوسرانی ایجا شده به صورت داخل و برون مرزی فعالیت می کنند که به طور موثری مسافر را به کانادا و مکزیک جابه جا می کنند. هزینه به نسبت پایین، بهبود کیفیت راه ها، مدرن شدن اتوبوس ها و جذابیت های مسیر از عناصری هستند که تقاضا برای استفاده از اتوبوس در سفرهای طولانی و بین المللی را تقویت نموده اند.

 

اتومبیل های شخصی:

         در انگلیس این پدیده بعد ازدهه 1950 اتفاق افتاد و تاثیر عمده ای بر اتوبوسرانی و قطار داشته و برای خانواده ها آزادی عمل بیشتری به دنبال داشته است. نه تنها هزینه های روزمره اتومبیل شخصی کمتر شده بلکه مالکین اتومبیل ها کمتر هزینه های غیر مستقیم مثل استهلاک و خرابی ها را در نظر می گیرند. تاثیر این عامل بر صنعت گردشگری قابل توجه بوده است. صنعت هتل داری نیز نسبت به این تغییرات واکنش مساعد نشان داده است. و متل ها و هتل های ترانزیت و رستوران و کافه تریا های بین راهی ایجاد شده است تا نیاز گردشگران را به طور موثری تامین نماید. امکانات چادرزنی و استفاده از ماروان با رونق استفاده از اتومبیل های شخصی توسعه یافته است. میل به آزادی عمل و انعطاف پذیری بیشتردر هنگام مسافرت موجب افزایش استفاده از اتومبیل شخصی شده است.این الگو تراکم ترافیک و آلودگی هوا را تشدید می کند.

 

 

شرکت های کرایه اتومبیل:

         این شرکت ها خدماتی را ارائه می دهند تا تجار و افرادی که برای انجام امور اداری و حرفه ای خود مسافرت می کنند و همچنین گردشگرانی که اتومبیل شخصی خود را در سفر همراه ندارند از جمله کسانی که سفر آنها به دلیل صرفه جویی در زمان با هواپیما تنظیم شده است بتوانند آزادی عمل بیشتری در مقصد داشته و سفری پرماجرا و فارغ از محدودیت ها به دلخواه خود داشته باشند.

 

 

 


comment نظرات ()
باغهای اصفهان
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥

 

باغ های اصفهان

باغ انگورستان: این باغ سلطنتی متصل به کاخ چهلستون بوده و قسمت اندرونی کاخهای سلطنتی را تشکیل می‌داده است. افغانها به طمع استخراج دفینه این باغ را خراب کردند.

انگورستان ملک:

انگورستان ملک یک باغ انگور و عمارت تاریخی در اصفهان است. پیشینه این باغ به زمام نادرشاه افشار باز می‌گردد. در زمان ناصرالدین شاه قاجار این باغ در اختیار مسئول امورمالی حکومت اصفهان درآمد و در آینده فرزند این شخص به نام حاج محمدابراهیم خان به ملک التجار معروف بود بنای انگورستان را راه اندازی کرد و به برگزاری مراسم سوگواری و تعزیه ویژگی داد. معمار سازنده این بنا استاد حسین چی است و تاریخ وقف نامه آن سال ۱۳۴۱ هجری قمری است. در درازای زمان قسمت‌های گوناگونی از این انگورستان ویران شد و بخش‌هایی از آن در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی در تعریض خیابان ملک از میان رفت. مجموعه فضاهای حیاط سرپوشیده، سفره خانه، اتاق آرامگاه و دیگر اتاق‌های اطراف حیاط دارای تزئینات فراوان گچبری، آینه کاری و کاشیکاری هستند. ستون‌هایی که در میان فضای سفره خانه و حیاط هستند دارای روکش‌های چوبی می‌باشند ولی پایه و سرستون‌ها دارای تزئینات می‌باشند. در زیر فضای سفره خانه زیرزمینی هست که نورگیرهای مشبک نور آن را از حیاط جنوبی برآورده می‌کنند. در گوشه جنوب شرقی بنا حمامی واقع شده‌است که سقف گنبدی بسیار زیبائی دارد و سکوهائی در اطراف آن تعبیه شده‌اند. ازاره جبهه شمالی و شرقی این خانه دارای نقوش حجاری هستند. انگورستان ملک از بناهای بسیار زیبای دوران قاجاریه‌است که هم اکنون در دست سازمان اوقاف می‌باشد و به برگزاری مسابقات قرائت قرآن و تعزیه و سوگواری اختصاص دارد.

 

باغ کجاوه خانه: این باغ نزدیک بازار صباغان بوده و 45 هزار زرع وسعت داشته است.

باغ احمد سیاه: این باغ در قرن سوم هجری ساخته شده که در زمان مکشاه سلجوقی اقامتگاه ترکان خاتون بوده و در عمارت زیبای آن آثار هنری بی‌نظیری وجود داشته است. این باغ در کنار زاینده‌رود بوده است.

باغ کاران: این باغ بسیار زیبا که بعضی از شعرا آن را توصیف نموده‌اند، از بناهای ملکشاه سلجوقی بوده و در محلّه خواجو و کنار زاینده‌رود قرار داشته است و خواجه حافظ شیرازی چندی در این باغ مهمان بوده و در غزلی آن را چنین توصیف می‌کند:

     روز وصــل دوستداران یـاد بــاد                 یــاد بـاد آن روزگاران یـاد بـاد

    گرچه صد رود است در چشمم مدام              زنـده رود بــاغ کـاران یـاد بـاد

باغ تاج آباد: این باغ به فرمان شاه عباس در محل کنونی خیابان نظر واقع در جلفا ساخته شده بود. شاه هنگام شکار در این باغ اقامت می‌نموده است.

باغ تخت: این باغ بزرگ از بناهای دوران صفویه و در مغرب چهارباغ قرار داشته. مساحت آن چهل هزار زرع بوده است. در این باغ دو قصر سلطنتی بوده که درب یکی رو به چهارباغ و درب دیگری رو به خیابان شیخ بهایی باز می‌شده.

باغ طاوس خانه: این باغ سلطنتی از بناهای شاه عباس دوم بوده و در مشرق چهارباغ قرار دارد. مساحت آن چهل هزار زرع بوده و مادی نیاصرم از وسط آن عبور می‌کرده است.

باغ نسترن: این باغ در زمان صفویه ساخته شده و در کنار مادی نیاصرم و متّصل به رودخانه زاینده رود بوده است. این باغ زیبا به امین الشریعة اصفهانی تعلق داشته است.

باغ میرزا مهدیخان: این باغ از آثار صفویه بوده و در تلواسکان (تل واژگون) قرار داشته است. مساحت آن 27 هزار زرع و از آثار میرزا مهدیخان بوده است.

باغ بابا امیر: این باغ در دوران صفویه در چهارباغ احداث شده. مساحت آن سی هزار زرع بوده و عمارت زیبایی در وسط آن قرار داشته است. این باغ در زمان ناصرالدین شاه به ملکیت صارم الدوله درآمده است.

باغ نظر: این باغ مربوط به دوران صفویه بوده. چهل و پنج هزار متر مربع مساحت داشته است و مادی نیاصرم از وسط آن می‌گذشته، این باغ متعلّق به شیخ العراقین بوده است.

باغ کَل عنایت: این باغ مربوط به زمان صفویه و متعلق به کَل عنایت، دلقک معروف شاه عباس بوده است ه در محل خیابان ابن سینای کنونی بوده و اکنون کوچة باغ عنایت در آنجا مشهور است.

باغ قوشخانه: این باغ که محل نگاهداری قوشهای سلطنتی بوده، در محل طوقچی و در مسیر زینبیه قرار داشته است.

باغ شاه: این باغ متّصل به دربار شاهی و در حوالی میدان نقش جهان بوده و شاه پس از تماشای بازی چوگان ر این باغ استراحت می‌کرده است.

باغ زرشک: این باغ معروف در جنوب زاینده‌رود و محل فعلی کارخانة صنایع پشم- واقع در چهارباغ بالا – قرار داشته است. دارای عمارت و دریاچه و آبشار بوده و هشتاد هزار متر مربع وسعت داشته و به جلفا و زاینده‌رود مسلّط بوده است.

باغ منوچهرخان معتمدالدوله: این باغ در دوران صفویه احداث شده و در محل پشت مطبخ قرار داشته است. باغی وسیع و زیبا و در آن عمارتی دو طبقه، به شکل کلاه فرنگی بوده است.

باغ داروغه: این باغ به مساحت پانزده هزار زرع و باغ وقایع‌نویس به مساحت

باغ چینی خانه: این باغ مقابل کاخ چهلستون قرار داشته و در زمان صفویه ساخته شده است 28 هزار زرع و باغ دیوان بیگی به مساحت 25 هزار زرع و باغ تفنگچی آغاسی به مساحت سی هزار زرع، در کنار یکدیگر قرار داشته و متعلّق به آقا کمال‌الدّین شریعتمدار اصفهانی بوده است.

باغ فرح آباد: این باغ بسیار مصفّا و بزرگ که در جنوب اصفهان قرار داشته، مورد توجّه و علاقه شاه سلطان حسین صفوی بوده که به دستور او در دامنه کوه صفه ساخته شده بود. طول آن یک فرسنگ و عرض آن نیم فرسنگ بوده و شاه سلطان حسین ماهها در آن به عیش و عشرت می‌پرداخته است. در این باغ، واقعة ننگین تاریخ ایران اتفاق افتاد و شاه سلطان حسین، باغ و مملکت را یکجا به محمود افغان تسلیم نمود. باغ هزار جریب: این باغ که در انتهای چهارباغ بالا قرار داشته، از بناهای صفویه بوده که در آن عمارتی زیبا و آبشاری با صفا ساخته بودند. متأسفانه همه آنها به دست ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه، همراه بسیاری از آثار دیگر اصفهان به ویرانی کشیده شد.

باغ کومه: از باغهای بیرون شهر اصفهان است که در بلوک لنجان واقع شده و متعلق به زمان صفوی است. این باغ شکارگاه شاه عباس بوده و در کنار آن نهر آب بزرگی وجود داشته که در حوالی آن پرندگان زیادی در پرواز بوده‌اند. در این باغ بزرگ دریاچه‌ای ساخته شده بود. و جزیره‌ای در وسط آن قرار داشته که به وسیله پل متحرّکی به آن جزیره می‌رفتند و چون پل را بر می‌داشتند رابطة باغ با جزیره قطع می‌شده است. در این باغ انواع گلها و درختان زینتی و عمارات زیبا وجود داشته و به نام باغ کام و یا باغ کومة «سگِ علی» - کلبِ‌علی لقبی که شاه عباس به خود داده بود – شهرت داشته است.

باغ حاجی: این باغ در چهارباغ پایین و جهت اقامت «همایون شاه» پادشاه هندوستان ساخته شده بود که به نام باغ همایون نامیده می‌شد. زمانی که آغا محمدخان از طرف کریم‌خان مأمور تعمیر آن گردید، به نام باغ حاجی شهرت یافت. این باغ متعلق به دوران صفوی است. امروز قسمتی از آن، جزو ورزشگاه معروف تختی است که به پاس بزرگداشت زنده‌یاد غلامرضا تختی، پهلوان نامی ایران و قهرمان کشتی جهان به این اسم نامیده می‌شود.

باغ جلفا: این باغ در جنوب غربی میدان نقش جهان قرار داشته و دارای وسعت زیاد و عمارت سلطنتی بوده است.

باغ عدن: این باغ که کاخهای آن از بناهای مهمّ و زیبای اصفهان به شمار می‌آمده، مربوط به دوران سلجوقیان بوده و به دالان هشت بهشت هم شهرت داشته و به شش باغ کوچک مصّفا تقسیم می‌شده است ملکشاه سلجوقی این باغ را جهت حرمسرا انتخاب نموده بود و شش سوگلی شاه با ندیمه‌ها و خدمة آنها در این باغها زندگی می‌کردند.

باغ کاج: در جنوب شرقی پل خواجو قرار داشته و قصری زیبا مشرف به رودخانه زاینده‌رود در آن ساخته شده بود. این باغ در فتنة افغان محل سکونت و زندگی محمود غلجایی بود که از بیم اهالی پایتخت در آن مخفی شده بود. به همین مناسبت به باغ محمود نیز شهرت داشت.

باغ مستوفی: مقابل باغ کاج و در قسمت غرب خیابان فیض کنونی قرار داشت و دارای عمارت زیبایی بود. این باغ مشجّر و پرگل به باغ گلستان – در کنار تالار آینه‌خانه و مشرف به زاینده‌رود – متّصل می‌شد.

باغ انارستان: در مشرق خیابان فیض کنونی قرار داشته که هم‌اکنون نیز کوچه‌ای به همین نام در این منطقه وجود دارد.

باغ نگارستان: این باغ زیبا و بزرگ دارای ساختمان و قصر زیبایی بود و دریاچه‌ای بزرگ وسط آن ساخته شده بود. باغ نگارستان در جانب غرب خیابان فیض قرار داشت و مانند بسیاری از قصرها و کاخهای دیگر در حملة افغان از سکنه، خالی و به ویرانی کشیده شد، ولی هنوز در اسناد تاریخی و در نزد سالمندان به همان نام باقی است.

باغ غدیر: این باغ در مشرق اصفهان قرار دارد و دارای فضایی وسیع و سالنهای متعددی است. این باغ مشجر دارای گل و چمن و حوض و فواره و تأسیسات ورزشی و سالن کتابخانه بوده و برای برگزاری نمایشگاههای هنری و صنعتی و جلسات سخنرانی از سالنهای آن استفاده می‌شود. این باغ در سالهای اخیر به شکل آبرومندی درآمده و محل گردش و تفریحات سالم ورزشی و مطالعة علاقمندان است.

علاوه بر باغهای ذکر شده حدود یکصد و ده باغ مصفّای دیگر در گوشه و کنار اصفهان وجود داشته که با توسعه یافتن شهر و احداث خیابانها و ساختمانهای متعدّد اکثر آنها معدوم شده، فقط آثار و نام برخی از آنها باقی مانده است.

باغ فدک

این باغ در سال 1375 در قطعه زمینی به وسعت 85هکتار (850000متر مربع) در بخش شمال شرقی اصفهان در بلوار فرزانگان توسط سازمان پارکها و فضای سبز احداث شد.در ابتدا پارک به صورت جنگلی باسیستم آبیاری هیدرانت طراحی شد ولی اخیراً با تغییرات ایجاد شده به صورت یک پارک شهری با سیستم آبیاری قطره ای اداره می شود.تعداد درخت و درختچه موجود حدود 47هزار اصله شامل کاج تهران، کاج شهری، توت، زبان گنجشک، سرو نقره ای، سرو شیرازی، سرو نوش،اقاقیا، ارغوان،‌نارون، وسک، دادی، به ژاپنی می باشد.سطح چمن کاری شده پارک شامل تپه، تپه چینی و اطراف ساختمان اداریحدود 12500مترمربع است.دریاچه تعبیه شده به وسعت 50000000 مترمربع  در بخش شرقی پارک می باشد.زمین اسباب بازی در دو قسمت پارک (مرکز و غرب پارک)سرویس بهداشتی در دو قسمت مرکز و غرب پارک

زمین ورزشی در جنوب غربی پارک

60عدد آلاچیق ساختمان سالن مطالعه در دست احداث و ساختمان اداریفعالیتهای عمرانی خدماتی رفاهی100احداث خیابان ضلع جنوبی به طول1000 مترجاده به طول 1000متر - عرض 10مترساخت و ایجاد مجموعه ورزشی باغ فدک در ضلع جنوبی- شامل 5 قطعه زمین ورزشی دارای سرویس بهداشتی و رختکن- زمین هندبال یا فوتبال گل کوچک، زمین بسکتبال ، زمین والیبال، زمین بدمینتون احداث یک باب ساختمان مطالعه (سالن دارک)در دو طبقه با زیربنای 700متر مربع جهت خواهران و برادران- احداث زمین اسکیت استاندار با وسعت 1200متر مربع - احداث و تکمیل پارکینگ اصلی ضلع شمالی با چهار باند آسفالته به طول هر یک 400مترمربع و پارکینگ مجزا برای اتوبوس و کامیون ها

 

باغ گلها

اصفهان، این شهرلاجوردی که چونان نگارستانی دلپذیر، و مرواریدی گرانبها و بی‌بدیل در مرکز فلات ایران زمین خوش می‌درخشد، اینک در طلوع راستین دیگری از رونق آبادانی زیباتر و با شکوهتر از دیروز و روزگاران پیشین با پرنیان

رنگ در رنگ گلها و فضاهای سبز و دلاویزی که در هر کوه و برزنش چشم نوازی می‌کنند، در هم می‌آمیزد تا زیبایی و شادابی را در فضاهای شهری مفهومی تازه بخشد.در عصری که «ماشینیسم» و رشد قارچ ‌گونه صنایع آلاینده، محیط زیست

انسان و موجودات زنده را به مخاطره افکنده و آلودگی هوا سر منشأ بسیاری از بیماریهای تنفسی و مرگ و میرهای ناگهانی شده است، و در فصلی از تاریخ که خطرات ناشی از آلودگی هوا و کاهش موحش نازک شدن لایه اوزن نگرانی عموم ملل جهان را برانگیخته است و آینده‌ای تاریک را برای ابناء بشر به تصویر می کشاند، نمی‌توان در چاره‌اندیشی و یافتن راه برون رفت از مشکلات تعلل ورزید. باید باور کنیم که یک نهضت بزرگ ملی در ایجاد یک محیط سالم شهری می‌تواند التیام بخش و ضامن سلامتی روح و جسم شهروندان باشد. پس باید دریچه‌ای به باغ امید گشود و رویش و سخاوت را به نظاره نشست.

خوشبختانه از چند سال پیش به این سو، فضاهای سبز شهر اصفهان در پرتو برنامه‌ریزیها و تلاشهای شهرداری و سازمان پارکها و فضاهای سبز گسترش یافته است، به گونه‌ای سرانه فضای سبز این شهر به ازای هر شهروند به مرز حدود 5/13 متر مربع رسیده که در یک مقایسه اجمالی به حداقل استاندارد جهانی یعنی 15 متر مربع نزدیک شده است. این فضاهای سبز که مشتمل بر فضاهای دل‌انگیز حاشیه زاینده‌رود و پارکهای محلی و کوهستانی و جنگلی است زیبایی، شادابی و پالایش نسبی هوای شهر اصفهان را باعث گردیده است باغ بزرگ گلها است و جای جای آن باغ در باغ، اما این پروژه معظم واسطه عقد

پارکهای شهر به شمار می‌رود. ویژگی و امتیاز منحصر به فرد این باغ را باید در وجوه چندگانه تفریحی، فرهنگی، آموزشی و تحقیقی آن جستجو کرد که امید می‌رود با جذابیتهای چشمگیر خود، استعدادهای توریستی شهر اصفهان را بیش از پیش افزایش دهد و تقویت کند. این طرح به عنوان یکی از طرحهای مهم و بزرگ اصفهان+22 به بهره‌برداری می‌رسد تا بدینوسیله بر زیباییها و مناظر دیدنی این شهر بیفزاید و دانشجویان و دانش‌پژوهان بتوانند از این مکان استفاده نمایند و اوقات فراغت خود را با گل و گیاه سپری کنند.در طراحی این باغ اقلیم خشک منطقه اصفهان مورد توجه قرار گرفته و آب به

صورت فواره‌هایی کوتاه جریان می‌یابد و سرانجام به برکه برخورد می‌کند، همچنین عناصر و مختصات فرهنگ معماری سنتی اصفهان در بناهای این باغ تبلور عینی یافته است.   معرفی قسمتهای مختلف مجموعه باغ گلها

پاویون ورودی :

ساختمانی به ابعاد 6×9 و ارتفاع 6 متر در دو اشکوب است که طبقه همکف آن مشتمل بر دو قسمت شمالی و جنوبی (در سمت شمالی پلکان ساختمان و سمت جنوبی دفتری جهت ارائه بروشور و اطلاعات باغ و نمایش بذر گلها) می‌باشد. طبقه اول به صورت صفه است، که از این صفه می‌توان محوطه کلی پارک را نظاره نمود و طبقه دوم که شامل یک سالن است برای ارائه فیلم و اسلاید انواع گیاهان منظور گردیده است.

باغ صخره‌ای :

وسعت این باغ 2500 متر و ارتفاع 3 متر است و 250 گونه گیاهان صخره‌ای که نمایی از طبیعت را ارائه می‌نمایند، در این باغ کاشته شده است.

آبشار باغ :

این آبشار در سمت شرقی باغ صخره‌ای قرار دارد و از ارتفاع چهارمتری حجم قابل توجهی از آب به داخل برکه ریزش می‌کند و جریان می‌یابد. در ساختمان آبشار از انواع سنگهای رودخانه‌ای استفاده گردیده است تا آبشار کاملاً طبیعی جلوه نماید.

برکه :

به منظور تلطیف هوا و پرورش انواع گیاهان آبزی، در طرح باغ برکه‌ای به مساحت حدود 3500 متر مربع در ضلع جنوب شرقی باغ پیش‌بینی گردیده است.


 

محوطه مخصوص کودکان :

در این محوطه با استفاده از انواع پرچینها طرحی پیش‌بینی گردیده است که بچه‌ها بتوانند با گریز و اختفاء ساعاتی از وقت خود را در باغ بگذرانند.

محوطه باغ :

سطح کلی قطعات باغ جمنکاری و با پیش‌بینی انواع باغچه‌ها در طرحهای متنوع استفاده از گلهای فصلی یکساله، دو ساله، دائمی و درخچه‌های زینتی ممکن می‌گردد. در مرکز باغ طرح فرش که یکی از نقشهای اصیل و دیرینه اصفهان است و گل و بوته و ترنج فرش از انواع انشاء گلها استفاده می‌گردد،معابر باغ که حدود 5000 متر مربع است با نوعی کفپوش (سنگهای گرانیت) با طرحهای خاص مفروش گردیده است.

 

باغ رز:

در قسمتی از باغ ، باغچه‌هایی به منظور کشت انواع گل رز در ایران در نظر گرفته شده است.

آمفی تئاتر روباز :

در ضلع شرقی باغ گلها، در انتهای محور اصلی به منظور برگزاری نمایشگاههای مختلف و مراسم جشن و سخنرانی، با استفاده از تنه درختان فضایی به شکل آمفی تئاتر پیش بینی شده است که ظرفیت آن حدود 250 نفر می‌باشد.

گلخانه :

به منظور پویا بودن باغ گلها، با توجه به شرایط اقلیمی اصفهان و کمبود گل در فصل زمستان، مجموعه گلخانه به مساحت 700 متر مربع در ضلع مال شرق باغ پیش‌بینی شده است که با فراهم نمودن انواع اقلیم در طول فصل زمستان

 بازدید کنندگان می‌توانند نظاره‌گر انواع گلها باشند.


 

نرده‌های اطراف باغ :

با توجه به تنو‏ع گلها و گیاهانی که نیاز به مراقبت ویژه‌ دارند، اطراف باغ با نرده‌های ساده و دیوار سبز انواع پرچین محصور، به گونه‌ای که ضمن جلوگیری از تردد افراد به صورت دیواره‌ای سبز محدوده باغ را مشخص سازد.

 

باغ گیاهانی دارویی و خوراکی :

این مجموعه با مساحتی در حدود 1170 متر مربع دارای 132 گونه از انواع گیاهان دارویی و خوراکی موجود در مناطق مختلف ایران می‌باشد که بر اساس یک سری مطالعات، انتخاب و نسبت به کشت آن اقدام شده است. موقعیت این مجموعه در شمال باغ می‌باشد.

باغ سوزنی برگان :

این قسمت دارای انواع درختان سوزنی برگ می‌باشد که مساحتی بیش از

2166متر مربع از باغ را به خود اختصاص داده و در منتهی‌الیه دریاچه واقع گردیده است. تنوع گونه ها در این مجموع بالغ بر 86 گونه می‌باشد.

باغ گیاهان پیازی :

این مجموعه نیز با انواع گیاهان پیازی شکل گرفته، همچنین سعی شده با استفاده از تعداد قابل توجهی از گونه‌هایی که با شرایط آب و هوایی اصفهان سازگاری دارند، منظره زیبایی به نمایش گذاشته شود.تعداد گونه‌های این مجموعه 38 گونه و مساحت آن بالغ بر 740 متر مربع است.

مجموعه گونه‌های زنبق :

این مجموعه نیز با مساحتی در حدود 900 متر مربع درضلع شرقی باغ و در کنار آمفی تئاتر با تعداد 46 گونه گیاهی پیش‌بینی شده است که دارای گونه‌های متعدد زنبق می‌باشد.

 

مجموعه پرچین :

به منظور جداسازی و تفکیک قطعات مختلف از پرچینهای متفاوت با گونه مورت، انواع شمشاد، و زرشک استفاده گردیده که طول عملیات اجرایی در این بخش به 1540 متر بالغ می‌گردد.

مجموعه گونه‌های داوودی :

این مجموعه نیز با مساحتی در حدود 900 متر مربع در ضلع شرقی باغ با تعداد 26 گونه گیاهی پیش‌بینی شده است که دارای گونه‌های متعدد از گلهای داوودی می‌باشد.  

آب نما :

معابر اصلی و فرعی با استفاده از آب نماهایی به قطع 80×40 سانتیمتر همراه با فواره‌های متعددا جرا گردیده که طراوت و زیبایی‌ خاصی به مجموعه بخشیده است. آب مورد استفاده از مرکز باغ به منتهی الیه آب نماها متصل شده و پس از برگشت مجدد به صورت چرخشی جریان می‌یابد. به منظور کاهش هزینه‌ کارگری و حداکثر استفاده از آب و همچنین ایجاد

حیطی مرطوب، از آبیاری تحت فشار استفاده شده و کلیه سطوحی که امکان بیاری بارانی در آن وجود دارد، تحت پوشش طرح فوق قرار گرفته است. جهت تأمین نور مناسب و روشنایی باغ در شب از پایه‌های بلند به همراه پروژکتور جهت نورپردازی به روش متمرکز استفاده شده است. همچنین پایه‌های کوتاه با نور ملایم در مسیرهای حرکت پیش‌بینی گردیده است که فضای زیبایی را در شب ایجاد می‌نماید. با عنایت به فلسفه وجودی باغ مبنی بر ارائه انواع گلها سازگار با شرایط آب و هوایی اصفهان مجموعاً درقسمتهای مختلف باغ تعداد 395 گونه گیاهی کاشته شده .

مشخصات فنی باغ گلها :

سنگ گرانیت : 4000 متر مربع

جدول‌گذاری محوطه باغ : 4200 متر طول (از نوع تیشه‌ای)

مساحت ساختمان سر درب ورودی : 180 متر مربع

محوطه‌سازی پارکینگ : 4345 متر مربع

جدول ‌گذاری پارکینگ : 600 متر طول

کانال سازی با سنگ تیشه‌ای: 300 متر طول

احداث حوضها با سنگ تیشه‌ای : 80 متر مربع

احداث برکه : 3177 متر مربع

(کف برکه از سنگ ضایعات و بدنه‌ها از سنگ لاشه ساخته شده است)

کف فرش : 2500 متر مربع

زیرسازی در کل معابر باغ : 7453 متر مربع

محوطه سازی ورودی با سنگ مالون : 1500 متر مربع

بدنه سازی با سنگ مالون : 250 متر مربع

هزینه آزاد سازی : 1.200.000.000 ریال

باغ پرندگان:

 باغ پرندگان فعالیت خود را در مرداد ماه 1375 آغاز کرده است. این باغ با مساحتی بالغ بر 55000 مترمربع یکی از جاذبه های تفریحی شهر اصفهان است. این مجموعه که بخشی از پارک جنگلی ناژوان و رودخانه زاینده رود است از معدود باغهای پرندگان در خاورمیانه می باشد. مساحت داخلی زیر توری باغ 17000 مترمربع و مساحت توری که بر روی 16 ستون متحرک به ارتفاع حداکثر 32 متر قرار گرفته است 40000 مترمربع است.

باغ پرندگان توسط شهرداری اصفهان احداث شده است و اکنون تحت مدیریت طرح ساماندهی ناژوان و صفه اداره می شود.

این مجموعه از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است که به اختصار به معرفی آنهامی پردازیم :


 

  1) جزیره باغ پرندگان :

 این جزیره بزرگترین جزیره رودخانه زایند رود است که فضای سبز آن زیبایی خیره کننده ای به باغ پرندگان داده است. این جزیره با یک پل چوبی به باغ پرندگان متصل می شود.

 2) ماکت :

نمونه کوچکی از باغ پرندگان، همراه با برخی گونه های پرندگان آزاد در باغ است. این ماکت ساختار و سازه باغ را برای بازدید کنندگان در بدو ورود به نمایش می گذارد.

3) ساختمان اداری :

بخش اداری باغ پرندگان در این قسمت قرار دارد. هماهنگی کلیه امور مربوط به باغ اعم از امور بازدید کنندگان و پرندگان توسط کارشناسان و پرسنل این بخش صورت می گیرد.

4) ساختمان برج :

این ساختمان که به شکل برج کبوتر تعبیه گردیده دارای دستگاههای جوجه کشی جهت تکثیر و زاد آوری پرندگان و شامل اطاقهایی برای نگهداری از جوجه های تازه متولد شده و والدین در حال جفت یابی می باشد.

5) ورودیهای باغ :

 

این مجموعه با داشتن ورودی ؛ یکی جهت خریداری بلیط (ورودی اول) و دیگری برای تحویل آن (ورودی دوم) ، مسیر ورود بازدید کنندگان را مشخص می سازد.

باغ پرندگان مکانی است که امکانات ویژه ای جهت زندگی هر پرنده تقریباً مطابق با محیط زیست طبیعی آن پرنده اختصاص داده شده است. از جمله این امکانات موارد زیر را می توان نام برد :

1)     برکه ها :

 4 برکه کوچک و بزرگ در باغ پرندگان وجود دارد که محل زندگی پرندگان آبچر مانند انواع اردک ها، قوها، غازها و … می باشد. برکه بزرگی در قسمت مرکزی باغ قرار گرفته است بطوریکه تعداد زیادی از این پرندگان آبچر را در بر می گیرد.

2)     صخره :

صخره باغ که در ضلع شرقی قرار گرفته محیط زیستی مناسب جهت پرندگان کوهستانی و بیابانی است. پرندگانی چون کبکها بیشتر در این محیط دیده می شوند.

3)     قفسهای شیشه ای :

 از آنجا که اصفهان دارای شرایط اقلیمی خاص خود می باشد، این قفسها با دارا بودن امکانات ویژه ای چون دستگاه تهویه، شوفاژ و کولر محیط مناسبی را برای پرندگانی که در محیط زیست طبیعی آنها شرایط خاص آب و هوایی حاکم است، فراهم می نماید.

4)     قفسهای آهنی:

 این قفسها به دلیل نوع تغذیه پرندگان شکاری ساخته شده است. زیرا اینها در صورت آزاد بودن در محیط از سایر پرندگان و جوجه آنها استفاده می کنند. همچنین سعی شده است محیط زیست طبیعی آنها که مناطق صخره ای کوهستانی است در قفسهای مربوط مهیا گردد.

5)     فضای سبز جنگلی:

این فضا که از جمله مناطق زیست پرندگان جنگلی است در سرتاسر محیط باغ ایجاد شده و پرندگان به صورت آزاد در این فضا پرواز می کنند.

از مهمترین اهداف احداث این باغ موارد زیر را می توان نام برد :

1- پر کردن اوقات فراغت و تفریح و تفرجّ بازدید کنندگان.

2- بالا بردن سطح اطلاعات و آگاهی مردم در ارتباط با پرندگان.

3- فراهم کردن شرایط مناسب جهت جذب توریست.

4- حفاظت ژنتیکی از گونه های در حال انقراض.

5- تولید و تکثیر پرندگان نادر و فروش پرندگان مازاد.

6- تاکسیدرمی گونه های تلف شده به عنوان یک صنعت و هنر.

7- مطالعه و تحقیق بر روی گونه های جدید.

این باغ در 4 کیلومتری غرب پل وحید در حاشیه زاینده رود و در پارک طبیعی ناژوان واقع شده است.

باغ نقش جهان: این باغ در مشرق و شمال کاخ چهلستون قرار داشته که از باغهای سلطنتی محسوب می‌شده و به دستور شاه اسماعیل صفوی ساخته شده است.

 

 

 

 

 

باغ بادامستان: این باغ که عمارت هشت بهشت در آن قرار داشته، به مساحت 25 هزار متر مربع بوده است. این باغ سلطنتی بسیار زیبا، با کاخ مجلل آن ابتدا به بختیاری‌ها و سپس به جلال‌السلطنه واگذار گردیده بود.

باغ بهشت آیین: از باغهای زمان صفویه است که در جوار هشت بهشت قرار داشته و خیابان فتحیه کنونی و دبیرستان دخترانة معروف و قدیمی «بهشت آیین» جزئی از آن باغ به شمار می‌آید.

باغ هزار جریب: این باغ که در انتهای چهارباغ بالا قرار داشته، از بناهای صفویه بوده که در آن عمارتی زیبا و آبشاری با صفا ساخته بودند. متأسفانه همه آنها به دست ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه، همراه بسیاری از آثار دیگر اصفهان به ویرانی کشیده شد.

علاوه بر باغهای ذکر شده حدود یکصد و ده باغ مصفّای دیگر در گوشه و کنار اصفهان وجود داشته که با توسعه یافتن شهر و احداث خیابانها و ساختمانهای متعدّد اکثر آنها معدوم شده، فقط آثار و نام برخی از آنها باقی مانده است.

 


comment نظرات ()
غار نوردی
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Top of Form

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روز سوم


طریقه کار کردن با نردبانهای طنابی یا کابلی

 

برای بالا آمدن از چاه با تالارها دو روش معمول است:


1- در حالت تعلیق در هوا

2- در حالت تماس با دیواره ها
 


1- در حالت معلق در هوا :


باید از همان ابتدا برای صعود یک دست و یک پای خود را به سمت جلو نردبان و دست و پای دیگر را در پشت نردبان قرار داد در این حالت بدن از دو طرف به طور مساوی به نردبان وارد می شود و حالت قائم به نردبان می دهد ولی اگر از دو دست و دو پا در یک طرف استفاده شود حتی نمی توان مقدار کمی هم بالا رفت. در تمام مرحله صعود باید این حالت رعایت شود برای راحتی صعود کننده در صورت امکان نفرات پایین می توانند با کشیدن نردبان صعود را برای نفر پیشگام آسان نمایند. صعود باید به آرامی و با دقت انجام شود و از تلاشهای عجولانه و تند خودداری شود برای راحتی بیشتر باید سعی کرد برای بالا رفتن از پله ها بجای دستها از قدرت پاها استفاده شود.
 

2- در حالت تماس با دیوارها :


باید دو دست و پاها در یک طرف نردبان باشد و فقط این نکته رعایت شود که پاها باید در قسمت جلو پاشنه کفش در جایی که گودی پا قرار دارد روی پله باشد تا با این عمل پله از دیوار جدا شود تا دستها بتوانند آن را بگیرند ولی در این حالت باید بسیار مواظب دستها بود تا در زیر سنگینی بدن بین پله ها و دیوار به دام نیفتاده و آسیب نبیند.
اگر طرز صحیح قرار گرفتن پا در روی پله به دقت و آرامی رعایت شود احتمال این خطر بسیار کم خواهد بود ولی اگر نوک کفش در روی پله ها قرار گیرد در ضمن بالا رفتن هم امکان لغزیدن پاها و هم آسیب دیدن دستها بین پله و دیوار وجود خواهد داشت.
اگر زمانی در یک محل هر دو حالت مذکور وجود داشته باشد باید بلافاصله بدن را با هر یک از دو حالت سازگار در مواقع صعود از یک چاه کلاهکی در زمان رسیدن به لبه کلاهک باید آهسته و با دقت عمل کرد و بسیار مواظب انگشتان بود و سعی کرد از لبه پله ها استفاده شود زیرا بارها دیده شده است که در این لحظات حساس در ل به کلاهک سنگی دستهای غار نورد زیر پله مانده و آسیب دیده است.
در صورت نبودن کسی در بالای چاه جهت حمایت لازم همیشه نفر اول صعود کننده می تواند از یومار و طناب آویزان فرود در حین بالا رفتن از نردبان خود را حمایت کرده و با رسیدن به بالای چاه خود را آماده حمایت نفر بعدی نماید.
تذکر: همیشه در موقع فرود و یا صعود یکی از نفرات پیشتاز که از نظر فیزیک بدنی و مسایل فنی ایده آل بوده اقدام به این کار می نماید.

عبور از تنوره ها :


تنوره ها شکافهایی هستند که غارنورد می تواند بدن خود را به صورت عمودی به درون آن وارد کرده و پیشروی کند سه روش عمده برای صعود از تنوره ها وجود دارد :


1- سینه خیز :

در تنوره های بسیار باریک ممکن است لازم باشد غارنورد خود را با فشار در تنوره ها جا دهد و سپس به کمک دستها به طرف بالا بخزد در این حالت کمک گرفتن از فشار پاها بسیار ضروری است.


2- تلاش دو طرفه :

چنانچه عرض تنوره حدود 60 سانتی متر باشد به کمک پشت کف دست و کف پاها می توان پاها یا زانو را به یک طرف تنوره و پشت را به طرف دیگر تنوره تکیه داد و در این حالت بدن به صورت گره واحدی در خواهد آمد برای رفتن باید با یک پا به دیوار پشتی و با پای دیگر به دیوار روبرو فشار آورد بدیهی است که دستها نیز به کمک پای عقبی به طرف پایین فشار وارد خواهد کرد.

 


3- صعود ضربدری توسط پاها و دستها :
این آسانترین روش بالا رفتن از تنوره است ولی لازمه آن وجود گیره های مناسب و بر هر دو طرف تنوره می باشد برای شروع باید رو به طرف تنوره ایستاد و بر هر دیواره آن یک دست و یک پا را محکم قرار داد و به آرامی شروع به بالا رفتن و یا حرکت در جهت افقی کرد.
 

 

درغارنوردی مهمترین مرحله آن، مرحله برگشت است در اینجا آسان ترین روش های صعود با به کارگیری وسایل جدید توضیح داده می شود و سپس یکی از ابتدایی ترین و ساده ترین روش ها که نیاز به وسیله ندارد توضیح داده می شود.

 



صعود توسط کرول :


عملکرد:


کرول در صعودهای میمونی نقش حیاتی و اصلی را در زنجیرۀ عملیات صعود بعهده دارد. بدین ترتیب که به نوعی حلقه ارتباطی مابین سینه صندلی غارنورد و صندلی به شمار می آید.


بعنوان مثال:


بعد از تثبیت موقعیت در انتهای چاه جهت صعود آماده می شویم.
1) صندلی صعود را می پوشیم و توجه به قلابهای رگلاژ را از یاد نمی بریم و تمام اتصالات را چک می کنیم.
2) یا یک تسمه در صورت امکان پهن و یا یک سینه صندلی مخصوص (Harness) ( و بهتر است قابل رگلاژ باشد) جهت تثبیت وضعیت کرول به تن می کنیم.
3) کرول را به نحوی که قسمت ضامن آن در سمت راست بدن قرار دارد را در جلو و حدود ناف ( که مرکز ثقل بدن به شمار می آید) از رو به رو قرار می دهیم و آن را توسط سوراخ فوقانی به وسیله طنابچه ( در سینه صندلی های مخصوص از تسمه خود سینه صندلی استفاده می شود)به سینه صندلی وصل می کنیم.
4) کرول را توسط یک کارابین پیچ دار که از سوراخ پایینی آن عبور داده می شود. به تسمۀ جلوی صندلی در صندلیهای ویژۀ غار نوردی وصل می کنیم.

 

 


توجه :


کارابین را به حلقۀ بزرگ صندلی که جهت فرود از آن استفاده می گردد وصل می کنیم.
درقسمت بالای کرول یک سوراخ بیضی شکل وجود دارد که می بایست تسمۀ سینه را از آن عبور داده به نحوی که آنقدر کشیده باشد که وقتی کاملاً به حالت ایستاده قرار داریم، کرول کاملاً محکم و چسبیده به سینه قرار بگیرد و تحت فشار از دو طرف صندلی و سینه واقع گردد.
5) بعد از مقدمات یاد شده ضامن را باز می کنیم و طناب صعود را داخل قسمت ناودانی شکل قرار می دهیم و سپس ضامن را کاملاً برمی گردانیم. به حالت اول Lock در این حالت خارهای فک متحرک کرول با طناب درگیر می باشد.
6) یک تسمه که متناسب با قد واندازه هر شخص می باشد را اسلینگ می کنیم و به کارابین صندلی متصل می نمائیم. این تسمه در حقیقت نقش خود حمایت را در صعودهای مرحله ای و یا در فرود و همینطور در زمانی که خود را می خواهیم به کارگاه متصل کنیم به کار می رود.
7) ادامه همان تسمه و یا یک تسمه دیگر را متناسب با طول یومار دست آماده می نماییم و به سوراخ انتهای یومار متصل می کنیم( جهت ایمنی بیشتر).
8) یومار دست را بالای کرول متصل می نماییم و تسمۀ حلقه رکاب را در پا جای می دهیم با بلند شدن بر روی تسمه پا طناب از داخل فک متحرک کرول در جهت پایین حرکت می کند و کرول از نقطه قبلی بالاتر واقع می شود. با انتهای کورس پیموده شده یومار می توانیم فشار را بر روی کرول سینه منتقل می نماییم و بر روی آن بنشینیم و این کار را تا پایان صعود بصورت یکی در میان بین کرول و یومار تکرار می کنیم.


نکته :


1) باید کرول تا جایی که ممکن است بر روی سینه و صندلی در حالت فشار بر روی سینه قرار بگیرد.
2) رکابها و یا حلقه پا در حالت ایستاده معمولاً بطوری که در بالای کرول و یا همان یومار سینه قرار بگیرد.
3) به هیچ عنوان در حالت صعود به ضامن یومار و یا کرول دست نزنید.
4) در حالتی که مجبور هستید طوری صعود نمایید که مسافتی را به شکل تراورس با کرول طی کنید توجه داشته باشید باید از شکست طناب داخل فک کرول جلوگیری بعمل آورید. برای این منظور: با قرار دادن یک پا در زیر کرول و روی طناب می توانیم این مشکل را حل کنیم.
5) در تمامی اتصالات از کارابینهای پیچ دار استفاده گردد.
6) قطر طناب مجاز l 13-8 mm
 

 

 

صعود میمونی توسط 2 عدد یومار :


بعد از پوشیدن صندلی و آماده کردن خود جهت صعود ابتدا توسط تسمه یا طناب
l5mm گره پارکابی زده می شود و تسمه یومار توسط یک اسلینگ به پارکابی متصل می شود و همین طور یومار دوم جهت پای چپ اندازه گیری می شود. توجه داشته باشیم که حتما از 2 لنگه یومار راست و چپ استفاده شود وزن تقریبی این یومارها حدود l200g می باشد قطر و نوع طناب مجاز جهت صعود طبق استاندارد l 13-8 mmمی باشد و حتما باید در صعود از طناب استاتیک استفاده کرد .
نکته مهم اینکه همیشه طناب کاملا بر شیار دهانه یومار قرار گیرد. از شکست طناب در دهانه فک خاردار یومار جلوگیری به عمل آید و از دستکاری یومار در حین صعود جدا پرهیز شود.
به طور کلی عملیات صعود به شکل میمون توسط یومار بر اساس یک سری توالی و ترتیب اعمال وزن بدن در هر لحظه بر روی یک لنگه از یومار قرار دارد که ممکن است دو حالت وجود داشته باشد یا بر روی یومار دست راست باشد یا چپ که در این حالت دست دیگر که آزاد می باشد یومار را با جمع کردن پا بالا می برد و د ر حالتی که وزن صعود کنند بر یومار پای راست منتقل می شود در این حالت وزن آن از روی یومار پای چپ آزاد می شود و با دست آزاد یومار را به سمت بالا می دهد و این تا انتهای طول طناب ادامه خواهد داشت مانند شکل.
 

 

صعود میمونی با گره پروسیک یا مشار :


1. به وسیله دو رشته طنابچه 5 میلی متری، 2 عدد بلوک درست کنید که طول آنها به ترتیب حدود 60 و 150 سانتی متر باشد.
2. به وسیله بلوک اول ( بلوک 60 سانتی متری) گره پروسیکی روی طناب صعود سوار کنید و حلقه آنرا داخل کارابین پیچ دار صندلی خود بیاندازید. (نیازی به سینه صندلی نیست).
3. به وسیله بلوک دوم (بلوک 150 سانتی متری) گره پروسیکی زیر گره اول سوار کرده، انتهای آن را گره پا رکاب زده و یک یا هر دو پای خود را داخل گره قرار دهید. روی پاهایتان بلند شوید.
4. گره پروسیک بلوک کوتاه را شل کرده و تا جایی که امکان دارد بالا بکشید.
5. روی صندلی خود بنشینید (وزن را روی صندلی بیاندازید).
6. گره پروسیک بلوک بلند را شل کنید، آن را تا جایی که امکان دارد بالا ببرید و دوباره روی پاهایتان بلند شوید.
7. با تکرار حرکات 5 تا 7 به صعود ادامه دهید.

 

 

 

 

<< روز دوم

 

 

 

 

 

 

Bottom of Form

 


comment نظرات ()
غار نوردی
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Top of Form

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روز دوم


کارگاه


تعریف کارگاه:


به مطمئن ترین نقطۀ اتکاء که بیشترین قابلیت تحمل فشار و ضربه را دارد، کارگاه گویند. در ایجاد یک کارگاه باید به این مورد توجه نمود که کارگاه تا حد امکان در جهت و راستا نیروی وارده قرار گیرد.
و فاصله ابزار تشکیل دهنده کارگاه نسبت به هم باید طوری باشد که هر چقدر زاویه مرکز ثقل بلوک کارگاه بالاتر از 90 درجه باشد ، حداکثر فشار و نیرو به ابزارهای دو طرف وارد می شود. ولی برعکس هر چقدر زاویه مرکزی بین دو بازوی مقاوم بلوک کارگاه کوچکتر از 60 درجه باشد نیروی وارده به ابزار کمتر می باشد. تا جایی که در یک زاویه 120 معدل 100% فشار به کارگاه منتقل می شود. و خطر کنده شدن وجود دارد.
و در یک کارگاه با زاویه 30 درجه معادل 50% نیرو به دو طرف بازوها وارد می شود.
 

 

نکته : در کلاس کارگاه فقط توسط مربی برپا می شود.


انواع کارگاه از لحاظ ساختار :


طبیعی
مصنوعی
مرکب

کارگاه طبیعی :


کارگاهی است که با استفاده از عوارض طبیعی محل فعالیت، برپا می شود. در این کارگاه بسته به نوع مسیر و جهت صعود، از طناب ها یا تسمه های مختلف استفاده می گردد.
در استفاده از کارگاه طبیعی، جهت صعود را در نظر بگیرید. زیرا اکثر کارگاه های طبیعی به خصوص آن هایی که با بستن تسمه یا طنابچه به دور منقار سنگی به وجود می آیند، یک طرفه هستند.

کارگاه مصنوعی :


کارگاهی است که با قرار دادن میخ و یا ابزار دیگر در شکاف سنگ ها ایجاد می گردد. این کارگاه ازلحاظ نقطه اتکا دارای دو نوع اساسی است.


کارگاه با دو نقطه اتکاء
کارگاه با سه نقطه اتکاء

 

توجه :


هر کارگاه مصنوعی حداقل باید دارای دو نقطۀ اتکاء باشد تا در صورت در رفتن و یا شکستن یکی از نقطه ها کل کارگاه حمایت از بین نرود.

 

 

کارگاه مصنوعی با دو نقطه اتکاء

 

 

در کارگاه باید از کارابین پیچدار استفاده شود.

 

 

کارگاه مصنوعی با سه نقطه اتکاء :

 

 

اتصال صحیح کارابین ها در کارگاه ها :

 

 

کارگاه مرکب (ترکیبی) :


کارگاهی است که با استفاده از عوارض طبیعی و ابزار مصنوعی توأمان برقرار می شود.


کارگاه ها از نظر حالت استقرار در آن به سه دسته تقسیم می شوند:


1. کارگاه راحت: کارگاه بر روی یک سکوی تعبیه شده و حمایت چی می تواند براحتی در آن نشسته یا بایستد.
2. کارگاه نیم راحت: حمایت چی می تواند یک پا یا بخشی از بدن خود را به اطراف کارگاه تکیه بدهد.
3. کارگاه معلق: حمایت چی کاملا در هوا معلق است یا تمام وزن او بر روی کارگاه منتقل شده و جا پایی ندارد.
 

نکته :
برای اتصال طناب به کارگاه حتما از کارابین پیچ و یا دو کارابین ساده با جهت دهانه بر عکس استفاده نمائید.

 

 

کارگاه ها بنا به حالت بکار گیری و نوع تقسیم بر روی نقطه ثقل آن ها نیز به دو دسته دینامیک و استاتیک تقسیم می شوند.

 

کارگاه دینامیک دارای نقطه ثقل متحرک است.

 

 

کارگاه استاتیک دارای نقطه ثقل ثابت است.

 

 

فرود در غار


قرقره های Stop :


مورد استفاده ترین قرقره برای فرود می باشد. دارای سیستم ترمز اتوماتیک می باشد که به شکل یک دسته کوچک در قسمت پایین خود نصب می باشد. به محض سقوط ناگهانی بطور خودکار طناب قفل می شود و مانع از ادامه سقوط می گردد.


تذکر :


در هنگام قفل شدن قرقره لازم است حتماً گره قفل٬ نیز بر روی طناب فرود اضافه شود جهت بالا بردن ایمنی بیشتر. (رجوع به شکلها)
با توجه به اینکه فنون غارنوردی نیاز به تجربه و کار عملی دارد، لازم است کلیه تکنیکها بطور عملی تجربه گردند. بنابراین نحوه کار با قرقره فرود را بطور اختصار توضیح می دهیم (رجوع به شکلها).
A) ابتدا پلاک متحرک قرقره را بطوری که ضامن ترمز در سمت چپ قرار دارد را با چرخش در جهت عقربه های ساعت باز می کنیم و طناب را از زیر قرقره پایینی عبور می دهیم و بین دو قرقره می بریم و از بالای قرقره عبور می دهیم و ادامه طناب را به طرف خودمان می کشیم.
B) پلاک رویی را در جهت عکس عقربه های ساعت می چرخانیم تا اینکه زبانه متحرک زیر پلاک از کارابین عبور کند و قفل گردد.
C) استیل فرود را گرفته و توسط دست راست ادامه خروجی طناب را گرفته و در پایین بدن نگه می داریم و اجازه می دهیم طناب از بین دست ما سر بخورد. با دست چپ بطوری که شست دست چپ روی پلاک قرار دارد و دسته ترمز در کف دست می باشد، آنرا همیشه در حالت انقباض یا فشار نگه می داریم، و بقیه انگشتان در زیر قرقره پایینی جمع می گردد.

توجه : مهم! خطر


در هنگام بروز حادثه و یا سقوط ناگهانی لازم است هر دو دست رها گردند. در صورتی که دست راست از روی طناب جدا شد و دست چپ همچنان بر روی ترمز بماند حالت فرود حفظ می گردد و شخص به سقوط ادامه می دهد.
در تمامی اتصالات بایستی از کارابین های پیچ دار و بهتر است از نوع متقارن استفاده نمایید.

توجه مهم :


به هیچ عنوان جهت اتصال قرقره به صندلی از سوراخ سمت راست و زیر قرقره استفاده ننمایید. این سوراخ جهت نصب کارابینی می باشد که در مواقع لزوم با اتصال آن از عمل کردن سیستم ترمز خودکار جلوگیری می گردد.
D) ایجاد اصطکاک :
در زمانی که نیاز باشد که با سرعت کمتری فرود برویم لازم است توسط اضافه کردن یک کارابین به کارابین مشترک صندلی و قرقره و عبور طناب از آن جهت پیدا کردن طناب سرعت فرود را کم می نماییم، و با این کار اصطکاک بیشتری در طناب ایجاد می کنیم.

 

 


نکته:


هنگام فرود از قرقره های فرود ضامن دار استفاده شود. در غیر این صورت حتما حمایت از بالا انجام شود.

 

ترمز موقت:


در زمان فرود به وسیله قرقره فرود (
STOP) لازم است در مواقع لزوم بر روی طناب فیکس شویم و یا در اصطلاح بنشینیم و دستهایمان آزاد باشد. جهت این کارادامه طناب دست راست را از زیر ضامن (دسته) ترمز عبور می دهیم و به پشت قرقره بالایی (ثابت) می اندازیم به نحوی که طناب ما بین طناب باردار که از بالا آمده و قرقره لاخ شود.

 


ترمز دائم :


یکی دیگر از روشهای ترمز:


در مواقعی که لازم است عملیات فرود را برای مدت بیشتری متوقف نماییم از این روش استفاده می گردد.


1- ابتدا ادامه طناب فرود را به شکل دولا حلقه کرده و از داخل کارابین اتصال به Stop عبور می دهیم.
2- سپس حلقه مذکور را به دور بدنه اصلی Stop می اندازیم.
3- ادامه طناب فرود را می کشیم به نحوی که کاملاً طناب در بین قرقره و طناب بالایی لاخ گردد.

 



بازبینی:


1- به خوردگی قطعات توجه گردد، به خصوص به غلتکها (قرقره ها)
2- قطعات را هر چند وقت یکبار آچار کشی و روغن کاری نمایید. (روغن چرخ در حد 2 تا 3 قطره)
3- قطر طناب جهت فرود و کار با قرقره ی فرود mm11-9
4- قطعات قرقره را از وجود گل و رسوبات در حین و بعد از برنامه کاملاً پاکسازی نمایید.


توصیه های مهم :


در هنگام عملیات فرود جهت تسهیل در امر طناب ریزی داخل مسیر فرود، می توانید:

·      ساکها را به وضع قائم منظم کرد یعنی طنابها و نردبانها را باید در بالا قرار داد که در اطراف چاهها باز شوند.

·      لوازمی که برای نخستین چاه مورد نیاز است باید در بالا و روی سایر لوازم گذاشت قرار دادن لوازم دیگر را نیز به همین ترتیب در نظر گرفت.

·      ساکها را بر حسب نیاز نمره گذاری کرد.

·      لوازمی که جهت تثبیت (کارگاه) بکار می روند باید در دسترس باشد. مانند: رولها و چکش و . . .

·      ساکها را نباید زیاد سنگین نمود.

·      در صورت نیاز می توان از بالا عمل حمایت را در فرود انجام داد.

·      از تماس زیاد با جداره های چاه و تکیه دادن پاها هنگام فرود اجتناب نمایید.

·      دست را خیلی نزدیک قرقره فرود نگاه ندارید و سرعت نگیرید.

·      طنابها را به قسمی می توانید در داخل مسیر فرود بریزید که بطور منظم داخل ساک جمع شده باشد، طناب را از داخل حلقه فرود کارگاه عبور می دهیم و سپس به انتهای مسیر می ریزیم. این کار بدین منظور است که نخست: از پراکندگی طناب در زیر پا جلوگیری می شود. دوم: از گل آلودی و خیس شدن طناب در صورت امکان جلوگیری به عمل می آید.

توجه :


جهت تسهیل در فرود و برای جلوگیری از صدمه دیدن و گره خوردن طناب را داخل ساک غارنوردی حلقه نماییم بطوری که نخست: انتهای طناب حتماً باید یک گره هشت زده شود. سپس ساک را توسط یک اسلینگ بلند به کارابین قرقره متصل می نماییم، به هر متراژ که فرود رویم طناب مصرفی از ساک خارج می شود.


نکته :


لازم است در محل سایش و یا برخورد طناب با لبه های سنگ با قرار دادن ساک زیر طناب و یا یک تکه لباس از استهلاک و خطر پارگی طناب جلوگیری بعمل می آید.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Bottom of Form

 


comment نظرات ()
مجموعه غارهای داش کسن
نویسنده : رضا حسینی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥

مجموعه غارهای داش کسن

این مجموعه در 10 کیلومتری جنوب شرقی سلطانیه ، در نزدیکی روستای ویر ، از توابع همین بخش قرار گرفته است. این مجموعه در محوطه ای به شکل مستطیلی ناقص ، به طول 400 متر و عرض 50 تا 300 متر ، دیده میشود.

در درون این مجموعه ، سه غار نسبتا" عمیق در دل کوه کنده شده است که کنده کاری های زیبایی دارند. از نقش های این کنده کاریها ، میتوان به دوتصویر اژدها که در مقابل یکدیگر به شکل قرینه حک شده اند و طول هریک 5/3 متر است ، اشاره کرد . در طرفین این نقشها ، محراب های زیبای نقش داری با طرح های اسلیمی ، گل و بوته و مقرنس های سنگی کنده کاری شده اند . مجموعه آثار کنده کاری این محل ، یادگار هنرمندان چینی است که به فرمان اولجایتو از چین فرا خوانده شده بودند.

بر اساس فرضیه ای ، غارهای " داش کسن " در دو دوره تاریخی جدا از هم مورد استفاده قرار گرفته است. در دوره نخستین ، این غار نیایشگاه آئین مهرپرستی در عهد ساسانی بوده است ، اما از این دوره آثاری بجای نمانده است . دوره دوم که نقش های اژدها ، برگ مو ، پیچک و طرحهای اسلیمی ، یادگار آن دوره است ، به دوران فرمانروایی ایلخانان تعلق دارد. سنگهای سبز بکار گرفته شده در حصار ارگ سلطانیه ، مطمئنا" از محل تاریخی داش کسن (سنگ بر) بریده شده است.در نتیجه برش و انتقال سنگ ، فضای لازم جهت کنده کاری و دخمه سازی در این محل فراهم شده و این مکان با اندکی تغییرات به آرامگاه تبدیل شده است . بنابراین ، محوطه تاریخی داش کسن را می توان در ردیف آرامگاه های دوره ایلخانی نیز طبقه بندی کرد.

معبد صخره‌ای داش کسن که به معنای سنگ تراشیده یا بریده سنگ می‌باشد در جنوب شرقی روستای ویر در سینه‌کش ارتفاعات محلی سلطانیه قرار دارد ، در این معبد علاوه بر استفاده از فن‌آوری پیشرفته زمان که پیامد رشد و تکامل فن سنگ‌تراشی با ابزار فلزی است ، انتخاب مناسب‌ترین نقطه نسبت به نقاط همجوار نمودار توجه و آشنایی کامل سازندگان آن با دانش زمین‌شناسی و معدن‌شناسی است .

به نظر می‌آید هنرمندان خلاق معبد صخره‌ای در خلق حجاریها و کنده‌کاریهای زیبا که در غرب و شرق این نیایشگاه گسترده شده علاوه بر مهارت در تکنیک سنگ‌تراشی از پاره‌ای اصول پیکرتراشی نیز الهام گرفته‌اند .

ظهور و پیدایش این معبد صخره‌ای را می‌توان با توجه به شکل معماری ( چلیپائی ) آن و وجود فضاهایی مانند مهرابه‌های مهرپرستان به سده‌های اول و دوم میلادی بازگرداند و از سوی دیگر نحوه پرداخت نقوش آن متأثر است از اوضاع اجتماعی ایران قرن هشتم هـ . ق . نقوش حجاری شده اژدها ، طرحهای گیاهی ، ردیفی از بن نگاره‌ها بر روی گلدانهایی در دو سوی طاق هلالی که در دهه‌ها و سده‌های بعد ، این شیوه تزئینی را بر گرداگرد ایوانهای مساجد می‌بینیم ، همراه با محرابیهایی با تزئینات مقرنسی ، آمیزه‌ای از هنر ایران و چین را با مفهوم و محتوایی دیگر بوجود آورده . اژدهای نقش شده بر پیکره صخره‌ای داش کسن که در هنر و اندیشه ایرانی مظهر ظلم ، ستم و پلیدی است با نفوذ قوم فاتح همچون محافظ همیشه بیدار که نشان از ارزانی ، خیر ، برکت ، دولت و سلطنت دارد در هنر ایران جای می‌گیرد .

 

منبع: تبیان زنجان

 


comment نظرات ()
← صفحه بعد